تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۲۷۸۴
توازن قدرت در جهان در حال دگرگون شدن است

جنگ‌های جدید، انگیزه‌های قدیمی

نیلوفر قدیری اشاره: منابع نفتی و گازی جهان روز به روز نایاب‌تر و گران‌تر می‌شوند. تلاش برای دستیابی به منابع باقی مانده نفت و گاز جهان ائتلاف‌های جدیدی ایجاد می‌کند و به همراه خود خطرات فراوانی هم دارد. چین برای سیر کردن اشتهای سیری‌ناپذیرش به انرژی، با چنان شتابی حرکت می‌کند که احتمال رویارویی‌اش با آمریکا بر سر تصاحب منابع خاورمیانه و آفریقا اکنون بیش از هر زمان دیگری شده است.

«ابیوکو» روستایی واقع در نیجریه در غرب آفریقاست. در نگاه اول چنین به نظر می‌رسد که اینجا پایان دنیاست. در نگاه دوم اوضاع از این هم وخیم تر به نظر می‌رسد. خانه‌های چوبی درهم شکسته، کودکان بی‌لباس و پابرهنه و زنانی که از مرداب گل آلود آب برمی‌دارند. سوپ استخوان‌های ماهی بهترین غذایی است که می‌تواند برسفره خانواده‌های این منطقه باشد. بوی «گوگرد» هوای این روستا را پر کرده است.
همه دنیا بر سر تصاحب این تکه از زمین با هم جنگ دارند. در ماههای اخیر صدها نفر در این منطقه و در دلتای نیجر کشته شده‌اند. شورشی‌ها با نیروهای دولتی می‌جنگند و خواستار خودمختاری این منطقه هستند. آنها درخواست میلیاردها دلار پول از شرکت نفتی هلندی انگلیس شل کرده‌اند و برای تحقق درخواستشان ضرب‌الاجل صادر کرده‌اند. شورشی‌ها با آتش زدن لوله‌های نفتی ستون‌هایی از دود به راه می‌اندازند، آسمان را سیاه می‌کنند. همه این جنگ و درگیری‌ها بر سر نفتی است که در زیرزمین نهفته است. شورشی‌ها ادعا می‌کنند که نگران وضعیت معیشت ساکنان روستاهایی چون ابیوکو هستند. همین ادعا را شرکت شل و دولت نیجریه هم دارد. مقامات شرکت شل می‌گویند ۳ درصد از بودجه سالانه‌شان صرف طرح‌های توسعه محلی می‌شود. سیاستمداران نیجریه‌ای هم شانه‌هایشان را بالا می‌اندازند و تاکید می‌کنند که به شدت با استعمار مبارزه می‌کنند. «دیپری آلامیسیگا» استاندار ایالت «بایلسا»ی نیجریه اخیرا به اتهام پولشویی دستگیر شده است. او اکنون تحت محاکمه است و اعتراف نموده که صدها میلیون دلار از درآمدهای نفت را به جیب زده است.
تا وقتی میدان‌های نفتی در آتش جنگ می‌سوزند و کارمندان شرکت شل و شرکت ایتالیایی «آجیپ» به گروگان گرفته می‌شوند و تا وقتی لوله‌های نفتی مورد حمله قرار می‌گیرند، صادرات طلای سیاه از نیجریه و منطقه آفریقایی صحرا که منابع نفتی زیادی دارد، همچنان کاری دشوار خواهد بود. آسیب‌پذیری مناطق نفتی چون نیجریه یکی از دلایل اصلی افزایش چشمگیر قیمت نفت در جهان است.
در سوی دیگر دنیا، یعنی در بلندی‌های قفقاز، در ۷۰ کیلومتری جنوب غرب شهر «ولادیکاوکاس» در اوستیای شمالی روسیه، لوله‌های نفتی خوابیده در زمین یخ زده عامل نزاع و درگیری است. خرابکارها لوله‌های گاز را که به سوی گرجستان می‌رود منفجر می‌کنند. مردم گرجستان که همواره با مشکل انرژی روبه‌رو هستند هر چند وقت یک بار در اثر این خرابکاری‌ها در معرض سرما قرار می‌گیرند. شب‌ها پایتخت هیچ روشنایی ندارد و مردم برای گرم شدن، وسایل منزلشان را آتش می‌زنند. مسکو شورشیان مسلمان را مسئول این حملات می‌داند. اما میخائیل ساکاشویلی، کرملین را به هدایت این بمب‌گذاران متهم می‌کند و می‌گوید که رهبران روسیه به دنبال باج خواهی هستند. ساکاشویلی بر این باور است که ولادیمیر پوتین می‌خواهد به گرجستان که این روزها به غرب نزدیک شده درس خوبی بدهد. همین اتفاق برای اوکراین هم تکرار شد و این کشور را مجبور کرد تا با روسیه به توافق برسد. همین رویارویی بود که پرسش‌های زیادی را درباره امنیت انرژی اتحادیه اروپا و وابستگی آن به منابع انرژی روسیه برانگیخت. مجارستان ۸۵ درصد از گاز طبیعی خود را از روسیه می‌گیرد و آلمان هم برای ۴۰ درصد از منابع انرژی‌اش به مسکو وابسته است. این وابستگی یکی دیگر از دلایل افزایش قیمت نفت و گاز در سال‌های اخیر است.
در گوشه‌ای دیگر از خاورمیانه، پالایشگاه بزرگ «فتح» که در فاصله دو ساعتی شمال غرب بغداد واقع است، یک سر دیگر این نزاع نفتی است.
بعد از ۲۰ حمله بزرگ در سال گذشته، این پالایشگاه که بزرگترین تاسیسات تولید نفت عراق است در ماه دسامبر گذشته به مدت یک ماه تعطیل شد. فقط سه روز بعد از بازگشایی این پالایشگاه در ماه ژانویه مهاجمان به کاروانی از ۶۰ کامیون و نفتکش حمله کردند و با نیروهای امنیتی ساعت‌ها به تبادل آتش پرداختند. شمار حملات به تاسیسات و خطوط نفتی عراق در حال افزایش است.
بلافاصله بعد از تعمیر لوله‌ها، حملات از سرگرفته می‌شوند. حملات فقط متوجه تاسیسات نفتی نیست، بلکه مسئولان نفتی هم مورد سوءقصد قرار می‌گیرند. در ماه ژانویه علی السودانی دبیرکل وزارت نفت عراق ترور شد. کارمندان خارجی شرکت‌های نفتی هم ربوده و کشته می‌شوند.
واشنگتن قصد داشت از طریقی سود صنعت نفت هزینه بازسازی عراق بعد از جنگ را تأمین کند. در حقیقت وزارت نفت یکی از معدود ساختمان‌هایی در بغداد بود که نیروهای آمریکایی بعد از شروع حمله به عراق در آوریل ۲۰۰۳ از آن به شدت نگهبانی و محافظت می‌کردند. آمریکا میلیون‌ها دلار برای آموزش نیروی ویژه حفاظت از نفت صرف کرده است، اما صنعت نفت عراق هنوز نتوانسته از جای خود بلند شود. اگر چه ذخایر نفت عراق چهارمین ذخایر نفتی جهان است اما صادرت نفت این کشور به سختی به سه چهارم ظرفیت پیش از جنگ می‌رسد. این هم یکی دیگر از دلایل افزایش قیمت‌ها در بازار است.
یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار مهم بر بازار نفت، تهران است، بسیاری تهران را برنده اصلی بازی دموکرات کردن خاورمیانه از سوی جورج بوش و تونی بلر می‌دانند.
چین و هند بدون توجه به حرف و حدیث‌های پیرامون برنامه هسته‌ای ایران به شدت به دنبال عقد قراردادهای نفتی و گازی با ایران هستند. پکن اخیراً قراردادی ۷۰ میلیارد دلاری با ایران منعقد کرد. دهلی هم مشغول انجام مذاکراتی با تهران بر سر خط لوله استراتژیک گاز است. هیچ کشوری در دنیا به غیر از روسیه ذخایر گازی به اندازه ایران ندارد. تهران همچنین چهارمین صادرکننده بزرگ نفت دنیاست.
اخبار خوب و اخبار بد
اما این منابع طبیعی که چرخ‌های اقتصاد جهان را به حرکت در می‌آورد، رو به اتمام است. همه کشورهای تولید کننده نفت تقریباً با تمام ظرفیت خود تولید می‌کنند و کاهش تولید یک کشور را دیگران نمی‌توانند جبران کنند. «متیو سیمونز» مشاور سابق کاخ سفید سناریوی هولناک تری را مطرح می‌کند و می‌ گوید یک بشکه نفت ممکن است در سالهای آینده به ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلار برسد. چنین قیمت بالایی می‌تواند خبری بسیار نگران کننده برای اقتصاد جهان باشد.
آیا دنیا باید به وحشت بیفتد؟ این نگرانی در آلمان بسیار فراگیر شده است. امنیت انرژی این کشور نسبت به بسیاری کشورهای دیگر بالاتر است. این اعلان جنگ تاریکی و سرماست.
خبر خوب این است که قدرت نوآوری و اختراع بشر نمی‌گذارد که نفت تنها سوخت مصرفی و در دسترس انسان باشد.
اما خبر بد این است که دوران نفت و گاز طبیعی ارزان بدون شک به سر آمده است. نسل بعد بدون شک ما را به خاطر مصرف سهل‌انگارانه این سوخت سرزنش می‌کند. در بلندمدت حتی اگر منابع تجدیدپذیری چون نیروی خورشیدی و بادی به منابع انرژی اضافه شوند، فقط یک چهارم نیاز انرژی کشورهای صنعتی را برطرف می‌کنند.
گذشته از نبردهای ایدئولوژیک بر سر منابع انرژی، دانشمندان بر این باورند که اوج تولید نفتی طی ۵ تا ۱۰ سال دیگر سر می‌رسد و به رغم پیشرفت‌هایی که در بخش تکنولوژی حفاری و توسعه تولید پدید آمده، تولید نفت تا سال‌های آینده سیر نزولی خواهد یافت. جمعیت جهان سال گذشته ۸۳ میلیون بشکه نفت در روز مصرف کرد. براساس محاسبات آژانس بین‌المللی انرژی، این رقم تا سال ۲۰۱۰ به ۹۰ میلیون بشکه و در سال ۲۰۳۰ به ۱۱۵ میلیون بشکه می‌رسد.
هر چه سوخت بیشتری در موتورها و تأسیسات تولیدی یک کشور بسوزد، روند توسعه آن کشور پر شتاب‌تر می‌شود.
کارشناسان انرژی آمریکا می‌گویند، عرصه جدیدی از درگیری‌های جهانی در حال ظهور است و نقشه‌ای را شکل می‌ دهد که محور آن کمبود منابع انرژی است. این روزها یادآور خاطرات دردناک سال ۱۹۷۳ است، وقتی کشورهای عربی با کمک اوپک انتقال انرژی را محدود کردند و قیمت‌ها را پنج برابر بالا بردند.
منابع جهانی
همه کشورهای جهان اکنون دریافته‌اند که نفت و گاز اهمیت استراتژیک زیادی دارند و انگیزه درگیری‌ها و نبردهای بعدی هستند. حتی سیاستمداران غربی که معمولاً خود را مدافع حقوق بشر و قهرمان آزادی‌های دموکراتیک جا می‌زنند، وقتی پای نفت به میان می‌آید چندان درباره طرف معامله شان دغدغه نشان نمی‌دهند. اکتشافات نفت و گاز توجه جهان را به مراکز نفتی جدیدی چون غرب آفریقا، سودان، ونزوئلا یا دریای خزر معطوف می‌کند و حتی شخصیت‌های سیاسی این کشورها را در کانون توجه قرار می‌دهد.
الهام علی اف ۴۴ ساله رهبر آذربایجان را در نظر بگیرید. در حکومت او تظاهرات مردمی ‌به شدت سرکوب می‌شود. اما کشوری که او حکومت آن را به عهده دارد دارای یکی از بیشترین ذخایر نفتی و گازی جهان است و گرانترین خط لوله نفت وگاز جهان که ساخت آن 6/3 میلیارد دلار هزینه داشت از این کشور شروع می‌شود.
این خط لوله از آذربایجان به گرجستان و از آن به بندر جیحان ترکیه می‌رود. این خط لوله بخشی از استراتژی آمریکا برای منطقه است. سفر مراد نیازاف ۶۵ ساله حاکم ترکمنستان هم که حکومت چندان دموکراتیکی ندارد، به خاطر منابع انرژی سرشارش مورد حمایت و توجه آمریکایی‌ها و اروپایی‌هاست.
اشتهای سیری‌ناپذیر پکن
در این میان چین بی ‌قفه به دنبال منابع انرژی در هر گوشه‌ای از جهان است.
در این رقابت چین جلوتر از آمریکاست چون موانع ایدئولوژیک و استراتژیک خود خواسته و یا اجتناب‌ناپذیری ندارد. چین تا اوایل دهه ۱۹۹۰ از نظر نیازهای انرژی خودکفا بود. اما اصلاحات دنگ شیائوپنگ که درهای اقتصاد را به سوی بخش خصوصی گشود، باعث توسعه اقتصادی شد.
تعداد بی‌شمار خودروها، دستگاههای تهویه هوا و تأسیسات کارخانه‌ای، اژدهای چین را به موجودی تشنه و سیری‌ناپذیر برای منابع انرژی تبدیل کرد.
با این حال شهروندان چینی به اندازه آمریکایی‌ها بی محابا انرژی مصرف نمی‌کنند که اگر چنین شود، مصرف انرژی چین ۱۳ برابر آمریکا خواهد شد. در این شرایط چین در ۲۴ ساعت بیش از ۹۰ میلیون بشکه نفت نیاز خواهد داشت که این مقدار از میزان تولید کنونی جهانی نفت در روز بیشتر است.
چین در این تلاش بی امان برای دستیابی به انرژی هیچ مانعی نمی‌بیند و گاه آشکارا رودرروی آمریکا و ژاپن قرار می‌گیرد.
ذخایر گازی در دریای ژاپن که مورد ادعای دو کشور چین و ژاپن است یکی از دلایل اصلی درگیری‌های میان این دو کشور است. دولت ژاپن اخیراً استراتژی امنیتی خود را با این فرضیه مورد بازبینی قرار داده که درگیری‌ها با چین بر سر منابع انرژی ممکن است به جنگ منجر شود.
رهبران روسیه بعد از مدت‌ها تاخیر سرانجام قراردادی را با توکیو برای ساخت یک خط لوله ۳۸۰۰ کیلومتری از آنکارسک در جنوب دریاچه بایکال به بندر «ناخودکا» امضا کردند. بندر ناخودکا همان جایی است که نفت را به راحتی می‌توان از آن به ساحل ژاپن منتقل کرد. چینی‌ها طرح جایگزین را پیشنهاد داده بودند که نفت را از سیبری به شهر داچینگ مرکز صنعت نفت چین منتقل کند.
سیاست‌ها و اقدامات چین در قبال هند به اندازه سیاست‌هایش در برابر آمریکا و ژاپن خصمانه و تند نیست. در ظاهر دو طرف فقط از منافع مشترک و احترام به منافع یکدیگر سخن می‌گویند، اما در عمل هیچ منافع مشترکی وجود ندارد. هند و چین در آفریقا رقابت تنگاتنگی دارند و از سوی دیگر چینی‌ها در خود هند هم وارد عمل شده‌اند و در حال خریداری شرکت‌ها تجاری و انرژی هستند.
کاپیتالیسم دولتی به پکن امکان پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی خود را می‌دهد. طبق دستورالعملی که وزارت تجارت چین صادر کرده، ۷۰ کشور و منطقه به عنوان عرصه فعالیت اقتصادی چین نام برده شده‌اند.
شرکت‌هایی که در خارج از چین سرمایه‌گذاری می‌کنند و یا شرکت‌های خارجی را می‌خرند، از کمک مالی بانک‌های دولتی، چین هم برخوردارند، اما در درازمدت دموکراسی هند می‌تواند امتیازدهی برای این کشور در رقابت با چین باشد. امنیت حقوقی و قانونی برای سرمایه‌گذاران یکی از این امتیازات است.
انقلاب در ماهیت سیاست‌های هند در شیوه نزدیکی این کشور با آمریکا کاملاً آشکار است. آمریکا با امضای توافقی با هند موافقت کرده است تا به روزترین تکنولوژی هسته‌ای را در اختیار این کشور بگذارد.
هند باید ۷۰ درصد مصرف نفت خود و ۵۰ درصد نیاز گازی‌اش را از طریق واردات برطرف کند. این کشور با رشد ۵/۷ درصدی سیر صعودی و رونق اقتصادی را طی می‌کند.
زنگ هوشیاری برای آمریکا
آیا آمریکا مستقیماً در این عرصه رقابت میان هند و چین وارد می‌شود؟ آیا واشنگتن به ژاپن در دسترسی به منابع جدید انرژی کمک می‌کند؟ همه نگاه‌ها اکنون، سیاست و شیوه اقدام آمریکا معطوف شده است، به کشوری که بعد از سال‌ها مصرف بی‌رویه انرژی اکنون تازه در حال هوشیار شدن است.
دولت بوش در اقدامی ‌که تا چند سال پیش غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، در ماه‌های اخیر بارها به شهروندان آمریکا برای صرفه‌جوی در مصرف نفت توصیه کرده است. شرکت نفتی شورون آگهی تبلیغاتی منتشر کرده که در آن به مصرف‌کنندگان ارزش و اهمیت طلای سیاه را یادآوری کرده است.
وقتی بوش در سال ۲۰۰۱ روی کارآمد دولت او نیازی به یادآوری اهمیت نفت به مردم نداشت. در ماه مه سال، ۲۰۰۱ سندی مربوط به استراتژی بخش انرژی توسط دولت بوش تهیه و منتشر شد که در آن تصویری از وضعیت جهانی انرژی ترسیم شده و هشدار داده شده بود که تهدیدی جدی برای دورنمای انرژی آمریکا وجود دارد.
در این سند چنین نتیجه‌گیری شده بود که امنیت انرژی باید در اولویت اول سیاست خارجی آمریکا باشد. مدت کوتاهی بعد از انتشار این سند، دیک چنی، معاون بوش همین پیام را به لفظی دقیق‌تر گفت و هشدار داد که صدام حسین در حال گسترش سلطه خود در منطقه خلیج فارس است و ممکن است در تلاش برای تسلط بر منابع انرژی جهان پیروز شود.
مدت کوتاهی قبل از حمله آمریکا به عراق، یکی از مشاوران اقتصادی بوش در مصاحبه‌ای گفته بود، موضوع اصلی نفت است و تغییر رژیم در عراق افزایش منابع نفتی جهان را تسهیل می‌کند. این حمله ممکن است انگیزه‌های دیگری هم داشته باشد، اما مهمترین آن تضمین کنترل منابع نفتی منطقه بود.
اکنون هوگو چاوز در ونزوئلا در همسایگی آمریکا، جایی که همواره حیاط خلوت واشنگتن بوده اکنون مشکل دیگری از نظر انرژی برای واشنگتن و دولت بوش پدید آورده است. آمریکا از واردکنندگان عمده نفت ونزوئلا است. این وابستگی روز به روز بیشتر هم می‌شود. چاوز در واقع آغازکننده موج جدید چپ در آمریکای لاتین است که هدف آن به باد دادن منافع آمریکاست. دولت‌های طرفدار آمریکا در برزیل، آرژانتین و اروگوئه دو تا سه سال پیش سرنگون شدند.
سقوط و ظهور دولت‌ها در کشورهای مختلف توازن قدرت در جهان را در سال‌های آینده بر هم می‌زند. آمریکا بدون شک برنده این تحولات نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات