چالش حزبالله و خاورمیانه جدید
آمریکاییها میخواستند اسراییل را با جنگی که علیه حزبالله راه انداخت تقویت کرده و با استفاده از این جنگ خاورمیانه جدید خود بسازند و یا بتوانند حرکت جدیدی در طرح خاورمیانه بزرگ به وجود آورند که البته الان نه تنها این طرح شکست خورده بلکه خاورمیانه جمهوریاسلامی ایران جدیدی در حال شکلگیری که درست مخالف جهتی است که آمریکاییان برنامهریزی کرده بودند. آمریکا در حال حاضر در لبنان موضوع پدافندی دارد یعنی پیروزی نظامی حزبالله و ادامه پیروزیهای نظامی منجر به موفقیتها سیاسی هم برای حزبالله شده است که موجب نگرانی آمریکاییهاست و این نگرانی زمانی تشدید میشود که حاکمیت سیاسی حزبالله با پیروزی احتمالی در انتخابات لبنان بیشتر شده و شرایط ویژهای علیه مواضع اسرایی بوجود آید.
چالش کره شمالی، لبنان و ایران
قطعنامه که علیه کره شمالی صادر شد سیاستمداران آمریکایی را بر آن داشت تا این قطعنامه را به عنوان ابزاری در جهت فشار به ایران آورده و از آن استفاده بهینه در راستای اهداف خود را ببرند. مساله اصلی آمریکا در خاورمیانه پرونده هستهای ایران، چالشهای عراق و مسایل لبنان، فلسطین و اسراییل است که در همین سه مورد تنها راه حل باقی مانده کنار آمدن و یا ایران و یا حال مساله ایران به روشی خاص است، چرا که اعترافات آنها نشان میدهد برای حل این بحرانها به ایران نیاز دارند، آمریکاییها درلبنان هم بر این اعتقادند که نقش ایران میتواند در تشکیل دولتی هم سو با خواستهای آنها موثر باشد و این در حالی است که ایران هیچ نقشی در تمامی این موارد نداشته و ندارد تنها بر حضور مردم و حکومتی بر پایه خواست مردم این کشورها تاکید دارد.
چالش پرونده هستهای ایران
در مورد پرونده هستهای ایران، سه سال است که آمریکاییها در حال ایجاد فشاری مستمر به روی ایران هستند که نتیجه مطلوبی در این راستا بدست نیاوردهاند لذا آنها در شرایطی هستند که سعی دارن مسیر شورای امنیت مسیر را به سمت تحریم پیش ببرند تا از این طریق به تعلیق برسند، پس با یک برنامه مثلثی که یک ضله آن مذاکرات 1+5 ضلع دیگر ارجاع پرونده به شورای امنیتی، دیگری فشار و تهدید نظامی است، هدف خود را محقق کنند و در زمانهای مختلف فشار از طرف یکی این اضلاع را بیشتر کرده و از آن طریق اضلاع دیگر را جلو ببرند تا به هدف خود برسند. برگزاری مانور اخیر آمریکا هم ترکیب تهدید نظامی با بحث شورای امنیت محسوب میشود تا نتیجه مذاکرات به سمت دلخواه آنها سوق داده شود. در این شرایط مدیریت بحران به دلیل اینکه چالش بزرگی در میان است بایستی دقت زیادی در نحوه تصمیمگیر داشته باشد تا توانمندی کشور در عرصه سیاست خارجی برای همگان آشکار شود و شرایط را به سمت منافع کشور حرکت دهد و قدرت واقعی ایران در منطقه را نشان دهد.
احتمال حمله نظامی منتفی است
البته لازم به ذکر است که احتمال به کارگیری گزینه حمله به ایران از طرف آمریکا بعید به نظر میرسد و رزمایش خلیج فارس هم تنها به نوعی قدرت نمایی و ترغیب ایران به پذیرش تعلیق بوده و رزمایش موشکی ایران هم نوعی تمرین دفاعی و تقویت توان بازدارندگی کشور محسوب میشود و راهحل اصلی حل بحران نهایتا همان گزینه اصلی مذاکره است. آنچه مسلم است ایران نسبت به کشورهای همسایه و دوست هیچ احساس تهدید نداشته آنها را به عنوان همسایگان صمیمی خود میداند و هم چون گذشته تقویت مناسبات و روابط سیاسی اقتصادی با همسایگان را خواهان است.
اساسا ایران همیشه خواستار صلح و دوستی با همه کشورها به ویژه همسایگانش بوده و این موضوع هم همواره به کشورهای پیرامون ایران تفهیم شده است. دکترین دفاعی کشور براساس فقه اسلامی تعریف شده است و جمهوری اسلامی ایران هم همواره در همین راستا گام برداشته و فقط جنبه تدافعی را در خصوص تهدیدات و تعرضات به کشور دنبال نموده است اگر چه آمریکا توان حمله نظامی به ایران را از نظر سختافزاری مثل هواپیما، ناو، موشک و امکانات مختلف دارد لیکن در حال حاضر شرایط برای جنگ با ایران برای آنها فراهم نیست. الان در آمریکا، انگلیس و سایر متحدان آنها در جنگ دلایل شروع جنگ با عراق برای مردم و حتی بسیاری از دولتمردان این کشورها روشن نیست و چالشهای مختلفی در مساله عراق هنوز حل نشده باقی مانده است و لذا با وجود اطلاع طراحان و تئوریسینهای آمریکایی از موقعیت ایران به لحاظ ژئوپولیتیک و اراده مردمی و توانمندیهای بالقوه ایران در دستیابی به علوم و فنون پیشرفته روز و تفکر استعمار و استبداد ستیزی و عدم ترس از جنگ در وجود آحاد ملت ایران، امکان جنگ با ایران را منتفی و غیر متحمل و یا حداقل در شرایط فعلی غیر ممکن می سازد.
منافع آمریکا به خطر میافتد
امکان حمایت گسترده بسیاری کشورها حتی متحدان آمریکا ضعیف به نظر میرسد و عمده آنها مذاکره راهحل سیاسی و دیپلماسی را با توسل به زور ارجح میدانند. از طرفی خلیج فارس تامین کننده حدود 70 در صد نفت جهان است و هرگونه اقدام نظامی تشنج در منطقه بحران در سطح جهانی را به دنبال خواهد داشت که منجر به افزایش سرسام آور بهای نفت و لطمات جبران ناپذیر به اقتصاد بسیاری کشورها و از جمله منافع خود آمریکایی میشود که حتی پیشبینی آن بسیار مشکل خواهد بود.
مذاکره بهترین راه است
سیاست غلط آمریکا و غرب در برخورد با برنامه هستهای ایران و تبعیض بین ایران و سایر کشورهای دارنده فناوری هستهای و نیز علم و آگاهی مخالفان ایران به صلح آمیز بودن اهداف ایران در برنامههای هستهای بر هیچ کس پوشیده نیست؟ عدم عدول از مفاد ان.پی.تی و شرایط آژانس بینالمللی انرژی اتمی که به کرات از سوی مدیر آژانس و کارشناسان و بازرسان آن مطرح شده و به دست نیاوردند هیچ مدرک مستدل دال بر فعالیت هستهای نظامی ایران اثبات صلحآمیز بودن برنامههای هستهای کشورمان اداره را دربردارد که متاسفانه؟؟؟ مورد توجه مخالفان قرار نگرفته است به هر حال به نظر میرسد اگر آمریکا وهم پیمانانش کمی انصاف را در اعمال نظرها و برخوردهای خود قرار دهند و حق کشورها در دستیابی به علوم روز رسیدن به توسعه را برای هم محترم و محفوظ بدارند هیچ تنش و مشکلی به وجود نیامده و این لازمه جهان امروز است. امروز مردم دنیا بر این باورند که جهان تک قطبی هم مثل جهان دو قطبی پیشین عمر طولانی ندارد. گسترش علم و فناوری و تشکیل دهکدهی جهانی و کاهش فاصلهها و نزدیکی اندیشهها همه وهمه بیانگر عزم راسخ جهانی برای یک پارچگی است و تحقق این اتحاد و نزدیکی ممکن نمیشود مگر اینکه مدعایان دموکراسی حقوق بشر و آزادی گفتوگوی تمدنها و اعتقاد به حل و فصل امور با مذاکره را سر لوحه خود قرار داده و موجبات آرامش جوامع بشری را فراهم سازند.