تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۶  ، 
کد خبر : ۴۲۸۱۱

برای رسیدن به اوپک گازی چابک‌تر باشیم


احمد حاتمی یزد/ مدیر موسسه مشاوره استراتژیک خاورمیانه (MES)
سازمان کشورهای صادرکننده نفت ( اوپک ) در عمر چهل و چند سال خود شاهد فراز و نشیب های فراوانی بوده است. در اوج اقتدار، این سازمان به دنبال افزایش قیمت نفت و تامین حقوق عادلانه برای کشورهای صادر کننده بود. در سال 1979 کاهش عمده صادرات نفت ایران که پیش از انفلاب متجاوز از پنج میلیون بشکه در روز بوده موجب گردید که قیمت‌های نفت خاور میانه به رغم بی سابقه چهل و پنج دلار هر بشکه رسید. بلوک غرب به رهبری امریکا برای مقابله با قدرت اوپک دست به دو اقدام سیاسی زد:
اول: با سرمایه‌گذاری در مناطق نفت خیز شمال اروپا و کشورهای تولید کننده غیر عضو اوپک در آسیا و آفریقا وابستگی به نفت اوپک کاهش یافت به نحوی که سهم کشورهای عضو از مجموع مصرف جهانی نفت به حدود چهل درصد تنزل پیدا کرد.
دوم: سرمایه‌گذاری عظیم در تحقیقات در کشف روشهای کاهش مصرف انرژی و ترویج و تبلیغ آن در واحدهای صنعتی، تجاری، کشاورزی و مسکونی موجب گردید که از افزایش مصرف نفت در کشورهای صنعتی به شدت جلوگیری شود به نحوی که میزان کل مصرف همه بخش‌های اقتصاد غرب در 1945 و 1990 تفاوت چندانی نداشت.
با توجه به مراتب فوق، عربستان به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت در جهان، نگران کاهش سهم خود در بازار نفت گردید. آقای ذکی یمانی در سال بیست و چهارم مسئولیتش در وزارت نقت عربستان تغییر استراتژی اوپک را مطرح و باسماجت آن را پیگیری نمود سیاست جدید، افزایش «سهم بازار» اوپک به جای افزایش «قیمت نفت» بود به دنبال خط مشی جدید بازار جهانی نفت شاهد کاهش جدید قیمت‌ها تا حدود شش دلار در هر بشکه بود.
اخیراً پیشنهاد تشکیل سازمانی مشابه اوپک، برای کشورهای صادر کننده گاز، توسط ایران. عنوان یکی از اعضاء موثر اوپک، مطرح گردید. شاید که با استقبال کشورهای صادر کننده گاز، رو برو شود و در مدت کوتاهی، با اتکا به تجربه نیم قرن فعالیت نسبتاً موفق اوپک، از شهرت و موفقیت بالایی برخوردار شود، هدف استراتژیک چنین سازمانی دست یابی به عادلانه گاز در بازار جهانی می‌باشد، افزایش سهم ما بابت گاز در بازار انرژی دنیا با سرعت مناسبی به طور طبیعی به پیش می‌رود چرا که یک انرژی پاک در رقابت با سایر انواع انرژی‌های رو به اتمام فسیلی از مزیت بالایی برخوردار است. موضوع نوشته حاضر بررسی این پیشنهاد در پرتو سه عامل عمده می‌باشد: اول: تاثیر جغرافیای سیاسی کشورهای صادر کننده گاز دوم: محتوا و ماهیت متفاوت قراردادهای گاز ونفت از نظر حقوقی و قیمت گذاری سوم: محدودیت های جدی در حمل و نقل گاز به بازار مصرف، که بررسی هر یک از آنها می‌پردازد.
الف: جغرافیای سیاسی
روسیه، ایران و قطر به ترتیب بیشترین ذخائر زیر زمینی گاز جهان را در اختیار دارند. روسیه 26 درصد ایران و قطر هرکدام 18 درصد و در مجموع حدود 60 درصد ذخائر گازی جهان در قلمرو این سه کشور کشف شده است. قدرت و جمعیت این سه کشور متناسب نیستند یکی در ردیف قدرتهای جهان شناخته می‌شود و دیگری یک قدرت منطقه‌ای است و سومی با جمعیت بسیار اندک برای دفاع از سرزمین و امنیت خویش، اتکا به نیروی نظامی آمریکا را به عنوان استراتژی ملی خود برگزیده است. اوپک گازی یک سازمان اقتصادی عمده جهانی خواهد بود که اهدافش مغایر منافع امریکا و اروپاست. جغرافیا و گرایش‌های متفاوت سیاسی این سه کشور با ماهیت چنین سازمانی سازگار نمی‌باشد وگرنه روسیه به عنوان بزرگ‌ترین تولید کننده نفت جهان می‌بایست سالها پیش به سازمان کشورهای صادر کننده نفت ( اوپک ) می‌پیوست. عضویت قطر نیز بدون رعایت نظر آمریکا قابل تصور نیست.
ب: حمل و نقل گاز
انتقال گاز از طریق خط لوله و حمل LNG با کشتی دو روش معمول برای تحویل گاز صادراتی به خریداران است برای مسافت‌های دورتر از دو هزار و پانصد کیلومتر استفاده از خط لوله گاز، اقتصادی نمی‌باشد و لازم است با کاهش دما گاز تا منهای یکصد و شصت و یک درجه سانتیگراد و تولید. امکان حمل و نقل دریایی آن فراهم شود. طبعاً مفاد قراردادهای فروش از طریق خط لوله و LNG کاملا متفاوت خواهد بود.
نقطه تحویل گازی که از طریق خط لوله تعهد شده است قابل تغییر نمی‌باشد در صورتی که در قراردادهای فروش LNG بندر و ترمینال تحویل گاز، می‌تواند با توافق طرفین تغییر کند و محموله کشتی‌های LNG به سوی بازارهای رقابتی با قیمت‌های بالاتری سوق داده می‌شود، هر چند که این امر هنوز در بازار جهانی چندان مرسوم و معمول نگردیده است.
نفت خام قبل از پالایش و بعد از آن، موضوع معاملات متعدد در بازار تجارت انرژی می‌باشد تک محموله‌های نفت خریداری شده، می‌تواند به صورت spot چندین بار در بازار دست به دست شود.
لکن گاز خریداری شده طبق این قرارداد مجدداً در بازار جهانی مورد معامله قرار نمی‌گیرد. در بازار گاز خرید و فروش spot بندرت انجام می‌شود. معاملات به صورت عمده مستقیماً بین کشورهای تولید کننده و مصرف کننده صورت می‌گیرد در نتیجه قیمت‌ها یکنواخت نبوده و هریک از قراردادها تابع شرایط خاص جغرافیایی دو کشور طرف معامله و وضعیت عرضه و تقاضای انرژی در مقطع تاریخی که قرارداد منعقد گردیده می‌باشد. قیمت گاز معمولاً طبق فرمولی که در یکی از بندهای قراردادآمده تعیین می‌گردد. این بخش از قرارداد هر پنچ سال یک بار مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد. بنابراین تغییر فرمول قیمت گاز در فاصله زمانی بسیار طولانی، عملی است در حالی که فرمول قیمت در تجارت نفت به دلیل حجم عظیم معاملات بورسی هر روز دستخوش تغییرات عمده است.
در چنین شرایطی دفاع از قیمت گاز به صورت جمعه توسط اعضای کشورهای صادر کننده گاز با صعوبت رو به رو خواهد شد. هر تصمیمی که توسط این سازمان گرفته شود در کوتاه مدت قابل اجرا نبوده و تحقق عملی آن احتمالا پنچ سال به طول می‌انجامد، مگر اینکه صادر کننده‌ای بخواهد بر خلاف تعهدات، خود تحت قراردادهای بلند مدت، در اوج سرمای زمستان شیر گاز لوله‌های صادراتی را بسته و مصرف کننده را در شرایط اضطراری قرار دهد.
آن وقت طرفین معامله وارد مذاکرات حادی خواهند شد که نتیجه امر بسته به میزان وابستگی هر یک به دیگری دارد. کشوری مثل ترکمنستان علیرغم داشتن مخازن عمده زیر زمینی تنها یک راه برای صادرات گاز دارد، آن هم خط لوله ای است که از قلمرو روسیه می‌گذرد بنابراین بدون هماهنگی با مسکو هیچ اقدامی برایش متصور نیست.
در برابر اقداماتی از این دست کشورهای مصرف کننده می‌کوشند منابع تامین گاز خود را تنوع بخشند و صرفا به صادرکننده واحد متکی نباشد. به عنوان مثال اسپانیا می‌تواند علاوه بر خرید گاز از طریق خط لوله از الجزایر و لیبی، بخشی دیگر از نیاز خود را از خط لوله شمال اروپا و همچنین از طریق قراردادهای بلند مدت خرید گاز مایع LNG از امریکای لاتین، نیجریه یا الجزایر تامین نماید. گاز مایع به کمک کشتی‌های مخصوص LNG به بنادر اسپانیا وارد می‌شود.
ج: قیمت و قراردادها
نکته مهم و قابل توجه، اختلاف قیمت انرژی حاصل از گاز و نفت است، اگر چه برای تولید برق می‌توان از گاز و یا نفت در نیروگاهها استفاده کرد، اما قیمت تمام شده برق تولیدی بسیار متفاوت خواهد بود.
واحد اندازه‌گیری قیمت در معاملات گاز در واقع واحد انرژی حرارتی است به نامBTU یا واحد حرارتی بریتانیاbritish thermal  unit. از طرفی میزان BTU که از مصرف هر بشکه نفت بدست می‌آید قابل اندازه‌گیری و با واحد مشابه در صنعت گاز قابل مقایسه است. قیمت نفت در بازارهای رقابتی و چند بورس عمده نفت مانند لندن یا نیویورک تعیین می‌شود. در حالی که باستثنای ایالات متحده سایر مناطق جهان فاقد بورس فعال و کارآمد در مبادلات گازی هستند. بازار معاملات گاز به صورت بورسی و رقابتی سازمان دهی نشده است، به همین دلیل قیمت گاز در حال حاضر بسیار پایین تر از قیمت نفت می‌باشد. پیشنهاد تشکیل اوپک گازی برای افزایش قیمت آن تا سطح قیمت نفت و یا بالاتر از آن امیدهایی را به وجود می‌آورد که تحقق آن مستلزم همکاری تنگاتنگ صادرکنندگان عمده گاز است. نروژ و کانادا در حال حاضر رتبه دوم و سوم صادرات گاز جهان را دارند و هریک به دلائلی از این پیشنهاد استقبال نخواهند کرد.
د: صادرات گاز به جای نفت
از نظر ذخائر زیر زمینی گاز، ایران در مرتبه دوم قرار دارد در عین حال از ترکمنستان گاز وارد می‌نماید و به ترکیه و ارمنستان نیز گاز ایران صادر می‌شود. میزان صادرات ایران در مقیاس جهانی بسیار ناچیز و نزدیک به صفر تلقی می‌گردد و در مقایسه با میزان واردات منفی می‌باشد. به عبارت دیگر ایران به صورت ناخالص نه تنها صادر کننده نبود بلکه در عداد کشورهای وارد کننده گاز محسوب می‌شود. چنانچه برنامه‌ریزی مناسبی توسط مسئولان امر صورت پذیرد ایران می‌تواند طی ده سال آینده موقعیت بسیار ویژه‌ای در بازار جهانی صادرات گاز کسب نماید زیرا صدور گاز از طریق خط لوله‌های متعدد غرب کشور به اروپا واز جنوب به هند و پاکستان امکان‌پذیر است، علاوه بر این دسترسی ایران به بازار چین و ژاپن در خاور دور نیز از طریق دریا و صادرات دارای توجیه اقتصادی می‌باشد.
ایران می‌تواند در بازار جهانی گاز نقش عمده‌ای ایفا نماید. کسب سهمی از بازار مصرف آسیا و اروپا و خاور دور و تامین انرژی این کشورها باعث می‌شود توسعه اقتصادی این کشورها به حسن رابطه با ایران منوط و مشروط گردد. وابستگی بیشتر کشورهای صنعتی به منابع انرژی ایران موجب تحکیم امنیت کشور و افزایش قدرت دفاعی ایران خواهد شد. هیچ کشوری با اقدامات خصمانه امریکا که امنیت ایران را به خطر اندازد موافقت نخواهد کرد زیرا چنین اقداماتی توسعه اقتصاد جهانی را در معرض خطر قرار می‌دهد.
با هر گونه تعلل و تردید در این زمینه، ایران فرصتها را از دست می‌دهد و کشور همسایه کوچک مالکیت مخازن پارس جنوبی خود را با ایران شریک می‌داند جایگاه برجسته‌تری پیدا می‌کند. یک موسسه تحقیقاتی امریکایی بررسی‌های دقیقی در مورد روند درآمد صادرات نفت ایران به عمل آورده و پیش‌بینی کرده است که طی ده سال آینده میزان ارز حاصل از صادرات نفت به صفر نزدیک می‌شود.
این سخن چندان پی‌پایه و نسنجیده نیست هر چند که شنیدن آن برای ایرانیان که هفتاد و اندی سال به زندگی در اقتصاد نقشی و تک محصولی عادت کرده‌اند بسیار ثقیل است. رشد بی رویه مصرف بنزین و سایر فرآورده‌های فنی در ایران لاجرم حجم نفت باقیمانده برای صادرات را کاهش میدهد. از طرف دیگر در نتیجه تولید روزانه چهار میلیون بشکه نفت خام، سطح فشار مخازن نفتی کشور کاهش می‌یابد.
افت فشار به مرور زمان موجب می‌شود که تولید روزانه نفت از چاههای موجود کمتر شود. در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری لازم برای افزایش تولید به سطح پنج میلیون بشکه در روز پیش‌بینی شده است. دستیابی به این هدف نه تنها آسان نخواهد بود بلکه از نظر بسیاری از مسئولان دولت فعلی غیر ممکن است. گزینه پیش روی ما کاهش تولید طی 10 سال آینده است. تولید کمتر به میزان پنج درصد در سال در کنار افزایش مصرف به میزان 7 در صد در سال همچون و موریانه  به جان صادرات نفت افتاده و موجب از دست رفتن سریع درآمد ارزی کشور می‌شود. تنها امید باقیمانده برابر اقتصاد فردای ما سرمایه‌گذاری برای تولید و صادرات گاز است. ایران دارای منابع عظیم گاز می‌باشد که هنوز به طور کامل از آن بهره‌برداری نمی‌شود. میدان‌های گلشن و فردوس، پارس شمالی و پارس جنوبی از مشهور‌ترین میادین گازی کشور می‌باشد.
اقتصاد مصرف گاز
اسراف بیش از حد ایرانیان در مصرف گاز یکی از موانع موجود بر سر صادرات گاز است. مصرف سرانه گاز در ایران چند برابر سرانه کشورهای صنعتی اروپاست. بیش از نصف آن برای گرمایش در واحدهای مسکونی و اداری به کار می‌رود و کمتر از نیم دیگر برای تولید برق یا سوخت واحدهای صنعتی صرف می‌شود. دولت و مجلس می‌توانند برای مصرف سرانه گاز مردم ایران سقفی معادل سرانه کشورهای صنعتی پیش رفته قائل شوند و آن رابه عنوان یک هدف استراتژیک مدیریت انرژی در کشور معرفی کنند و از برنامه‌ریزان بخواهند که استفاده از تکنولوژی‌های متناسب با این هدف را در احداث بناهای مسکونی معرفی و ترویج نمایند.
امروز سرمایه‌گذاری برای تولید و استفاده از پنجره‌ها و شیشه‌های دو جداره یا مصالح ساختمانی عایق مانند پلاستو فوم در حال حاضر از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست. تغییر تکنولوژی ساختمانی بدون عزم و جزم دولت و مردم میسر نخواهد شد. مجامع حرفه‌ای مانند نظام مهندسی، سازمان بهینه‌سازی سوخت، واحدهای تولید صنعتی مصالح ساختمانی، وزارتخانه‌های صنایع، مسکن، نیرو و نفت همگی باید بر این امر مهم همسو و هم قسم شوند در حال حاضر ارزش گاز مصرفی کشور با قیمت‌های بین‌الملل بالغ در 60 میلیارد دلار است. صرفه جوئی در مصرف با استفاده از تکنولوژی‌های جدید به هیچ وجه از گرمای خانه‌های مردم نمی‌کاهد ولی با فراهم ساختن امکان صادرت گاز و کسب در آمد ارزی می‌تواند موجب توسعه اقتصادی و افزایش رفاه عمومی‌ شود صادرات گاز جایگزین مناسبی برای جبران از دست رفتن در آمد نفت است.
پیش‌بینی می‌شود صادرات نفت ایران طی ده سال آینده کمتر از نصف امروز باشد. اجرای برنامه‌های فعلی توسعه میادین گاز نیز ده سال دیگر زمان می‌طلبد آنگاه امید میرود صادرات گاز ایران برابر با قطر و به حدود 78 میلیون تن برسد و درآمدی متجاوز از سی میلیارد دلار برای کشور ایجاد کند، وقت آن رسیده است که دست به کار شویم تا در سازمان اوپک گازی که تشکیل می‌شود ایران هم بتواند با کسب عنوان صادرکننده عمده گاز جایگاه ویژه‌ای کسب نماید، در حالی که با کاهش صادرات نفت موقعیت این کشور در اوپک فعلی تضعیف خواهد شد. مدیریت بخش نفت و گاز کشور می‌باید بسی چابک‌تر و کار آمدتری عمل کند تا چنین رویایی تحقق یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات