تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۴  ، 
کد خبر : ۴۲۸۳۲

مفهوم چپ و راست (بخش اول)


حمید ملک‌زاده
در نظریه‌پردازی علوم سیاسی مفاهیمی وجود دارند که به رغم جایگاه اساسی‌شان در متون سیاسی هنوز تعریف مشخصی نمی‌توان برایشان ارائه کرد. تفکر پیرامون این مفاهیم و تلاش برای تعریف‌شان در قالب‌های زبانی هر دوره تاریخی – تمدنی زایش نظریه و دستگاه جدیدی برای تبیین پدیدارهای سیاسی – اجتماعی را به دنبال داشته است. از ان جمله است مفاهیم «چپ و راست» که تقریباً در تمام طول قرن نوزدهم بستری بوده‌اند برای شناسایی جریان‌های فکری و علمی در حوزه‌های سیاسی – اجتماعی.
پیشینه تاریخی
رهایی انسان از تصلب کلیسای کاتولیک و زایش انسان – محوری در اندیشه‌های فیلسوفان غربی جریان فکر بشری را در مسیری قرار داد که هر روز برای ارائه دستگاه مناسبی برای توصیف و تبیین پدیدارهای جهان پیرامون خود بیش از پیش تلاش نموده و مفاهیم نوینی – خارج از آنچه در متون الهی وجود داشته است- پدید آورد. طبقه‌بندی حرکت‌ها و اندیشه‌ها و اندیشمندان سیاسی به جناح چپ و راست از آن جمله است. به نظر می‌رسد این امر برآمده از نخستین مجلس ملی فرانسه بوده است که در آن محافظه‌کاران طرفدار پادشاهی در سمت راست و نمایندگان جمهوریخواه انقلابی در سمت چپ مجلس قرار گرفته بودند و به این ترتیب جناح چپ و راست نامیده شدند.
با توجه به این پیش زمینه تاریخی است که همواره در اطلاق عنوان چپ به یک اندیشمند، حزب یا جریان سیاسی – اجتماعی عنصر رادیکال بودن آن پدیده لحاظ شده است.
معیار ایدئولوژیک
اما از نگاه دیگر مفاهیم چپ و راست را می‌شود فارغ از بستر و پیدایش تاریخی شان در ساحت ایدئولوژی‌های سیاسی نیز مورد بررسی قرار داد. باید توجه داشت که معروف‌ترین ملاک برای طبقه‌بندی احزاب سیاسی از یک منظر ملاک ایدئولوژی است که بر اساس آن احزاب بر روی طیفی از راست افراطی تا چپ افراطی طبقه‌بندی می‌شوند.
حفظ یا تغییر
مفاهیم چپ و راست به دو موضوع اساسی اشاره دارند: یکی حفظ یا تغییر روابط اقتصادی و یا به تعبیر مشخص‌تر عدم مداخله یا مداخله دولت در زندگی اقتصادی از حیث حفظ یا تامین عدالت اجتماعی و دوم نوع ساختار قدرت و نظام سیاسی یعنی نظام سیاسی دموکراتیک یا اقتدار طلب. از این نگاه احزاب سیاسی را می‌شود به پیروی از دکتر حسین بشیریه در چهار دسته طبقه‌بندی کرد، به طوری که بر اساس آن احزاب سیاسی به 1- احزاب سیاسی راست دموکراتیک، 2- احزاب سیاسی چپ دموکراتیک، 3- احزاب راست اقتدار طلب و 4- احزاب اقتدار طلب» تقسیم می‌شوند.
با این وجود راست در گفتمان‌های سیاسی همواره شامل احزابی می‌شود که مخالف تغییر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند و جناح چپ البته در برگیرنده آن دسته از احزاب است که از چنین تغییراتی حمایت می‌کنند. در این جایگاه جناح راست همواره در پی هواداری و تحت حمایت سلطنت یا حاکمیت و کاملاً معطوف به منافع طبقه‌های بالایی جامعه است و در طرف مقابل «جناح چپ به عنوان جمهوریخواه مخالف حاکمیت و طرفدار منافع توده است. این تصور هنوز از سیاست قرن 19 فرانسه منشا می‌گیرد.» نکته‌ای که تذکر آن در اینجا ضروری به نظر می‌رسد این است که بخش‌های تندرو هر دو جناح خواهان تغییر شدید «نظام قانون اساسی» و اجتماعی موجودند. به صورتی که جناح چپ تغییر آن را در جهتی ضد سرمایه‌داری و جناح راست آن را در جهت ملی‌گرایی بسیار شدید خواهان است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات