تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۴۲۸۸۰

جهانی شدن و بازارهای سرمایه


قربان برارنیا ادبی، کارشناس بازار سرمایه
1ـ مقدمه
جهانی شدن عبارت است از یکپارچه‌سازی تمامی ‌فعالیت‌های تولیدی، تجاری و مالی حوزه‌های جغرافیایی مختلف در یکدیگر. به عبارت دیگر، جهانی شدن عبارت است از برقراری آزادی در ایده‌پردازی، طراحی، تولید، توزیع و خرید و فروش کالاها و خدمات و جریان سرمایه بین کشورها به طوری که شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران بدون توجه به موقعیت جغرافیایی سود و منافع خود را به حداکثر برسانند.
یکی از جنبه‌های جهانی شدن که به خوبی خود را در این جریان نشان می‌دهد، سرمایه است زیرا سرمایه با فشار دادن چند کلید صفحۀ کامپیوتر به راحتی از یک محل به محل دیگر منتقل می‌شود. جهانی شدن با گسترش شبکه‌های ارتباطی مثل اینترنت، رشد شرکت‌های چند ملیتی، افزایش سرمایه‌گذاران نهادی بین‌المللی‌، گسترش اقتصاد بازار آزاد و کاهش در موانع تجاری و سرمایه، توسعه می‌یابد.
در حالی که این عناصر جهانی شدن بسیار جدید هستند اما در گذشته نیز تا حدودی وجود داشتند. مثلاً وجود تجارت گسترد از طریق جادۀ ابریشم بین چین، ایران و اروپا در قرون گذشته نشانی از این تبادلات اقتصادی اما در مقیاس کوچک است. اما این جریان با توسعه شبکه‌های ارتباطی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم شدت بیشتری یافت. طی سال‌های اخیر یکی از جنبه‌های جهانی شدن که بیشتر از بقیۀ جنبه‌ها رشد یافت، جریان سرمایه بوده است.
همان‌گونه که بیان شد جهانی شدن دارای جنبه‌های زیادی است. در این مقاله ما تاثیر جهانی شدن بر بازارهای سرمایه و تاثیر بازارهای سرمایه جهانی بر حقوق بشر در کشورهای در حال توسعه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
2ـ جهانی شدن و بازارهای سرمایه
جهانی شدن بازارهای سرمایه شامل روندها و پدیده‌های زیر است:
1ـ جریان گستردۀ سرمایه از حقیقت‌های زندگی است و سرمایه‌گذاران خارجی در تمامی ‌کشورهای دنیا به عنوان فرصت تلقی می‌شوند. سرمایه‌گذاران خارجی با سرعت سرمایه‌های زیادی را وارد اقتصادی کرده و همان‌گونه که در اواخر سال 1994 در مکزیک، 1997 در شرق آسیا و 1998 در روسیه شاهد بودیم با احساس کوچک‌ترین خطر به سرعت سرمایه را از آن اقتصاد خارج می‌کنند.
2ـ ماهیت و مدیریت سرمایه‌گذاری در دهۀ 1990 کاملاً تغییر یافت. آن بخش از سرمایه که توسط سرمایه‌گذاران نهادی (مثل صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، صندوق‌های مستمری و شرکت‌های بیمه) مدیریت می‌شد به شدت افزایش یافت. صندوق‌های پوششی از فنون سرمایه‌گذاری جدیدی بهره گرفتند. تقریباً تمامی بانک‌های سرمایه‌گذاری، بانک‌های تجاری و شرکت‌های اوراق بهادار بخش‌هایی را ایجاد کردند که به عنوان صندوق‌های پوششی عمل کرده و از اهرم و ابزار مشتقۀ استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌توانند به سرعت وارد بازار شده و از آن خارج شوند. در واقع مدیریت سرمایه بیشتر عملکرد محور و ریسک‌پذیرتر شده است و تمایل به استفادۀ بیشتر از اهرم دارد.
3ـ دسترسی سریع به اطلاعات دقیق، تصمیمات مربوط به سرمایه‌گذاری حتی از فواصل بسیار دور را آسان کرده است و امکان دریافت اطلاعات یکسان را برای سرمایه‌گذاران خارجی فراهم می‌کند. قبل از توسعۀ شبکه‌های ارتباطی، تنها راه معقول برای سرمایه‌گذاری خارجی، سرمایه‌گذاری بلندمدت بوده است. اما امروزه به راحتی و با دقت می‌توان سبد سهامی ‌را در آن سوی دنیا تشکیل داده و مدیریت کرد. با وجود این، برای سرمایه‌گذاران خارجی منابع اطلاعاتی‌ای که می‌توان در اخذ تصمیمات از آن استفاده کرد دارای تنوع کمتری است.
4ـ ابزارهای مشتقۀ مالی جدید، فرصت‌های فراوانی برای پوشش ریسک فراهم می‌کنند اما باعث تسهیل در سفته‌بازی و افزایش نوسانات می‌شوند. مطمئناً استفادۀ زیاد از ابزار مشتقه باعث افزایش تحرک سرمایه و بنابراین افزایش نابرابری اطلاعات و نوسان مالی می‌شود.
5ـ در بازارهای سرمایه نوین که دارای سیستم‌های تسویه و سپرده‌گذاری کارآ هستند، نقدشوندگی می‌تواند بسیار بالا باشد. بازارهای سرمایه در دوران رونق اقتصادی، کارآ و پرعمق هستند اما در دوران رکود به سرعت کم‌عمق و پر نوسان می‌شوند و نقدشوندگی آن‌ها پایین خواهد آمد. این قضیه به طور خاصی در بازارهای ثانویۀ اوراق قرضه و در مورد دسترسی به منابع جدید از طریق اوراق قرضه وجود دارد.
6ـ به دلیل عوامل فوق، بازارهای ثانویه سهام و اوراق قرضه در کشورهای در حال توسعه و توسعه‌یافته به طور بی‌سابقه‌ای وابستگی متقابل داشته و یکپارچه شده‌اند.
هر یک از این جنبه‌ها باعث افزایش حجم جریان سرمایه در بازارهای نوظهور و در پی آن افزایش نوسانات در این جریان‌ها می‌شود. در حقیقت شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد جهانی شدن بازارهای مالی نوسانات این بازارها را افزایش می‌دهد.
جهانی شدن بازارهای مالی دسترسی کشورها به منابع جدید و ارزان سرمایه‌گذاری و در نتیجه رشد اقتصادی را فراهم می‌کند. این مورد از عمده‌ترین جذابیت‌های جهانی شدن است. با وجود این، همان‌گونه که بحران پولی بین‌المللی‌ سال 1982، بحران مالی 1997 آسیا و 1998 روسیه نشان داده، دسترسی آسان به بازارهای مالی خارجی برای کشورهای در حال توسعه در صورت عدم دقت لازم در اجرای برنامه‌های جهانی شدن ممکن است مشکل‌آفرین شود.
دیدگاه دیگری نیز برای پذیرش بازارهای مالی جهانی مطرح می‌شود. تجارت کالا و خدمات معمولاً در بین اقتصاددانان به عنوان ابزاری جهت توسعۀ رفاه پذیرفته شده است. این ابزار در بعضی مواقع باعث تغییرات و صدمات اقتصادی شدید در کشورها می‌شود اما در مجموع، تجارت آزاد منجر به افزایش ثروت برای کشورهای دنیا می‌شود. استدلال این دیدگاه این است که آنچه در مورد تجارت کالا و خدمات وجود دارد برای نقل و انتقال سرمایه نیز صادق است. اما آیا عملکرد سرمایه نیز همانند کالا است؟ در حقیقت سرمایه همانند کالا نیست و تجربه نشان داده که سرمایه چیز دیگری است. تفاوت اصلی سرمایه با کالا در این است که سرمایه باید بازپرداخت شود و تحرک بسیار بالایی دارد.
عملکرد خوب اقتصاد کشورهای شرق آسیا، آزادسازی بازار سرمایه در این کشورها، مازاد نقدینگی در ایالات متحده و اثرات بازدارندۀ بحران پولی مکزیک منجر به افزایش ورود جریان سرمایه در این اقتصادها شد. بنابراین این حجم از سرمایه در دهۀ 1990 در جهت سفته‌بازی و افزایش حباب در بازارهای سهام و مستغلات به کار گرفته شد.
سرمایه در صورتی که در مسیر تولید قرار گیرد باعث افزایش رفاه می‌شود و بازدهی بیشتر از هزینۀ سرمایه می‌آفریند. اما ناتوانی کشورهای آمریکایی لاتین در هدایت وام‌های انبوه دهۀ 1970 در مسیر فعالیت‌های تولیدی منجر به بحران بدهی دهۀ 1980 شد. همین طور عدم ظرفیت سیستم‌های مالی شرق آسیا جهت پذیرش افزایش جریان سرمایه در اوایل و اواسط دهۀ 1990 و انتقال آن در مسیر مصارف تولیدی باعث ایجاد بحران سال 1997 در آن منطقه شده است.
روشن‌ترین درس از بحران‌های اقتصادی مذکور این است که تحرک کاملاً آزادانه سرمایه لزوماً باعث افزایش ثروت نمی‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات