ترجمه: علی فولادی
انقلاب نارنجی اوکراین مهربانانهترین تأثیر را بر قربانی خود، ویکتور یانوکوویچ گذاشته است. او که روزگاری بیپروا قصد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری را داشت، اینک در قامت نخستوزیری دموکرات به قدرت بازگشته است. بازگشت یانوکوویچ البته به لطف انتخابات آزاد و پارلمانی این کشور در ماه مارس 2006 میسر شد و طعنهآمیز این که دموکراسی البته ارمغان انقلابی است که دو سال پیش علیه خود او به راه افتاده بود. امروز ویکتور یانوکوویچ را نماد تحولات دموکراتیک اوکراین میدانند و او که زمانی در پشت پرده انقلاب نارنجی به دنبال دستان امریکا و سایر کشورهای غربی میگشت، حالا در تدارک سفر دیپماتیک به واشنگتن و مذاکره با دولتمردان این کشور است.
سفرش یکشنبه هفته آتی به مدت چهار روز صورت خواهد گرفت و در جریان آن تلاش آقای نخستوزیر این خواهد بود که انگ سرسپردگی به روسها را از خود پاک کند. در عین حال یانوکوویچ از دو سال پیش که مردم علیه او موج موج به خیابانها آمدند تا به امروز هیچگاه خود را قربانی انقلاب ندانسته. یانوکوویچ حتی بر این اعتقاد است که فقط کاتالیزوری برای وقوع این تحولات مثبت سیاسی بوده و اکنون اوکراین از جمع کشورهای استقلال یافته شوروی، پویاترین سیاست را دارد و مردم تنها کسانی هستند که برای همیشه قدرت در دستانشان است.
«دولتهای گذشته ناعدالتِیها و اشتباهات زیادی مرتکب شدند. به همین علت اطمینان مردم به دولتمردان از بین رفت. حالا اما از آن اتفاقات تلخ گذشته اثر چندانی نیست و دموکراسی بیشتری حاکم است. آزادی بیان در وضعیت فعلی یکی از همین موفقیتهاست و البته اینها همگی نتیجه یکسری از اتفاقات تاریخی هستند که من اسم آن را انقلاب نمیگذارم.» یانوکوویچ نه تنها در کلام که در رفتار نیز هیچ شباهتی به آن انسانی ندارد که در جنجال رأیگیری سال 2004 علیه قریب خود ویکتور بوشچنکو و دهها هزار نفر دیگر موضع خصمانه گرفته بود. با این وجود برخی از مخالفین همیشگی یانوکوویچ به صداقت جملات امروزش بدبین هستند و آن را چیزی غیر از لفاظی نمیپندارند. دیوید ژوانیا، نماینده مجلس یکی از آنها است که در انتخابات ریاست جمهوری از سرمایهگذاران اصلی فعالیتهای انتخاباتی یوشچنکو بود، در این مورد میگوید: «او الان طوری از انقلاب حرف میزند که انگار یکی از ارکان بوده است!
نباید فریب خورد. بازی به راه انداخته. ما در انقلاب به همه ثابت کردیم که ویکتور انسان ترسناکی است. به خودش هم این موضوع ثابت شد. جوری که از وقتی به قدرت برگشت مجبور شد ظاهراً به عقاید همه توجه نشان دهد.» برخلاف مخالفین گروهی هستند که معتقدند باید به یانوکوویچ که به هر حال خود را تسلیم رأی مردم کرده فرصت بازگشت قائل شد.
بنابر ادعای آنان در غیر این صورت دموکراسی که ماحصل ارزشمند انقلاب نارنجی است زیر سوال خواهد رفت و این کشور چهل و هفت میلیونی دوباره به دوران استبدادی برخواهد گشت. وادیم کاراسف، مدیر موسسه «راهبردهای جهانی» کییف همیننظر را دارد: «او سرانجام مجبور شد با قوانین سیاسی جدید اوکراین کنار بیاید. فهمید که روشهای دیکتاتور مآبانه برای اداره کشور دیگر جوابگو نیست و به همین علت از یک انسان دیکتاتور مسلک به یک شخصیت سیاسی تبدیل شد.
این تحول، تحول ارزشمندی بوده است.» در عین حال آنهایی که در این مدت گذرشان به دفتر کار یانوکوویچ افتاده، میگویند رفتار این مرد به شدت تغییر کرده است. اولین چیز عجیبی که ملاقاتکنندگان از شیوه برخورد یانوکوویچ میگویند این است که در دفتر کار خود عکسی از پوشچنکو به دیوار زده است. در فضایی که تازه واردی فوراً جلب آن میشود. ضمناً گفتار فعلی نخستوزیر بیش از آنکه مانند گذشته روسی باشد، اوکراینی است و تسلطی که حالا بر این زبان پیدا کرده، در حقیقت تاثیر بسیاری بر کمرنگ شدن اتهامات قدیمی مبنی بر گرایشهای شدید روسی او داشته است.
کارشناسان سیاسی یکی از دلایل شکست یانوکوویچ در انتخابات سال 2004 را نوع صحبت کردنش میدانستند که مختص مردمان شرقی اوکراین بود و طبیعتاً نمیتوانست مخاطبینی در بخشهای دیگر این کشور داشته باشد. یانوکوویچ اما امروز در سخنانش بر سراسر اوکراین و تمامی مردمش تاکید دارد: «مهمترین خواسته مردم این است که زیر یک پرچم متحد باشند. میخواهند کشور متحد و قدرتمندی را تشکیل دهند و ما باید بر این خواسته احترام بگذاریم.» نخستوزیر ضمناً از اتحاد اوکراین با کشورهای ثروتمند غربی میگوید. از این میگوید که به دنبال پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپاست. در عین حال ابایی ندارد که از لزوم حفظ روابط دوستانه با روسیه، این همسایه نیرومندش حرفی به میان آورد.
یانوکویچ در سفر به آمریکا جدا از بازسازی وجهه خود، به دنبال برقراری ارتباطات موثر با واشنگتن نیز هست: «هدف اصلی من در وهله اول برقراری ارتباط گرم و ثمربخش با امریکاست.» او در این سفر با معاون رئیسجمهور آمریکا، دیک چنی و نیز کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه دیدار خواهد کرد. در عین حال در تلاش است ملاقاتی ولو کوتاهمدت با جرج بوش نیز ترتیب دهد که هر چند با توجه به اینکه او نفر اول سیاست اوکراین نیست این تقاضا تقاضایی غیر مرسوم به نظر میرسد، اما پذیرش این تقاضا تاثیر شگرفی بر زدودن اتهامات ضد امریکایی یانوکوویچ خواهد داشت.
او پیشتر نیز برای رای مردم مبنی بر لزوم الحاق به پیمان ناتو گردن نهاده بود. با این حال هشدار داد که این اتفاق باید با آگاه کافی صورت بگیرد. «شما نمیتوانید قایقتان را به آب بیندازید در حالی که هنوز اشکالات زیادی دارد. من از هموطنانم میخواهم با مطالعه دقیق اینکه از پیوستن به ناتو به دنبال چه اهدافی هستند بر انجام آن اصرار ورزند. اوکراین قبل از این اتفاق بزرگ نیازمند این است کاستیهای داخلیاش را رفع و رجوع کند و آزادی و دموکراسی خود را به بالاترین میزان ممکن برساند. در آن صورت است که ملحق شدن به ناتو میتواند ثمرات بسیاری برای ما داشته باشد.»
نخستوزیر سپس در پاسخ به یکی از پرسشهای کنایهآمیز مبنی بر علاقه شخصیاش برای پیوستن به ناتو جواب هوشمندانهیی داد: «فکر میکنم برای رضایت خاطر مردم باید تمام تلاشمان را به کار گیریم. اگر مردم میخواهند وارد ناتو شویم این کار را خواهیم کرد. البته این اتفاق مستلزم قطع ارتباط با روسیه نیست. چرا که روابط با این کشور منافع دوجانبهیی برای طرفین دربر دارد و ما از جنبههای مختلف تجاری و راهبری سود بسیاری از این ارتباط خواهیم برد. البته ما به فکر ایجاد تنوع در منابع سوختی خودمان هم هستیم تا دیگر مثل گذشته فقط محتاج روسها نباشیم و یقیناً روسیه نیز مانعی بر سر راه ما نخواهد گذاشت.»