سرگه بارسقیان: مذاکره ایران و آمریکا به اغما رفته است. در آستانه بهار بود که عبدالعزیز حکیم رهبر ائتلاف یکپارچه شیعیان عراق از تهران خواست که پیشنهاد زلمای خلیلزاد سفیر آمریکا در بغداد را مورد اجابت قرار داده و برای نخستین بار طی 27 سال گذشته بر میز «گفتوگوی مستقیم» با واشینگتن بنشیند و بلافاصله با چراغ سبز از سوی علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران روبهرو شد.
تنها متغیر معلوم معادله مذاکره ایران و آمریکا درباره تحولات عراق، چیدن میز آن در بغداد بود. حال چه هنگام، چه کسانی و چگونه باید بر سر میز گفتوگو مینشستند، داستانی است که هر چه بیشتر میرود نامعلومتر میشود. مقامات رسمی ایران اعلام کردند که انتخاب زمان و هیات مذاکره کننده باید در تهران انجام گیرد. طی یک ماه و نیم گذشته تعلیق در زمان مذاکره با اغما در اصل گفتوگو انجامید. حتی انتخاب «حسن کاظمی قمی» به عنوان سفیر ایران در عراق و ارتقای روابط از جایگاه کاردار به سفیر گمانهزنیها را مبنی بر تعیین شریک خلیلزاد در گفتوگوهای دوجانبه تقویت کرد، خبری که هیچگاه تایید نشد. آنچنان که خبر ریاست هیات مذاکرهکننده ایرانی توسط محمدجواد لاریجانی و علی حسینیتاش – معاون راهبردی شورای عالی امنیت ملی– در فضای رسانهای چرخید و گم شد.
به تدریج لحن اظهارات مقامات رسمی دیپلماتیک ایران تغییر یافت. « از گفتوگو با آمریکاییها به خاطر مصالح مردم عراق» تا « نیازی به مذاکره با شیطان بزرگ نداریم.» فضای گرم مذاکره ایران و آمریکا آنچنان وارد انجماد شده است که علی لاریجانی در پاسخ به سوالی در مورد لغو گفتوگوها در دانشکده الهیات دانشگاه تهران– 11 اردیبهشت – تنها به ذکر این نکته بسنده میکند: « فعلا این مساله انجام نشده است.»
تردید در تمایل واشینگتن به مذاکره
گذشته از زمان انجام مذاکره که ابتدا اعلام شد پس از تعیین ترکیب دولت جدید در عراق انجام میشود ولی پس از آن روندش کندتر شد، اصل «تمایل طرفین» به انجام مذاکره مورد بحث جدی قرار گرفت. به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران «ابتدا آمریکا باید مشکلش را با خودش حل کند و از یک موضع روشن و شفاف، با ما سخن بگوید تا بتوانیم باب مذاکره با آنها را بررسی کنیم.» لاریجانی معتقد است: «ما پذیرفتیم تا با آمریکا درخصوص عراق مذاکره کنیم، ولی زمان این مذاکرات مشخص نیست و به نظر میرسد آمریکا در این خصوص کمی با خود دچار سوءتفاهم شده است. کسی که اعلام آمادگی مذاکره را مینماید، حداقل باید خیال مشخص کردن زمان آن را هم داشته باشد و چون ما در این مساله ابهام داریم، به نظر میرسد جای تأمل بیشتری دارد.» محمود احمدینژاد رئیسجمهور نیز هفته گذشته اعلام کرد: دیگر نیازی مذاکره با آمریکا وجود ندارد. یکشنبه هفته جاری هم سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به خبرنگار گفت: به دلیل برخورد متکبرانه آمریکا، مذاکره با این کشور در حال حاضر به مصلحت ایران نیست.
روز گذشته وزیر امور خارجه در گفتوگو با روزنامه کیهان درباره چگونگی وضعیت مذاکرات احتمالی ایران با آمریکا گفت: در مناسبات ایران و آمریکا به دلیل ماهیت برخورد آمریکا هیچ چیز جدیدی واقع نشده است. مسوولین نظام و دستاندرکاران دیپلماسی کشور نه باور دارند شرایطی فراهم شده که بین ایران و آمریکا مذاکرهای صورت بگیرد و به تبع آن طرحی هم برای آن ندارند. منوچهر متکی تصریح کرد: عدم برنامهریزی برای مذاکرات، عدم طراحی، عدم زمانبندی و عدم تعیین تیم از سوی جمهوری اسلامی ایران دقیقا به این دلیل است که ما بر عملکرد آمریکا به خوبی و با دقت نظارت میکنیم.
این در حال است که مقامات آمریکایی همچنان به اصل مذاکره تمایل نشان میدهند با این ویژگی که اصراری بر آشکار کردن زمان آن ندارند. زلمای خلیلزاد سفیر آمریکا در بغداد ده روز پیش گرفته بود: با طرف ایرانی توافق کردیم تا مذکرات بعد از تشکیل دولت عراق آغاز شود. ولی روز گذشته وزیر امور خارجه ایالات متحده در گفتوگو با شبکه خبری سیانان گفت: هرگاه لازم باشد مستقیما با ایران مذاکره میکنیم.
کاندولیزا رایس اظهار داشت: راههای ارتباطی زیادی با ایرانیها داریم، کانالهایی داریم که از آنها استفاده کردهایم و افرادی داریم که دیدگاه ما را میدانند و با ایرانیها گفتوگو میکنند.
وی افزود: فکر نمیکنم فقدان ارتباط در اینجا مشکل باشد، آنچه ما انجام میدهیم این است که مسیر دیپلماتیک را دنبال و ارزیابی کنیم، کارهایی میتوانیم برای موثرترین کردن اقدامات دیپلماتیک انجام دهیم. رایس به «زمان مناسب گفتوگوی ایران و آمریکا» اشاره کرد و اظهار داشت: عمیقا احساس میکنیم که مایل هستیم اجازه دهیم فرایند تشکیل دولت عراق پیش رود، مطمئنم اگر احساس کنیم استفاده از این کانال میتواند به این امر کمک کند، آن را انجام میدهیم. خلیلزاد زمانی که سفیر آمریکا در افغانستان بود چنین مباحثی را در کابل انجام داد. راننیومن جانشین خلیلزاد در افغانستان نیز چنین بحثهایی با ایرانیها داشته است، در نتیجه زمانی که مناسب و لازم باشد، این کار را انجام میدهیم.
میزی با سه صندلی و یک پوشه
میز مذاکره چیده شده در بغداد طی یک ماه و نیم گذشته از سوی دو طرف عراقی و اروپایی (به همراه برخی سناتورهای آمریکایی) با دو تغییر مواجه شده است؛ یکی افزایش صندلیهای میز مذاکره و دیگری افزایش پروندههای روی میز.
طرفین عراقی مایل به حضور در این گفتوگوها هستند و میز مذاکره را با ترکیب سه صندلی میپسندند. با این تفاوت که جلال طالبانی رئیسجمهور عراق اعلام کرده خود یکی از حضار مذاکره است و در گفتوگوهای تهران – واشینگتن به عنوان طرف عراقی شرکت میکند. ایاد علاوی رهبر فراکسیون عراق ملی در پارلمان این کشور (طیف اقلیت مجلس) ضمن آنکه از انجام مذاکره مستقیم میان مقامات آمریکا و همتایان ایرانیشان استقبال کرده و آن را «ضروری» نیز میداند معتقد است باید صندلیها را افزایش داد تا نمایندگان کشورهای عرب منطقه هم حاضر و ناظر در گفتوگوها باشند. ظاهرا فعلا مدل اول – مذاکره به سه صندلی ایران، عراق و آمریکا – طرفداران بیشتری دارد و حتی خلیلزاد در سفری که همراه طالبانی به اربیل داشت با شنیدن تمایل رئیسجمهور کرد عراق به شرکت در گفتوگوهای ایران و آمریکا گفت: آمریکا پذیرفته که با حضور طرف عراقی این مذاکرات برگزار شود.
در کنار تلاش برای افزایش صندلیهای میز مذاکره، طرفین اروپایی و سناتورهای بانفوذ آمریکایی پیشنهاد میدهند حال که یخ روابط تهران– واشینگتن پس از قریب سه دهه در حال شکسته شدن است نباید فقط به مذاکره درخصوص عراق بسنده کرد، بلکه میتوان آن را به گفتوگوهای هستهای هم تسری داد تا در فضای موجود دو طرف عمده مناقشه هستهای رودرروی یکدیگر قرار گرفته و از طریق مذاکره راهی برای برونرفت از بحران فعلی بیابند. وزیر امور خارجه آمریکا در پاسخ به این درخواستها اظهار داشت: ایرانیها میدانند به انجام مذاکره در این زمینه نیاز دارند، آمریکا نیز پنهان نکرده است که از آنچه اروپاییها انجام میدهند و پیشنهادی که اروپاییها درباره انرژی هستهای غیرنظامی به ایران ارائه کردهاند، حمایت میکند. ما به طور شفاف بیان کردهایم از پیشنهاد روسیه برای ایجاد موسسه مشترک غنیسازی اورانیوم ایران در خاک روسیه حمایت میکنیم، بنابراین ایرانیها میدانند ما به چه چیزی فکر میکنیم.
ایران و آمریکا دوره اغمای مذاکره را در حالی طی میکنند که نه مختومه شدن آن محتمل است و نه طرح زودهنگام آن ممکن. با این حال اصرار مقامات عراقی بر انجام هر چه سریعتر گفتوگوها و حتی تعیین میهمان سوم آن – جلال طالبانی – کاتالیزوری است که معادله چند مجهولی مذاکره دو کشور را به سمت تسریع در زمان برگزاری پیش میبرد اما هنوز مشخص نیست بازگشت ادبیات «شیطان بزرگ» به گفتوگوهای رسمی در شرایط فعلی حاکی از تغییر سیاستهاست یا بیانگر اینکه صرف مذاکره اگر حتی به ارتباط نینجامد به تغییر مواضع نیز منجر نمیشود.