* آیا هیچ اطمینانی به اسراییل دارید که جنگ را به سوی سوریه و ایران گسترش ندهد؟
** اسرائیلیها علناً اعلام کردهاند که مایل به گسترش جنگ نمیباشند و من به گفته آنها اطمینان دارم.
* آیا هیچ طرحی درباره توافق بر سر تبادل زندانیان وجود دارد؟
** آزادی زندانیان دربند حماس، بدون قید و شرط از سوی مجامع بینالمللی خواستار شده است. از جمله گروه جی-8 و نیز همین امر درباره زندانیان لبنانی نیز صدق میکند. اما در چارچوب دیپلماسی هیچ گونه توافقی بر روی تبادل زندانیان صورت نگرفته است.
* بسیاری از ناظران و شخصیتهای جهانی معتقدند که آمریکا و اسراییل از تواناییهای حزبالله در شگفتی و تعجب فرو رفتهاند. آیا این به معنای شکست اطلاعاتی سازمانهای این دو کشور «سیا و موساد» نمیباشد؟
** تواناییهای حزبالله فوق تصوی ماست و به مراتب پیچیدهتر و گستردهتر از آن است که مردم آن را درک کنند، زیرا آنها طی 10 سال گذشته تلاش فراوانی را برای این تواناییها صرف نمودهاند و نیز روابطی که با ایران و سوریه به لحاظ مالی و فناوری داشتهاند تأییدی بر پیشرفتهای همه جانبه حزبا... میباشد.
* به نظر میرسد که نابودی و انهدام کامل تواناییهای حزبالله غیرقابل دسترسی باشد. آیا زمان آن نرسیده که اسراییل خود را بیش از این خسته نکند؟
** مطمئن هستم که حزبالله دارای راکتهای بسیاری است که میتواند سرتاسر اسراییل را هدف قرار دهد، اما حزبالله نیز سرانجام مجبور به پذیرفتن برخی تعهدات دولت لبنان از جمله خلع سلاح نیز میباشد و من فکر میکنم که شما هم حاضرید تا درباره سلاحهای آنها نیز مصالحه کنید، لذا ارتش و نیروهای مسلح لبنان تنها قدرت رسمی در کشور لبنان باید مطرح شوند.
* آیا شما اعتماد و اطمینان دارید که لبنان قادر به خلع سلاح حزبالله پس از توقف درگیریها باشد؟
** من به این موضوع اطمینان دارم که دولت لبنان تعهد خود را نسبت به انجام آن درک کرده است. دولت لبنان نمیخواهد هیچ گروه شبه نظامی در درون و اطراف لبنان مسلح باشد زیرا این امر خرابیهایی را به ارمغان میآورد. اکنون این مسأله برعهده جامعه بینالمللی است که لبنان را در این راستا کمک کنند.
* آیا در حال حاضر، ایالات متحده به دنبال تقاضای آتشبس نیست زیرا با وجود این روند ایالات متحده اعتبار خود را در جهان عرب از دست میدهد؟
** من فکر میکنم آن چه اعتبار آمریکا را زیر سؤال میبرد، چیزی است که به آن اعتقاد نداریم. ما خواهان آتشبس فوری نیز همچون دیگران میباشیم. ما صرفاً چیزی را میخواهیم که راه را برای روزها و هفتهها و یا ماهها از خشونت پاک و دور نگه دارد.
* منتقدان شما میگویند که سیاست خارجی آمریکا در سرزمینهای فلسطین، ایران، لبنان و عراق شکست خورده چه شواهد و مدارکی وجود دارد که تضمین کنند، خاورمیانه کم خطرتر باشد؟
** من، معتقد نیستم که منطقه کم خطرتر شده است بلکه میگویم، هرگز ثبات نداشته است. لذا، آن چه همه چیز را ظاهراً به خوبی نشان میداد، در واقع سیاستهای کوتاه مدت و سنتی تاریخی آنها بود. شکست در لبنان؟ مقایسه میکنید با چه چیزی؟ با ثبات دروغینی که سربازان سوری با اشغال خود لبنان را برای 30 سال تخریب کرده بودند یا ثبات دروغینی که صدام با 300 هزار سرباز خود به دست آورده بود و یا عرفات که چشمهای مردم فلسطین را بر روی مردم بسته بود. در حالی که انتفاضه همه جا را قبضه کرده است. پس شما از کدام ثبات و شکست حرف میزنید. ما در حال گذار از خاورمیانه سنتی به خاورمیانه مدرن هستیم که در این مراحل نیز خشونت امری اجتنابناپذیر است. لذا اختلافها طبیعی است. بویژه که فرصتی دست داده تا خاورمیانهای دموکراتیک و چند اقلیتی در عراق جایی که مردم آن با ظرافتهای سیاسی مشکلات خود را حل میکنند و نیز فرصت دارا بودن دو دولت در یک سرزمین که در آن اسراییلیها و فلسطینیها در کنار یکدیگر با صلح و آرامش زندگی کنند! و نیز فرصت دارا بودن لبنانی که دولتش بتواند مرزهای خود را با سوریه کنترل نماید داشته باشیم.
* اما اگر شرایط کنونی عراق همچنان ادامه یافت که اوضاع به بدترین وضعیت ممکن رسید و جنگهای داخلی برای سالها ادامه یافت. آیا نقطهای وجود دارد که این تلاشهایی که به بدتر و وخیمتر شدن اوضاع انجامید، بتواند، به عنوان آلترناتیوی «جایگزینی» برای بدتر شدن اوضاع نسبت به قبل محسوب شود؟
** من حدس میزنم که از 300 هزار سربازی که در آن جهنم دره به دام افتادند، سؤال کنم که آنها چه فکر میکنند و نظر آنها چیست؟
* اما در حال حاضر بسیاری از مردم، در این جهنم گرفتار شدهاند؟
** فکر نمیکنم که ما در هیچ جا به اندازه عراق برای قضاوتها به صحنه نزدیکتریم. فکر نمیکنم که عراق وارد جنگ خانگی شود. درست است که دارای مشکلات قومیتها هستند اما فکر نمیکنم نهادهای مدنی را که مردم خود تأسیس کرده اند خراب نمایند که همان نهادها عراق واحد را شکل دادهاند. اما در پاسخ به سؤال شما که چه چیز بهتر است. اجازه بدهید واقعگرایانه بگویم، از کجا تهدید نظامی وجود داشت؟ از سوی صدام حسین. فکر نمیکنم یک چنین تهدیدی از سوی دولت فعلی عراق وجود داشته باشد.
* این روزها، هزاران عراقی در تظاهرات خود فریاد میزنند، مرگ بر اسراییل، مرگ بر آمریکا.
** ماهیت دموکراسی همین است.
* آیا ایالات متحده به این نتیجه رسیده است که وجودش و حضورش در عراق بخشی از بحران است نه راهحل آن؟
** فکر نمیکنم کسانی باشند که حضور ما را به عنوان عامل تشدید بحران و درگیریها و ناامنیها در عراق بدانند و نشنیدهام که هیچ یک از رهبران عراقی خواستار خروج ما از عراق شده باشد. بلکه برعکس از ما و نیروهای ائتلاف به عنوان علایم اطمینانبخش یاد کردهاند.
* چرا مستقیماً با سوریه، حماس و حزبالله مذاکره نمیکنیم؟
** حماس و حزبالله سازمانهای تروریستی هستند!
* آنها نیز دارای اهرمهای سیاسی نیز هستند. میدانم که این چیزی شبیه سیب و پرتقال است. اما آمریکا با شین فین شاخه نظامی ارتش آزادیبخش ایرلند نیز پس از انفجارهای بسیار به مذاکره پرداخت.
** مردم از حماس سؤال میکنند که یک راه را انتخاب کنند شما نمیتوانید یک جبهه در سیاست داشته باشید و یک جبهه در ترور. اگر میخواهید سیاسی بشوید، پس ترور را رها کنید و آیا حماس موجودیت اسراییل را به رسمیت میشناسد و نیز خشونت را تکذیب و رد مینماید؟ نه. آیا آنها علیه اسراییل و تأیید خشونت گام برنداشتهاند؟ چرا. ما دوستان فلسطینی چون «محمود عباس» را داریم. و به او گفتهام که آینده فلسطین با وجود حماس نابود میشود. وقتی که نوبت به سوریه میرسد گویی ما هرگز در این باره صحبت نکردهایم. ما روابط متقابل با سوریها داریم. کولین پاول به سوریه سفر کرد. بیل بورنز به سوریه رفت که چندین نوبت این سفرها صورت گرفت. لذا مشکل این نیست که ما با سوریها هرگز مذاکره نکردیم و یا نمیکنیم بلکه، این سوریها هستند که هرگز به مذاکرات پاسخ نمیدهند و به حرف ما گوش نمیدهند. در خصوص لبنان از سوریها خواستهایم که لبنان را به حال خود رها کنند، اما آنها نابودکننده صلح و سازش هستند.