آقای رئیس! امروز روز غمانگیزی برای رژیم عدم اشاعه است. تنها چند روز قبل، نخستوزیر رژیم اسرائیل سلاحهای هستهای این رژیم را به رخ جهانیان کشید. با وجود این، شورای امنیت نه تنها این تهدید جدی علیه صلح و امنیت بینالمللی و رژیم عدم اشاعه را مورد توجه قرار نداده و حتی در برابر آن خم به ابرو نیاورد، بلکه به جای آن تحریمهایی را بر یک عضو معاهده منع اشاعه اعمال مینماید، عضوی که بر خلاف اسرائیل:
- هرگز هیچ عضوی از سازمان ملل متحد را تهدید نکرده و علیه هیچ کشوری نیز متوسل به زور نشده است،
- به طور اصولی توسعه، انباشت و استفاده از سلاحهای هستهای را به دلایل عقیدتی و راهبردی مردود دانسته است1،
- آماده ارائه تضمینهایی بوده تا به موجب آن همواره به معاهده عدم اشاعه متعهد بماند2،
- تمامی تأسیسات هستهای خود را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داده است3،
- به طور کامل پروتکل الحاقی را به مدت دو سال اجرا نموده4 و آمادگی خود را برای از سرگیری اجرای آن اعلام کرده بود5،
- امکان آن را فراهم نموده تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از 2000 نفر – روز بازرسی از تمامی تأسیسات مرتبط و حتی غیر مرتبط آن به عمل آورد6. این بازرسیها منجر به صدور گزارشهی متعددی از طرف آژانس بینالمللی انرژی اتمی شده که به موج آنها هیچ دلیلی مبنی بر انحراف برنامه هستهای ایران مشاهده نشده است7،
- داوطلبانه فعالیتهای قانونی غنیسازی خود را برای مدت بیش از دو سال تعلیق کرده و این تعلیق توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز راستی آزمایی شده8، تا اعتمادسازی نموده و فرصت ارزشمندی را برای یافتن یک راهحل قابل قبول فراهم نماید – البته چنانچه قصد طرفهای مذاکرهکننده واقعاً یافتن راهحل بوده باشد،
- پیشنهادات متعدد جامعی را برای تضمین دائمی عدم انحراف از برنامه صلحآمیز ارائه کرده است، و
- مستمراً خواهان مذاکرات بیقید و شرط و دارای چهارچوب زمانی معین برای یافتن راهحلی قابل قبول بوده است؛ دعوتی که حتی روز گذشته نیز توسط وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تکرار شد.
همان دولتهایی که تلاش میکنند تا شورای امنیت را وارد به تحمیل اقدامات تنبیهی بیپایه علیه برنامه صلحآمیز هستهای ایران نمایند،خود همواره مانع از اتخاذ هر گونه اقدام شورای امنیت، ولو اقدامی اندک، علیه اسرائیل برای وادار کردن این رژیم به تبعیت از قواعد حاکم بر رژیم عدم اشاعه گردیدهاند. با این کار، آنها آزادی عمل وسیعی به این رژیم دادهاند و حتی این رژیم را تشویق میکنند تا آزادانه به توسعه مخفیانه و تملک غیرقانونی سلاحهای هستهای ادامه داده و حتی بدون هراس از کمترین مجازاتی، به طور علنی به این اقدام خود ببالد.
آقای رئیس، همانگونه که در نامه مورخ 29 آذرماه 1385 (20 دسامبر 2006)9 خود به شما تصریح نمودهام، بیتردید وجود سلاحهای هستهای در دست رژیم اسرائیل با سابقه وحشتناک در عدم اجرای قطعنامههای شورای امنیت – اگر چنین امری معیار اقدام امروز شورا است – و با پرنده سیاه و قطوری مملو از جنایات و جرائمی مانند اشغال، تجاوز، نظامیگری، تروریسم دولتی، جنایات علیه بشریت و آپارتاید10، تهدید عمده و منحصر به فرد علیه صلح و امنیت منطقهای وبینالمللی میباشد.
عدول از سیاست ریاکارانه «استراتژی ابهام» توسط رژیم اسرائیل، بهانه را – چنان اساساً پیش از این بهانهای وجود داشت – برای بیعملی مستمر شورای امنیت در مواجهه با این تهدید واقعی علیه صلح و امنیت بینالمللی، از میان برداشته است.
واکنش شورای امنیت به دستیابی غیرقانونی رژیم اسرائیل به سلاحهای هستهای نشان خواهد داد که آیا شورا – آن گونه که بر اساس ماده 24 منشور ملزم شده است – از طرف اعضای جامعه بین المللی ، که نظر خود را کراراً در خصوص این مسأله اعلام نمودهاند 11 ، عمل می نماید یا این که شورای امنیت صرفا «وسیلهای در جعبه ابزار»12 معدودی از اعضای دائم آن میباشد که از آن برای حل معضلات سیاست خارجی خود بهرهبرداری کرده و آن را در جهت پیگیری منافع کوتهنگرانه خود به کار میگیرند.
در چنین وضعیتی، جای تعجب نیست که یک ملت به خاطر اعمال حقوق لاینفک خود مجازات میشود و این در بیش از هر چز به خاطر ودر راستای منافع رژیم اسرائیل انجام میشود که تجاوز و جنایات جنگی، ویژگی بارز رفتاری آن است و امروز به خاطر توسعه مخفیانه و کسب غیرقانونی سلاحهای هستهای به آن پاداش داده میشود.
آیا کسی انتظار دارد که با این کار، اعتبار شورای امنیت یا اقتدار معاهده منع اشاعه افزایش یابد؟
از نظر مردم ایران، قطعنامة امروز، تنها میتواند یادآور بیعدالتیهای تاریخی شورای امنیت در حق آنها در خلال شش دهه گذشته باشد. این کار یادآور تلاشی است که در این شورا برای مجازات مردم ایران به خاطر ملی کردن صنعت نفت آنها، که در آن زمان به ناحق از آن تحت عنوان تهدید علیه صلح تعبیر شد13، صورت گرفته است. اقدام مذکور همچنین یادآرو بیتفاوتی شورای امنیت در برخورد با کودتای نظامی که توسط دو عضو دائم شورا در ایران صورت گرفت و دیکتاتوری را به ایران بازگرداند، میباشد. (به علاوه، اقدام امروز شورای امنیت) زنده کننده خاطرات زمانی است که شورای امنیت اشغال گسترده ایران توسط رژیم سابق عراق را تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی ندانسته و حتی خواستار عقبنشینی ارتش اشغالگر از سرزمین ایران نگردید. اقدام غیر عادلانة امروز همچنین یادآور رنجهای سالهای دهشتناکی است که این شورا چشم خود را بر استفاده مفرط و بیرحمانه از سلاحهای شیمیای علیه غیرنظامیان و سربازان ایرانی بست و با این کار خود، بار مسؤولیت دهها هزار تن از ایرانیانی را که هنوز هم از عوارض سلاحهای شیمیایی رنج میبرند و به شهادت میرسند به دوش میکشد؛ سلاحهایی که تجهیزات آنها از سوی کشورهای مشخصی که عضو دائم شورای امنیت میباشند، تأمین شده بود. نیازی نیست راه زیادی را برای یافتن این قربانیان سلاحهای شیمیایی برویم. تنها یک ماه قبل، نم یکی از عزیزترین همکاران خود را در این نمایندگی از دست دادم؛ «شهید مهدی وحیدی اصیل» که به دلیل جراحات ناشی از عوارض سلاحهای شیمیایی دچار سرطان شده بود چند هفته قبل به شهادت رسید. مهدی هنگام شهادت، تنها 39 سال داشت.
آقای رئیس!
من در سخنرانی قبلی خود در تاریخ 31 ژوئیه 2006 به بهانههایی که شورای امنیت را به استناد آنها درگیر برنامههای صلحآمیز هستهای ایران نمودهاند، پرداختم. امروز از تکرار آن موارد اجتناب کرده و اجازه میخواهم تا صرفا به چند نکته در این زمینه اشاره کنم:
طرح برنامه صلحآمیز هستهای ایران در شورای امنیت از سوی معدودی از اعضای دائم و به ویژه آمریکا به قصد یافتن یک راهحل یا ترغیب ایران به انجام مذاکره نیست و کمکی نیز به انجام مذاکره نمیکند. حتی هدف اعلام شدة آنها همواره این بوده است که از شورای امنیت به عنوان ابزار فشار و ارعاب استفاده نمایند تا ایران را مجبور کنند که از حقوق حقه خود دست بردارد. تاریخچه آشکار رفتار آنها در سالهای اخیر، به همه میآموزد که هدف اعلامنشدة آنها از این اقدامات چیست. اجازه دهید تنها به دو مثال اشاره کنم:
در اکتبر 2004 و دقیقاً در زمانی که سه کشور اروپایی متحد آمریکا به ظاهر مشغول مذاکره با ایران بودند، یک متن غیررسمی با عنوان «راههایی برای بررسی برنامه هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل» توسط نمایندگی آمریکا توزیع شد. در این سند آمده است: «ایالات متحده همواره بر این عقیده بوده است که فعالیتهای هستهای ایران بایستی به شورای امنیت گزارش داده شود... شورای امنیت اقتدار حقوقی برای الزام ایران به توقف ]برنامه غنیسازیاش[ را دارا میباشد.»
حتی طرفهای مذاکره کننده با ما نیر رفتار مشابهی داشتهاند. مدیر سیاسی وزارت امور خارجه انگلستان، در نامه مورخ 16 مارس 2006 خود به همتایان خویش در فرانسه، آلمان و آمریکا، برنامه موذیانهتر بریتانیا را تشریح نمود. وی در این نامه آورده است: «ما همچنین ممکن است مجبور شویم یکی از استدلالهای ایرانیان که همواره میگویند تعلیق درخواستی «داوطلبانه» میباشد را از بین ببریم. ما میتوانیم این کار را با الزامی کردن تعلیق داوطلبانه از طریق شورای امنیت انجام دهیم.»
ادامه این نامه حتی جالبتر است، زیرا در آن آمده است: «من همانطور که قول داده بودم، یک متن کوتاه به عنوان محور مذاکره با روسها و چینیها را برای شما فرستادم. این متن بر این باور استوار است که ما نمیتوانیم روسها و چینیها را وادار به موافقت با تحریمها در خلال ماههای آتی بنماییم، بدون آن که به نحوی نشان دهیم تلاشی را برای همراه کردن ایرانیها انجام دادهایم... در مقابل این روسها و چینیها با ]یک قطعنامه فصل هفتمی[ موافقت کنند، ما نیز در آن صورت نمیتوانیم یک بسته پیشنهادی را تنظیم کنیم تا بتوان به عنوان پیشنهاد جدید به ایرانیان ارائه کرد.»14
اکنون میتوانید انگیزهارائه بستة به اصطلاح تشویقی– که چند ماه بعد از برنامه زمانی مد نظر انگلیس– در 6 ژوئن 2006 به ایران ارائه شد را دریابید.
و اکنون در مییابید که چرا آمریکا و سه کشور اروپایی هرگز زحمتمطالعه پیشنهادات مختلفی که از سوی جمهوری اسلامی ایران اراده شده را به خود ندادند، زیرا از ابتدا مصمم به بهرهبرداری از شورای امنیت و تهدید ارجاع موضوع به آن و نیز سوءاستفاده از تحریمها به عنوان ابزار فشاری در جهت وادار ساختن ایران به رها نمودن حق خود در مورد فنآوری صلحآمیز هستهای که توسط معاهده عدم اشاعه تضمین شده است.
اکنون این راز برملا شده است که هدف آنها از مذاکره هیچگاه یافتن راهحل نبوده، بلکه هدف آنها این بود که در راستای خطوط قرمز دلبخواهی و البته متغیر خود، تعلیق حقوق ایران را بر ما تحمیل نموده، زمان آن را طولانی کرده و آن را ابدی نمایند.
آقای رئیس!
تعلیق راهحل نیست. تعلیق در بهترین فرض، اقدامی موقتی برای ایجاد فرصت جهت یافتن راهحلی واقعی است. تعلیق برای مدت دو سال از سوی جمهوری اسلامی ایران انجام شد و برخلاف بهانهای که حامیان قطعنامه اینجا و آنجا مطرح میکنند، آژانس کراراً اقدام به راستی آزمایی نمود و تایید کرد که ایران به طور کامل آن چه را موافقت کرده بود، تعلیق نموده و این را در تمامی گزارشهی خود از نوامبر 2003 تا فوریه 2006 منعکس کرده است15. بنابراین، ما برای مدت دو سال تعلیق و برای مدت سه سال متناوباً مذاکره نمودهایم. در طی این سه سال چه اقدامی برای حصول به یک توافق صورت گرفته است؟
- آیا سه کشو راروپایی یا آمریکا هیچ پیشنهادی – که مستلزم تجدیدنظر فاحش در معاهده عدم اشاعه نباشد – در رابطه با اقدامات لازم برای رفع نگرانیهای به اصطلاح اشاعهای خود ارائه کردهاند؟
- با توجه به این که چنین کاری نکردهاند، آیا آنها حتی پیشنهادات گستردهای که ایران در تاریخ 23 مارس16 2005 به سه کشور اروپایی ارائه نمود و خود آنها در ابتدا آن را حاوی «عناصر مثبت» دانستند، را مورد بررسی قرار دادند؟
- آیا آنها هرگز پیشنهاد داددن که چگونه آن عناصر مثبت میتواند افزایش یابد یا چگونه آن عناصر مثبت میتوادن افزایش یابد یا چگونه میتوان نقاط افتراق را کاهش داد؟ یا این که آنها بعد از مشورت با یک طرف مشخص که در مذاکرات غایب بود، به راحتی گفتند: «این پیشنهادات به اندازه کافی خوب نیست. تعلیق را ادامه دهید.»
- آیا آنها حتی به خود زحمت خواندن پیشنهاد مورخ 18 ژوئیه 2005 ما را دادند که تصریح میکرد تا «به آژانس اجازه دهد تا ترتیبات مناسبی را در خصوص تعداد، سازوکارهای نظارتی و دیگر موارد در خصوص تعداد، سازوکارهای نظارتی و دیگر موارد در خصوص عملیات محدود اولیه در نطنز طراحی کند، به نحوی که بتواند نیازها ما و نگرانیهای ]آنها[ را برطرف نماید؟17
- آیا آنها در خصوص پیشنهاد ارائه شده از طرف ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی مورخ 17 سپتامبر 2005 خود در مجمع عمومی که از قابلیت بسیار زیادی در زمینه (رفع نگرانیهای) عدم اشاعه برخوردار بود، تعمق کردند؟ اجازه دهید به یاد شمار بیاورم که ایشان در سخنرانی مورد اشار گفتند: «به منظور نشان دادن بیشتری درجه از شفافیت، جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا به طور جدی با بخش خصوصی و دولتی دیگر کشورها در اجرای برنامه غنیسازی در ایران تشریک مساعی داشته باشد.»
- آیا آنها به پیشنهاد مشخص وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس خلع سلاح در 30 مارس 2006 پاسخ دادند؟ اجازه دهید آن چه را که ایشان در ای کنفرانس گفتند نقل کنم: «از نظر ما، یک امکان برای حل مسأله میتواند ایجاد کنسرسیوم منطقهای در زمینه توسعه چرخه سوخت با کشورهایی از منطقه باشد... البته کشورهای خارج از منطقه نیز امکان مشارکت در چنین ترتیبات منطقهای را دارند. این تأسیسات میتواند به طور مشترک در مالکیت کشورهای دارای سهم بوده و فعالیتهای مربوطه نیز میتواند بر مبنای تخصصهای کشورهای مشارکت کننده تقسیم شود.»
- آیا این پیشنهادات عیناً و دقیقاً تکرار پیشنهاد متخصصین آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خصص رهیافت چندملیتی راجع به فعالیتهای چرخه سوخت هستهای منتشره در تاریخ 22 فوریه 2005 نبود؟ برای آن دسته از شما که این گزارش را ملاحظه نکردهاید یادآوری میکنم که در گزارش مزبور آمده است: «تقویت انتقال داوطلبانة تأسیسات موجود را به روشهای چندملیتی ترغیب مینماید و آنها را به عنوان اقدامات اعتمادساز با مشارکت کشورهای غیرهستهای و هستهای عضو معاهده عدم اشاعه و کشورهای غیر عضو این معاهده تعقیب مینماید» و «ایجاد روشهای چندملیتی و به ویژه منطقهای را از طریق موافقتنامهها و قراردادهای داوطلبانه در زمینه تأسیسات جدید مبتنی بر مالکیت مشترک که بر مینای آن حقوق و نیز سازوکارهای مدیریت مشترک تأسیسات هستهای بالادستی و پایین دستی مانند غنیسازی اورانیوم مشخص میشود، پیگیری خواهد نمود»18
- آیا اعلام آمادگی ایران برای اجرای این ایدهها فرصت بینظیری را برای ایجاد یک نمونه جهانی با هدف تقویت معاهده عدم اشاعه و رفع نگرانیها در رابطه با فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت بر مبنای توصیه بهترین متخصصین بینالمللی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی دقیقاً برای همین منظور گردآوری شده بودند، فراهم نمیکرد؟
- آیا کشور دیگری وجود دارد که با این درجه از فنآوری آمادگی داشته باشد تا به اندازه ایران در این زمینه انعطاف نشان دهد؟
- آیا آمریکا و متحدین اروپایی آن پاسخ تفصیلی ما در تاریخ 22 اوت 3006 را به طور جدی مورد بررسی قرار دادند؟ پاسخی که برخلاف عملرد آنها، به تکتک مطالب مندرج در بسته 6 ژوئن 2006 آنها پرداخته و پیشنهاداتی واقعی و ملموس را برای برطرف کردن کاستیهای بسته پیشنهادی مزبور ارائه کرد19. همه آنچه که من میدانم این است که آنها حتی از اشاره به پاسخ ایران به بسته پیشنهادی در قطعنامه حاضر خودداری کردند.
- آیا آنها پیشنهاد کنسرسیوم بین المللی ارائه شده از سوی ایران در خلال مذاکرات ماههای سپتامبر و اکتبر 2006 میلادی در وین و برلین را مورد توجه و بحث قرار دادند؟ پیشنهاداتی که در ابتدا بسیار مثبت ارزیابی شده و منجر به اعلام علنی حصول پیشرفت در مذاکرات گردید.20 اما این پیشبینی مثبت بلافاصله و به نحو تعجببرانگیزی حتی پیش از نشست وزرای 1+5 برعکس شد.21
سؤالات بیشمار مشابه دیگری را میتوان طرح نمود. اما پاسخ به همه آنها یکسان خواهد بود. زیرا آن چه آمریکا و ظاهرا سه کشور اروپایی (برخلاف آنچه که این سه کشور در طی مذاکرات با ما تعهد کردند) میخواستند و تنها نتیجهای که حاضر بوده و هستند تا از گذر این به اصطلاح مذاکرات بپذیرند، این بوده و هنوز هم هست که ایران باید «تعهد ازامآوری را در رابطه با عدم پیگیری فعالیتهای چرخه سوخت به گردن بگیرد.22
ما امروز در شورای امنیت هستیم، زیرا این خواسته غیرقانونی را نپذیرفتیم و اغلب شما میدانید که این آخرین درخواست غیرقانونی آنها نیز نمیبود. در عین حال، ما همواره مصمم بودهایم به هر نحو ممکن به اصطلاح «نگرانیهای اشاعهای» آنها را رفع کنیم و این امر حتی با وجود علم همه ما به این واقعیت است که نگرانیها آنها چیزی بیش از بهانههایی بیاساس و سودجویانه نیست. کشورهایی که خود از دیرباز عمیقاً درگیر در فعالیتهای اشاعهای و از عرضهکنندگان سلاحهای شیمیایی23 و فنآوری مرتبط با سلاحهای هستهای24 بودهاند، نمی توانند مدعی داشتن نگرانیهای اشاعهای باشند.
ممکن است بانیان قطعنامه به شما بگویند که به «نیات» ما اعتماد ندارند. اما مشکل این است که «دستگاه نیت سنج» آن ها سابقهای مفتضحانه از عملکرد سوء مزمن از خود بر جای گذاشته است. کافی است به این گفته مدیر سابق آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا، رابرت گیتس، در جلسه استماع کنگره در مارس سال 1992 میلادی توجه شود که ادعا کرده بود ایران در تلاش برای دستیابی به قابلیت سلاحهای هستهای بوده و اضافه کرد که بعید است ایران تا قبل از سال 2000 به این هدف دست یابد25. بعداً در نوامبر همان سال، همین سازمان سیا در پیشنویس گزارش «تخمینهای اطلاعاتی ملی» نتیجهگیری کرد که ایران در حال پیشرفت در زمینه برنامه تسلیحات نظامی بوده و میتواند سلاح هستهای را تا سال 2000 توسعه بخشد.26 اکنون همان دستگاه اطلاعاتی میگوید که این امر تا قبل از سال 2015 اتفاق نخواهد افتاد.27
آنها از ابتدای دهه 1980 میلادی ایران را متهم میکنند که «قصد» دستیابی به سلاح هستهای دارد و از این اتهام به عنوان وسیلهای در جهت محروم کردن ایران از هر گونه فنآوری هستهای، از جمله حتی راکتور آب سبک یا سوخت راکتور تحقیقاتی ساخت آمریکا، استفاده میکنند.
تعجبآور است که کدام «قصد ایران» یا کدام «نگرانی اشاعهای» سبب شده تا بانیان اصلی قطعنامه امروز، ایران را در طی بیست و هفت سال گذشته از خرید هواپیماهای غیرنظامی یا قطعات یدکی آن محروم نموده و در نتیجه موجب به خطر افتادن ایمنی و جان مردم عادی ایران شوند؛ مردمی که بانیان قطعنامه این روزها به نحوی مزورانه سنگ آنها را بر سینه میزنند. بگذارید بگویم که این تلاش آنها نیز خریداری نخواهد داشت.
همانگونه که مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته است: «بسیاری از آن چه را که شما در رابطه با ایران مشاهده میکنید، ارزیابی نیات است... اما یکی از درسهایی که از عراق آموختیم، آن است که در واقع ما بایستی در نتیجهگیریهایمان بسیار بسیار دقیق عمل کنیم، چرا که این مسائل، تفاوت میان جنگ و صلح را ایجاد میکند.»28
در رابطه با نیات و مقاصد، طرفداران عمده قطعنامه حاضر ممکن است به نحو سودجویانهای ادعا کنند که به «نیات» ما اعتماد ندارند. این در حالی است که خود آنها به اندازه کافی، گفتار و و کردارهایی از خود بر جای گذاشتهاند که هیچ کس در ایران و یا هیچ جای دیگری از جهان، کمترین تردیدی را در رابطه با مقاصد (شوم) آنها به خود راه نمیدهد. تنها کافی است سخنان تفرقهافکنانه و خطرناک اخیر نخستوزیر انگلیس را مورد توجه قرار دهید.29
یا این که نگاهی به گزارش 23 اوت 6002 میلادی کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا در خصوص برنامه هستهای ایران بیندازید.30 گزارش مذکور به نحو خطرناکی گمراهکننده است و نشان میدهد برخی جنگافروزان تا کجا پیش میروند. این گزارش به حدی گمراهکننده و بیاساس بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی را ناگزیر کرد تا اتهامات مطروحه در آن علیه ایران را شدیداً به چالش کشد. در این رابطه آژانس در نامه خود، بخشهایی از گزارش مزبور را «تنفرآور و متقلبانه» خواند و تأکید کرد که این گزارش، حاوی «اظهارات نادرست و گمراهکننده» میباشد و در این زمینه ادلهای را نیز برای تکذیب مدعای اصلی این گزارش ارائه نمود. آژانس همچنین تأکید نمود که گزارش حتی تحریفاتی جدی نسبت به یافتههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران دربر دارد.31
آقای رئیس!
در پایان تاکید میکنم که جمهوری اسلامی اعتقاد راسخ دارد که دوران سلاحهای کشتار جمعی مدتها است به سرآمده و این ابزار غیرانساین قتلعام، موجب ثبات داخلی یا امنیت خارجی هیچ کشوری نبوده و در آینده نیز نخواهد بود.
برخلاف آنهایی که در پی تخریب معاهده عدم اشاعه و حقوق بینالملل به معنای عام آن هستند، ما منافع زیادی در حفظ، اجرای کامل، تقویت و جهان شمولی معاهده عدم اشاعه داریم. تصمیم امروز شورا دقیقا در جهت عکس حرکت میکند؛ و در این زمینه جای هیچگونه تعجبی نیست، زیرا که مشوقین اصلی این حرکت شورا از یک سو رژیمی است که عضو معاهده عدم اشاعه نبوده و از سوی دیگر، ولی نعمت آن رژیم میباشد که خود بدون هیچگونه پردهپوشی به تخریب این معاهده یا هر سند خلع سلاحی دیگر پرداخته است. هیچ یک از ما فراموش نکردهایم که در جریان نشست سران دولتها در سال گذشته، چه کسی با «قلم قرمز» مشهور خود حتی کلمه «خلع سلاح» را از سند سران حذف نمود.
همچنین ما بر این عقیدهایم که ایام قلدر مآبی و فشار و ارعاب توسط برخی دارندگان سلاحهای هستهای نیز به سر آمده است. گفته میشود نیاز به اعتمادسازی وجود دارد. البته، همه ما به اعتمادسازی در این جهان پرآشوب نیاز داریم. اما اعتقاد تنها از گذر رعایت و اعمال بدون تبعیض قانون ایجاد میشود. این تنها معیار عینی است. پذیرش هر ملاک دیگری غیر از این، در واقع تن دادن به آمال زورمداران است. حقوق بینالملل و معاهدات بینالمللی را نمیتوان خودسرانه و سودجویانه هر روز به شکلی و بنا به منفعتی تفسیر مجدد نموده، تغییر داد یا برای آن خط قرمز دلبخواهی تعیین کرد، حتی اگر چنین کاری به نحو موذیانهای در قالب قطعنامهها تحمیل شده باشد. چنین رویهای برای همگان خطرناک است.
شورای امنیت میباید نخست مشکل بیاعتمادی جهانی به خود را از طریق احترام به آرای اعضای سازمان ملل متحد و عمل بر اساس دیدگاههای آنان، همانگونه که در ماده 24 منشور موظف شده است، جبران نماید. عده کثیری از اعضای ملل متحد، عضو جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی میباشند. همین اکثریت اخیراً تاکید کردهاند که «حق انتخاب و تصمیمگیری دولتها در زمینه استفاده صلحآمیز از فنآوری هستهای و چرخه سوخت آنها باید محترم شمرده شود32.» آنها همچنین «نسبت به اعمال تهدیدات و فشارها از سوی برخی محافل مشخص بر ایران برای اعراض از حق ذاتیاش در توسعه انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز، ابراز نگرانی کردهاند.33» این کشورها همچنین رشن ساختهاند که تهدید واقعی علیه صلح امنیت بینالمللی در کجا قرار دارد و در همین رابطه «نگرانی عمیق خود را در خصوص کسب قابلیت هستهای از سوی اسرائیل که تهدیدی جدی و مستمر علیه امنیت کشورهای همسایه و سایر کشورها میباشد، ابراز کردهاند34.» آن چه اعضای سازمان ملل از شورای امنیت توقع دارند رسیدگی به این تهدید واقعی است.