بوش: عناصر شیعه که بعضی از آنها توسط ایران حمایت میشوند به چرخه خشونتهای فرقهای دامن میزنند. خشونتی که تا امروز ادامه پیدا کرده است.
سجادپور: اگر از مسئولان آمریکایی بپرسند، ایرانیها را به انواع فعالیتهای غیرقانونی در عراق متهم میکنند؛ از حمایت از گروههای تندروی شیعه گرفته تا همکاری با سنیهای افراطی یا گروههای کرد! کاخسفید تا کنون با وجود اتهاماتی که علیه ایران مطرح میکرد هیچ اقدام عملی در راستای این اتهامزنیها صورت نداده بود. اما حالا یک تغییر سیاست را شاهد هستیم. به نظر میرسد سیاست واشنگتن در برابر ایران فعالتر و تحریکآمیزتر شده است. اما بحث بر سر میزان تأثیرگذاری ایران در عراق به این آسانیها هم نیست. در سال2005سوالی که عموما پرسیده میشد این بود که ایران چقدر بر روی گروههای شبه نظامی شیعه نظیر سپاه مهدی مقتداصدر مؤثر است؟ اما حالا اوضاع عراق آنقدر نابسمان شده که باید بپرسیم مقتدا صدر چقدر بر سپاه مهدی تاثیر میگذارد؟ درحال حاضر گروههای شبه نظامی و فرقهای یکپارچه به دستههای کوچکی انشعاب پیدا کردهاند و به همین خاطر این اتهام که ایرانیها کنترل تمامی گروههای شیعه را در دست دارند، بزرگنمایی وضع موجود است. برخلاف آنطور که بعضیها عنوان میکنند نه مذاکره و نه مقابله با ایران به خاطر عراق نوشداروی ثبات در این کشور نیست.
کوپچان: به نظر من ممکن است ایرانیها کمکهای مالی به شیعیان ارسال کرده باشند، اما سلاح را بعید میدانم. رئیسجمهوری ایالات متحده بر احساسات ضدایرانی در میان افکارعمومی و کنگره دامن زد. در بیانیه بوش شاهد سیاستی تهاجمیتر از سوی آمریکا در برابر فعالیتهای احتمالی ایران در عراق بودیم.
بوش: نتایج شکست در عراق واضح است. ایران به بلندپروازیهای اتمیاش ادامه میدهد.
سجادپور: خیلیها- از جمله مقامات ایرانی- از مدتها پیش معقتد بودند که عراق برای آمریکا تبدیل به ویتنام دوم میشود. دولت بوش بالاخره تازه به این نتیجه رسیده که اوضاع عراق آنطور که میخواستند پیش نرفته است و ایرانیها از مدتها پیش به چنین امری باور داشتند. به همین خاطر من فکر میکنم عقبنشینی فوری آمریکا در استراتژی اتمی ایران تغییری نمیدهد.
کوپچان: بعد از دیدارهای اخیرم با مقامات ایرانی و مشاوران آنها یک نکته برایم روشن شده است. ایرانیها بعد از پیشرفتهایشان در برنامه اتمی و پس از ماجرای حزبالله و بحرین به این نتیجه رسیدهاند که عصر هلال شیعی آغاز شده است. خروج آمریکا از عراق به روند تبدیل شدن ایران به قدرت اصلی خاورمیانه را سرعت میبخشد.
بهتر بود بوش به جای عبارت «نتایج شکست در عراق» از «نتایج تغییر سیاست آمریکا در عراق» سخن میگفت. چون آمریکا همین حالا در عراق شکست خورده است و نتیجهاش را داریم میبینیم. بوش استفاده از زور را راه حل مشکلات منطقه از عراق تا ایران تصور میکند. منظور او از این جمله تنها یک نکته است: کاخ سفید هنوز به سیاست تفنگ به جای دیپلماسی اعتقاد دارد.
بوش: موفقیت در عراق نیازمند دفاع از تمامیت ارضی عراق و آرامسازی منطقه در مواجه با چالش تندروهایی مثل ایران و سوریه است. این دو رژیم اجازه میدهند افراد به صورت غیرقانونی وارد خاک عراق شوند. بعدا همین اشخاص هستند که سربازان آمریکایی را میکشند. ما جلوی چنین حملاتی را میگیریم.
سجادپور: تاکنون سرچشمه اصلی ناآرامیهای عراق شورشیان سنی بودهاند. این مساله ربطی به ایران ندارد. در واقع شورشیان سنی به دوستان شیعه ایران هم در عراق حمله میکنند. تاکنون سیاست ایران در برابر شیعیان عراقی سیاست مهار بوده است، چون نمیخواهد جنگ فرقهای در عراق شدت گیرد. ایران با شکاف میان شیعیان و سنیها در خاورمیانه مخالف است، چون قصد دارد طلایهدار جهان اسلام باشد نه جهان شیعه. در ضمن عراقیها با کمبود سلاح مواجه نیستند که بخواهند از ایران تسلیحات وارد کنند. در واقع آنچه که تاکنون شاهد بودیم قاچاق سلاح توسط قاچاقچیان از عراق به سمت ایران بوده است!
کوپچان: به نظر من نباید همسایگان عراق را تحریک کرد. این سیاست آمریکا باعث کاهش حملات به سربازان آمریکایی در عراق نمیشود. سیاست بوش وضعیت را برای ارتش آمریکا دشوارتر میکند.
بوش: ما جلوی کمکهای ایران و سوریه به عوامل عراقی را میگیریم. ما شبکههای تجهیز و آموزش دشمنان آمریکا در عراق را جست و جو و منهدم میکنیم.
سجادپور: ایران با روش خشن آمریکایی بر عراق تاثیر نمیگذارد. ایران140 هزار سرباز به عراق نفرستاده و میلیون دلار اسلحه و تانک را روانه این کشور نکرده است. ایرانیها به دنبال حمایت مردمی هستند و از طریق شبکههای اجتماعی، مساجد و حتی درمانگاهها بر مردم معمولی تاثیر میگذارند؛ نظیر همان ماجرایی که به کمک حزبالله در دهه1980در لبنان انجام دادند. ایران مشکل عراق نیست. در ضمن روابط تهران– واشنگتن بر سیاستهای ایران در عراق بیتاثیر نیست. اگر رابطه ایران و آمریکا گرم شود بدون شک در سیاستهای ایران در عراق تغییراتی را شاهد خواهیم بود.
کوپچان: اگر آمریکا میتوانست جلوی حمایتهای خارجی از شورشیان را بگیرد تا حالا گرفته بود. ایرانیها هزاران سال است که در همسایگی بغداد زندگی میکنند و آمریکاییها مهمانانی چند سالهاند. شبکهها و ارتباطات دیرینه به راحتی از بین نمیرود. سیاست جدید موفق نمیشود.
بوش: ما همچنین برای تقویت امنیت عراق و حفاظت از منافع آمریکا در خاورمیانه قدمهای دیگری هم برمیداریم. ما با دیگر کشورها برای جلوگیری از بلندپروازیهای اتمی ایران و تلاش آنها برای سلطه بر منطقه همکاری خواهیم کرد.
سجادپور: این وضعیت دشواری است، به خصوص برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس. آنها که هم نمیخواهند ایران قدرتمندتر شود و هم از مواجهه ایران و آمریکا میهراسند. به همین خاطر اگر از اعراب خواسته شود سیاستی علیه ایران اتخاذ کنند، من فکر نمیکنم آنها این را بپذیرند. آنها برخلاف ایالات متحده در همسایگی ایران به سر میبرند و اقلیتهای شیعه قدرتمندی در این کشورها حضور دارد. اگر از اعراب بخواهند میان اتمی شدن ایران یا مواجهه نظامی تهران- واشنگتن یکی را انتخاب کنند بدون شک اولی را برمیگزینند. اعراب واقعا مدافع راهحل دیپلمایتک مناقشه اتمی ایران هستند.
کوپچان: این قسمت از سخنان بوش را باید با آن بخشی بررسی کرد که درباره ارسال موشکهای پاتریوت برای متحدان عرب آمریکا در منطقه است. به نظر من آمریکا از حمایت کامل اروپا در مواجهه با ایران ناامید شده و بر روی هدف جدیدی تمرکز کرده است: متحدان عرب حاشیه خلیج فارس. این یک شرطبندی پر ریسک است، چون مردم منطقه یک چیز میخواهند و دولتهای عرب یک چیز دیگر. اما حرفهای بوش و سخنان اخیر نگروپونته در برابر اعضای سنا- در روز یازدهم فوریه- یک نکته را برای ما روشن میکند: آمریکا واقعا بر متحدان عربش در خاورمیانه فشار خواهد آورد. با این حال همان طور که در عراق شاهد هستیم، اقدامات سنیها واکنش شیعیان را در پی خواهد داشت و این بسیار خطرناک است. سیاست اخیر بوش بسیار پرخطر است. در عراق آنچه فراوان یافت میشود انسان است و سلاح. کافی است گلولهای به اشتباه شلیک شود یا آمریکایها شلیک گلولهای را به گروههای نزدیک به ایران نسبت دهند، اینجاست که درگیریهای غیرقابل پیشبینی رخ میدهد. بوش خاورمیانه را بر لبه پرتگاه کشانده است.