تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
کد خبر : ۴۲۹۶۷

دیدگاه متعارض ایران و آمریکا در سراشیبی گفتگو


گروه سیاسی‌– آرش خلیل خانه: مسیر دیپلماسی در پرونده هسته‌ای ایران در روزهای اخیر متوجه یک راهکار و توصیه ویژه سیاسی است: «مذاکره مستقیم آمریکا با ایران». اما به نظر می‌رسد،‌ در این میان باید یک نکته را به خاطر سپرد: این پیشنهاد که بشدت نیز از سوی کشورهای مختلف، مجامع بین‌المللی،‌ سیاستمداران و مقامات کنونی و گذشته کشورها حمایت می‌شود؛ اگر چه عنوان «مذاکره» را یدک می‌کشد، اما در شرایط کنونی و با تحلیل موقعیت، ‌توصیه‌ای راهبردی و مهم به مقامات واشنگتن بر این مبناست که ناگزیر باید رد برابر تهران از خود انعطاف نشان بدهند و ضرورت اعطای امتیازهای ویژه به ایران را درک کرده و بپذیرند.
بازگشت به خانه پیشین
این ضرورت، واقعیتی است که سیاستمداران آمریکایی نیز در چند ماه گذشته آن را درک کرده‌اند و بر همین اساس بود که طرح مذاکره ایران و آمریکا درباره رخدادهای کشور سوم؛ یعنی عراق از سوی واشنگتن مطرح شد که می‌توانست زمینه تعاملات بعدی را بگشاید، اما خوش‌بینی آمریکایی‌ها آن گونه که هنوز هم بخشی از آثار آن در اظهارات‌شان مک کورمک، سخنگوی کاخ سفید درباره دستیابی به اجماع در نشست گروه 1+5 مشاهده می‌شود، موجب شد تا این تماسهای نزدیک برقرار نشود.
از سوی دیگر،‌ تلاشهای وسیع آمریکا و برخی متحدان اروپایی آن برای تحریک و توجیه دیگر کشورها و بویژه کشورهای عربی همسایه ایران در دو هفته اخیر، نه تنها آثار مثبت و دلخواهی را برای واشنگتن در برنداشت، بلکه تحرکات و جریانهایی که پس از این رایزنی‌ها شکل گرفت، نتیجه‌ای معکوس را رقم زد و باعث واکنشهایی علیه سیاستهای آمریکا در اتحادیه عرب شد و نیز شورای همکاری خلیج فارس با برخورد و اقدام عملی آمریکا علیه ایران مخالفت کرد. از این رو شورای همکاری خلیج‌فارس نیز برای نخستین بار به صورت رسمی با تشکیل هیأتی برای مذاکره با ایران و با انگیزه حفظ جریان دیپلماسی در این مساله وارد میدان شد.
ترکیب بندی زمانی به سود ایران
دو رویداد بین‌المللی دیگر نیز در این برهه زمانی، شرایط را به گونه‌ای تحت تاثیر قرار داد تا موقعیت دیپلماسی ایران را در برابر موج فعالیتهای آمریکا برای جریان سازی منطقه‌ای علیه ایران در وضعیت بهتر و برتری قرار دهد. نخستین رویداد نشست وزیران خارجه گروه نم (کشورهای غیر متعهد) در مالزی بود که تروئیکای اصلی حامی ایران در شورای حکام و سازمان ملل به شمار می‌روند. و در بیانیه نشست وزیران خارجه این سازمان، بار دیگر بر حمایت اعضا از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران حمایت گردید و نسبت به هر گونه تعرض به تأسیسات ایران هشدار داده شد و تأکید کردند که سیاستهای چرخه سوختی ایران مورد احترام قرار بگیرد. علاوه بر این رئیس دوره‌ای این گروه نیز در افتتاحیه نشست وزیران عدم تعهد از همه کشورها خواست از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران حمایت کنند.
از سوی دیگر نشست ادواری سازمان کنفرانس اسلامی که همسایگان اصلی و اکثریت کشورهای هم مرز با ایران را شامل می‌شود. قرار است در پایان این ماه در باکو برگزار شود و با همین انگیزه نیز اکمل‌الدین اغلو، دبیر کل این سازمان برای بحث و تبادل نظر درباره نقشی که این سازمان می‌تواند در کاهش تنش در موضوع هسته‌ای ایران ایفا کند، به ایران می‌آید. این دو مؤلفه اثرگذار نیز استرات‍ژی غرب برای تحریک منطقه‌ای علیه ایران را تحت تاثیر قرار داد و مسیر تحولات را به گونه‌ای ترسیم کرد که فشار گسترده‌ای در یک هفته گذشته برای وادار کردن آمریکا به مذاکره با ایران و یا در واقع، نوعی مصالحه شکل بگیرد.
نتیجه این شرایط، موجب شده است که سیاستمداران افراطی ضد ایران و هواداران اصلی لابی صهیونیستی در غرب از جمله جان بولتون، نماینده آمریکا در سازمان ملل و سیاستگذار و مجری اصلی طرحهای ضد ایرانی، تحت فشار شرایط جدید کم‌رنگتر در عرصه تحولات سیاسی موضوع هسته‌ای ایران ظاهر شوند.
نمود تدریجی بازخورد تحولات هفته گذشته
 
سفر علی لاریجانی به یونان، پس از یک دوره سفرهای منطقه‌ای و به فاصله چند هفته عزیمت او به وین و دیدار خصوصی او با محمد البرادعی پشت درهای از آن رو توجه رسانه‌ها را برانگیخت که هر دو میزبان لاریجانی پس از چند روز از این دیدارها راهی واشنگتن شدند و با مقامات آمریکایی نیز دیدار کردند.
اگر چه از دیدار وزیر امور خارجه یونان با مقامات آمریکایی اخباری درباره مساله ایران منتشر نشد و همین مساله بر دامنه گمانه‌ها و شایعات افزود، اما اظهارات منتشر نشد و همین مساله بر دامنه گمانه‌ها و شایعات افزود، اما اظهارات منتشر شده به نقل از البرادعی پس از دیدار با رایس درباره موافقت اصولی ایران با توقف غنی‌سازی به یک شوک خبری بدل شد که بی‌درنگ واکنش مسؤولان ایرانی و تکذیب آنها را نیز در پی داشت. با این حال تحلیل رسانه‌های غربی از شرایط پس از دیدار البرادعی با مقامات واشنگتن بر تغییر رویکرد آمریکا متمرکز شد و اینکه آمریکا مسیرهای مختلفی را برای گفتگو بررسی می‌کند؛ چرا که با یک مانع جدی روبرو هستند و آن تعبیر «ضعف» آمریکا در صورت ورود به مذاکره با ایران است.
حتی روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقامات اروپایی مرتبط با دولت آمریکا اعلام کرد که همزمان با مذاکرات رایس و مقامات اروپایی برای ترغیب ایران به تعلیق، مباحث مربوط به گفتگوی مستقیم با ایران در آمریکا شدت گرفته است و سران اروپایی تمایل خود را برای پیوستن آمریکا به مذاکرات به طور علنی اعلام کرده‌اند. اما با توجه به حساسیت این مساله و عوارض آن برای ایالات متحده آن‌گونه که بیان شد، رایس محتاطانه تصمیم نهایی در این باره را در قلمرو اختیارات شورای امنیت ملی آمریکا دانسته است. نیویورک تایمز در تحلیل خود این موضع‌گیری رایش را ناشی زا نگرانی وی از این مسأله توصیف کرد که دولت آمریکا مجبور باشد مصالحه زیادی با ایران انجام دهد. اما در عین حال هنوز دو بازیگر اصلی سیاست خارجی کاخ سفید یعنی رامسفلد وزیر دفاع و دیک چنی معاون رئیس‌جمهور هنوز در جرگه مخالفان این تماس هستند و این امر به نظر می‌رسد که تحقق این خواسته بین‌المللی را با تأخیر همراه کند.
 لذا تروئیکای اروپایی کماکان و به توصیه رایس تلاش می‌کنند بسته‌ای قابل توجه را به ایران پیشنهاد دهند که این امر نیز نیازمند همکاری آمریکاست و نشان می‌دهد ایالات متحده در یک مسیر ناگزیر قرار دارد.
تعارض دو دیدگاه بنیادی
یوشکا فیشر، ‌وزیر خارجه سابق آلمان در دولت شرو در هفته اخیر در مقاله‌ای با تحلیل جایگاه ایران در نظم نوین جهانی و ترسیم مسیر ایران در تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای و دستیابی به هژمونی اسلامی در منطقه اذعان کرد که ایران اکنون خود را در سطح قدرتمندترین کشورهای جهان قرار داده است.
این تحلیل فیشر به عنوان سیاستمداری که سالها درگیری مستقیم و حضوری مؤثر در پرونده هسته ای ایران داشته و یکی از امضاءکنندگان توافقنامه تهران بوده است، اشاره به جا و درست به تأثیری بود که دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای در نظم سیاسی و تقسیم‌بندی قدرت بر پایه بحران آینده جهان یعنی انرژی دارد و می‌تواند نظم سنتی موجود را بر هم زند.
این وضعیت همان نکته‌ای است که بر اساس آن وزیر امور خارجه ایران در نشست وزیران خارجه گروه نم در مالزی بر آن تأکید کرد: «زمان تهدید کشورها دیگر به سر آمده است.» مضمون متقابل این جمله آن است که راهی جز رسیدن به توافق با تهران برای حل این مسأله وجود ندارد. شاید به همین علت باشد که لحن تروئیکای اروپا در نشستهای پی در پی گروه (1+5) در دو هفته اخیر با نگاه به این شرایط و البته با تحلیلی که چندان همسو با گوشزدها و یادآوری‌های تهران نیست متوجه ارایه تضمین‌های امنیتی با نگاه به آینده به ایران است.
اما یک نکته در این میان، همچنان مانع نزدیکی دیدگاه دو طرف است.
این نکته بر دیدگاه متفاوت دو سوی ماجرا به بحث امنیت استوار است؛ زیرا که تروئیکای اروپایی برای انحراف افکار عمومی از بحران ابزارهای قدرت در آینده یعنی «تأمین انرژی» می‌کوشد نگرانی های امنیتی ایران را با تمرکز بر بحث اسراییل و تحولات خاورمیانه جلوه دهد و بدین ترتیب است که تضمین‌های امنیتی را در حوزه شکل‌دهی توافقهای منطقه‌ای میان ایران و همسایگان حوزه جنوب و تضمین در برابر حمله آمریکا مطرح می‌کند، در حالی که تهران با توجه به اینکه هم اکنون نیز قدرتمندترین کشور حوزه خلیج‌فارس به شمار می‌رود و تحولات عراق و افغانستان نیز آن را در موقعیت ویژه و برتر قرار داد، به مقوله امنیت در عرصه‌ای فراخ‌تر و با نگاهی واقع‌بینانه‌تر می‌اندیشد.
اظهارات اخیر محمد جواد ظریف، نماینده ایران در سازمان ملل مبنی بر تمایل ایران به پذیرش محدودیت در سقف و درجه غنی‌سازی‌– تا سطح تولید سوخت‌– که مورد تأیید سخنگوی دولت ایران نیز قرار گرفت هم ناظر بر همین دیدگاه است؛ زیرا که سلاح قدرتمند در قرن پیش رو سلاح انرژی خواهد بود،‌ نه تسلیحات هسته‌ای.
مجموعه‌ این تحولات بدانجا منتهی شد که در پایان هفته اخیر و پس از آنکه کشورهای اروپایی با بیان اینکه به زمان بیشتری برای بحث درباره ایران نیاز دارند، نشست کارشناسان خود را به تعویق انداختند و سخنگوی وزارت امور خارجه انگلستان نیز تصریح کرد که این نشست در لندن به موضوع دور تازه‌ای از گفتگوها با ایران می‌پردازد که با عنوان بحثهای «همراه با اعتماد» از آن یاد کرد. بدیهی است نتیجه و امکان تحقق این ایده در هفته‌های آینده آشکار خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات