تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۸  ، 
کد خبر : ۴۳۰۰۸
نقدی بر سخنان اخیر آقای حسن روحانی

اشتباه نکنید؛ دشمن قابل اعتماد نیست


قاسم روان‌بخش
پس از تشکیل کمیته مشترک حزب مؤتلفه و مشارکت و خودی شدن حزب مشارکت! این بار حزب اعتدال و توسعه به جمع احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، مجمع روحانیون، کارگزاران و اعتماد ملی پیوست تا به نقد دولت نوپای آقای دکتر احمدی‌نژاد بنشیند. «نوبخت» دبیرکل حزب اعتدال و توسعه که در انتخابات نهم به عنوان نمایندۀ آقای هاشمی‌رفسنجانی در تلویزیون حضور یافت و موجب افزایش محبوبیت احمدی‌نژاد و کاهش رأی آقای هاشمی‌رفسنجانی شد، این بار پس از گذشت هفت ماه از تشکیل کابینه از آقای حسن روحانی دعوت به عمل آورد تا به نقد عملکرد نظام اسلامی در برخی از موارد بپردازد. متأسفانه وی در این مصاحبه درباره دفاع مقدس همان مواضعی را اتخاذ کرد که در دوران جنگ تحمیلی احزاب منحله و مطرود امام – جبهه ملی و نهضت آزادی – می‌گرفتند و پس از جنگ مدعیان اصلاح‌طلبی آن را تکرار می‌کردند! دربارۀ آزادی گروگان‌ها بار دیگر برخی از مواضع روزنامه «انقلاب اسلامی» بنی‌صدر در اذهان زنده شد! و دربارۀ انرژی هسته‌ای نیز مطالبی گفت که دستمایۀ رادیوها و سایت‌های بیگانه گردید و تا حدودی غربی‌ها را برای اعمال فشار بیش‌تر به جمهوری اسلامی ایران امیدوار ساخت!
حاصل سخنان دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در چند عنوان خلاصه می‌شود؛ مذاکره با آمریکا، فرصت‌سوزی مسؤولان نظام، زیر سؤال بردن برخی از مواضع امام(ره) و مسؤولان دربارۀ جنگ، آزادی گروگان‌ها و موضوع فناوری هسته‌ای.
1. مذاکره با آمریکا
آقای حسن روحانی، عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن را آقای هاشمی‌رفسنجانی به عهده دارد، ضمن زیر سؤال بردن مواضع 27 ساله نظام اسلامی در عدم مذاکره با شیاطین از جمله آمریکا و‌... می‌گوید: «دلیل این همه قضایا بدبینی عمیقی است که در پس ذهن‌ها وجود دارد، ما همواره می‌خواهیم با خارجی‌ها به ویژه دشمن بنشینیم و همیشه احساس می‌کنیم اگر این کار را بکنیم، سرمان کلاه رفته است، همان طور که شاهد بودیم برخی تریبون‌ها عمومی اعلام کردند که هر وقت ما با خارجی‌ها می‌نشینیم سرمان کلاه می‌رود که البته من این قضیه را قبول ندارم و معتقدم این نگاه هم ناشی از بدبینی‌ای است که به آن دچار هستیم. ما همیشه نزدیکی با خارجی‌ها را مثل نزدیکی با شیطان می‌دانیم و اعوذبالله می‌گوییم. امروز زمان آن رسیده که یک مقدار در تصمیم‌گیری‌ها متعادل‌تر باشیم و با منطق... بیش‌تر و فاصله با احساسات پیش رویم. همچنین در نظر بگیریم که دنیای امروز با دنیای ده سال پیش و زمان جنگ سرد متفاوت است.»(1)
آقای روحانی در یک مغالطه آشکار و اتهام فاحش، مواضع مسؤولان نظام را زیر سؤال می‌برد تا بتواند موضوع مذاکره با آمریکا و... را عادی‌سازی نماید. خوب است وی توضیح دهد که در دوران حضرت امام(ره) و نیز خلف صالحش مقام معظم رهبری چه کسی موضوع مذاکره با خارجی‌ها را زیر سؤال برده و نزدیکی با خارجی‌ها را نزدیکی با شیطان شمرده است. در طول 27 سال انقلاب دولت‌ها درباره مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی با کشورهای گوناگونی به مذاکره نشسته‌اند. و حتی با آن‌ها مراودات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... داشته‌ایم. اگر منظور ایشان مذاکره با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی و ملت ایران یعنی آمریکا و... است – که همین است – این لقب «شیطان بزرگ» را امام(ره) برای اولین بار به آمریکا اختصاص داد و امروز همه مردم جهان به خوبی حقیقت آن را یافته‌اند. براستی آمریکا و اسرائیل تاکنون در کدام یک از مذاکرات درصدد فریب و تضییع حقوق طرف مقابل نبوده و به کدام یک از معاهدات بین‌المللی پایبند مانده‌اند؟! مگر امام(ره) نفرمود رابطه ایران و آمریکا رابطه میش و گرگ است و مذاکره گرگ و میش معنا ندارد؟! آیا امریکا در معاهده الجزیره درباره حل مسأله گروگان‌ها به تعهداتش پایبند ماند؟! مگر رفیق شفیق شما که مسؤولیت تیم مذاکره را برعهده داشت، فردای آن روز اعلام نکرد که امریکا پس از آزادی گروگان ها معاهده را نادیده گرفت و دارایی های ایران را آزاد نکرد؟! معلوم نیست آقای روحانی که سال ها تحصیلات خودش را در انگلیس گذرانده و با مسائل سیاسی هم ناآشنا نیست، چگونه از نامردی ها و عهدشکنی‌های امریکا بی خبر مانده و این‌گونه خوشبینانه به موضوع می‌نگرد و شیطان بودن شیطان بزرگ را زیر سؤال می‌برد!! مگر همین الان که امریکا معاهده NPT را که در آن فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز کشورهای عضو از جمله ایران را حق مسلم آن ها می‌داند و باید حتی دانش هسته‌ای را در اختیارشان قرار دهد نقض نمی‌نماید و حتی با ما بر سر داشتن دانش بومی که خودمان آن را به دست آورده ایم مقابله نمی کند؟! بسیار شگفت‌انگیز است که آقای روحانی موضع نظام و امام و انقلاب را در برابر شیطان بزرگ زیر سؤال می‌برد.
2. فرصت سوز مسؤولان
یاد دیرین آقای هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از اظهارات خود، عملاً مسؤولان نظام اسلامی از امام راحل (ره) گرفته تا مدیران را به فرصت سوزی متهم کرده می‌گوید: «متأسفانه باید گفت که ما همیشه در مقاطع سخت نمی‌توانیم تصمیم‌گیری سریعی داشته باشیم و احساسات را در تصمیمات دخیل می‌کنیم.»(2) وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان مواردی از ناتوانی بر تصمیم‌گیری و فرصت سوزی از جمله مسأله گروگان‌ها و جنگ تحمیلی، خواهان تصمیم‌گیری سریع درباره مذاکره با غربی‌ها بر سر مسأله فناوری هسته ای شد و گفت: «در بحث لانه جاسوسی یک راه این بود که با امریکایی ها بنشینیم و مسأله را فیصله دهیم؛ اما به جای این که به مذاکره با طرفمان بپردازیم در این مسأله احساسات را وارد کردیم و آن قدر قضیه را کش دادیم تا رسیدیم به مقطعی که حاضر شدیم پس از آغاز مجلس شورای اسلامی و جنگ، با امریکا بنشینیم اما آن زمان دیگر دیر بود... حتی این اواخر در این زمینه عجله هم کردیم و چون با زمان انتخابات امریکا یکی شده بود، به سرعت آن را حل کردیم.»(3) وی سپس یکی دیگر از موارد فرصت سوزی نظام اسلامی را حل مشکل جنگ تحمیلی دانست و گفت: «در جنگ تحمیلی هم مشابه آن شکل گرفت. پس از فتح فاو و خرمشهر باز هم نتوانستیم تصمیم بگیریم که هم زمان با دفاع مقدس با دشمن سر میز مذاکره بنشینیم و بحث کنیم. این قضیه را عقب انداختیم تا به جایی رسیدیم که دیگر راهی برایمان باقی نماند و آن زمانی بود که مذاکره با عراق را انتخاب کردیم و البته خیلی هم دیر بود.» (4) رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت با این مقدمه سازی، موضوع فناوری هسته ای ایران را نیز از جمله فرصت‌سوزی‌های نظام دانست و گفت: «امروز در شرایطی قرار داریم که در برابر یک هجمه عمومی هستیم و کشورهای مختلف به ویژه غربی‌ها دست به دست هم داده اند که به تدریج شرقی‌ها را همچون روسیه و چین کنار خود بکشند تا علیه جمهوری اسلامی به تصمیماتی برسند. به همین دلیل باید امروز به تدابیر و تأمل راه را پیش برویم. متأسفانه مذاکره با خارجی‌ها از نظر دوستان همچون «خوردن گوشت مردار» است و در وقت اضطرار انجام می‌شود، نباشد این گونه باشد.»(5)
درباره اظهارات فوق مطالب و سؤالاتی وجود دارد که باید هر یک جداگانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
الف) لانه جاسوسی و گروگان‌ها
اولاً لازم است آقای روحانی موضع خودش را نسبت به رهبری حضرت امام(ره) روشن کند که بالاخره امام (ره) را به عنوان یک شخصیت بزرگ سیاسی و مذهبی و حکیم قبول دارد یا نه؟ اگر قبول نداشته چرا آن روزها این قدر از امام(ره) و رهبری آن بزرگوار سخن می‌گفت و امروز تخطئه می‌کند؟! آیا اتفاق جدیدی افتاده است؟! ثانیاً ما که امام(ره) را شخصیت بزرگ و حکیم می‌دانیم معتقدیم تمام موضع گیری هایشان حساب شده و از روی تدبیر بوده است. امام(ره) تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامید ولی نوکران واشنگتن با قلم های مسمومشان امریکا را قدرتی شکست ناپذیر معرفی کرده همواره این گونه القا می‌کردند که ایران در برابر امریکا ناتوان است و چنانچه باقی نمی ماند. امام(ره) با نگهداری جاسوسان به مدت 444 روز ابهت امریکا را شکست و نشان داد که هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.
2. خواست ایران نیاز به مذاکره نداشت
ایران اسلامی همواره حاضر بود جاسوسان را با شخص شاه و دارایی های بلوکه شده مبادله کند و این نیازی به مذاکره نداشت، زیرا خواست تهران روشن و مشخص بود.
3. جلوگیری از تکرار 28 مرداد
امریکا درصدد بود تا توطئه های داخلی و خارجی رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند و رژیم شاهنشاهی را دوباره به قدرت بازگرداند؛ امری که در 28 مرداد شبیه آن انجام شده بود. امام (ره) با نگهداری جاسوسان همواره امریکا را در انفعال قرار داد و واشنگتن مجبور شد تحت فشار افکار عمومی ملتش شاه را از امریکا اخراج کند و به مصر بفرستد.
4. جلوگیری از پیروزی کارتر
امام (ره) با نگهداری جاسوسان تا پایان دوره کارتر از پیروزی کارتر در انتخابات جلوگیری کرد و علی رغم فشارهای سیاسی و چراغ سبزهای دولت امریکا حاضر نشد قبل از برگزاری انتخابات آن کشور گروگان‌ها را آزاد کند. سرانجام پس از شکست کارتر آن‌ها آزاد شدند تا پیامی به سایر رؤسای جمهور امریکا باشد که دوران تصمیم‌سازی سفارت خانه امریکا برای دولت ایران گذشته است؛ بنابراین آنچه آقای روحانی اظهار داشته که «آزادی گروگان‌ها با زمان انتخابات امریکا یکی شده بود» تحریف تاریخ است. بنابراین امام(ره) و مسؤولان امر فرصت سوزی نکرده‌اند بلکه با تدبیر و حساب شده موضع‌گیری کردند.
ب) جنگ تحمیلی و عدم پذیرش صلح تحمیلی و مذاکره
چنان که ذکر شد، آقای حسن روحانی «شعار جنگ تا پیروزی» حضرت امام(ره) و ملت ایران را مورد انتقاد قرار داده و عدم مذاکره با عراق را پس از فتح خرمشهر و فاو نکوهش کرده و آن را فرصت سوزی دانسته است. در پاسخ به این اظهارات، تذکر نکاتی چند ضروری است:
1. این سخنان برای اولین بار نیست که پس از پایان جنگ به گوش می‌رسد بلکه بارها سخنانی شبیه آن توسط گروهک‌های نهضت آزادی و جبهه ملی و برخی اصلاح‌طلبان تکرار شده است. سؤال این است چرا زمانی که این سخنان بر زبان افراطیون مدعی اصلاح‌طلب جاری شد آقای هاشمی رفسنجانی سخت برآشفته شد و از تریبون نماز جمعه این گونه سخنان را جفا به انقلاب و امام(ره) و مردم دانست و گویندگان این سخن را بی انصاف و جفاکار معرفی کرد؛ ولی اکنون که همان سخنان از زبان دوست عزیز و قدیمی‌اش آقای روحانی صادر می‌شود از سوی آقای هاشمی هیچ موضعی گرفته نمی‌شود؟! معلوم نیست که وی برای رعایت حال دوست خویش سکوت کرده یا خودش هم از موضع قبلی دست برداشته و در مسأله جنگ نیز با مدعیان اصلاح‌طلبی هم موضع شده است!
2. نگاه امام(ره) به جنگ نگاه وظیفه و تکیلف بود و نه نگاه به نتیجه: ایشان این نکته را بارها در سخنرانی هایشان بیان کرده‌اند: «ما در جنگ یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است؟ ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان دارد و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوش به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند.»(6) آری! نگاه امام (ره) به جنگ نگاه وظیفه و تکلیف بود.
3. آقای روحانی! امام(ره) پس از فتح خرمشهر و فاو فرصت سوزی نکرد؛ بلکه دقیقاً بهترین تدبیر را به خرج داد که همان عمل به تکلیف و وظیفه بود؛ زیرا اولاً در طول جنگ هشت ساله همواره آتش‌بس و مذاکره خواست دشمن بود؛ چرا که عراق در خاک ایران مستقر شده بود و غالباً هیچ ملتی نتوانسته با مذاکره حق مسلم خود را از دشمن بازستاند. اگر آن روز امام(ره) به توصیه آقای روحانی و دوستانش گوش می‌کرد امروز هنوز دشمن در خاک ایران حضور داشت.
ثانیاً صدام پس از شکست در خرمشهر و عقب‌نشینی مفتضحانه درخواست آتش‌بس و مذاکره کرد دلیلش این بود که در عملیات بیت‌المقدس شکست سنگینی خورده بود و بیش از بیست هزار نفر از نیروهایش به اسارت نیروهای اسلامی درآمدند. در آن شرایط برای بازسازی نیروهایش نیاز به زمان داشت و لذا پیشنهاد توقف جنگ را به ایران داد ولی امام(ره) می‌دانست که در صورت پذیرش مذاکره و آتش بس روحیه حماسی و آمادگی رزمی از مردم گرفته خواهد شد و صدام پس از اندک زمانی آتش بس را خواهد شکست. در آن صورت نه آمادگی رزمی و روحی داشتیم و نه سازمان‌های بین‌المللی حاضر به تنبیه نقض‌کننده آتش‌بس بودند چنانکه تا پایان جنگ هیچ گاه حاضر نشدند آغازگر جنگ را تنبیه و حتی به عنوان آغازگر معرفی کنند.
براستی صدام به کدام یک از معاهدات بین‌المللی پایبند بود که به مذاکرات و آتش بس پیشنهادی آقای روحانی پس از فتح خرمشهر خوش بین باشیم؟! مگر همین صدام نبود که قرارداد سال 1975 را به بهانه این که آن روز عراق در وضع ضعف بود در مقابل پارلمان پاره کرد و تصویر آن نیز به جهان مخابره شد؟! اگر پس از فتح خرمشهر با صدام سر میز مذاکره می‌نشستیم و قراردادی هم امضا می‌شد صدام می‌توانست پس از چندی با پاره کردن معاهده ادعا کند ما در موضع ضعف بوده ایم؟
اکنون خوب است خوانندگان عزیز قضاوت کنند که آیا امام (ره) فرصت سوزی کرد. یا دقیقاً‌ تدبیری به خرج داده و آقای روحانی و دوستانش در مسائل سیاسی چندان زیرکی ندارند و یا... این سخنان آقای روحانی ثابت کرد کسانی که این گونه تاریخ ایران را تجزیه و تحلیل می‌کنند نمی‌توانند در جایگاه‌های حساس سیاسی حضور پیدا کنند.
4. براستی اگر آن روزها پیشنهاد افرادی چون روحانی پذیرفته می شد، امروز دشمن از اقتدار و ابهت ایران به وحشت می‌افتاد؟ امروز دنیای غرب و ...س از این که به ایران حمله کنند به شدت وحشت دارند و چنین تحلیل می کنند که آغاز جنگ ممکن است با ما باشد ولی پایان آن در دست ما نخواهد بود و ایران اگر باید هشت سال هم مقاومت کند دست بردار نخواهد بود. در این جا تحلیل زکی یمانی، وزیر نفت سابق عربستان، خواندنی است: «اگر به ایران حمله کنید درهای جهنم به روی شما باز خواهد شد.» 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات