کشمیری، عامل سیا
«فقط دو تن از مقامات مهم در دستگاههای دولتی باقی ماندهاند، فقط یک انفجار دیگر و از آن پس، همه چیز تمام میشود.»
این جملهای بود که ابوالحسن بنیصدر، اولین رئیسجمهور مخلوع و نالایق کشور در مصاحبه با مجله نیوزویک در تاریخ 14 سپتامبر 1981 به آنان گفته بود و پس از آن نیز به مجله راستگرای اشپیگل، چاپ هامبورگ، گفت که کمتر از چند ماه دیگر به ایران باز خواهد گشت.
آری، فقط دو نفر، رجایی و باهنر، و برای شهادت این دو نفر آخر، مسعود کشمیری، چهره نفوذی سازمان سیا بمبی را در دفتر نخستوزیری منفجر کرد و هشتم شهریور ماه سال ۱۳۶۰، سالروز خاطره دردناکی شد که سبب شهادت محمدعلی رجایی، دومین رئیسجمهوری محبوب و مردمی نظام جمهوری اسلامی و حجتالاسلام دکتر محمدجواد باهنر، نخستوزیر وی شد. 12 میلیون رأی مأخوذه به ریاست جمهوری رجایی، بیانگر اوج حمایت مردمیاز وی بود. کشمیری، عامل این جنایت فجیع، عضو سازمان منافقین و مرتبط با آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) بود. او قبل از پیروزی انقلاب، مدیر عامل یک شرکت انگلیسی در ایران بود و به منطقه خلیج فارس رفت و آمدهای مشکوکی داشت.
مدارک به دست آمده از خانه او نشان میداد که خانواده بیبند و باری داشته است. کشمیری از طریق دادستانی کل انقلاب، در اوائل پیروزی، به اداره دوم ارتش معرفی و مشغول به کار میشود.
وی سپس از اداره دوم به واحدی در نیروی هوایی، منتقل میشود که پیش از پیروزی انقلاب، مرکز اصلی فعالیت سیا در نیروی هوایی بوده است. تحقیقات انجام شده نشان میداد که کشمیری به سرقت مقادیر معتنابهی از اسناد مهم مستشاری و جاسوسی آمریکا در این مرکز نیز دست زده بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) از به رسمیت شناختن مشروعیت سازمان مجاهدین خودداری کرد و آنان را از ایفای هرگونه نقشی در عرصه تصمیمگیریها دور نگه داشت. حمایت مجاهدین از شورش کردها، مخالفت آنها با ولایت فقیه و تحریم رفراندوم قانون اساسی در سال،۵۸ روابط شکننده آنان با نظام جمهوری اسلامی را بیش از پیش تیره کرد.
مجاهدین به رغم انتقادات تند خود از حزب جمهوری اسلامی ، به دلیل آگاهی از محبوبیت امام خمینی از هرگونه حمله علنی علیه وی خودداری میکردند و همواره از او به عنوان رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی یاد میکردند و این در حالی بود که امام خمینی از آنان با عنوان خفتبار منافقین یا دو چهرههای مذهبی نام میبرد. بنابراین، مسئله اصلی، رویارویی و یا عدم بروز مواجهه میان نظام جمهوری اسلامی و مجاهدین نبود، بلکه به زمان و شدت آن مربوط میشد. رویارویی خونین اجتنابناپذیر میان این دو در آخرین روزهای ریاست جمهوری بنیصدر روی داد.
در عرصه رقابت میان نیروها و طرفداران نظام جمهوری اسلامی و بنیصدر، مجاهدین از رئیسجمهوری حمایت کردند، هنگامی که آنان تجمعی را در مخالفت با استیضاح رئیسجمهور ترتیب دادند، تعدادی از مجاهدین به ضرب گلوله حزبالله کشته شدند. و این امر سرآغاز مبارزه مسلحانه آشکار مجاهدین علیه نظام جمهوری اسلامی بود.
اولین اقدام تروریستی مجاهدین که خونینترین آن از بدو پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می رفت، انفجار بمبی قوی بود که اتاق کنفرانس حزب جمهوری اسلامی را ویران کرد و بیش از ۷۰ نفر و از جمله آیتالله بهشتی ریاست حزب، رئیس دیوان عالی کشور، چهار تن از وزرای کابینه و ۲۵ نماینده مجلس را به شهادت رساند. حزب جمهوری اسلامی نیز متعاقب این جنایت بلافاصله دکتر محمدجواد باهنر را به عنوان جانشین شهید بهشتی به ریاست حزب جمهوری اسلامی و آیتالله موسوی اردبیلی را به ریاست دیوان عالی کشور منصوب کرد.
به رغم تلاشهای مجاهدین برای خرابکاری در انتخابات، انتخابات ریاست جمهوری در اواخر تیرماه سال۶۰ برگزار شد و شهید رجایی به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد که او نیز، شهید باهنر را به نخست وزیری منصوب کرد. در این دوران، هیچ زبانی جز خشونت مسلحانه که از طرف مخالفان نظام جمهوری اسلامی و سازمان مخلوع مجاهدین درگرفته بود، بین دو طرف وجود نداشت و بار دیگر در ۸ شهریور سال،۶۰ انفجار بمبی قوی در یک نشست بلند پایه دولتی، باعث شهادت رئیسجمهور، محمد علی رجایی، نخست وزیر محمدجواد باهنر و رئیس پلیس وقت گردید.
مدتی پیش از حادثه دردناک انفجار دفتر نخستوزیری، آیتالله ربانی املشی، دادستان انقلاب، جریان انفجار را شرح داده و عامل آن را معرفی کرد.
وی گفت: «عامل انفجار دفتر نخستوزیری، شخصی به نام مسعود کشمیری بود که سابقاً دبیر شورای امنیت نیز بوده است و علیالظاهر بمبی در کیف خود جاسازی کرده و به طور عادی و معمولی بدون اینکه کسی به او ظنین شود، در حالی که هیچ کس هم، کیف او را بازرسی و رسیدگی نکرده بود، خیلی عادی و طبیعی کیفش را در دست گرفته و در جلسه شرکت میکند و از آنجایی که منشی جلسه هم بوده، کنار مرحوم شهید رجایی و شهید باهنر مینشیند و کیف خود را در کنار آنان قرار میدهد و طوری هم تنظیم کرده بود که با وقوع انفجار اولین بار این دو شخصیت بزرگ و ارزنده به شهادت برسند.
خود او هم رفتاری معمولی داشته، گاهی بیرون میرفته، داخل میشده، با این و آن صحبت میکرده، چیزی از بیرون میآورده و گاهی هم چای میداده است. در بین یکی از این مواقعی که در حال رفت و آمد بوده، به بیرون از ساختمان رفته و دیگر برنمیگردد و در همان موقع این انفجار روی میدهد و این عزیزان به شهادت میرسند. کشمیری فرار کرد و هم اکنون نیز متواری است، مگر اینکه سازمان منافقین، از آنجایی که ببینند مثلاً شاید وجودش دیگر برایشان مضر باشد، وی را از بین برده باشند.»
یادبود شهید محمدعلی رجایی
شهید محمدعلی رجایی به شهادت تمام کسانی که از دوران نوجوانی با وی معاشرت داشته اند، یک انسان خودساخته و برخوردار از سجایای عالی بود.
شهید رجایی، در تاریخ ۲۹مرداد سال ۵۹ به سمت اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران منصوب و دوران پر مناقشه اختلافات بین وی و بنی صدر آغار میشود، زیرا ۴ روز پس از انتصاب وی به این مقام، بنیصدر دولت شهید رجایی را نامشروع جلوه میدهد و بنای کارشکنی را آغاز میکند؛ «من اگر دیدم که این دولت خط مرا ندارد و مردم هم از من خواستند، خب! من باید به مردم بگویم که این دولت، دولت من نیست، بنابراین من ابزار کار ندارم که شما از من چیزی بخواهید».
این اظهارنظرها سبب شد تا در اوایل شهریور ماه، درگیری سیاسی شدید مابین بنیصدر و شهید رجایی علنی شود. بعد از طرح عدم کفایت سیاسی رئیسجمهوری بنیصدر که به تصویب ۱۷۰ نفر از نمایندگان مجلس رسید، شهید رجایی که کاندیدای حزب بود و روحانیت مبارز و اکثر سازمانهای سیاسی فعال در آن زمان از وی حمایت میکردند، به سرعت از سوی مردم تایید و برگزیده شد و امام خمینی(ره) در تاریخ 11/5/1360 حکم تنفیذ وی را صادر کرد.
شهید رجایی در دوران کوتاه ۲۹ روزه ریاست جمهوری خود که شهید دکتر باهنر را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی و پس از تصویب مجلس در کنار خود داشت، با تشکیل کابینه ای انقلابی و جوان درصدد برآمد مشکلات ناشی از شرایط جنگی، بحرانهای اقتصادی، اشتغال، تورم و... که بیشتر آنها به دلیل مصروف شدن وقت مسئولان در اختلاف با بنی صدر لاینحل مانده بود را مرتفع نماید.
گرامیداشت شهید محمدجواد باهنر
شهید باهنر پس از شهادت شهید بهشتی در فاجعه خونین انفجار دفتر مرکزی حزب در هفتم تیر ماه سال ۶۰ به عنوان دبیرکل حزب جمهوری اسلامی منصوب شد و این مسئولیت را تا زمان پذیرش پست نخست وزیری برعهده داشت. یکی از مهمترین فعالیتهای شهید باهنر در ابتدای حضورش در تهران، آشنایی با هیات موتلفه بود. شهید باهنر به وسیله شهید بهشتی به تشکیلات هیات موتلفه وارد شده و در حوزهها و کانونهای آن به آموزش عقیدتی نیروهای موتلفه میپردازد. شهید باهنر در تعمیق مفاهیم و آموزشهای دینی اعضای هیات موتلفه از مباحث و مطالبی که شهید مطهری تهیه کرده بودند و نیز بحثهایی که خودشان آماده میکردند، بهرهبرداری و استفاده میبرد.
شهید محمدجواد باهنر، متولد سال ۱۳۱۲ در کرمان، پس از سالها تحقیق و پژوهش و تالیف آثار و مقالات دینی، پس از عضویت در شورای انقلاب، مجلس خبرگان، ستاد انقلاب فرهنگی، نمایندگی مجلس و وزارت آموزش و پرورش، نخستین دولت هماهنگ با دومین ریاست جمهوری را تشکیل داد؛ دولتی که پیش از استقرار کامل، رئیس خود را از دست داد.