ولی نصر*
بزرگترین تحول رخ داده در عراق آن بود که اکثریت شیعه این کشور که تا زمان سقوط صدام حسین به هیچوجه قدرت را در اختیار نداشتند، هماکنون بیشتر پستهای مهم را در اختیار دارند.
شهر مقدس نجف، هماکنون بیش از هر زمان دیگری، پایتخت مذهبی جامعه شیعیان جهان است. زایران بسیاری از دور و نزدیک برای زیارت مقابر مقدس نجف و کربلا به این شهرها میآیند و پیوندها و روابط آنان با حکومت شیعه ایران از هر زمان دیگری بیشتر و قویتر شده است.
اما تغییرات مشابهی نیز در سطحی گستردهتر، از لبنان تا آسیای میانه در حال شکلگیری است؛ حاکمیت بر اسلام شیعی، دیگر حق انحصاری ایران و فارسها نیست. قدرت شیعه از ایران و عراق به عربستان سعودی، کشورهای حوزه خلیجفارس و پاکستان و به علت حضور حزبالله به لبنان، گسترش یافته و شکلی فراملی به خود گرفته است.
دشمنیهای قومی بین اعراب و فارسها، زمانی که بزرگترین رهبر مذهبی عراق؛ یعنی آیتالله سیستانی ایرانی است و در مقابل گفته میشود، محمود هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضائیه ایران نیز عراقی است زیاد مهم به نظر نمیرسد. آمریکا باید بپذیرد که ایران در حال ایفای نقش یک قدرت منطقهای است و باید به جای تلاش در سرنگونی رژیم تهران، با آن کنار آمده و مذاکرات را با رهبران ایران آغاز کند.
سیاست آمریکا باعث ایجاد نخستین کشور شیعی عرب شده است که هم جهت با علایق 150میلیون شیعه سراسر جهان است، اما سیاست آمریکا هنوز هم وفادار به «رویه قدیمی» آنان مبنیبر تسلط اهل تسنن بر «خاورمیانه بزرگ» است. این در صورتی است که در حال حاضر درصد شیعیان کشورهای مختلف بدین گونه است: ایران؛ 90درصد؛ آذربایجان،75 درصد؛ پاکستان،20درصد؛ افغانستان، 19 درصد؛ قطر16 درصد؛ عربستان سعودی10درصد؛ امارات عربی متحده، 6 درصد و سوریه یک درصد. این درصدها، تنها شامل شاخه شیعیان دوازده امامی است. دیگر انشعابات شیعه نیز عبارتند از علویهای ترکیه، علویهای سوریه وفادار به سلسله اسد، اسماعیلیان که تعداد زیادی در افغانستان پیرو آنان هستند که این تعداد در پاکستان بیشتر است.