امیر سعادت
1- دیری است که به دلیل برخی کمبودها و ضعف مدیریتها سرمایه گرانبهای برخی از کشورها دارای ذخایر عظیم نفت به تاراج کشورهای صنعتی میرود. علیرغم میزان آگاهی و اطلاع ملتها و دولتها از ارزش ذخایر خدادادی و طبیعی خود، افزایش یافته اما کماکان در نقطهای قرار دارند که مورد استثمار کشورهای صنعتی قرار میگیرند. نگاهی اجمالی به نظریه «ارزش افزوده» مارکسیسم میتواند تا اندازهای فهم این استثمار را سهلتر گرداند.
از نظر طرفداران مکتب وابستگی کشورهای متروپل و کلان، کشورهای اقماری (عقب نگهداشته شده) را مجبور میکنند که به تولید و صادرات کالاهای اساسی چون شکر، ذرت، گندم، قهوه، چای و ... بپردازند. در حالی که خودشان به تولید و صادرات کالاهای تکنولوژیک و به اصطلاح «فرآوردهای» میپردازند. اتفاقی که در این میان رخ میدهد عبارت از این است که در صورت افزایش قیمت کالاها در خلال گذر زمان، کالاهای اساسی، اولیه و خام مانند شکر و ذرت و .. بسیار ناچیز و اندک خواهد بود در حالی که قیمت کالاهای فرآوردهای علاوه بر این که به جهت بکارگیری تکنولوژی بسیار گران میباشد، در خلال گذر زمان نیز بطور تصاعدی افزایش مییابند. به این ترتیب کشورهای اقماری (عقب نگهداشته شده) حتی اگر بیش از پیش تلاش کنند و سرسختانه کار کنند، هیچگاه به گرد پای کشورهای متروپل (صنعتی) نخواهد رسید زیرا ارزش افزوده و سود سرشار از کالاهای تولیدی آنها بسیار بیشتر از آن چیزی است که کشورهای اقماری تولید میکنند. هر آنچه که کشورهای اقماری در قبال صادرات کالاهای خود به دست میآورند بعلاوه مقدار دیگری پول، که احتمالا از صندوقهای جهانی با بهره بالا وام میگرفتند، صرف واردات کالاهای فرآوردهای غرب کنند.
2- سالهاست که کشورهای صادرکننده نفت دچار چنین استعمار نوینی شدند، در حالی که قیمت نفت در سالهای گذشته سنت، سنت افزایش مییافت. قیمت فرآوردههای نفتی که عمدتا توسط کشورهای صنعتی تولید میشد با افزایش چند ده دلاری روبرو بود. البته در ماههای اخیر به دلیل برخی مولفههای سیاسی و گاها اقتصادی قیمت نفت بطور صعودی افزایش یافته که قاعدتا ثبات نخواهد داشت. با افزایش ناگهانی قیمت نفت مواضعی عمدتا از سوی کشورهای خریدار نفت صورت گرفته که قیمت نفت عادلانه نیست و یا بیجهت افزایش یافته است. در حالی که هم اکنون نیز قیمت نفت به سود کشورهای صادرکننده عادلانه نیست اگر قیمت این ماده استراتژیک براساس مولفههای چون اهمیت استراتژیک و محدود بودن آن و مولفههای دیگر ارزیابی گردد بسیار بالاتر از این خواهد بود.
3- بنابراین بر کشورهای صادرکننده نفت بخصوص اعضاء سازمان اوپک فرض است که در راستای پایان دادن به استثمار نوین توسط کشورهای صنعتی در جهت عادلانهتر شدن قیمت نفت تلاش میکنند و از طرف دیگر مقدمات امکان فرآوری کالاهای اساسی تولیدی خود را فراهم کنند، زیرا در خصوص نقد نظریه ارزش افزوده گفته میشود که کشورهای اقماری و جهان سوم، خود قدرت تکنولوژیکی ندارند مگر نه میتوانند کالاهای فرآوردهای تولید کنند.
از طرف دیگر برخی از کشورهای صادرکننده که روابط و بده بستانیهای با کشورهای خریدار نفت دارند، همواره با مخالفتهای خود و یا توزیع و عرضه پنهانی نفت سعی کردند از افزایش قیمت نفت جلوگیری کنند. و یا برخی بهانه ظلم به کشورهای فقیر و ضعیف خریدار نفت را مطرح کردند.
سازمان اپک برای کنترل بیشتر بر کشورهای ناسازگار باید ابزار کنترلی خود را افزایش داده و کشورهای مختلف را تنبیه کند تا به تدریج وحدت عمل کشورهای عضو افزایش یابد. در پاسخ به شبهه ظلم به کشورهای ضعیف، دکتر احمدینژاد طرح جدیدی ارائه کردند تا با احداث صندوقی از محل درآمدهای ناشی از افزایش قیمت نفت تاسیس گردد، تا ازآن محل بخشی از هزینههای کشورهای ضعیف تامین گردد. البته این طرح نیاز به کارشناسی و همچنین مشاورات بینالمللی بیشتری دارد تا با اتفاق نظر اعضاء سازمان اپک به تصویب برسد. همچنین نباید فراموش کرد که کشورهای خریدار و همچنین برخی از کشورهای صادرکننده زیادخواه حاضر نمیشوند تا قیمت نفت به سطح عادلانه خود برسد، اما با تلاش و اقدام دپیلماتیک و همچنین ایجاد فضای رسانهای و جلب افکارعمومی کشورهای صادرکننده، و همچنین کشورهای فقیر میتوان مقدمات این امر را فراهم آورد.