فاطمه رضایی خاچکی
پیوندهای ژئواکونومیک ایران و آفریقا
با نگاهی به نقشه جهان به این اصل پی خواهیم برد که پیوندی ژئواستراتژیک که ناشی از تامین امنیت حوزه خلیج فارس بود در دوران جنگ سرد وجود داشت و در این تفکر نقش اساسی را مصر عهدهدار بود کما اینکه وقتی صحبت از تامین امنیت خلیج فارس مطرح شد فرمولهای 1+6 و یا 2+6 و غیره پیشنهاد میشد که در همه آنها مصر مطرح بود. ولی فرو ریختن دیوار برلین و تحول در مفاهیم و عملکردهای ژئواستراتژیک تحول بزرگی در مجموعه قاره آفریقا ایجاد نمود، زیرا برای اولین بار بخش حساسی از آفریقا در داخل محدوده استراتژیک خاورمیانه سنتی قرار گرفت و این تغییر در مرزهای جغرافیایی خاورمیانه سنتی اولین پیامدی که در بر خواهد داشت این است که این محدوده جغرافیایی از لحاظ امنیتی به یکدیگر پیوند داده شدهاند و ما در آینده شاهد تامین امنیت دسته جمعی این گستره بزرگ جغرافیایی خواهیم بود. قرن بیست و یکم قرن جایگزین شدن اهداف ژئواکونومیک به جای اهداف و قلمروهای ژئواستراتژیک است. در این راستا، قاره آفریقا بر خلاف دوران جنگ سرد و قبل از آن که بخش اعظمی از این قاره در واقع از دید استراتژیستهای قدرتهای بزرگ کاملا فراموش شده باشد با تحولاتی که در جهان به وقوع پیوست محور استراتژیهای جهان در کلیه سطوح براساس مفاهیم ژئواکونومی قرار گرفته است. در نتیجه، بخش وسیعی از قاره آفریقا در هسته این سیستم واقع گردید. اگر ما بخواهیم با نگرش به این تحولات تقسیمات جدیدی از این قاره ارائه دهیم بنحوی که با استراتژیهای پنجگانه جهانی هماهنگ باشد، هیچگاه تضاد و تقابلی در اجرای تاکتیکهای آنها نداشته باشد که تقسیماتی به شرح زیر ارائه میشود:
1- آفریقای حوزه مدیترانه که بخش شمالی قاره را در برمیگیرد. 2- آفریقای شمال شرقی که اصطلاحا واژه شاخ آفریقا را بر آن نهادهاند شامل کشورهای مصر، سودان، اتیوپی، سومالی، اریتره و جیبوتی. 3- آفریقای جنوب صحرا که اصطلاحا در دوران جنگ سرد کمربند شکننده نامیده میشد. 4- منطقه آفریقای جنوبی.
برای درک واقعیتها و پیوندهای ژئواکونومیک بین مناطق مورد بحث یعنی آفریقا و ایران باید نگاهی اجمالی به این مناطق داشته باشیم. منطقه حوزه مدیترانه که در واقع آفریقای شمالی است از لیبی آغاز شده تا کشور مراکش امتداد دارد. در این بخش برخی از کشورهای این حوزه مانند لیبی به علت ویژگیهای توپوگرافی ساحل در امنیت مجموعه کشورهای شمال آفریقا به ویژه مصر نقش اساسی دارند الجزایر به دلایل تاریخی دارای پیوندهای ژئوپلیتیک با کشور فرانسه است. به همین علت تحولات داخلی ناشی از عملکرد اسلامگراها تا حد زیادی در ارتباط با ایجاد بحران در فرانسه میباشد. تونس در استراتژیهای حوزه مدیترانه نقش چندانی ندارد و از ثبات نسبی در مقایسه با کشورهای این منطقه برخوردار است. مراکش به دلیل اینکه مکمل استراتژیک اروپای ساحلی است اصولا جزء یک واحد ژئوپولیتیکی با اروپای ساحلی است و از انعطافپذیری بیشتری برخوردار است. منطقه دوم، آفریقای شمال شرقی یا در واقع شاخ آفریقا است که بخش لاینفک خاور نزدیک بزرگ در معادلات آینده است و این پیوند استراتژیک اولین تولیدش ایجاد یک فضای امنیت منطقهای در بین کشورهای عضو میباشد. در نتیجه در آینده نزدیک شاهد برطرف شدن اختلافات شمال و جنوب سودان و کاهش اختلافات مصر و سودان و اتیوپی و سومالی خواهیم بود. در اولویتبندی گسترش روابط سیاسی خود با کشورهای آفریقایی حق تقدم را باید به این منطقه بدهیم. و این نکته بسیار مهمی است که در تدوین استراتژیسیاسی ایران باید لحاظ گردد، زیرا دو حوزه در دریای سرخ و خلیج فارس به عنوان یک واحد عملیاتی میباشند و با در نظر گرفتن اینکه کانال سوئز از لحاظ عرض و عمق گسترش خواهد یافت امکانات بیشتری را برای نفتکشهای پرظرفیت فراهم خواهد ساخت ب ویژه اینکه دیگر دو قطب جهانی دوران جنگ سرد هیچ گونه تقابلی را در این منطقه ندارند. در نتیجه استراتژیهای تدوین شده در این منطقه کمتر با موانع مواجه خواهد شد و این رویداد تاثیر شگرفی بر پایداری امنیت همهجانبه آنها خواهد داشت. منطقه سوم، آفریقای جنوب صحرا (Subsahra) است که در دوران جنگ سرد به عنوان یکی از سه منطقه کمربند شکننده مناطق یازدهگانه ژئوپلیتیک جهان بود. در قرن بیست و یکم مسلما تغییر ماهیت خواهد داشت. این منطقه که در معادلات سابق مورد ادعای قدرتهای رقیب بود به دلیل نامناسب بودن توپوگرافی ساحل همانند کشورهای غرب آفریقا کمتر ارزش قدرت دریایی داشت ولی به دلیل ویژگیهای ژئوپلیتیک آنها صحنه رقابت دو ابرقدرت و برخی اوقات فرانسه میشد. اما اینکه با تشکیل منظومههای قدرت و وجود ذخائر بسیار غنی معدنی و انرژی در محور استراتژی انرژی به رهبری آمریکا تحولات بسیاری را در آن خواهیم دید. منطقه چهارم یا آفریقای جنوبی کماکان از دید اهداف استراتژیک بصورتیک منطقه امن قلمداد میشود و دور از تحولات باقی خواهد ماند. با شرحی که گذشت ایران باید به نگرش به رونق بازارها و گسترش تجارت جهانی و محور قراردادن انرژی در تحولات ژئواکونومیک که مسلما موجب ارتباط تنگاتنگی بین شاخ آفریقا و غرب آفریقا خواهد شد از هم اکنون در جهت انتخاب شرکای استراتژیک خود اقدامات لازم را در این بخش از آفریقا به عمل آورد. به نظر میرسد که دومین منطقهای که بتواند به عنوان یک منطقه نوپا و مورد توجه با کشورهای خلیجفارس و به ویژه ایران ارتباطات گستردهای داشته باشد همین غرب آفریقا و حوزه خلیج گینه است، لذا با توجه به ویژگیهای ژئواکونومیک این منطقه امید است مسوولان سیاست خارجی کشور از هم اکنون در جهت گسترش روابط اقتصادی با تمرکز بر انرژی فعالیتهای چشمگیر انجام دهند.
اقدامات انجام شده در زمینه گسترش روابط ایران و آفریقا:
پیش از انقلاب اسلامی ایران، 11سفارت آفریقایی در ایران وجود داشت و این تعداد امروز به 26 سفارت رسیده است. یکی از سیاستهای استراتژیک و راهبردی ایران در روابط بینالملل توسعه روابط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با آفریقا بوده است. ایران در مجامع بینالمللی به پشتبانی آفریقا امیدوار است و آفریقاییها هم امیدشان به ایران است.
همه زمینههای لازم برای توسعه روابط میان ایران و آفریقا مهیاست و تلاش ایران برای ساختن آینده بهتر روابط است. مرکز مطالعاتآفریقای وزارت امورخارجه در سال 1379به شکلی فعال جهت شناساندن هرچه بیشتر قاره آفریقا در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره تاسیس شد. این مرکز کل قاره آفریقا را که بیش از پنجاه کشور میباشد و در دو بخش کشورهای عربی، آفریقایی و آفریقای زیر صحرا تقسیم شده را پوشش میدهد.
این قاره بعد از کشورهای همسایه ایران بیشترین و نزدیکترین نقاط مشترک سیاسی فرهنگی، اقتصادی و تاریخی را با جمهوری اسلامی ایران داراست بطوریکه ایران با بعضی از کشورهای شمال و شرق آفریقا دارای پیوند عمیق تاریخی چند صدساله هست. این مرکز تاکنون فعالیتها و خدمات زیر را انجام داده است.
1. برگزرای اولین همایش روابط فرهنگی– تمدنی ایران و آفریقا با همکاری دانشگاه تربیت مدرس در11.12 اردیبهشت138.، 2- برگزاری میزگردها شامل: میزگرد سفرای آفریقایی و میزگرد مشترک ایران و مصر و همچنین مرکز غیردولتی مطالعات آفریقا در دانشگاه تربیت مدرس ایجاد شده است. سفر مقامات مختلف کشورها آفریقای به ایران و متقابلا سفر مسوولان ایران به کشورها قاره آفریقا حاکی از عزم دو طرف برای گسترش روابط میباشد.
همایش "همکاریهای اقتصادی-بازرگانی ایران و آفریقا: تجربیات، چشماندازها، راهکارها" اسفند ماه 1384 برگزار شد. به گزارش مرکز مطالعات آفریقا، هدف از همایش که از سوی این مرکز برگزار شد، شناخت ظرفیتهای بالقوه و ثروتهای طبیعی آفریقا و ارتقای تعاملات و گسترش روابط متقابل ایران و کشورهای این قاره است. تجربه اقتصادی– بازرگانی بخش خصوصی و دولتی ایران در آفریقا، نحوه عملکرد اقتصادی– بازرگانی رقبای ایران در آفریقا، امکانسنجی توسعه تجارت با آفریقا در قالب ترتیبات دوجانبه، منطقهای و فرامنطقهای، توانمندیها و فرصتهای گسترش روابط بارزگانی- اقتصادی از جمله محورهای مورد بحث در این همایش بود.
برگزاری همایش "همبستگی ایران و آفریقا" در تهران
دومین همایش همبستگی ایران و آفریقا به مناسبت بزرگداشت روزجهانی آفریقا، در4خرداد 1365 در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد. به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این همایش یک روزه، سفیران کشورهای آفریقایی و مقامات فرهنگی آفریقا و ایران به بررسی توسعه و گسترش روابط فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تجاری این دو حوزه تاریخی پرداختند. در این همایش همچنین راهکارهای توسعه روابط با کشورهای آفریقایی توسط مسئولان ایران و آفریقای بررسی شد. در این همایش سفرای زیمبابوه، کنیا، آفریقایجنوبی و نیجریه پیرامون موضوعاتی چون اتحادیه آفریقا سخنرانی کردند. "محمود محمدی عراقی" رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این همایش گفت: انقلاب اسلامی ایران همواره چهرهای ضداستکباری و مهرورزانه داشته و نگاه مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران همیشه بر همکاری بر پایه آرمانهای بشری استوار بوده است. وی، با اشاره به حضور همهجانبه انقلاب اسلامی در سازندگی قاره آفریقا، برهمکاریهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران و کشورهای آفریقایی تاکید کرد. وی یادآور شد: راه ما راه رشد و توسعه موزون در تمام ابعاد زندگی انسانی برای همه انسانها و با حفظ کرامت بندگان خدا بدون هرگونه امتیاز و تبعیض است. در حاشیه این همایش، نمایشگاهی از فعالیتها و صنایع دستی کشورهای آفریقایی با همکاری سفارتخانههای این کشورها در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شده است.
این نمایشگاه به مدت یک هفته و در دو بخش فرهنگی و تجاری دایر بود. در بخش فرهنگی نمایشگاه، 15غرفه از دستاوردها و زیباییهای قاره آفریقا در زمینههای صنایع دستی، کتاب، عکس، پوستر و فیلم به نمایش درآمده بود. در بخش تجاری نمایشگاه نیز45 غرفه شامل مصالح ساختمانی، سدسازی، صنایع برق، آب و انرژی، خودروسازی، معادن، موادغذایی و رایانه از سوی مهمترین شرکتهای ایرانی تولیدکننده و صادرکننده به کشورهای جهان به ویژه قاره آفریقا عرضه شده بود.
مقایسه سیاست خارج چین و ایران در قبال قاره آفریقا
"ون جیابائو" نخست وزیر چین در17ژوئن 2006 به مدت یک هفته به چند کشور قاره آفریقا سفر کرد. قارهای که پکن اخیرا برای تامین انرژی مورد نیاز این کشور به آن توجه زیادی نشان میدهد. هرچند مقامات چین دیدگاهها درباره تلاش پکن برای دستیابی به منابع انرژی در قاره آفریقا را به منظور تامین انرژی مورد نیاز این کشور رد میکنند، اما سفرهای زیاد مقامهای بلندپایه پکن به این قاره و قراردادهای انرژی با کشورهای مختلف آفریقایی نشاندهنده عزم چین برای گسترش مناسبات با این قاره سیاه اما غنی است. نخستوزیر چین به کشورهای مصر، کنگو، آنگولا، آفریقای جنوبی، غنا، تانزانیا و اوگاندا سفر کرد و این سفر مورد توجه قرار گرفته است. ارزش تبادلات تجاری بین چین و این هفت کشور آفریقایی در سال گذشته میلادی به21 میلیارد و130 میلیون دلار رسید.
منابع مطلع گفتند نخستوزیر چین با مقامهای بلندپایه مصر و آفریقای جنوبی علاوه بر مناسبات دوجانبه درباره مساله هستهای ایران و دیگر مسایل مورد علاقه گفتوگو خواهند کرد. اما "هه یافی" دستیار وزیر خارجه چین سفر مقامهای این کشور به قاره آفریقا را تنها با هدف تامین انرژی چین رد میکند و تاکید دارد همکاری چین و کشورهای آفریقایی با هدف تامین منافع متقابل و موفقیت دو طرف انجام میشود و برخی دیدگاهها که همکاری اقتصادی و بازرگانی چین با آفریقا را تنها برای دستیابی به انرژی میدانند، اشتباه است.
وی گفت که همکاری اقتصادی و بازرگانی چین با آفریقا در زمینههای تاسیسات زیربنایی، مخابرات، کشاورزی و غیره رو به گسترش است و این همکاریها تنها در عرصه انرژی نیست. از دیدگاه چین، روابط سیاسی این کشور با کشورهای قاره آفریقا تاریخ50 ساله دارد و پکن سیاست کمک به کشورهای این قاره را دنبال میکند، اما کارشناسان معتقدند نیاز چین به انرژی روز بروز در حال افزایش است و برای تامین این نیاز به مناطق مختلف از جمله آفریقا توجه دارد.
به گفته این کارشناسان، مناسبات اقتصادی چین و کشورهای آفریقایی در حال گسترش است و پیشبینی میشود میزان تبادلات دو طرف که اکنون بیش از 37میلیارد دلار است به سرعت افزایش یابد، این37میلیاد دلار است که این رقم در سال2000 میلادی تنها یک میلیارد دلار بود. چین تاکنون بیش از900 طرح نیز در کشورهای قاره آفریقا اجرا کرده است و این نشان از توجه ویژه پکن به این قاره از دیدگاه اقتصادی و سیاسی دارد.
"جونگ کوان" سخنگوی وزارتبازرگانی چین گفته است اجرای این طرحها در53 کشور آفریقایی بدون نگاه سیاسی و پیش شرطی در این زمینه بوده است.
اما تحلیلگران معتقدند چین برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی خود با توجه استعمار قاره آفریقا در گذشته توسط آمریکا و کشورهای اروپایی و انجام کودتاهای مختلف و به راه انداختن جنگهای داخلی، سیاست دیگری را در پیش گرفته است تا افکارعمومی و نظر سیاستمداران آفریقایی را جلب کند. در این راستا گروههای پزشکی چین با 16 هزار عضو تا سال گذشته میلادی به کشورهای آفریقایی اعزام شدهاند و240 میلیون بیمار توسط این گروهها درمان شدند. نخستوزیر چین نیز در یک برنامه تبلیغی در کشور آفریقایی آنگولا علاوه بر دیدار با رییسجمهوری و نخستوزیر این کشور، از یک بیمارستان که به کمک چین ساخته شده است دیدن کرد. "آنگولا" یک کشور آفریقایی که چین براساس برنامهریزی انجام شده بر گسترش مناسبات با کشورهای این قاره تاکید دارد در صادرات نفت خام به چین از عربستان و ایران پیشیگرفته است."آنگولا" در ماه فوریه سال جای میلادی دو میلیون و120 هزار تن نفت خام به چین صادر کرد و عربستان در این ماه یک میلیون و980 هزار تن نفت به این کشور صادر کرد.
آنگولا هم اکنون به همراه نیجریه از بزرگترین صادرکنندگان نفت در قاره آفریقا به چین میباشند. دولت چین مسایل امنیتی، توسعه، برقراری صلح و منافع متقابل را از عوامل دیگر تقویت همکاری این کشور و آفریقا میداند. دولت چین، نقش قاره آفریقا با بیشترین شمار کشورهای درحال رشد، برای پیشبرد صلح و توسعه جهان مهم میداند و تاکید دارد "مسایل امنیتی"، "توسعه"، برقراری صلح و منافع متقابل ایجاب میکند چین و آفریقا همکاریهای خود را گسترش دهند. چین برای گسترش مناسبات با این قاره مجمع چین و آفریقا را نیز تشکیل داده و از دیدگاه پکن یکی از ساختارهای مهم برای دو طرف به منظور پیشبرد همکاریها در قرن جدید است.
چین تاکید دارد در چارچوب این مجمع که پنج سال پیش ایجاد شد دو طرف میتوانند اعتماد متقابل سیاسی را تقویت بخشیده و همکاریهای اقتصادی و تجاری، منطقهای و بینالمللی خود را گسترش دهند. "هوجین تائو" رییسجمهوری چین از رهبران کشورهای آفریقایی دعوت کرده است در نشست سران مجمع چین و آفریقا شرکت کنند. سومین نشست سران مجمع همکاری چین و آفریقا و اجلاس وزیران این مجمع قرار است آبان ماه امسال در پکن برگزار شود. کارشناسان معتقدند برگزاری این نشستها و رفت و آمدهای مقامهای چین و کشورهای آفریقایی، آمریکا را به عنوان یک رقیب در آفریقا به واکنش واخواهد داشت.
برخی رسانههای آمریکا نیز اخیرا حضور چین در آفریقا را برای واشنگتن همراه با چالش دانستد، اما پکن تاکید دارد توجه به آفریقا و گسترش روابط با آن قاره بخشی از سیاست مستقل چین محسوب میشود. با توجه به ناامنی خلیجفارس، آفریقا همواره برای چین اهمیت بیشتری مییابد. به این دلیل بود که هو جینتائو به مراکش، کنیا و مهمترین کشور نفتخیز قاره، یعنی نیجریه سفر کرد. بسیاری از کارشناسان غربی، حتی گسترش معاملات نفت چین با کشورهای آفریقائی را به نفع این کشورها نمیدانند. آنها معتقدند که چین بازار کشورهای آفریقائی را که با کالاهای مصرفی پر خواهد کرد. در حالی که این کشورها باید درآمد ناشی از منابع طبیعی را به مصرف بهبود ساختارهای پایهای خود برسانند. علاوه بر این چین زیر پوشش عدم دخالت در سیاستهای داخلی، به تقویت دیکتاتورهای آفریقا نیز خواهد پرداخت. چین، در آمریکای لاتین نیز، برای دسترسی به مواد خام و بازارهای تازه برای کالاهای صادراتی ارزان قیمت خود، به رقابت با اروپا و آمریکا پرداخته است.
نتیجه:
ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهد که برغم وجود ظرفیتهای بالای همکاری با آفریقا در زمینههای اقتصادی و تجاری در این خصوص متاسفانه به جز چند مورد مشخص، نتیجه قابل توجه و تحول چشمگیری در روابط اقتصادی فیمابین صورت نگرفته است. برای مثال، صادرات غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران به آفریقا با وجود افزایش سالانه در سال1380 برابر 78 میلیون دلار بوده که این رقم تنها 5% صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد.
واردات ایران از آفریقا دراین سال163 میلیون دلار بوده که کمتر از یک درصد کل واردات ایران است. این اطلاعات گویای وجود موانع و مشکلات بر سر راه توسعه روابط اقتصادی فیمابین میباشد. قاره آفریقا از نظر منابع طبیعی از جمله فلزات کمیاب (طلا، الماس، اورانیوم و...) نفت، گاز طبیعی، جنگلها، محصولات گیاهی و دریایی غنی میباشد. وجود این منابع غنی و نیروی کار ارزان چشمانداز مثبتی از توسعه آتی این قاره را نوید میدهد.
اما به رغم این امکانات سرشار و بالقوه بسیاری از کشورهای آفریقایی به دلیل نداشتن ثبات لازم، عدم بهرهمندی از فناوریهای لازم برای استفاده از ظرفیتهای موجود و عدم طراحی و برنامهریزی مناسب همچنان در زمره کشورهای فقیر قرار دارند. برنامه مشارکت نوین برای توسعه آفریقا (نپاد) توسط رهبران اتحادیه آفریقا تصویب شده و بهعنوان برنامه اجرایی این اتحادیه برای توسعه اجتماعی و اقتصادی آفریقا در حال اجرا میباشد. این طرح که هدف آن فقرزدایی از قاره آفریقا و قراردادن کشورهای این قاره در مسیری سازنده و مثبت در فرآیند جهانی شدن میباشد. یک گام مهم و عملی به سوی همگرایی منطقهای، یکپارچگی اقصادی و وحدت عمل سیاسی است.
جمهوری اسلامی ایران دارای امکانات، قابلیتها و تواناییهای بالقوه و بالفعل فراوانی برای همکاری و گسترش روابط با کشورهای آفریقایی است. ایران از نظر ذخایر معدنی در سطوح جهانی بسیار غنی بوده و حدود %10 از ذخایر نفت دنیا و بیش از %18 ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد و در مسیر انتقال بخش قابل توجهی از ذخایر انرژی منطقه به بازارهای جهانی قرار دارد. تحولات آفریقا، در راستای تامین و ارتقاء امنیت و صلح در این قاره، نویدبخش است. کشورهای آفریقایی با ایجاد اتحادیه آفریقا، طراحی برنامه نپاد و همچنین فائق آمدن بر وضعیت جنگ و درگیری، در پیشگرفتن راه صلح و دموکراسی و با بهرهبرداری مطلوبتر از منابع فراوان طبیعی خود، آیندهای توام با آبادانی و سعادت را جستجو میکنند.
در این فرایند اطمینانبخش، ایران میتواند تجربیات و دستاورهای خود را در اختیار برادران آفریقایی قرار دهد. شرکتهای مختلف ایرانی به مدد تجارت فراوان و گسترده خود در زمینههای راهسازی، سدسازی، پلسازی، آبرسانی، برقرسانی، مخابرات، بهداشت، کشاورزی و غیره در هر یک از کشورهای آفریقایی بویژه در سودان، بر پایه نیازها و فرصتها، همکاری خود را آغاز کردهاند.
همچنین دانشگاهها و موسسات آموزشی پیشرفته ایرانی، آماده همکاری در زمینه آموزش متخصصان و دانشجویان آفریقایی هستند. در بخش بازرگانی ما میتوانیم کالاهای همگون با نیازهای آفریقا و با کیفیت خوب و قیمتهای ارزان را به بازارهای آفریقایی عرضه نموده و در برابر، از محصولات آفریقا برای تامین نیازهای داخلی خود استفاده کنیم. تاکنون نمایشگاههای متعددی برای معرفی کالاهای ایرانی در آفریقا برگزار شده است که موفقیتآمیز بوده و با استقبال بسیار خوب مردم آفریقا روبرو شده است.
در عصرکنونی روابط بینالملل که پدیده جهانیشدن میتواند زمینهای برای استیلای قدرتهای جهانی بر ابعاد گوناگون زندگی ملتها را فراهم سازد، بهرهمندی از فضای جدید و مقابله کارساز با تبعات سوء این پدیده تنها در گرو شناخت موقعیتها و ظرفیتهای بینالمللی و همکاری تنگاتنگ و همسوی میان کشورهای جهان سوم است.
بر این اساس جمهوری اسلامی ایران و آفریقا نیاز به همکاری و تلاش بیشتر جهت تحقق آرمانها و منافع مشترک خود دارند. با توجه به مطالب فوق و با توجه به وجود مسلمانان زیاد در آفریقا و پیوندهای دینی و تمدنی و فرصتهای موجود برای سرمایهگذاری و تجارت در آفریقا، و از آنجا که الجزایر، لیبی و نیجریه عضو کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) میباشند و همچنین ایران بهمراه مصر و نیجریه عضو8 D(هشت کشور در حال توسعه اسلامی) میباشد حضور جدیتر ایران در آفریقا و معادلات این قاره ضروری میباشد.