بخش سیاسی خارجی
مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی پس از پایان جلسه اخیر شورای حکام در خصوص پرونده هسته ای کشورمان در مقابل خبرنگاران حاضر شد و مطابق آنچه پیش بینی می شد، سخنانی “دو پهلو” بر زبان راند. “محمد البرادعی” اعلام کرد که ایران همکاری های خود با آژانس را در چارچوب پادمان ادامه داده و در عین حال به درخواست شورای امنیت برای تعلیق غنی سازی و انجام اقدامات شفاف سازی بیشتر طبق پروتکل الحاقی عمل نکرده است.
او همچنین بار دیگر ایده تایم اوت)Time out( را تکرار کرده است. به اعتقاد مدیر کل آژانس، توقف همزمان غنی سازی در نطنز و اعمال قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران برای شروع مجدد مذاکرات مفید و ضروری می باشد. در خصوص اظهارات و پیشنهاد های البرادعی باید به سه نکته مهم اشاره کرد:
اول اینکه “اتلاف زمان” در این برهه حساس به سود یا زیان کدام طرف است؟ به عبارت دیگر زمان به سود ایران به گردش درآمده است یا غرب؟ پاسخ این سوال را باید از پیشرفت های اخیر هسته ای ایران و خصوصا دستیابی به چرخه سوخت هسته ای ، راه اندازی کارخانه آب سنگین اراک و غنی سازی هسته ای در مقیاس صنعتی جستجو کرد. این پیشرفت ها در کنار تهدیدات کشورهای 1+5 حاصل شده اند. در شرایط کنونی که تهران بدون توجه به درخواست نامعقول گروه 1 +5 مسیر طبیعی هسته ای خود را می پیماید، اصرار مخالفان هسته ای ایران مبنی بر لزوم توقف غنی سازی اورانیوم تاثیری در ادامه راه در پیش گرفته شده توسط کشورمان نخواهد داشت .
نکته دوم این که البرادعی در بسیاری موارد مرز میان شخصیت “حقیقی” و “حقوقی” خود را مخدوش می کند. این که البرادعی حمله به ایران از سوی آمریکا را “دیوانه وار” بخواند برای تهران مهم نیست و تنها تاکید یک مقام سیاسی غیرمسئول بر حقیقتی بلاانکار محسوب می شود. اما مطالبه اصلی ایران از البرادعی و دیگر مقامات آژانس پرهیز از “دوگانه گرایی” و اجتناب از تنظیم گزارش ها به سود کاخ سفید، اتحادیه اروپا و روسیه است.
در روابط میان یک “کشور” و یک “سازمان” تعهد و رفتار بر اساس قوانین مدون و پذیرفته شده یک اصل محسوب می شود. آژانس در طول سالیان اخیر با گزارش های دو پهلوی خود زمینه را برای مانور واشنگتن و متحدانش علیه تهران فراهم نموده است. البرادعی تصور می کند که حرمت حقوقی اقدامات و گزارش های متناقض آژانس را می توان با اظهارنظری شخصی و سیاسی لاپوشانی نمود. حال آنکه تهران خواهان ژست گیری سیاسی البرادعی در قبال آمریکا نیست، بلکه از وی می خواهد که بر اساس قانون، منطق و شفافیت گزارش های خود را ادامه دهد.
نکته سوم در ارائه پیشنهاد “تایم اوت” نهفته است. این پیشنهاد تنها در صورتی قابل اجراست که شاهد دو جریان مساوی و مختلف الجهه باشیم. این در حالیست که علی رغم مختلف الجهه بودن ایران و غرب “تساوی” میان این دو در برهه کنونی مصداقی ندارد.
ایران در حال حاضر به پیشرفت هسته ای خود مطابق معاهدات بین المللی ادامه می دهد و در مقابل تهدیدات غرب ایستادگی کرده است. اما کشورهای 1 + 5 دوران تشدید اختلافات زیربنایی در درون خود را تجربه می کنند و توانایی ایجاد رعب ووحشت در ایران را نیز ندارند. در صورت رها نمودن همزمان اجرای قطعنامه های شورای امنیت توسط غرب و تعلیق اورانیوم توسط ایران شاهد سنگین شدن وزنه به سود غرب خواهیم بود. در این معامله ناپخته ایران “داشته هایش” را از دست می دهد ولی کشورهای 1 + 5 نسبت به عدم اعمال نوعی خاص از “تحریم” یا “رفتار” متعهد خواهند شد.
از سوی دیگر تهران برای قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل متحد اصالت و اعتباری قائل نیست. این حقیقت را ملت و دولت ایران در طول دو سال اخیر به خوبی اثبات نموده اند. اما ایران برای پیشرفت های هسته ای خود از جمله غنی سازی اورانیوم با هدف استفاده صلح آمیز و تحقیقاتی اعتبار و اصالت قائل است. لذا پیشنهاد البرادعی با توجه به عدم رعایت نسبت های ملزوم یک معامله پایاپای، پیشنهاد کارشناسانه و عاقلانه ای به نظر نمی رسد.
در نهایت این که "تهران" باید همچنان به مسیر هستهای غیرقابل بازگشت خود ادامه دهد. افزایش تعداد سانتریفیوژها به چند برابر تعداد کنونی تنها با اتکا به دانش بومی و مدیریت داخلی و غیروابسته به غرب امکانپذیر است. تنها مجرایی که باید دستیابی به انرژی هستهاتی را در آن جستجو کنیم "اتحاد ملی" است. اگر نه آژانس و کشورهای 1+5 هدفی به جز وادار نمودن تهران نسبت به توقف در یک نقطه در یک نقطه معین و غیرقابل پیشرفت ندارند.