حسین رزمنده
دنیس رایس، نماینده سابق آمریکا در خاورمیانه هشدار داد اگر طرح وی مبنی بر تشکیل «دولت اضطراری فلسطین» بدون مشارکت جنبشهای فتح و حماس به عنوان طرح جدید خاورمیانهای به اجرا درنیاید، آن گاه اسرائیل برای مدت طولانی در نوار غزه باقی خواهد ماند و در نتیجه شرایط زندگی در غزه سختتر خواهد شد و اصولاً هرگونه عقبنشینی اسراییل از کرانه باختری نیز منتفی میشود.
وی تأکید کرد که حماس بیش از تمایل به حکومتداری، پایبند به مقاومت است.
در واقع طرح رایس برای برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری در حالی است که تقریباً هفت ماه از برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در فوریه 2006 میگذرد و طی آن جنبش حماس در انتخاباتی کاملاً آزاد و به اعتراف رسانههای خارجی دموکراتیکترین انتخابات توانست اکثریت مطلق این مجلس را با رأی مستقیم مردم در قالب شعار مبارزه با فساد به دست آورد.
اما طرح دنیس رایس در ادامه شامل این پیشنهاد نیز میشد که به محض تشکیل دولت اضطراری، کشورهای کمککننده، کمکهای اضطراری خود را به فلسطین ارایه دهد و بلافاصله یک نیروی امنیتی حرفهای نزدیک به ابوزمان تشکیل شود که این یعنی نادیده گرفتن آرای مردم در حمایت از حماس و نیز سرکوب مقاومت و خشکاندن ریشه مبارزات اسلامی ملت فلسطین.
البته اینکه چه کسی در چارچوب طرح دنیس رایس، به عنوان فرمانده برای همکاران با ابوزمان (ابوعباس) مطرح شود، احتمالاً (محمود حلان) شخص نزدیک به آمریکا باشد ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره توافقها برای آتشبس فراگیر و توقف شلیک موشکهای فلسطینی به سوی اشغالگران باید به ابوزمان به مذاکره بنشیند و در قبال آن رژیم صهیونیستی ادامه بازداشت فلسطینیان و یورش به خانههای آنها را قطع کند و همچنین شورای امنیت با صدور قعطنامهای اشغالگران را وادار به عقبنشینی از غزه کند و متقابلاً فلسطینیان ملزم به توقف شلیک موشکهای خود به اهداف صهیونیستی شوند که با این کارها یک چتر بینالمللی گسترده بر روی آتشبس مورد نظر واقع میگردد. نظیر آنچه که میان رژیم صهیونیستی و لبنان صورت گرفت. دنیس رایس اعلام کرد که نقطه پایانی طرح او مبتنی بر این است که ایالات متحده آمریکا، مصر و عربستان به سوریه فشار آورند تا دمشق تضمین دهد که رهبران حماس در مورد بندهای این طرح مانع تراشی نکنند
رژیم صهیونیستی بزرگترین مانع صلح در منطقه
اما از عجیبترین و شگفتآورترین تحولات خاورمیانه همواره این ترجیحبند خارجی، سیاسی میباشد که هیچگاه طرحهای سازش مورد نظر آمریکا برای تغییر چهره خاورمیانه و اعمال سیاستهای یک سویه و سلطهطلبانه در حمایت از رژیم غیرقانونی صهیونیستی، نه تنها کمترین موفقیت را به دست آورده، بلکه در نهایت جز شکست و ناکامی و عقیم ماندن طرحهای طرح تحمیلی چیزی برای واشنگتن –تل آویو دربر نداشته است. در همین رخدادهای اخیر که به دنبال ربودن یک سرباز صهیونیستی، توسط فلسطینیان دو سرباز اسرائیلی نیز توسط حزبالله لبنان به گروگان گرفته شدند؛ حلقه محاصره علیه رژیم صهیونیستی تنگتر شده است و اکنون صهیونیستها هم از درون سرزمینهای اشغالی و هم از بیرون مورد تهاجم قرار گرفتهاند.
آمریکاییها با ارایه طرح خاورمیانه بزرگ عربی و شمال آفریقا در تلاش هستند تا این حلقه محاصره را بشکنند و آتش خشم ملتهای مسلمان را تبدیل به خاکستر نمایند. به طوری که رالف پترز، سرهنگ بازنشسته آمریکایی در مقالههایی بانام «مرزهای خون» و «چگونه میتوان خاورمیانه بهتری ساخت» نشان میدهد که تجزیهطلبی در کشورهای قدرتمند منطقه، محور اصلی طراحی این نقشه عجیب به شمار میرود وی پیشنهاد میکند که باید بسیاری از کشورهای خاورمیانه تغییر یابد.
سرهنگ رالف پترز که از استراتژیستهای معروف پنتاگون بوده است، پیشنهاد میدهد که عراق را باید به سه بخش تقسیم کرد و یک دولت مستقل کرد ایجاد شود.
او در ادامه مقاله خود میگوید: بخشهایی از کشورهای سوریه، ایران و ترکیه به کردها داده شود تا بتوانند حکومت مستقل داشته باشند. این حکومت کرد باید طرفدار غرب باشد که مرزهای آن از شهر دیاربکر ترکیه شروع میشود. اما شکست برنامههای بوش در تحقق وعده خود از جمله ایجاد دولت موفق در عراق و افغانستان و ثبات و امنیت خاورمیانه، اعتماد جهان را نسبت به ایالات متحده و شعارهای صلحطلبانه آن کاملاً از بین برده است.
جیم هوگلند نویسنده و تحلیلگر واشنگتن پست در تحلیلی میگوید: بوش به اندازه کافی فرصت داشته است تا مواضع خود را در قبال تروریسم، و بحران خاورمیانه بطور عملی به اثبات برساند، اما بستن و منحل نمودن واحد مسئول دستگیری بنلادن در سازمان سیا، حمایت مستقیم و صریح از اسرائیل در کشتار مردم فلسطین و لبنان و ناامنی افغانستان و عراق؛ بنبست بوش و کاخ سفید را در اجرای برنامههای خاورمیانه ایشان را به اثبات رساند، بویژه که نمایندگان آمریکا طی نامهای انتقادآمیز برنامههای بوش را عامل عصبانیت و خشم آنها از نقص قوانین معرفی نمودهاند.
شکست آمریکا در حمله به ایران
سیمورهرش، خبرنگار69 ساله هفتهنامه نیویورکر که با افشاگریهای شکنجههای وسطایی زندان ابوغریب در روزنامه دیلی میرور شهرت جهانی یافت و نیز رسوایی بزرگی را علیه آمریکا در نزد جهانیان به تصویر کشید، در1969 نیز با افشاگریهای خود علیه جنگ ویتنام، افکارعمومی جهان را علیه آمریکا برانگیخت که در نهایت به عقبنشینی یانکیها از ویتنام انجامید.
وی در چند ماه پیش از حمله اتمی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران خبر داد. اما بتازگی در مقالهای اظهار داشت: فرماندهان ارتش آمریکا برای جلوگیری از شکست حتمی آمریکا در منطقه خاورمیانه با اقدامات نظامی علیه ایران مخالفت کردهاند.
وی میگوید اگر چه تصمیمگیرنده اصلی بوش است، اما اتفاق غیرعادی که افتاده است، این مسأله میباشد که تمامی ژنرالها و افسران و فرماندهان عالیرتبه ارتش صریحاً گفتهاند که با سیاستهای کاخ سفید در مورد ایران اختلاف نظر دارند بویژه که با سیاستهای بوش در عراق با وجود مخالفتهایی که داشتند، پیش از جنگ سخنی از این مخالفتها بر زبان جاری نساختند، اما از اینکه بوش در هنگام حمله به عراق توجهی به هشدارهای آنها نمیکرد بشدت ناراحت و عصبانی بودند.
هرش میگوید: اکنون این فرماندهان در مورد ایران کاری را میکنند که در مورد عراق نکردند؛ یعنی نظرات خود را صریحاً ابراز میکنند.
من از اینکه ژنرال «پیس» رییس ستاد ارتش، درباره خطرات اقتصادی و سیاسی بمباران ایران برای آمریکا به رییسجمهور هشدار میدهد، بسیار متحیرم، زیرا این وظیفه ارتش نیست، اما با این وجود و صرفنظر از همه این مخالفتها و هشدارها دولت بوش هر کاری که بخواهد میکند. آنها شاید تا پیش از انتخابات کنگره اقدامی نکنند، اما بعد از آن هم برای حفظ جایگاه جمهوریخواهان در انتخابات سال 2008 و پیروزی آنها قطعاً وارد جنگ دیگری نخواهند شد، زیرا وارد شدن در جنگ با ایران؛ یعنی شکست جمهوریخواهان و پیروزی دموکراتها.
سیمور هرش دلیل این نظریه خود را کاهش شدید نفوذ چنی ورامسفلد در نزد بوش از یک سو و تمایل وی به سوی افراد واقعگراتری چون آلبرایت و برژیسنکی که به رایس مشورت میدهند از دیگر سو اعلام کرده است. در عین حال سیمور هرش از وجود مثلث چنی، بوش و رامسفلد به عنوان سه عقرب در یک بطری نام میبرد. در عین حال آنان باید به مقابله با لابیهای صهیونیستی با نفوذی چون، الیوت آبرامز و مایکل دوران اعضای شورای امنیت ملی کاخ سفید بپردازند که در پی سیاستهای جنگطلبانه کاخ سفید هستند که این نظریه دیوانگی محض است.
هرش به نقل از مارتین ایندایک، مشاور سابق کلینتون وسفیر پیشین آمریکا در سرزمینهای اشغالی مینویسد، آمریکا با توجه به قدرت نظامی عظیم خود نهایتاً میتواند با یک ایران اتمی کنار بیاید، اما اسراییل توان مقابله با چنین تهدیدی را ندارد. اگر چه برخی مدعیاند همه وسایل به اسراییل ختم میشود، برخی دیگر میگویند همه این قضایا به نفت مربوط میشود، اما من معتقدم که همه وسایل به ایران ختم میشود؛ زیرا نفود ایران در عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و سراسر خاورمیانه اشراف ایران بر تنگه هرمز، مسیر عبور و مرور نفتکشهای غولپیکر و انرژی هستهای، برگهای برنده را در اختیار ایران قرارداده است که این کشور به عنوان قدرت اول خاورمیانه مطرح نموده است. اما بوش، چنی و رامسفلد سخن از گسترش دموکراسی در خاورمیانه میگویند که ملتهای منطقه با شعارهای آمریکا بیگانه و بیاعتماد هستند. و ایران را شریک خوبی برای آینده منطقه به عنوان کشوری ریشهدار و اسلامی میدانند.
هرش در ادامه میگوید: کاخ سفید مدعی است که دموکراسی نهایتاً طی بیست سال آینده و یا طبق گفته رایس شاید پنجاه سال دیگر در عراق برقرار شود. اما این ادعا که چون تز دموکراسی در آمریکا جواب داد، پس در خاورمیانه هم مفید است، جای تردید وجود دارد.
وی میگوید: دیوید ایگلیشین با تأکید بر نظرات و رهیافتهای کسینجر و ریچارد نیکسون در دهه هفتاد در برخورد با چین، به بوش توصیه کرده است که بتدریج به سوی نزدیکی با ایران پیش برود؛ زیرا نه تنها ایرانیها حاضر به دست کشیدن از غنیسازی اورانیوم هستند که جنبه ملی و حیثیتی برای آنها دارد و نه آمریکا توان رویارویی با ایران و به آتشکشیده شدن خاورمیانه را داراست.
زمینگیر شدن آمریکا در بحران خاورمیانه به دلیل نداشتن رابطه با ایران
روزنامه تندروی «واشنگتن پست» به دلیل عدم ارتباط مقامات آمریکا با جمهوری اسلامی بشدت از آنها انتقاد کرد. این روزنامه با اشاره به اینکه هر سه بحران«عراق و فلسطین و لبنان» مرتبط با جمهوری اسلامی است، نوشت: آمریکا به دلیل قطع ارتباط با ایران از هرگونه تأثیرگذاری بر این بحرانها ناتوان است. در این تحلیل آمده است: دولت بوش به طور ناگهانی با سه بحران رو به گسترش و بسیار عمده و خطرناک در خاورمیانه روبرو شده است. اما به گفته کارشناسان آمریکایی و خاورمیانه، گزینههای کمی برای حل این تنشها در کوتاه مدت در اختیار دارد. اسراییل نیروهایی را به غزه و لبنان فرستاده تا درباره سه سرباز دستگیر شدهاش به دست حماس و حزبالله لبنان وارد عمل شوند.
آمریکا و متحدانش رقابت بدی را در مورد برنامه اتمی ایران در پیش گرفتهاند. البته نگرانی از تبدیل خشونتهای قومی عراق به جنگ داخلی گسترده نیز یکی از مهمترین بحرانهاست، اما نکته برجسته هر سه بحران، ایران است. ایران هم از دو گروه اسلامی فلسطین و لبنان (حماس و حزبالله) حمایت میکند و هم پاسخ ندادن ایران به پیشنهادهای غرب نیز یکی دیگر از مشکلات فرا روی آمریکا در چالش خاورمیانهای آن محسوب میشود.
رابرت مالی، مدیر گروه بحران برنامه خاورمیانه میگوید: شما در این زمینه بازیگرانی دارید که میکوشند که خود را مطرح کنند و راه آن را نیز خوب می دانند. آنان میخواهند قواعد بازی را دور بزنند. لذا به دلیل شباهت این بحرانها، بوش قصد دارد تا برای فرار از بحران خاورمیانه، ایران را در شورای امنیت به دام بیندازد. اما آن هم نیز کارساز نخواهد بود؛ زیرا بوش در هر چهار جبهه عراق، لبنان، فلسطین و پرونده هستهای نه تنها هیچگزینهای ندارد، بلکه این ایران است که اقتدار و هدایت تحولات منطقه را در دست گرفته است.
عملیات «وعده صادقانه» حزبالله لبنان و سختترین روزهای رژیم صهیونیستی
ورود قدرتمندانه حربالله برای حل بحران غزه و اجرای عملیات موسوم به «وعده صادقانه» در موشکباران حیفا و نیز به اسارت گرفتن دو نظامی اسراییلی باعث شد که اکنون رژیم صهیونیستی از یک سو در نوار غزه با مقاومت فلسطین روبرو شود و از سوی دیگر در بیروت از مرزهای خود در شمال فلسطین اشغالی با مقاومت اسلامی حزبا... که آنان را در شرایطی سخت قرار داده است درگیر شود. با وجود آنان صهیونیستها با مشکل اسیر نظامی خود در دستان حماس و مقاومت فلسطینی روبرو شدند که هنوز آن را حل نکردهاند که به یکباره، درگیر مسأله اسارت سربازان خود توسط حزبالله میشوند. با این حال یکی از اعضای جنبش مقاومت حزبا... لبنان در این باره میگوید: هدف از عملیات «وعده صادقانه» انجام قول و وعده خود برای آزادی اسرا و حمایت از ملت لبنان و فلسطین است. وی درباره سخنان سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب الله اظهار داشت که این سخنان، نشاندهنده تمایل جریان شیعه برای اقدام یک عمل انسانی و دوستانه است و نبردی که در آن غیرنظامیان آسیب ببینند، نیست بلکه برای تبادل اسراست.
لذا حزبالله به دنبال مذاکره غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی برای تبادل اسرا میباشد و سازمان ملل و محافل بینالمللی باید به اسراییل فشار بیاورند تا تبادل انجام شود ما حتی در سالگرد بزرگداشت اسارت «سمیر قنطار» گوشزد کردیم که رژیم صهیونیستی باید اسرای حزبالله را آزاد کند اما صهیونیستها به وعده خود عمل نکردند و ما عملیات خود را با نام «وعده صادقانه» و با اسارت گرفتن دو سربار اسراییلی آغاز کردیم.
جنوب لبنان، جایی که انقلاب ایران صادر شده است
رسانه «سانفرانسیسکو گیت» درباره تأثیرات انقلاب اسلامی در جنوب لبنان در گزارشی مینویسد: کمکهای مادی و معنوی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته متحد قدرتمندی را در چند قومی مرز اسراییل بوجود آورده است، به طوری که نشانههای تأثیر ایران در خیابانهای حاری حریک در حومه شعیهنشین بیروت در همه جای آن دیده میشود. یک پرچم بزرگ ایران با نام فوتبالیستهای این کشور در یک قسمت به اهتزار درآمده است. کمی که به سمت جنوب و به طرف مرز لبنان و اسراییل برویم، حزبالله لبنان متحد ایران و بزرگترین گروه نظامی این کشور استقرار یافته است.
نفوذ معنوی ایران بر حزبالله لبنان همه برگهای برنده را در اختیار ایران قرار داده است و به همین دلیل ایران امروز بخوبی در لبنان جاگیر شده است. امروز انقلاب اسلامی در عراق، فلسطین و سراسر خاورمیانه ریشههای تنومندی را در میان مسلمانان دوانده است.
امروز نیز بار دیگر نفوذ ایران در حمایت از فلسطین و لبنان در فشار بر اسراییل و آمریکا، برگهای برندهای را در تحولات منطقه در اختیار ایران قرار داده است تا کنترل منطقه را به رخ جهان بکشد.
عراق رؤیای آشفته ایالات متحده
آمریکاییها که رؤیای ایجاد دموکراسی و ثبات و امنیت عراق را بر باد رفته میببینند، با توسل به تحریک شبه نظامیان اهل سنت علیه شیعیان عراق سعی دارند تا با حضور بیشتر خود برای انجام برنامههایشان مشروعیت ببخشند.
سایت خبری «بحرین نیوز» به نقل از منابع عراقی نوشت: زعمی خلیلزاد، سفیر آمریکا در عراق، دولت آمریکا را به ضرورت حمایت از ایده تشکیل شبه نظامیان سنی در بغداد و مناطق اطراف آن متقاعد کرده است. این پیشنهاد براساس تحقیقی است که کارکنان برجسته سرویس اطلاعات مرکزی سیا ارایه کردهاند، به طوری که مناطق سنینشین یوسفیه، اسکندریه و محمودیه در جنوب بغداد در دو ماه گذشته شاهد اجرای این طرح آمریکایی بوده است. علاوه بر آن با تشکیل شبه نظامیان مسلح در منطقه «التاجی» و نیز استفاده از برخی سران رژیم صدام از جمله «خمیس فلاحی» که از اعضای استخبارات صدام بودند، تاکنون دهها کارگر از کارگران کارخانههای التاجی و کارگران منطقه شعله الرحمانیه در شهر صدر را ربودهاند. هدف آمریکا نیز ایجاد توازن مسلحانه برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای سربازان آمریکایی در ایجاد امنیت و توجیه این ناتوانیهای ارتش ایالات متحده میباشد.
آلبرایت: بوش یکی از بدترین حکمرانان جهان
مادلین آلبرایت وزیر خارجه سابق آمریکا در مراسم جشنی که به مناسبت انتشار کتابش با عنوان «سرزمین قدرتمند و خدای قادر» برگزار شده بود، تأکید کرد: من با وجود آنکه با حذف صدام موافق بودم، اما دلایل قانعکنندهای برای جنگ علیه عراق و ضرورت این جنگ وجود نداشت، لذا شیوههای انتخابی بوش برای رهایی از تهدیدهای فرضی عراق نسبت به امنیت آمریکا درست نبود.
وی با اشاره به اشتباهات بوش به کارگیری الفاظی همچون «جنگ صلیبی علیه تروریسم» اظهار داشت: با وجود آنکه بوش پس از بیان این عبارت، دیداری از مساجد داشت هدفش را از این جنگ فقط جنگ علیه تروریسم دانست، ولی به کارگیری آن از ابتدای امری اشتباه بود. لذا من معتقدم که بوش یکی از بدترین حکمرانان جهان است. بویژه که در تمام ادیان الهی و آسمانی گروههای تندرو وجود دارند که اقدام به عملیات تروریستی میکنند که هیچ ربطی به اسلام مترقی و پیشرو ندارد. آلبرایت با سخنی از کتاب خود اظهار داشت که پس از مذاکرات کمپ دیوید ثابت شد که اختلافات طرفین اسراییلی و فلسطینی برسر آینده بیتالمقدس اختلافات دینی است و کلینتون در آن زمان پیشنهاد داد که این شهر تحت حاکمیت الهی میان فلسطینان واسراییلیهاتقسیم شود.
آلبرایت با تأکید بر رعایت اصول اخلاقی در امور سیاسی گفت: در دیدار چند هفته گذشته خود با بوش که با حضور جمعی از وزرای امورخارجه و دفاع سابق آمریکا برگزار شد، به وی پیشنهاد داده تا به نامه محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران پاسخ دهد. چون برخی از بخشهای این نامه نشاندهنده نگرانی شدید جهان اسلام از آمریکا بود و من معقتدم که آمریکا بطور مستقیم با ایران وارد گفتگو شود تا راهحلهایی در خصوص مسایل مورد اختلاف پیدا کند.