سیدعلیحسین درخشان
به هر ترتیب، نهاد بلند مرتبه سیاسی مذهبی ولایت فقیه به عنوان «مرکز ثقل حکومت و رهبری»(33) و «ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی»(34) در اصل پنجم قانون اساسی اینگونه تجلی یافته که: «در زمان غیبت حضرت ولیعصر(عج) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصدو هفتم عهدهدار آن میگردد.»
در پی نهادینه شدن اصل ولایت فقیه، قانونگذاری اساسی درصدد ترسیم ساز و کار چگونگی تحقق و اجرای این نهاد و لایی برآمده و طی جلسات متعدد و بحث و بررسی مفصل، سرانجام «مجلس خبرگان» را پایهریزی کردند.(35) و(36) تا این مجلس وظیفه تشخیص، انتخاب، معرفی، نظارت و صیانت از رهبری را عهدهدار شود و در سوگندنامه خبرگان آمده است:
«سوگند یاد میکنم که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسدار کنم و در ایفای وظیفه سنگینی که بر عهده داریم یعنی تشخیص و معرفی بهترین فرد برای مقام والای رهبری امت و در حراست از این منصب الهی و حفظ آن از هر گونه خطری خود را در پیشگاه مقدس خداوند مسئول بدانم. » (37)
به این اساس، فلسفه وجودی مجلس خبرگان را این گونه میتوان تشریح نمود:
1-ودیعهداری از سوی ملت (به عنوان امینی عادل)
2-تشخیص و معرفی بهترین فرد برای مقام والای و منیع رهبری امت (به عنوان وظیفهای سنگین )
3- حراست از این منصب الهی و حفظ آن از هرگونه خطری (بهعنوان مسئولیتی خطیر) «ودیعه» را در لغت واگذاری و در اصطلاح؛ «لفظ یقتضی الاستنبابه فیالحفظ»(38) که کار موجب است (طرف ایجاب) با این حساب رایدهنده در مجلس خبرگان، در حقیقت نایب گرفته است برای حفظ «منصب الهی» که همان «منصب رهبری امت» است، که حفظ آن ابتدا به دوش تکتک امت است و از آن رو که این حفظ کردن، تخصص و کارشناسی میخواهد و قابل نیابت است، مردم اهل خبره را به عنوان امانتدار و عادل انتخاب میکنند تا این منصب در حقیقت امانت الهی است که باید به اهلش سپرده شود(39) امانت اعم از ودیعه است، امانت هم «استنابه در حفظ است» که نوع خاص آن ودیعه است که برای حفظ محض است نه غرض دیگر؛ «الودیعه امانه»(40) همانگونه که مال مضاربه، عین الاجاره و عاریه هم امانت است.(41) با این تفاوت که ودیعه امانت برای صرف حفظ کردن و عقود دیگر اصاله غرض دیگری دارد ولی تضامنا امانت است برای حفظ عین الاجابره، مالالمضاربه و مورد عاریه.
از این رو اهل خبره، با نامزد شدن در انتخابات، پیشاپیش قبول خود را در نیابت اعلام کردهاند و حفظ برای آنها واجب است؛ «اذا ستودع و قبل ذلک وجب علیه الحفظ»(42) و این تکلیف را در سوگندنامه خود متبلور کردهاند. بعضی از فقها بر این نظریهاند که «یکفی الفعل الدال علی القبول»(43) یعنی هر فعل که دال بر قبول نیابت باشد، کافی است در عروض تکلیف (وجوب حفظ) که رای دادن و نامزد شدن، میتواند مصداقی از این فعل باشد. در مجموع فلسفه وجودی مجلس خبرگان این است که وظیفه مسئولیت خطیر حفظ «منصب الهی رهبری» را از سوی امت به شکل ودیعه پذیرفتهاند و به گردن آنان ثابت شده است و در این که رهبری از عظیمترین نعمتهای الهی است و حفظ آن بر همه واجب است، تردیدی نیست. (44) و (45)
فلسفه سیاسی ولایت فقیه
برای اینکه بیشتر به اهمیت مجلس خبرگان و فلسفه وجودی آن پی ببریم مبحثی را مطرح میکنیم و توضیح میدهیم که این نهاد عهدهدار وظایفی نسبت به آن است: فلسفه سیاسی در نظریه معمار فقید و کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه بر این اساس است که؛ اسلام برای پیاده شدن و عملی ساختن بخش عمدهای از احکام خود، نیازمند تشکیل حکومت اسلامی است.
در آثار مختلف بدین نکته اشاره دارند که؛ اقامه مخالفت علنی با ظالمین، بر فقیهان عادل و تبعیت و یاری ایشان بر مردم واجب است.(46)
بر این اساس معنای حکومت اسلامی، یعنی ولایت مطلقه فقیه عادل منصوب از جانب شارع مقدس در همه آنچه پیامبراعظم صلیاللعلیهوآلهوسلم امامان معصوم علیهمالسلام در ارتباط با حکومت بر آن ولایت داشتهاند، و از همینرو ولایت فقیه، ریشه در ولایت پیامبر و امام معصوم دارد و حق دخالت در امور مردم از موضوع ولایت، به استناد دلایل استوار دینی، از سوی امام معصوم علیهالسلام به مجتهد جامعالشرایط در عصر غیبت امام عصر(عج) سپرده شده است. از این جهت مشروعیت نظام، مبتنیبر ولایت فقیه یک فقیه ماذون از طرف شرع بر پیکرده آن و همه ابعاد حکومت است. از این رو طبق نظر امام (رحمهاللهعلیه): «حکومت اسلامی» و احکام حکومتی از احکام اولیه اسلام است و بر همه احکام تقدم دارد(47)
اینکه حکومت از احکام اولیه اسلام است در آثار مختلف و رهنمودهای متعدد حضرت امامخمینی(ره) عنوان شده است. درباره اختیارات مطلقه حکومت اسلامی فرمودهاند: «حکومت که شعبهای از آن ولایت مطلقه رسولالله صلی الله علیه وآله وسلم است یکی از احکام اولیه اسلام و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز روزه و حج است»(48)
به موجب آنکه فقها در اجرای احکام الهی امین هستند؛ در اخذ مالیات، حفظ مرزها، اجرای حدود و قصاص، نظم شهرها، جزیه و خرج و صرف آنها در مصالح مسلمین، اخذ خمس و زکات و صدقات و.... این اختیارات علاوه بر مستندات روایی زیادی که در جای خود اثبات شده است در حدیث پیام اسلام آمده است که؛ «الفقهاء امنا الرسل مالم یدخلوا فی الدنیا».
معمار فقید و کبیر انقلاب چنین حاکمیتی میفرمایند: «عهدهدار حکومت می حد ذاتهشان و مقامی نیست؛ بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است... صرف حکومت برای آنان (فقهای عادل) جز رنج و زحمت چیزی ندارد، منتها چه بکنند؟ مامورند انجام وظیفه بکنند، موضوع ولایت فقیه، ماموریت انجام وظیفه است»(49)
بنابراین «ولایت فقیه» استمرار رسالت انبیاء علیهمالسلام و اندیشههای غدیر و سازماندهی زندگی اجتماعی- فردی جامعه اسلام است. هم تئوری تاسیس نظام اسلامی و هم تئوری بقاء و ادامه احکام اسلامی است و آنچه که میتواند چنین نظامی را عملی سازد، ابعاد فقاهت دین و فلسفه فقه پویای اسلام است. از این جهت، حکومت فلسفه عملی تمامی فقه دینی است.
دلایل منطقی و عملی امام رحمهالله علیه در وجود و استدامه حکومت اسلامی دین است که پیامبر اعظم صلیاللهعلیه و آله و سلم برای عملیساختن احکام و حدود و قوانین شرعیت اسلامی در رستگاری حیات بشر، حکومت تشکیل دادند و ثانیا ضرورت استمرار اجرای احکام الهی برای همیشه دوران است و به ناچار ماهیت و کیفیت قوانین اسلام بدون حکومت قابل اجرا نیست.
و با وجود چنین مقدماتی، عقل و شرع دو منبع استناد وجود حکومت اسلامی است.
اهمیت مجلس خبرگان
از این رو خبرگان رهبری نیز در راستای چنین نهاد مشروعیت بخشی، کار میکند و تصمیم میگیرند. معمار فقید و کبیر انقلاب امامخمینی(ره) در پیام خود پیرامون انتخابات مجلس خبرگان میفرمایند:.... «حکومت به جمیع شئون آن و ارگانهایی که دارد، تا از قبل شروع مقدس و خداوند تبارک و تعالی شرعیت پیدا نکند، اکثر کارهایی مربوط به قوه مقننه، قضائیه و اجرائیه، بدون مجوز شرعی خواهد بود و دست ارگانها که باید به واسطه شرعیت آن باز شد، بسته میشود و اگر بدون شرعیت الهی کارها را انجام دهند، دولت به جمیع شئونه، طاغوتی و محرم خواهد بود و لهذا تعیین خبرگان و فقیهشناسان از تکالیف بزرگ الهی است و هیچکس را عذری در مقابل اسلام و پیشگاه خداوند قهار نخواهد بود»(50)
مقام عظمای ولایت حضرت آیتالله خامنهای مدظللهالعالی، در توجه دادن به اهمیت اجتماع خبرگان و تصمیم تعیینکننده آنان، میفرماید:
«اجتماع خبرگان رهبری در نظام جمهوری اسلامی، تعیینکننده بودن، آثار ماندگاری باقی گذاشتن، به اهمیت این اجتماع نیست. این معنی موجب میشود که مسئولیت این جمع و آحاد تشکیلدهنده آن عظمت پیدا کند.»(51)
حضرت امام خمینی(ره) میفرماید: «مجلسی که برای ادامه نظام جمهوری اسلامی و شرعیت بخشیدن به آن نقش اساسی دارد. مجلسی که علاقمندان به اسلام و جمهوری اسلامی دل بدان بسته و مخالفان و دشمنان آن چشم بدان دوختهاند. آنان دل بستهاند که منتخبین آنها که از علمای متعهد و آگاه به مصالح و مفاسدند، با رای مبارک خود شایستهترین و آگاهترین و متهدترین فقیه یا فقها را برای این مقام که صیانت نظام جمهوری اسلامی و هدایت آن به طور شایسته و موافق با شریعت مطهره بستگی به آن دارد... تعیین نمایند و رضای او را بر رضای خود و دیگران مقدم بدارند»(52)
مقام معظم رهبری همچنین فرمودند: «مجلس خبرگان، پایگاه و جایگاه بسیار رفیع و با عظمتی دارد. در حساسترین و خطرناکترین لحظات زندگی ملت و نظام ما، این مجلس است که باید به داد ملت برسد. این منتخبان ملتند که باید در آن لحظههای خطیر، دین خودشان را به ملت ایفا کنند.»(53)
معظمله در سخنان گهربار دیگری فرمودند: «اگر مجلس خبرگانی باشد که از پشتوانه مردمی برخوردار باشد، آرای مردم پشت سرش باشد، وقتی کسی را انتخاب کرد، این انتخاب ملت میشود و خلائی در کشور نیست...»(54)
لذا چون این مجلس از نهادهای ابتکاری در نظام سیاسی کشور است که برای اولین بار، با تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی، در حقوق اساسی مطرح شد. و چون درباره بالاترین مقام کشور، تصمیمگیری میکند «فراتر» از نهادهای دیگر است؛
از آن رو که در لحظات حساس فقدان رهبری ایفای نقش میکند، در «حساسترین موقعیت» برای حفظ نظام است؛
بدان جهت که تعیین رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، جایگاه ویژهای در «مشروعیت حکومت» دارد.
و بالاخره چون به منزله برگزیدگان ملت از سراسر کشور، باید از دانش عمیق دینی (فقهی) و بینش قوی سیاسی و اجتماعی برخوردار باشند. نهادی از فرزانگان و نخبگان عالی مقام و وارست امت است.
نقش مجلس خبرگان هر چند در فعالیتهای خرد کشور. محسوس نیست، ولی حضور فعال و عالمانه آن، پیشتوانه اطمینانبخشی در جهت صیانت نظام مقدس جمهوری اسلامی است.
ضرورت تشکیل مجلس خبرگان
علت این که مردم در حفظ این منصب (ولایت فقیه) استنبابه کرده و خبرگان را نایب گرفتهاند، عجز آنها از حفظ آن است، چرا که حفظ آن، طبق سوگندنامه، از طریق تشخیص مقام والای رهبری امت است و این تشخیص برای هر کس امکان ندارد. زیرا رهبری از مقوله امامت و منصب عظیمی است. منصب پیامبران و ائمهاطهار علیهمالسلام است و مردم خود قادر به تشخیص این منیع نیستند.(55) از این رو رجوع غیرمتخصص به متخصص از اموری است که عقل هر انسانی آن را تایید میکند و خلاف آن را خروج از معیارهای عقلانی میداند. این حکم عقلی چنان محکم و خللناپذیر است که اگر بشر امروز بخواهد حتی چند لحظهای در امور زندگی خویش به این حکم عمل نکند حیاتش مختل میشود. بدیهی است مراجعه نکردن به متخصص، از احکام اولیه عقل است و نیازی به دلیل و برهان ندارد. در تایید رجوع غیرمتخصص به متخصص آیات و روایات بسیاری یافت میشود که حکایت از لزوم روجوع غیر خبره به خبره است که ما جهت تبرک به تعدادی از این آیات و روایات اشاره خواهیم نمود:
الف- آیه شریفه ذکر: (... فاسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون) (...اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید) (56)
این آیه شریفه با صراحت میگوید: در اموری که تخصص و آگاهی ندارید، به اهل اطلاع و آگاهی و یا به تعبیر دیگر، اهل خبره رجوع کنید. مرحوم علامه طباطبایی رحمها... علیه ذیل این آیه شریفه مینویسد: «به هرحال، آیه مذکور، به یک اصل عمومی عقلایی رهنمون میکند و آن اصل «رجوع جاهل به خبره» است. این حکم، تعبدی نیست و فرمان یافتن جاهل به پرسش از عالم، به خصوص پرسش از اهل ذکر هم امری مولوی و تشریعی نیست واین مطالب آشکاری است» (57)
2- آیه شریفه نفر: (...فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لینقهوا فی الذین و لینذروا قومهم اذا رجعو الیهم لعلهم یحذرون»» چرا که از هر گروهی از آنان (مومنان) طایفهای کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟ شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوداری کنند.»(58)
این آیه، به دلالت التزامی، نشان میدهد که قول خبره حجت، پیروی از آن واجب رجوع به او لازم است؛ چرا که اگر باید عدهای برای تحصیل معارف دین کوچ کنند و آنگاه برای تبلیغ دین، بازگردند و به انذار مردم بپردازند، ناچار سخن آنان در حق مردم، حجت است. از سوی دیگر، مردم نیز برای تحصیل معارف دین، باید به کسانی رجوع کنند که در امر دین، صاحبنظر و متخصص باشند. این مساله لزوم رجوع به خبره را نشان میدهد.(59)
3- آیه شریفه: «و کیف تصبر علی مالم تحط به خبرا» (و چگونه میتوانی برچیزی که به شناخت آن احاطه نداری، صبر کنی؟»(60)
این آیه که مربوط به داستان عبدصالح خدا، حضرت خضر و حضرت موسی علیهاالسلام است، اشاره صریح به معنای خبرویت دارد. در داستان مذکور، حضرت موسی علیه السلام به دلیل آگاهی و تخصص جناب حضرت خضر(ع)، در مقطع خاصی، مامور به رجوع و پیروی از او گردید. این آیه میفرماید: جناب موسی (ع) فاقد آگاهی لازم و خبرویت در بعضی از موضوعات بوده و از این رو، به رجوع و اطاعت از خبره فرمان یافت.
ب- رجوع به خبر از منظر و روایات
1- روایت اول:
از مهمترین روایاتی که درباره رجوع به خبره، برای شناسایی رهبر، مورد استناد میشود، (61) روایت یعقوب بن شعیب از امام جعفر صادق(ع) است.
یعقوببن شعیب از امام صادق(ع) میپرسد: آنگاه که امام دچار حادثه میشود و از دنیا رحلت میکند، مردم چه وظیفهای دارند؟ امام در پاسخ به استناد آیه نفر از سوره توبه میفرماید: «کجاست فرموده خداوند عزوجل که «چرا از هر گروهی از آنان (مومنان) طایفهای کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی یابند و هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنان را بیم دهند، شاید (از مخالفت با فرمان پروردگار) به ترسند و خوداری کنند.» امام در ادامه میفرمایند: (اینان تا هنگامی که در جستوجوی شناخت امامند، معذورند و مردمی که در انتظار کسب معرفت از آنان هستند نیز تا بازگشت آنان در عذرند.»(62) این روایت بیان می کند که در دوران فقدان رهبری و امامت مسلمانان که خلا زعامت پیش آمده است و به هر علت، جامعه مسلمانان امام خود را از دست داده است و بر عهدهای از آنان واجب است که به نیابت از دیگران، از شهر و دیار خود به سوی مرکز فرمانروایی سرزمینهای اسلامی حرکت کنند و در آن جا به بررسی امر رهبری بپردازند. آن گاه با ملاکها و علایمی که در دست دارند، امام بعدی را بیابند و صفات و علایم یاد شده را با شخص دارای شرایط، تطبیق داده، پس از شناخت امام، به سوی قوم خود بازگردند و او را معرفی کنند.(63)
دلالت آیه شریفه نفر از سوره توبه، به کمک این حدیث شریف، نشان میدهد که برای شناسایی پیشوای جامعه، باید به سراغ کسانی رفت که در این امر، کارشناس و به اصطلاح خبرهاند.
2- روایت دوم: توقیع شریف آقا امام زمان(عج) در پاسخ به نامه اسحاق بن یعقوب است در کتاب «اکمالالدین و اتمامالنعمه» آماده است که امام عصر(عج) با خط مبارکشان مرقوم فرمودند: «در حوداث پیش آمده، به روایان حدیث ما رجوع کنید.»(64)(65)
از این که در این روایت، حضرت مردم را به روایان حدیث و آگاهان به کلام معصوم(ع) ارجاع فرمودند نه به کسان دیگر، به خوبی میتوان دریافت که حضرت علت لزوم رجوع مردم به راویان حدیث را آگاهی و خبرویت آنان از کلام معصوم میداند. پس با توجه به مباحث پیشین ضرورت تشکیل مجلس خبرگان، به جهت عدم امکان شناخت ولیفقیه و زعامت مسلمین توسط مردم عامه است. لذا باید به اهل خبره نیابت دهند تا رهبری را تشخیص داده و معرفی کنند. از سویی عدالت و تقوا مانع از نامزد شدن یک مجتهد عادل برای مقام ولایت امری است. آن هم عرصهای که باید رقیب کنار زده شود و زمینههای هتک حریم بسیار وجود دارد. بنابراین ضرورت تشکیل مجلس خبرگان و فلسفه وجودی آن برای جلوگیری از این تالی فاسد تاکید بیشتری پیدا میکند.
معیارهای انتخاب خبرگان
از گفتارهای پیشین روشن میشود که درمرحله نخست، آنچه اعتبار، ارزش اهمیت فراوان دارد، اصل انتخابات است و برگزاری شکوهمندانه و سالم در فضایی بسیار صمییم و یکپارچه درسایه وحدت، اتحاد و همدلی همه مردم، گروهها و جریانات سیاسی در مرحله بعدی گزینش نمایندگانی صالح، صادق درگفتار و رفتار، با دیانت، دارای اخلاق صالح، مجتهد، دارای بینش اجتماعی و سیاسی، معتقد به مبانی و ارزشهای دینی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، شجاعت و شهامت، مدافع ارزشهای دینی و اخلاقی، دلسوز نظام و کشور و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی.
لذا نظر به اهمیت زایدالوصوف مجلس خبرگان و این که مجلس مزبور سند موفقیت و مشروعیت نظام بوده و مشروعیت خود را از اسلام و فقاهت و مقبولیتش را از رای آگاهانه و خردمندانه مدت فهیم و شریف اخذ میکند، نمایندگان مجلس خبرگان باید از میان فقها انتخاب شده و علاوه بر دارا بودن دیدگاههای مختلف فقاهت، سیاست، بصیرت شجاعت و به علاوه قدرت تشخیص معیارهای لازم و تطبیق آن معیارها را با شخص ولی فقیه جهت زمامداری امت اسلامی داشته باشند. بر این اساس، نمایندگان مزبور بایستی معتقد به نظام مقدس جمهوری اسلامی و مشتهر به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی بودهف مدیر و مدبر وشجاع و آشنا به مسائل روز باشند همچنین مجتهد جامعالشرایط حسب مقتضیات مکان و زمان بوده و از مراتب عدالت و تقوا برخوردار باشد و هیچگونه سوءسابقه و پیشینه کیفری نداشته باشد. باید توجه داشت که مسئولیت خبرگان رهبری، تنها یک امر سیاسی نیست، بلکه به دین و شرع نظام دینی و مسئولیت الهی آنان در قبال مکتب مربوط میشود. از این رو، در کنار صلاحیت علمی و قدرت فقاهت، شایستگی اخلاقی و تقوایی، خدا ترسی، تهذیب نفس، عدالت و طهارت نفس جزو شاخصههای بارز آن است. توجه به این معیارها برای انتخابکنندگان نیز بسیار مهم و حیاتی است و رایدهنده باید نزد خود و خدا، حجت شرعی و میزان داشته باشد.
امام خمینی(ره) در این مورد فرمودهاند: «و همین معنی (دقت در پایگاه مردمی و تعهد و دلسوزی) در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری(66) یا رهبر با ویژگی خاص باید در نظر گرفته شود که اگر خبرگان که با انتخاب مدت تعیین میشوند از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسیار از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایستهترین و متعهدترین شخصیتها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد، یا با بستگی رفع خواهد شد.
اندک مسامحه در انتخاب، چه آسیبی به اسلام و کشور و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد که احتمال آن، که در سطح بالایی از اهمیت است. برای آنان تکلیفی الهی ایجاد میکند.» (67)
معظم له همچنین فرمودند: «مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانونی انتخاب نکنند چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبرانپذیر نباشد.(68)
مقام عظمای ولایت هم ضمن اشاره به موقعیت علمی و اجتهادی اعضای خبرگان عدالت، تقوی و سابقه مبارزات و انقلابی و مسئولیتهای بزرگ در نظام و مورد اعتماد امام راحل(ره) بود نشان میفرمایند: «ببینید چه کسانی را انتخاب میکنید، افراد صالح، مومن، لایق و افرادی که میتوانند مصلحت دین و دنیا مردم را تشخیص بدهند، افرادی که دارای تقوای کافی هستند و آنها را از لغزش باز میدارد، افراد عالم، انقلابی و کسانی را که تجربه سالهای گذشته نشان داده است که در خط درست حرکت کردهاند و راه درست را شناختهاند انتخاب کنید»(69)
ماده سه قانون انتخابات مجلس خبرگان، شرایط خبرگان منتخب مردم را به شرح زیر بیان نموده است:
الف- اشتهاد به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی (عدالت)
ب- اجتهاد در حدی که قدرت استنابط بعضی مسائل فقهی را داشته باشند و بتواند ولی فقیه واجد الشرایط رهبری را تشخیص دهد.
ج- بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز
د- معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران
ه- نداشتن سوابق سوء سیاسی واجتماعی
مدت فعالیت نمانیدگان مجلس خبرگان یک دوره هشت ساله است که پس از رایگیری در انتخابات عمومی به این مجلس راه مییابند.
لذا هرچه مردم در انتخابات مجلس خبرگان حضور بیشتری پای صندوقها رای یابند و منتخبان آنها افرادی شایستهتر و وجیهالملهتر و قابل قبولتری برای جامعه باشند، اعتبار مجلس خبرگان نیز بیشتر و والاتر خواهد بود و مشروعیت و مقبولیت نظام و رهبری بیشتر تحقق خواهد یافت انشاءالله.
وظایف و مسئولیتهای خبرگان
مجلس خبرگان رهبری میراث گرانبهای معمار فقید رهبر کبیر انقلاب خمینی عزیز(ره)، انقلاب اسلامی و حاصل مبارزات200 ساله اخیر علمای بزرگ و روحانیت و مجاهدان فی سبیلالله است و یک نهاد سیاسی پیشبینی شده مستقل در قانون اساسی که هیچ کدام قوا حق دخالت در آن را ندارند ولی از لحاظ استقلال و وجاهت قانونی نظیر مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان میباشد که برای تحقق اهداف و مسئولیتهای معینی شکل میگیرد.
یکی از راههای شناخت فرد واجد صلاحیت برای رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی و انتخاب وی به عنوان ولیفقیه، نمایندگان خبرگان رهبری است که وی را به منصب مهم الهی انتخاب میکنند. نظر به این که در نظام جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه محور اصلی نظام بوده و حاکمیت واقعی برعهده اوست. و در حقیقت همه نهادها مشروعیت حکومت خود را از ولایت مطلقه فقیه میگیرند انتخاب رهبر به وسیله اعضاء محترم خبرگان، به عنوان نمایندگان مستقیم مردم، از حساسیت و اهمیت ویژهای برخوردار میباشد که قانون اساسی طبق اصول107.108.177 وظیفه انتخاب، عزل و نظارت بر رهبری و نهادهای تحتنظر معظمله را برعهده دارد و طبق آییننامه داخلی، مجلس خبرگان موظف به وضع قوانین مربوطه است.
بنابراین سنگینی تکلیف و اهمیت مسئولیت، همیشه به کمیته و شکل کار نیست. گاهی هم به کیفیت و جوهره آن بستگی دارد، هر چند اندک و گاهگاه باشد، وظیفه خبرگان رهبری نیز این گونه است. چون به مساله تعیین رهبر و بررسی و احراز صلاحیت رهبری و تداوم آن مربوط می شود و این حفظ و تداوم نظام بستگی دارد.
حضرت امام خمینی رحمهالله علیه در توجه دادن به این وظیفه و مسئولیت حساس و رعایت موازین الهی در انتخاب رهبر چنین فرمودند: «شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئولیتی را قبول فرمودید که در راس همه مسئولیتهاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنجیده و شهید داده و داغدیده گروه آن است تاریخ و نسلهای آینده درباره شما قضاوت خواهند کرد و اولیای بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما میباشند. کوچکترین سهلانگاری و مسامحه و کوچکترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند، بزرگترین فاجعه تاریخ را به بار آورد.»(71)
مقام عظمای ولایت حضرت آیتالله خامنهای مدظلهالعالی در ترسیم حوزه مسئولیت سنگین خبرگان میفرماید:
«انتظار میرود وظایف مهمی را که قانون اساسی بر عهده آنان نهاده است، در لحظه خطیری که هر روز و هر ساعت میباید مترصد آن بود و با امانت و شجاعت و اخلاص به انجام رساند. تعیین رهبر حائز صلاحیت و نیز تشخیص ناتوانی یا عدم صلاحیت وی، وظیفه بزرگ و بیبدیلی است که اعضای این مجلس محترم، بر دوش گرفتن آن را با خدای علیم و قدیر و با ملت ایران پیمان بستهاند و سزاست که همه ایمان و تقوا و آگاهی و اخلاص خود را در خدمت آن قرار دهند»(71)
معظمله در سخنان گهربار دیگری فرمودند: «کار مجلس خبرگان بسیار مهم است. یک روز به کسی احتیاج است که رهبری و زعامت این کشور را به دست بگیرد. آن مجلس بایستی حاضر باشد بعد هم بایستی مراقبت کند که آن کسی را که علم و عمل و تدبیر و وجود شرایط را در او تشخیص داده است. این شرایط در او حفظ بشود. خبرگان هم ابتدائا وهم استدامتا مسئولند که مراقبت کنند، مراقبت باشند و بفهمند. اینها وظایف بسیار مهمی است»(72)
حسنختام:
در پایان بخی از وصیتنامه سیاسی الهی معمار فقیه و کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمهالله علیه به عنوان حسنختام قرار میدهیم تا که اهمیت حضور مردم را در عرصه انتخابات و شرکت در انتخابات که مظهر اراده ملت فهیم و باشعور است را بیان نمایم:
معظمله فرمودند: «وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخابات رئیسجمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخابات خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب میکنند روی ضوابطی باشد که اعتبار میشود، مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبر یا رهبر توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانونی انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد میشود که جبرانپذیر نباشد و در این صورت، همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول میباشند»(73)
خداوندا: به حق پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اهلبیت مطهر و بزرگوارش علیهمالسلام بر ظهور آقا امامزمان(عج) تعجیل بفرما و بر استحکام و تحکیم هر چه بیشتر جایگاه و پایگاه نهاد مقدس خبرگان که پشتوانه تداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی و تقویت ولایتمطلقه فقیه که استمرار رسالت انبیاء علیهمالسلام و اندیشههای غدیر و میراث گرانبهای علمای اسلام و تکیهگاه اطمینانبخش به امت اسلام است بیفزا و مرزهای عقیدتی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ملل اسلام به خصوص کشور عزیزمان ایران اسلامی را از گزند توطئههای شیطانی دشمنان محفوظ دار، و بر عزت و سرافرازی مسلمین مخصوصا ملت فهیم و شریف ایران اسلامی بیفزا و طول عمر با عزت و با برکت و سلامتی کامل به مقام عظمای ولایت، حضرت آیتالله خامنهای مدظلهالعالی که به حق، سلف صالح بینانگذار کبیر انقلاب خمینی عزیز رضواناللهعلیه است عطاء فرما به روان پاک کلیه شهدای اسلام بالاخص شهدای انقلاب و دفاع مقدس اسلام و امام شهیدان خمینی همیشه جاوید دورد بفرست، آمین یا ربالعالمین.
و آخر دعوانا ان الحمدالله ربالعالمین- سیدعلی حسینی درخشان