تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۴۳۰۶۱

درباره فصل هفتم منشور ملل


علی صالح‌آبادی
قرار بود امروز مذاکرات رودرروی ایران و آمریکا با موضوع از پیش تعیین‌شده یعنی اوضاع عراق در بغداد صورت گیرد. دو روز پیش، پنج انفجار در یکی از درب‌های ورودی حرم امام علی در نجف به وقوع پیوست که تعداد 13 کشته و 40 مجروح بر جای گذاشت. در انفجار دیگری که در مسجد شیعیان در شمال بغداد رخ داد،‌ دست‌کم 60 نفر کشته و صدها نفر زخمی‌شدند. این انفجارها بار دیگر اوضاع عراق را در آستانه تشکیل دولت دایمی‌که به موضوعی اختلاف‌برانگیزی، بدل گردیده است را با مشکل مواجه کرد. اختلاف میان ائتلاف یک‌پارچه عراق که بر نخست‌وزیری ابراهیم جعفری تاکید دارد از یک‌سو، آمریکا و انگلیس که بازیگران اصلی سه سال دوران عراق بدون صدام هستند و نیز کشورهای عربی که از به قدرت رسیدن شیعیان و کردها که به‌طور سنتی نسبت به ایران سمپاتی دارند از سوی دیگر تعیین نخست‌وزیر در بغداد را با دشواری مواجه کرده است.
هفته گذشته رایس و جک استرا مذاکرات نفس‌گیری در عراق انجام دادند تا شاید ائتلاف یک‌پارچه را قانع کنند که بر فرد دیگری غیر از جعفری تفاهم نمایند. قراین نشان از پیچیدگی رایزنی‌ها و احتمالا بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های وزرای خارجه آمریکا و انگلیس دارد. در همین حال طالبانی رییس‌جمهور موقت، دیروز اعلام کرد تعیین نخست‌وزیر تا چند هفته دیگر به‌طول خواهد انجامید. چنانچه نتیجه رایزنی‌ها به ابراهیم جعفری ختم شود، نخست‌وزیر همان است که ائتلاف یک‌پارچه خواهان آن است. اگر در روزهای آینده بر فرد دیگری توافق شود، نشان از تامین خواست مشترک غرب و کشورهای عربی خواهد داشت.
به نظر می‌رسد پیچیده شدن شرایط عراق زمینه را برای به تعویق افتادن مذاکره مستقیم به‌گونه‌ای فراهم ساخت که دیروز زلمای خلیل‌زاد، سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد: مذاکرات با ایران پس از روی کار آمدن دولت دایمی‌در بغداد صورت خواهد گرفت. قراینی وجود دارد که گروه‌های تندرو در داخل و خارج هستند که با انجام مذاکره رودررو با آمریکا و برقراری رابطه بین تهران ـ واشنگتن که منافع آن‌ها را به مخاطره می‌اندازد، مخالف هستند. در گذشته خط امامی‌ها و اصلاح‌طلبان فعلی از مخالفان سرسخت برقراری رابطه ایران و آمریکا بودند، اما در سال‌های اخیر با تغییر نگاه این گروه‌ها، جای آن‌ها را گروه‌های اصولگرای تندرو که در سال‌های اخیر مراکز قدرت نظیر شوراها، مجلس و دولت را در اختیار دارند، گرفته است.
رییس‌جمهور در آخرین موضع‌گیری‌اش از وقوع موج انقلابی که از انقلاب 57 عمیق‌تر است خبر داد. پرسش این است که آیا قرار است ملت دوباره انقلاب کند یا این‌که منظور رییس‌جمهور از بیان این مطلب چیزی دیگری است که ما از آن بی‌اطلاع هستیم؟! به نظر صاحب‌نظران، مردم خواستار تحقق شعارها و آرمان‌هایی هستند که به‌خاطر آن‌ها راه مبارزه را برگزیده‌اند که بخش‌هایی از آن‌ها نظیر تعیین سرنوشت، انتخابات آزاد، آزادی فعالیت احزاب، برگزاری اجتماعات، اجرای اصل 168، بی‌طرفی دستگاه قضایی مطابق اصل 156 قانون اساسی، اجرای عدالت، احترام به حقوق عمومی‌ و خصوصی مردم و... است. از احمدی‌نژاد انتظار می‌رود ابعاد، هدف، چگونگی، تفاوت و تمایز موج انقلابی که او وعده آن را داده است، بیان کند تا ملت با پیشینه‌ای که از انقلاب اسلامی ‌57 دارد، نسبت به آن به‌ داوری بنشیند.
گروه‌هایی هستند که از موضع‌گیری انقلابی و رادیکال خوششان می‌آید. خط امامی‌ها با درک واقعیت از رادیکالیزم افراطی به اتخاذ روش میانه‌روی و برقراری رابطه با آمریکا تغییر جهت داده‌اند، در مقابل اصولگرایان که بسیاری از آن‌ها دوران انقلاب را ندیده‌اند، دارای مواضع تند ضدآمریکایی هستند. این گروه‌ها هرگونه مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا را نشانه تسلیم‌طلبی و باج‌دهی به کاخ سفید ارزیابی می‌کنند و حتی برخی نشریات این گروه نوشتند: «مذاکره مستقیم،‌ هدیه به آمریکایی‌ها است»! مخالفان برقراری رابطه با آمریکا در آن سوی مرزها نیز فراوان هستند. صهیونیست‌های افراطی که بین سیاستمداران آمریکایی حضور دارند و نیز همتایان آن‌ها در تل‌آویو همواره کوشیده‌اند تا روابط تهران ـ‌ واشنگتن عادی نگردد.
این گروه از موضع‌گیری‌های تند از جمله زیر سوال بردن موجودیت اسراییل و یا تردید در مساله یهودی‌کشی توسط نازی‌ها (هولوکاست) را بهانه‌ای برای قانع کردن تندروهای کاخ سفید و پنتاگون با هدف تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی ‌علیه ایران، قرار می‌دهند. تجربه 27 سال تخاصم بین ایران و آمریکا نشان داده است موضع‌گیری‌های رادیکالی، موضع اینان را در آمریکا و اسراییل تقویت کرده و در آینده نیز چنین خواهد بود، بنابراین هرگونه تصمیم‌گیری و یا موضع‌گیری رادیکالی از سوی مقامات رسمی‌به نفع این گروه و به زیان گروه‌های میانه‌رو در کاخ سفید است که سال‌ها است تلاش می‌کنند اختلاف ایران و آمریکا از طریق دیپلماسی و گفت‌وگوی رودررو حل و فصل شود تا به شیوه تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی. اروپا، روسیه و چین نیز به دلیل این‌که با تداوم تنش بین تهران و واشنگتن می‌توانند نقش میانجیگری داشته و از هر دو طرف امتیاز بگیرند، طالب تداوم تنش و عدم تفاهم بین ایران و آمریکا هستند.
مخالفان دیگر مذاکره مستقیم، دلال‌ها هستند که به واسطه نیاز ایران به قطعات پیشرفته نظیر قطعات هواپیما یا دیگر صنایع پیشرفته با توجه به این‌که تولید این قطعات در انحصار آمریکا است و ایران مجبور است آن‌ها را از طریق واسطه‌ها به دست آورد، در صورت عادی‌سازی رابطه ایران و آمریکا منافع این دلال‌ها به شدت آسیب می‌بیند نیز با هرگونه برقراری رابطه و گفت‌وگو مخالف هستند زیرا نان آن‌ها در نزاع و دعوا است تا آرامش و صلح. گران خریدن قطعات، سودش به جیب دلال‌ها می‌رود و هزینه‌اش متوجه مردم می‌شود. بنابراین مذاکره و عادی‌سازی رابطه ایران و آمریکا هرچند دشوار است اما در میان‌مدت و بلندمدت منافع دیگران را تهدید و منافع ملی را تقویت می‌کند.
آیا حاضریم بپذیریم که شرایط در دنیا تغییر کرده است و بسیاری از واژگان نظیر امپریالیسم، سوسیالیسم، استعمار، استثمار و غیره که در دوران جنگ سرد به‌کار می‌رفت و بیش‌تر کمونیست‌ها از آن‌ها بهره می‌گرفتند، در دنیای جدید رنگ باخته‌ و جای این‌ها را واژگان نوین گرفته است؟ بنابراین اگر بخواهیم در دنیای کنونی زندگی کنیم و قصدمان تامین آسایش، رفاه و آزادی باشد، ناگزیر به تغییر نگاه هستیم و باید همه پدیده‌ها را بازخوانی، بازیابی و آنگاه قضاوت کنیم و تصمیم بگیریم. از آن مهم‌تر، باید بپذیریم که سیاست و روابط خارجی جز رعایت منافع خود و به رسمیت شناختن منافع مشروع دیگران و تلاش برای جلب منفعت و دفع ضرر نیست. چنین است که درمی‌یابیم باید تلاش کنیم تا پرونده هسته‌ای از شورای امنیت به شورای حکام بازگردانده شود تا پرونده هسته‌ای از حالت سیاسی به حالت حقوقی تغییر شکل دهد، رسیدگی یک پرونده در شورای امنیت سیاسی است.
بی‌تردید ماندن پرونده در شورای امنیت به زیان جمهوری اسلامی ‌خواهد بود. صاحب این قلم که بارها در سال‌های گذشته ضرورت مذاکره و گفت‌وگو به صورت برابر را با آمریکا بازگو کرده است، این‌بار ضمن خوش‌بینی به مذاکرات آتی آمریکا و ایران در بغداد، متذکر می‌شود که رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران مطابق فصل هفتم منشور سازمان ملل که این فصل هدفش مبارزه با هرگونه تهدید و مخاطره صلح‌جهانی است، آینده فعالیت هسته‌ای و نیز دیگر اختیاراتی که این شورا برای برخورد با ایران در صورت تصویب قطع‌نامه از سوی شورای امنیت پیدا می‌کند، به مخاطره می‌افتد و منافع ملی نیز به شدت آسیب می‌بیند. چنانچه شورای امنیت پس از اتمام ضرب‌الاجل که تا 20 روز دیگر به پایان می‌رسد، قطع‌نامه‌ای علیه ایران صادر کند، رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران مطابق مواد 39، 40، 41 و 42 فصل هفتم منشور خواهد بود که در این مواد، تحریم اقتصادی، حمله نظامی ‌و دیگر مجازات‌‌ها پیش‌بینی شده است. جهت اطلاع دست‌اندرکاران و خوانندگان، مواد مذکور عینا به شرح زیر نقل می‌شود:
ماده 39ـ شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح، یا عمل تجاوز را احراز و توصیه‌هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی به چه اقداماتی طبق مواد 41 و 42 باید مبادرت شود.
ماده 40ـ به منظور جلوگیری از وخامت وضعیت، شورای امنیت می‌تواند قبل از آن‌که طبق ماده 39 توصیه‌هایی بنماید یا درباره اقداماتی که باید معمول گردد تصمیم بگیرد، از طرف‌های ذی‌نفع بخواهد اقدامات موقتی را که شورای امنیت ضروری یا مطلوب تشخیص می‌دهد انجام دهند. اقدامات مذکور به حقوق یا دعاوی یا موقعیت طرف‌های ذی‌نفع لطمه‌ای وارد نخواهد کرد. شورای امنیت تخلف در اجرای اقدامات موقتی را چنان که باید و شاید در نظر خواهد گرفت.
ماده 41ـ شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات خویش لازم است به چه اقداماتی که متضمن استعمال نیروهای مسلح نباشد، دست بزند، همچنان که می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل اقدامات مبادرت ورزند. این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن، دریایی، هوایی،‌پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.
ماده 42ـ در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده 41 کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدمی ‌که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت ورزد. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.
نگارنده بر این باور است که بهانه‌جویی‌های آمریکا و نیز اختیاراتی که این کشور می‌تواند با توسل به شورای امنیت به دست آورد، بهترین راه برای عبور از بحران بازگشت و مذاکره رودررو و مصالحه است، نه تکرار روش‌هایی که به‌جای عبور از بحران در عمل بحران را تشدید می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات