اسماعیل همدانلو
بیش از دو قرن پیش آدام اسمیت، ادبیات اقتصادی را با چند اصل مطرح ساخت که هنوز که هنوز است قابل توجه بوده و پایدار مانده است. اسمیت گفت دست نامریی و مکانیسم خود به خودی در فعالیتهای اقتصادی وجود دارد و تولید، توزیع، مصرف و اشتغال را ساماندهی میکند باز هم او مطرح کرد بهای کالا و خدمات را مکانیسم عرضه و تقاضا یعنی بازار تعیین میکند و دخالت در مکانیسم بازار قیمتها را مخدوش میسازد. به بیان دیگر اگر قیمتها بالا رفت علامت میدهد که یا عرضه به هر علت کم شده یا بهای نهادههای تولید افزایش یافته یا اقلامی از نهادههای تولید با کمبود و کاهش مواجه شده است و یا اگر کالایی با کمبود مواجه شد که به دنبال خود افزایش قیمت را خواهد آورد علامت میدهد که یا تقاضا زیاد شده یا کالا رسمی و غیررسمی از کشور خارج یا احتکار میشود.
او میگفت تقاضا برای کالا و خدمات، شغل ایجاد میکند و وقتی تقاضا تغییر کرد مشاغل نیز تغییر مییابد. مثال معروفش این بود که نانوایی که در تابستان جلو آتش تنور عرقریزان نان میپزد دلش به حال گرسنگان نسوخته بلکه دست نامریی براساس تقاضای موجود او را نانوا کرده و نان او از گرمای تنور در میآید. بنابراین هر وقت و به هر علت عرضه و تقاضا از حالت عادی خارج شد اقتصاد تب میکند و تب تورم و گرانی طبقات متوسط و پایین را تحت تاثیر قرار میدهد و قدرت خرید آنان را کاهش داده و نارضایتی ایجاد میکند. در دهه پنجاه قیمت نفت افزایش چشمگیری پیدا کرد و اقتصاد ایران ظرفیت پذیرش این ثروت نفت آورده را نداشت و تب کرد.
درآمد ارزی بالا، استراتژی جایگزینی واردات را انتخاب کرد ولی عوامل متعددی باعث شد که به جای توسعه تولید داخلی ما توسعه واردات شکل گرفت و جامعهای مصرفی و مصرف زده بر جای ماند. غیرقابل انکار است وقتی درآمدی از فعالیتهای اقتصادی جامعه به دست نیاید سیستم اقتصادی در هضم آن با مشکل روبهرو میگردد و داروی سوءهاضمه توان به کارگیری توانمندان و سرمایهگذاران در سرمایهگذاریهای مولد با مزیت نسبی است که دهه پنجاه این توان را تجربه نکرد.
اتفاق فوق در این دهه نیز تکرار شده است قیمت نفت به طور غیرقابل تصوری بالا رفته و درآمد ارزی افزایش یافته و تزریق آن به اقتصاد غیرتولیدی، قیمت کالا و خدمات را بالا میبرد و از طرفی رشد نقدینگی حاصل از این تزریق، تقاضای بیشتر ایجاد کرده و تقاضای بیشتر، عرضه بیشتر میطلبد و چون عرضه، مناسب و پاسخگو نیست واردات رسمی و غیررسمی جای خالی عرضه را پر میکند به دیگر سخن ثروت حاصل از افزایش قیمت نفت وقتی در داخل تبدیل به سرمایه مولد نگردد برای تولیدکنندگان سایر کشورها سرمایه محسوب شده و اشتغال ایجاد مینماید و برای جامعه خودی محرک مصرف میگردد و نباید تجربه تلخ گذشته را دیگر بار تجربه کرد. اتفاق دیگری نیز در این دهه افتاده که در دهه پنجاه به این شدت وجود نداشت و آن ظهور چین در عرصه تولید و صدور کالای ارزان است. این ظهور اقتصاد جهان را به چالش کشیده و برای تولید کننده داخلی نیز به بلایی تبدیل شده است.از مهر و تسبیح تا سیر و سنجد چینی بازار داخل را به تصرف خود درآورده و ثروت ملی رامیبلعد.
واردات کالای ارزان قیمت چینی تقاضای داخل را در اختیار گرفته و جایگزین تولید داخلی میگردد. بدین ترتیب هزینههای ثابت تولید داخلی افزایش یافته و برای تولیدکننده، تولید صرفه اقتصادی را از دست میدهد. ماحصل این اتفاق اخراج کارگر، توقف و کاهش تولید و حرکت سرمایه از تولید به خدمات یا فرار سرمایه و بعضا موجب ورشکستگی بنگاههای اقتصادی میگردد. علاوه بر بلای چینی اتفاق دیگری نیز امسال به وقوع پیوست و تولید و تولیدکننده وکارگر را تکانی دیگر داد و آن افزایش دستمزدها بود.
اگر چه به رغم این افزایش دستمزد، کارگر هنوز در زیر خطر فقر قرار دارد و معیشت شرافتمندانه او تامین نمیگردد اما سکنجبین صفر افزود بعضا موجب بیکاری و اخراج او نیز گردید ودر آمد بخور نمیری او نیزاز دست رفت نه کاهش درآمد کارگر و نه اخراج و بیکاری او و نه توقف و کاهش تولید،هیچکدام زیبنده این نظام نیست،باید معیشت شرافتمندانه کارگر و کارمند تامین شود تاتولید و خدمات مناسب عرضه کند. چه باید کرد؟ به نظر میرسد تجربهشدهترین راه کار، ایجاد امنیت و فضای مناسب برای جلب و جذب سرمایهگذار و سرمایهگذاری اعم از داخلی و خارجی در تولید و اصلاح مناسبات بینالمللی است. کدام تولید؟ تولیدی بامزیت نسبی و قابل رقابت با رقبا حداقل در سطح منطقه. چگونه؟ گزینه مناسب، سرمایهگذاری مشترک با سرمایهگذار خارجی است که هم سرمایه و هم دانش فنی تولید به اقتصاد تزریق شود.
بدین ترتیب با ایجاد اشتغال مولد، سرمایه داخلی نیز در چرخه تولید قرار میگیرد و از کشور خارج نمیشود و به تدریج بیکاری کاهش پیدا میکند و معضلات گوناگون ناشی از بیکاری که سلامت خانوادهها و جامعه را تهدید میکند رفع میگردد. در کنار این اقدام الزام دیگری همه مردم و به ویژه رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری دارند تا در مردم این فرهنگ را ایجاد نمایند که برای بقا کشور و حفظ آبروی نظام مصرف را از هدف زندگی به وسیلهای برای زندگی تغییر دهند تا در مدت گذار از مصرف به تولید جنس داخلی را به رغم کیفیت پایین بر جنس خارجی ترجیح دهیم تا فردای با عزت و احترام در محیط بینالمللی داشته باشیم همانطور که تب و رنج واکسن را برای سلامت پایدار در فردا پذیرا هستیم.