حسن فتحی
WWW.hassanfathi.blogfa.com
سال جدید میلادی با حاکمیت دموکراتها بر کنگره آمریکا همراه بود. به طوری که حزب دموکرات که در انتخابات چدن ماه پیش میاندورهای موفق به شکست جمهوریخواهان شده بود پس از 12 سال کنترل مجالس قانونگذاری آمریکا را در دست گفته و با دولت و رییس جمهوری مواجه خواهد شد که از حزب رقیب بوده و جمهوریخواه هستند.
همین مسأله با توجه به رقابت دو حزب در ارتباط با برخی مسایل و سیاستهای داخلی و بینالمللی خصوصاً با توجه به نزدیکی زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اوضاع نابسامان عراق و افغانستان میتواند بر روابط کنگره و کاخ سفید تأثیرات منفی بر جای گذارده و روابط آنها را حاد سازد.
اگرچه بافت و ماهیت احزاب آمریکایی با آنچه در کشورهای مختلف مشاهده میشود کاملاً متفاوت است اما از آنجا که هدف هر حزب سیاسی در هر کشوری در دست گرفتن قدرت است دموکراتها و جمهوریخواهان نیز از این قاعده مستثنی نیستند اما شیوه آنها و روشهایی که به کار میگیرند تفاوت اساسی با دیگر احزاب دارد. به طور مثال اگر اساسنامه، نحوه عضوگیری، چگونگی فعالیت و منابع مالی احزاب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا با احزاب کارگر و محافظهکار انگلیس، احزاب سوسیال دموکرات و دموکرات محافظه مسیحی آلمان و با احزاب فرانسوی و ایتالیایی مورد مقایسه قرار بگیرد این واقعیت آشکار خواهد شد که احزاب آمریکایی بیشتر شبیه محافل و کانونهای سیاسی هستند تا احزاب و تشکلهایی در راه کسب قدرت دارای تشکیلات پیچیده و یکپارچهای بوده و در تمامی طول سال فعال هستند.
به طور مثال منابع مالی احزاب کارگر و محافظهکار انگلیس با یکدیگر متفاوت است و جایگاه و پایگاه آنها با هم تفاوت دارد. اما این وضعیت را در میان احزاب آمریکایی مشاهده نمیکنیم زیرا بسیاری از منابع و حامیان مالی دموکراتها و جمهوریخواهان یکسان است و آنها از منابع یکسانی تغذیه مالی میشوند. در این رابطه به کمپانیهای فورد و ایبیام میتوان اشاره کرد که در انتخابات پیشین ریاست جمهوری آمریکا هم به جورج بوش کمک مالی کردند و هم به رقیب دموکرات او جان کری.
برای این احزاب و شخصیتها آنچه اهمیت دارد و در راس برنامهها و اقداماتشان دیده میشود حفظ منافع آمریکا در اقصی نقاط جهان است. آنها برای حفظ این منافع و از بین بردن خطراتی که متوجه منافع کشورشان است هم صدا و هم آهنگ بوده و در یک راستا عمل میکنند. البته نیاز به ذکر یک واقعیت انکارناپذیر است که دموکراتها و جمهوریخواهان در زمینه مسایل داخلی دارای روشهای متفاوتی هستند که هدفشان از این سیاستها جلب آرای بیشتر برای انتخابات است.
به همین دلیل این دو حزب تلاش میکنند از طریق طرحهایی که ارتباط مستقیم با مسایلی نظیر مالیات، درآمدها، رفاه اجتماعی و اشتغال دارد افکار عمومی را متوجه خودشان کنند. یکی از راههای موفقیت کاندیداها و احزاب در انتخابات پارلمانی با ریاست جمهوری، چگونگی اجرای طرحها و برنامههایی است که ارتباط مستقیم با زندگی مردم دارد. در همین رابطه گفته میشود جمهوریخواهان به این دلیل انتخابات میاندورهای را باختند که نتوانسته بودند طرحها و برنامههایی را که وعده داده بودند به اجرا درآورند.
اگرچه وضعیت عراق و افغانستان هم بر انتخابات میان دورهای سایه انداخته بود اما ضعف و سستی جمهوریخواهان زمانی آشکار شد که آنها در ارتباط با طوفان کاترینا و وعدههای مالی و مالیاتی ناموفق عمل کرده و نتوانستند خواستهها را برآورد سازند.
در طول 12 سال گذشته کنگره در دست جمهوریخواهان بوده و این گروه در زمان ریاست جمهوری بین کلینتون از حزب دموکرات با او همراهی میکرد. در این مدت اگر رقابتی هم وجود داشت رقابت سنتی میان این دو حزب بود. ولی این دوره از کنگره آمریکا یک ویژگی خاص بود. ولی این دوره از کنگره آمریکا یک ویژگی خاص نیز دارد زیرا برای نخستین بار یک زن در راس قوه مقننه آمریکا قرار گرفت.
در حالی که تاکنون چنین چیزی سابقه نداشته است. نانسی پلوسی اولین زنی است که ریاست کنگره را در دست میگیرد در سالهای گذشته دموکراتها توجه خاصی زنان داشتهاند به طوری که گفته میشود در انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری ممکن است سناتور هیلاری کلینتون همسر بیل کلینتون رییس جمهوری پیشین این کشور کاندیدای اصلی حزب دموکرات در رقابت با جمهوریخواهان باشد.
به این ترتیب شاهد چرخش سیاستها در آمریکا به نفع زنان هستیم. تجربهای که در آلمان و انگلیس با موفقیت همراه بوده و ممکن است در فرانسه و آمریکا نیز مورد توجه قرار گیرد.
نزدیکی زمان انتخابات ریاست جمهوری میتواند نویددهنده دوران پرتلاطمی میان جمهوریخواهان و دموکراتها باشد زیرا هر یک از آنها میخواهند از قدرت و نفوذ خود برای جلب آرای مردم و افکار عمومی بهره بگیرند. همین مساله میتواند زمینهساز بروز اختلافات سیاسی میان رییس جمهوری و کنگره و دو حزب رقیب دموکرات و جمهوریخواه گردد. ولی از آنجا که تشدید چالش سیاسی میتواند اعتبار و قدرت آمریکا را خصوصاً در زمینه بینالملل و جهانی خدشهدار سازد بوش در نامهای که در روزنامه وال استریت جورنال به چاپ رسانده به ترسی اوضاع پرداخته و به کنگره و در حقیقت دموکراتها هشدار داده است.
او در نامه خود هشدار داده که همکاری نکردن دموکراتها، سبب قرار گرفتن آمریکا در یک بنبست سیاسی میشود. در این نامه آمده که سنا و دولت آمریکا هر دو مسئول آینده آمریکا هستند و در صورت بروز هر گونه مشکلی در آینده نمایندگان سنا و اعضای دولت باید پاسخگو باشند. در این نامه که خطاب به دموکراتهای سنا نوشته شده بوش از نمایندگان درخواست کرده در تصمیمگیریهای خود نظرات دولت را نیز مدنظر قرار دهند. او خاطرنشان کرده که به تنهایی نمیتوان مشکلات مردم آمریکا را حل کرد و این کار نیازمند همکاری نزدیک دولت و مجلس سناست. خبرنگار آسوشیتدپرس در کاخ سفید معتقد است این نامه بیانگر آن است که بوش برای جلب نظر سنا به منظور موافقت با طرحهای داخلی و خارجی دولت، خواهان همکاری دموکراتها شده است. در آمریکا، رییس جمهوری از قدرت بسیاری برخورداری است و میتواند طرحها و لوایحی را که مخالف باشد وتو کند. در این شرایط سنا و مجلس نمایندگان نیز قادر به بازخواست از رییس جمهوری نیستند به همین دلیل بهترین راه همانگونه که بوش هم در نامه خود خاطرنشان کرده همکاری و همبستگی قانونگزاران با هیأت دولت است.
با توجه به این موارد میتوان پیشبینی کرد که دموکراتها هم مایل نباشند و یا قادر نباشند در روند فعالیت دولت بوش کارشکنی کرده و آن را به صورتی غیرمنطقی تحت فشار قرار دهند. کنگره آمریکا به ریاست خانم نانسی پلوسی دموکرات رسماً از 19 ژانویه فعالیت خود را آغاز کرد. با توجه به مسایلی که عنوان شده به نظر میرسد چالش اصلی دولت با جوزف بایدن رییس کمیته روابط خارجی سنا و کارل لوین رییس کمیته نیروهای مسلح این مجلس باشد.
در همین رابطه است که به اهمیت نامه بوش خطاب به نمایندگان مجلس سنایی میبریم. از آنجا که جوزف بایدن خود را برای انتخابات ریاست جمهوری و رقابت با جمهوریخواهان آماده میسازد بعید نیست که او از این موقعیت برای تقویت موقعیت خود بهره بگیرد. بایدن بارها اعلام کرده که درباره وضعیت آمریکاییها در عراق از بوش ناراضی است و با اعزام نیروهای جدید به این کشور مخالفت خواهد کرد.
در حالی که بوش براساس طرح جدید خود دست به تغییراتی در سطح فرماندهان نظامی زده و خواهان اعزام نظامیان بیشتری به عراق است. بایدن اعلام کرده که در اولین اقدام خود خانم رایس وزیر خارجه را برای ادای توضیح و شهادت در مورد علل شکست دیپلماسی آمریکا در عراق به سنا فرا خواهد خواند.
همچنین کارل لوین وعده داده در اولین فرصت رابرت گیتس وزیر دفاع و سایر مقامات نظامی کاخ سفید را به سنا احضار و از آنها درباره علت شکست و ناکامی در عراق توضیح خواهد خواست. از دیگر مواردی که دموکراتها به بزرگنمایی آن پرداخته بودند میتوان به هزینههای جنگ عراق و افغانستان، حقوق بازداشت شدگان متهم به ارتباط با گروههای تروریستی و روند رسیدگی به اتهامات آنها، مساله استراق سمع و نقض آزادیهای مدنی شهروندان، افزایش حداقل دستمزد فدرال و اختلاف بر سر میزان مالیاتها اشاره کرد که میتواند بشارتدهنده 2 سال پرتنش بین کاخ سفید و کنگره باشد.
ولی یک مسأله حایز اهمیت است این که سنا و مجلس نمایندگان نمیتوانند رییس جمهوری را وادار به اجرای طرح و برنامهای سازند. سخنان بایدن رییس کمیته روابط خارجی سنا جالب توجه است.
او صراحتاً به این مسأله اعتراف میکند که ما در کنگره آمریکا سیاستهای کشورمان را اتخاذ نمیکنیم بلکه سعی داریم به این سیاستها شکل دهیم و این ابزاری است که میتوانیم از آن استفاده کنیم و اگر به خوبی از آن بهرهمند شویم قادر خواهیم بود با اجماع نظر به رییس جمهوری فشار وارد کنیم.