تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۴۳۰۹۴

وحدت اسلامی و روابط ایران و عراق


پروفسور حمید مولانا
واقعیت این است که توافقنامه امنیتی باید بین ایران و عراق نوشته و امضا شود نه بین آمریکا و عراق. این ایران است که بزرگترین مرز جغرافیائی، فرهنگی، دینی، مذهبی و سیاسی را با عراق دارد نه آمریکا. این ایران و عراق هستند که از منابع سرشار نفت و گاز برخوردارند و این ایران و عراق هستند که در قرن اخیر پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی (که عراق استانی از آن به شمار می رفت) در برابر هجوم بیگانگان به ویژه انگلیسی ها و اکنون آمریکائی ها ایستادند. استقلال و عزت عراق جزو لاینفک منافع ملی و امت اسلامی جمهوری اسلامی ایران است و بزرگترین سند تاریخی و حقوقی آن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و آمریکائی ها و دولتمردان سیاسی و امنیتی آن باید به این نکته توجه داشته باشند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توجه خاصی به منشور امت و سیاست خارجی شده است که باید مورد نظر مسئولان و افکار عمومی قرار گیرد. قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبران بوده زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می کند و به ویژه در گسترش روابط بین المللی، با دیگر جنبش های اسلامی و مردمی می کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند (ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون). اصل یازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأکید می کند که «همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را برپایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.» اصل یکصد و پنجاه و یکم قانون اساسی سیاست خارجی ایران را در حفظ حقوق امت اسلامی به طور دقیق و واضح بیان می کند: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه جوئی و سلطه پذیری و حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور و دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.»
قدرت های بزرگ از جمله آمریکا وقتی از «منافع ملی» صحبت می کنند منظورشان «منافع جهانی» آن نظام هاست. در لغت نامه سیاسی و بین المللی قدرت های بزرگ اروپا و آمریکا در یک قرن و نیم اخیر در حقیقت چنین چیزی به نام «سیاست خارجی» وجود نداشته است بلکه آنچه تحت این عنوان در کتاب های درسی و در مکتب های سیاسی بین المللی مرسوم شده است در واقع «سیاست جهانی» و یا سیاست سلطه گرائی و توسعه طلبی و امپریالیسم این دولت ها بوده است.
وقتی که آقای نوری مالکی نخست وزیر عراق و ژنرال عبدالقادر جاسم العبیدی وزیر دفاع عراق می گویند «هیچ موضوع خلاف امنیت ایران را در توافق با آمریکا نمی پذیریم» (کیهان 20 خرداد1387) و «عراق محل آسیب رسانی به امنیت ایران نخواهد بود»، اینگونه قول ها کافی نیست. امنیت خود عراق و امنیت سایر کشورهای همجوار عراق و امنیت منطقه خاورمیانه و امنیت جهانی نیز مهم است. آمریکائی ها به اینگونه توافقنامه ها به صورت جامع و جهانی نگاه می کنند ما نیز باید دیدگاه و افق جامع تری درباره اینگونه مذاکرات و تصمیمات داشته باشیم. جدا کردن یک کشور از یک منطقه مهم و ثروتمند و مورد توجه جهانیان و معامله کردن با کشورهای منطقه به صورت مجزا و منزوی کردن آنها با معادلات و شرایط امروزی بین المللی و جهانی منافات دارد و فقط به نفع تهاجم کننده است. فراموش نکنید که نفوذ منشورها و دکترین های غرب در کشورهای اسلامی تاریخ طولانی دارد. افول سیاست خارجی امپراتوری عثمانی در اروپا از موقعی آغاز شد که ترک ها در سال 1535 میلادی منشورهای جدید بین المللی اروپا از جمله دکترین «کاپیتولاسیون» را قبول کردند و اجازه دادند اروپائی ها درکشور عثمانی به طور مستقل عمل کرده و شامل قوانین و مقررات حقوقی مدنی و اسلامی عثمانی ها نباشند. ملی گرائی اعراب در سیاست خارجی موقعی شروع شد که ناپلئون در قرن نوزدهم و اواخر قرن هیجدهم با تصرف مصر، مدرنیسم را در آن کشور رواج داد و قوانین کشورهای اسلامی را فرانسوی کرد. تجربیات دولت های ملی و نظامی در کشورهای اسلامی در ادوار کمال آتاتورک، خاندان پهلوی، جمال عبدالناصر، سوکارنو، سادات، صدام و دیگران، علی رغم تفاوت های فاحش در سیاست داخلی، حکایت از تقلید و اشتراک آنها در منشورهای متداول در غرب است.
آمریکا نیم قرن پیش به بهانه امنیت ایران، عراق، ترکیه، پاکستان و برای جلوگیری از نفوذ شوروی سابق موافقت نامه های امنیتی و نظامی بغداد و سنتو را به وجود آورد. ولی نه تنها همه آن قراردادها امروز برباد رفته بلکه یک امپراتوری بزرگ مثل شوروی متلاشی گردیده و یک انقلاب بزرگ اسلامی بر منطقه مستقر شده است. امروز آمریکا می خواهد با تک تک کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای جنوبی موافقت نامه های جداگانه امنیتی و نظامی امضا کند و همین کار را در مورد چندین کشور انجام داده است بدون اینکه از عواقب آن بر ثبات امنیتی و سیاسی این ناحیه صحبت مهمی شده باشد.
انتشار اخبار متعدد مربوط به انعقاد قرارداد امنیتی میان آمریکا و عراق که عملاً این کشور اسلامی را به یک نوع مستعمره جدید تبدیل می کند اعتراض های گسترده ای را در میان مقام ها و چهره های شاخص جهان اسلام برانگیخته است. از طرفی در چند سال اخیر آمریکائی ها تلاش فراوانی برای مخدوش ساختن روابط نزدیک و برادرانه دولت ایران و عراق به خرج داده اند. نوری مالکی در سفر اخیر خود به ایران از علاقه ویژه تمامی گروه ها و تشکیلات عراقی به توسعه شتابان روابط با ایران خبر داده است. دکتر احمدی نژاد تصریح کرده است که عراق باید به اندازه ای از ثبات و امنیت برسد که دشمنان از تأثیرگذاری بر این کشور مأیوس شوند. مقام معظم رهبری نیز در دیدار نوری مالکی تأکید کرده اند که مهم ترین و اصلی ترین مشکل کنونی عراق، حضور نیروهای اشغالگر است.
ایشان ضمن اینکه کمک به دولت و مردم عراق را یک وظیفه دینی شمرده اند، خاطرنشان کرده اند که خواب آمریکا برای عراق تعبیر نخواهد شد.
عراق موقعی می تواند چهره مثبتی از خود در جامعه بین المللی و منطقه ترسیم کند، که به طور مستقل و خارج از دایره سلطه گرائی آمریکا و دیگران عمل کند. آبادانی و ثبات عراق از طریق وحدت و گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی دو کشور و از طریق توسعه روابط امتی و اسلامی هرچه بیشتر دو جانبه حاصل می شود. نگاه و ایده ایران به عراق در این چارچوب یک نگاه طبیعی و پایدار است. دکترین وحدت امت اسلامی باید بر روابط ایران با عراق حکومت کند و این دکترین باید نکته عطف روابط دیگران با ایران و عراق باشد. کمک به حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی، برقراری امنیت و اقتدار دولت مردمی و اسلامی عراق همواره جزو سیاست های جمهوری اسلامی ایران بوده است. امنیت مهم ترین چالش کنونی در عراق است ولی چشم انداز درازمدت و پایدار ما با کشور و مردم عراق افق بیشتری را در نظر می گیرد. متصدیان امور و مردم ایران و عراق باید از هم اکنون برنامه همبستگی و انسجام اسلامی بعد از آمریکا را عملی کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات