فضای سرکوب فکری افزایش مییابد، بیش از 120 استاد دانشگاه و دانشمند عراقی ترور شدهاند، یا بالا گرفتن قدرت احزاب سیاسی مذهبی در دانشگاههای عراق هدف قرار گرفتن استادان نیز شدت گرفته است. در دانشگاههای عراق استادان با انواع مختلف ترور و ضرب و شتم مواجه هستند. آخرین مورد ترور دکتر عبدالرزاق النعاس را شامل شد و دکتر مؤید الخفاف با ضرب و شتم و اهانت در حرم دانشگاه مواجه شد.
در چنین فضایی بنا به گفته یک استاد که نخواست نامش فاش شود خروج از کشور «تنها راه عقلانی در این فضای غیر عقلانی است.»
دکتر موید قاسم الخفاف، استاد رشته مطبوعات در دانشکده تبلیغات دانشگاه بغداد در 15 ژانویه گذشته مشغول درس دادن بود که گروهی بر او وارد شده و او را در اتاق مخصوصی زندانی کردند.
الخفاف پس از آن تصمیم گرفت که فقط در حالت «پرده برداشتن از چهره جنایتکاران و معرفی آنها به عدالت به دانشگاه باز خواهد گشت.»
یک هفته پس از آن واقعه، دکتر عبدالرزاق النعاس، استاد همان دانشکده که در انتقاد از دولت و احزاب و نیروهای قدرتمند کوتاهی نمیکرد، پایانی خونین داشت. او در حالت خروج از دانشکده با گلولههای افراد ناشناس به قتل رسید.
اتحادیه استادان دانشگاه پس از تلاش فراوان توانست لیستی از پاکسازی استادان دانشگاه را تهیه و در سطحی گسترده توزیع نماید. در این لیست آمده که بیش از صد شخصیت علمی پس از سرنگونی رژیم سابق به قتل رسیدهاند و «سریال تحت پیگرد قرار دادن عقلهای علمی عراق که با هدف خالی ساختن کشور عراق از ذخیرههای فرهنگی و فکری و تربیتی، صورت میپذیرد.» روندی رو به افزایش داشته است و در نهایت از طریق تهدید و ترساندن آنها را مجبور به ترک کشور نمایند.»
دانشگاه بغداد از نظر ترور استادان در ردیف اول و پس از آن دانشگاه بصره و مستنصریه و انبار و موصل و تکریت و هیات آموزش عالی دانشگاه تکنولوژی و قادسیه و مرکز وزارت آموزش عالی و مرکز پژوهشهای سرطانی در ردیفهای بعدی قرار میگیرند.
دانشگاههای عراق که حدود 13 هزار استاد را شامل میشد و در دهه 70 قرن گذشته از بهترین دانشگاههای کشورهای عربی بود، اکنون در لبه پرتگاه قرار گرفتهاند. زیرا از زمان سرنگونی رژیم گذشته حدود هزار استاد مهاجرت کرده و تعداد زیادی از آن ه با ترور و ربایش روبهرو شدهاند.
در میان همه این ترورها ترور دکتر محمد الرادی، رییس سابق دانشگاه بغداد و نماینده پزشکان عراقی محافل دانشگاهی و آکادمی عراق او را دچار آسیب ساخت. او «اولین استادی بود که گلولههای ترور او را در بر گرفت.» اما ربایش استادان با ربودن استاد دانشگاه انبار در رمادی استاد عبدالهادی الحدیثی آغاز شد. ربایندگان برای آزادی او 60 هزار دلار درخواست کرده بودند. الحدیثی اولین استادی بود که از حریم دانشگاه ربوده میشد، در حالی که از (اواسط سال 2004) تجاوز و اهانت به استادان در خیابان و یا مقابل منزل مسکونیشان صورت میپذیرفت.
در دانشگاه صدام که هماکنون دانشگاه بهترین نام گرفته دکتر سعدون عیسی، استاد شیمی مجبور شد برای آزادی فرزند 25 ساله خود مبلغ 50 هزار دلار امریکایی پول به ربایندگان بدهد. ربایندگان به این امر اکتفا نکرده، بلکه همراه پسر ربوده شده نامهای داده بودند که خواستار خروج از کشور استاد شده بودند.
دکتر عبداللطیف المیاحی، معاون مدیر «مرکز پژوهشهای وطن عربی» دانشگاه بغداد اولین سال 2004 ترور شد و ترور او یک روز پس از ظهور او در تلویزیونهای ماهوارهای عربی بود که از فراخوان آیتالله سیستانی برای اجرای انتخابات زودرس در عراق دفاع میکرد.
دکتر غائب الهیتی، استاد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه بغداد در مارس 2004 ترور شد. پس از او نیز دکتر مجید حسن علی، استاد دانشکده علوم دانشگاه بغداد و متخصص در رشته فیزیک اتمی، ترور شده بود.
دکتر صبری البیاتی در ژوئیه 2004 ترور شد. نامبرده رییس بخش جغرافیای دانشگاه بغداد بود. دکتر عماد سرسم، استاد جراحی استخوان و ارتوپد نیز پیشتر ترور شده بود.
خانم دکتر لیلی عبدالله سعید، استاد دانشکده حقوق در دانشگاه موصل همراه با همسرش ترور گردید. نامبرده پس از شلیک گلوله به سویش که منجر به مرگش گردید او را سر بریده در منزلش یافتند.
دانشگاه بصره نیز سلسله ترورها را شاهد بود و استادان ترور شده از اعضای حزب از جمله بعث عنوان شده بودند. اگر بسیاری از افراد در دانشگاهها و خارج از آن ترورها را با هدف نابودسازی دانشگاههای عراق عنوان کردهاند، هیچکس نمیتواند به مراکزی که این ترورها را به انجام میرسانند، حتی اشارهای داشته باشد.
توجیه اتهام به سوی یک مرکز امری دشوار مینماید، زیرا قربانیان نه رویکردهای سیاسی داشته و نه معتقدات مذهبی ویژه بلکه آنها بیشتر دارای تخصصهای ویژه علمی بودهاند.
یک استاد رشته حقوق در دانشگاه بغداد که نخواست نامش فاش شود گفت: «مسئولیت تحقیق در جنایتهای ترور استادان و دانشمندان عراق بر عهده دستگاههای امنیتی و قضایی است. او در ادامه میگوید: «این گونه ترورها با انتقامجویی فردی و یا گروهی هیچ ارتباطی ندارد و بلکه در چارچوب جنایتهای سازمانیافته قرار میگیرد که طرفهای سود برنده از آن اینگونه عملیات را تامین مالی میکنند و اگر دستگاههای امنیتی، مزدوران را دستگیر کنند به راحتی میتوانند عوامل اصلی این برنامهریزیهای شیطانی که عقل عراقی را هدف قرار دادهاند، شناسایی کنند.
استاد حقوق بینالملل تاکید میکند: «همه این جنایتها بدون پیگیری امنیتی و قانونی باقی میمانند و دولت عراق باید حمایت از استادان و دانشمندان را در اولویتهای اصلی خود قرار دهد و با متمرکز کردن نیروهای امنیتی در مراکز علمی و در محل تجمع استادان حلقه را بر مجریان این جنایتها تنگ کنند.»
وزارت آموزش عالی عراق میگوید که «حمایت از همه استادان غیرممکن است زیرا تعداد آنها هزاران نفر است.»
وزارت آموزش عالی چند روز پیش اعلام کرد که استادان یا با افرادی که برای حمایت از آنها تعیین میشوند موافقت کنند و یا این که خود افرادی را برای حمایت از خود انتخاب نمایند.
یکی از تصمیمات بسیار جنجال برانگیز که در فوریه گذشته صادر شد شگفتی بسیاری برانگیخت. وزارت آموزش عالی اعلام کرد که اعزام متخصصین عراقی در زمینههای پزشکی و علمی برای تکمیل دورههای ویژه به خارج از کشور وسیلهای برای حمایت آنها از ترور و پاکسازی فیزیکی است.