پرویز اسماعیلی
شب گذشته نشست 1+5 (پنج کشور دارای حق وتو همراه آلمان) برای بررسی موضوع هستهای ایران در مسکو آغاز شد. گرچه هنوز جزئیاتی از این نشست به طور رسمی منتشر نشده اما در تحلیلی اولیه میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
1- تجربه نشست اواخر سال گذشته این گروه در لندن تا 8 آوریل و صدور بیانیه شورای امنیت قابل توجه است. بعد از 3 هفته و 20 جلسه، حاصل هماهنگی قدرتهای یاد شده بیانیهای بود که نه تنها خواست امریکا برای ورود به فاز تحریم یا درگیری را زمینهسازی نمیکرد، بلکه برعکس بر جایگاه محوری آژانس و دبیر کل آن در پیگیری موضوع تأکید داشت. بیانیهای که بیتردید یک افتضاح در تاریخچه حقوقی شورای امنیت و سازمان ملل است. بیانیهای که گرچه بر «حق غیرقابل تبعیض» همه کشورها براساس NPT و نیز تحقیق و توسعه صلحآمیز هستهای در بند اول خود تأکید میکرد، در بندهای دیگر خواستار توقف همین حق از سوی ایران شده بود. بیانیه ای که در حالی از ناتوانی آژانس را به پیگیری بازرسیها در ایران و ارایه گزارش رهنمون ساخت!
2- سطح نشست مسکو دلیلی بر نگاه احتیاطامیز این کشورها به نتیجهگیری بود. اولاً اعضا متعهد شده بودند که نتیجه را به رسانهها اعلام نکنند و ثانیاً به جای وزرای خارجه، معاونین آنها به گفتوگو نشستند.
3- باید به گرفتاریهای بزرگ بوش در خود امریکا و چهره نحیف این کشور در جامعه جهانی اشاره کرد.
به نظر میرسد هدف اصلی امریکا بعد از شکستهای متعدد نقشههایش در شکلدهی «خاورمیانه بزرگ» به ویژه روند انتخاب مردم در عراق و فلسطین و ناتواناییهایی داخلی از جمله در مهار بیکاری و افزایش قیمت حاملهای انرژی این بود که صرفاً با برگزاری نشستهای لندن، نیویورک و حالا مسکو به افکار عمومی جهان بقبولاند که 5 قدرت دیگر بزرگ دنیا در عرصه بینالمللی از دولت بوش تبعیت میکنند.
4- علت دیگر رویکرد امریکا به جنگ روانی، در شکست این کشور جهت نگران نشان دادن کشورهای جهان و به ویژه منطقه خلیجفارس از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، حتی بعد از اعلام تکمیل چرخه غنیسازی سوخت توسط ایران نهفته است.
5- چنانکه شاهدیم، اکنون نه تنها روسیه و چین، بلکه 4 کشور دیگر از جمله امریکا هم اعتراف میکنند که زور برای حل مساله کارساز نیست، موضوعی که خود نشانه قدرت جمهوری اسلامی است.
این روزها سناتورهای جمهوریخواه امریکا هم به دولت بوش جهت تعویض وزیر دفاع جنگطلب یعنی رامسفلد و همینطور گفتوگو با ایران فشار میآورند، تا جایی که دیروز مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه امریکا به تمسخر گفت: حداکثر تحریمی که ما میتوانیم بکنیم نخریدن پسته و فرش از ایران است!
6- اما نکته مهم اینجاست که جمهوری اسلامی ایران بر موضع درستی ایستاده و بسیار بهتر از آمریکا بازیگری در چارچوب مقررات بینالمللی را بلد است. ایران حق خود را میخواهد اما برای به دست آوردن از رهبری مقتدر و مدبر برخوردار است.
سردمداران دولت آمریکا اکنون چون نمیتوانند کاری بکنند، درصدد جنگ روانی برای توجیه ناکامیها در عرصه افکار عمومی داخلی آمریکا، مردم جهان و از جمله ملت سلحشور ایران هستند.
دیروز «مک کورمک» در همین راستا گفت: چون آمریکا نمیخواهد مردم ایران سختی بکشند به دنبال محدودیت در منابع نفت و گاز ایران نیست!
دست آخر اینکه به نظر میرسد هدف دولت آمریکا از نشستهای متعدد در نقاط مختلف جهان این است که به همه بقبولاند در بنبست نیست. واقعیتی که هست!