کریم جعفری
طی روزهای اخیر گزارشهای ضد و نقیضی در مورد استراتژی جدید ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه جهت رهایی از مشکلات موجود و همچنین تعیین راهبرد تازه جهت آینده حضور آمریکا در منطقه به گوش میرسد. در این گزارش که عدهای میگویند در روز چهارشنبه منتشر خواهد شد به بسیاری از مشکلاتی که این کشور به آنها دچار است اشاره و برای حل آنها راهکارهایی چند ارائه شده است. این راهکارها مبتنی خواهد بود بر دفاع از منافع فعلی آمریکا که اندکی آیندهنگری نیز در آن دیده میشود.
رئیس جمهور آمریکا پس از شکست سنگین حزب متبوعش در انتخابات کنگره و برکناری چند مقام برجسته دولت که نقشی انکارناپذیر در سیاستهای واشنگتن در خاورمیانه و جنگ با تروریسم بازی میکردند، امروز در وضعیت بسیار بغرنجی قرار گرفته است. در حل این مشکل بیش از آنکه راهکارهای عقلگرایانه قابل رویت باشد عملا میشود باز هم روح آمریکایی و خشونتطلبی را یافت. به طور خلاصه باید گفت آمریکا در استراتژی جدید خود سه هدف عمده را دنبال میکند؛ این اهداف عبارتند از:
1- بیرون رفتن از باتلاق عراق و فارغ شدن نیروهای نظامی آمریکایی از درگیری با شبه نظامیان مسلح (به خصوص پس از تلفات سنگین سه ما اخیر که حدود 330 نظامی این کشور در عراق کشته شدند). آنها بر آنند تا این ماموریتهای خطرناک را بر عهده نیروهای نظامی عراقی بگذارند و خود در پی انجام کارهای مهمتر در منطقه برآیند.
2- فشار بر ایران برای دست کشیدن از فعالیتهای مسالمتآمیز هستهای خود، همچنین ایران باید از آنچه دخالت در امور عراق، افغانستان، لبنان و اخلال در روند صلح عنوان شده دست بکشد. به چگونگی دستیابی به این اهداف در ادامه اشاره خواهم کرد.
3- یافتن راهحلی برای بحران فلسطین و لبنان. آنها برآنند تا دولت حماس را وارد جریان سازش کنند و در غیر این صورت آنها را به هر طریق ممکن حذف کنند؛ در لبنان نیز تمام تلاش آنها معطوف به حمایت از دولت فؤاد سنیوره خواهد بود تا از سقوط آن جلوگیری کنند. شاید در وهله اول این سه اولویت را اولویتهای همیشگی ایالات متحده بپنداریم اما با پیگیری ادامه مطلب متوجه خواهیم شد که برای رسیدن به این اهداف آمریکا چه برنامهای تدارک دیده است؛ به نظر میرسد در روزها یا هفتههای آینده شاهد تحولات چشمگیری در سطح منطقه خواهیم بود. تحولاتی که هدف نهایی آنها به دست آوردن حداقل دستاوردها برای دولت بوش در دو سال پایانی ریاست جمهوریاش است و نه چیز دیگری.
با مطالعه گزارشی که از برخی منابع عرب زبان جمعآوری و تدوین شده، به روشنی درک خواهیم کرد چگونه رئیس جمهور آمریکا گسترش دموکراسی در خاورمیانه را به بوته فراموشی سپرده و تنها به دنبال یافتن راهحلی هر چند موقت برای بحرانهای موجود برآمده که خود مسبب و پدیدآورنده یا تداومدهنده آنها بوده است.
آنچه در این گزارش میآید سخنان یک مقام بلندپایه وزارت امور خارجه آمریکاست که به شرط فاش نشدن نامش اطلاعاتی در مورد استراتژی جدید آمریکا را در اختیار برخی رسانههای عربی قرار داده است.
این مقام مسوول در وزارت خارجه آمریکا در مورد استراتژی جدید آمریکا در منطقه با اذعان به اینکه برخی از کشورهای عربی و خاورمیانهای از تعدادی از بندهای طرح جدید رئیس جمهور آمریکا در قبال عراق و منطقه آگاهی دارند، افزود این طرح تنها شامل عراق نشده بلکه تمام منطقه را دربر میگیرد.
این مقام آمریکایی میگوید، دولت آمریکا از تعدادی از کشورهای عرب خواسته است تا امکانات خود را جهت ارسال نیرو به عراق مهیا کنند به طوری که تعداد نیروهای حاضر در عراق به همراه نیروهای آمریکایی به 450 هزار نفر افزایش یابد، این نیروها وظیفه دارند با تمام توان خود نسبت به دستگیری شهروندان خود و عراقیهایی که به زعم دولت آمریکا جزو گروههای تندرو محسوب میشوند و از به اصطلاح نیروهای مقاومت عراقی حمایت میکنند، اقدام نمایند. این افراد مظنون پس از دستگیری به زندانهای آمریکا که در پنج کشور عربی قرار دارد و توسط مقامات امنیتی این کشور اداره و کنترل میشوند، انتقال خواهند یافت. سازمانهای امنیتی آمریکا به این کشورها آموزشها و اطلاعات کافی در مورد این افراد و گروههای تندرو را خواهند داد.
این مقام آمریکایی در مورد سیاستهای مقامات کشورش در قبال لبنان و فلسطین هم میگوید، هدف دولت آمریکا ایجاد درگیری داخلی در لبنان و فلسطین و تهدید برخی دیگر از کشورهای عرب، محدود کردن سوریه و اجرای برنامه نومحافظهکاران حاکم بر کاخ سفید مبنی بر ترمیم وجهه خود در قبال اسائه ادب به ساحت اسلام و پیامبر(ص) یا استفاده از کانالهای متعدد جهت اقناع مردم منطقه خواهد بود.
به گفته این مسوول آمریکایی، از هم پاشیدن اوضاع امنیتی در عراق تمام برنامههای دولت آمریکا در منطقه را با شکست روبهرو خواهد کرد و این یعنی در مدار قرار گرفتن نظریات دموکراتهای تازه راه یافته در کنگره که مخالف برنامههای نومحافظهکاران مسیحی به ریاست بوش و چنی و رایس خواهد بود؛ بنابراین آمریکا سعی خواهد کرد به صورت روزافزونی در امورکشورهای منطقه دخالت کند تا اوضاع در برخی مناطق به حالت انفجار جهت بهرهبرداری در راستای استراتژی جدید کاخ سفید برسد. به گفته وی بر همین اساس یک هیات بلندپایه امنیتی آمریکایی که همراه آنها برخی از مسوولان دایره خاورمیانه وزارت امور خارجه هم هستند، راهی منطقه خواهند شد و همزمان با سفر قریبالوقوع رایس به خاورمیانه که با خود یک مقام برجسته امنیتی نیز به همراه دارد، مأموریت خود را انجام خواهند داد.
آنها وظیفه دارند تا برنامه جدید را به کشورهای عربی اعلام کرده و نتیجه حاصل شده را هم به اطلاع مقامات سیاسی آمریکا برسانند اما برنامههایی که آنها باید به این کشورهای عربی اعلام کنند عبارتند از حمایت بیقید و شرط گروه همراه فؤاد سنیوره در لبنان و با مشارکت اسرائیل. در غیر این صورت امکان دارد اوضاع امنیتی در لبنان مانند عراق به مرحلهای پیش رود که از کنترل خارج شده و این دو کشور به کانونهای مخالفت با آمریکا تبدیل شوند. کشورهای عرب به خصوص کشورهای ثروتمند حاشیه خلیجفارس باید به حمایت مالی از گروه موسوم به 14 مارس بپردازند تا به گفته آنها به این ترتیب بتوان با محو ادعایی سوریه– ایران که از حزبالله حمایت میکنند مقابله کرد.
اما در حوزه فلسطین این هیات آمریکایی از دولت حماس خواهد خواست تا سیاستها و دیدگاههای خود را تغییر داده و به آنچه آنها محور معتدل و میانهرو در منطقه میخوانند بپیوندند و در غیر این صورت تحت تعقیب قرار گرفته و با شیوههای گوناگون تصفیه خواهند شد؛ این مسوول امریکایی در ادامه این نکته را که دولت متبوعش فشارهای سنگین و همه جانبهای را بر ریاست تشکیلات خودگردان فلسطینی وارد میکند تا وارد جنگ داخلی نشده و به تلاشهای خود جهت تشکیل دولت وحدت ملی ادامه دهد، رد کرد و گفت: دولت آمریکا تمام این مسائل را رد میکند.
در مورد اسرائیل نیز به گفته این مقام آمریکایی، واشنگتن همچنان به حمایتهای بدون قید و شرط از تل آویو به عنوان متحد استراتژیک خود در منطقه ادامه خواهد داد و رایزنیهای گستردهای نیز با کشورهای عربی انجام دهد تا شاید آنها را راضی به عادیسازی روابط خود با این رژیم کند. بوش و دولت وی بر این اعتقادند که برای حل مساله فلسطین– اسرائیل باید به نظریات دولت این رژیم توجه شود و هر تصمیمی باید با تلآویو از قبل هماهنگ شود شاید از این طریق بتوان دولت فلسطینی موقتی را بر سر کار آورد. آمریکا برای رسیدن به این هدف خود دست به دامان مقامات عربستان سعودی شده تا هم این مساله را حل کند و هم از روابطش با سایر کشورهای عرب استفاده کرده تا علامه بر عادیسازی روابط خود با اسرائیل همکاری جدیای نیز جهت این امر انجام دهد.
اما جالبترین نکتهای که این مسوول آمریکایی به آن اشاره داشته تقویت پایگاههای آمریکا در خلیج فارس جهت کمک به آنچه وی مخالفان ایران نامید، میباشد. به قول وی، مخالفان ایرانی مأموریت دارند در قالب شبکههای آموزش دیده تخریب و ترور در ایران به انجام عملیات بپردازند. طرح آمریکا و اسرائیل بر این پایه قرار گرفته تا پس از این کار و در ادامه مخالفتهای خود با ایران رهبری محوری را بر عهده گیرند که هدفش به انزوا کشیدن ایران خواهد بود اما در مورد سوریه، آمریکا به مقامات اسرائیلی گفته به هیچ عنوان نباید به درخواستهای مکرر صلح که از طرف سوریه ارائه میشود تا زمانی که فشارها و تهدیدات علیه سوریه شکسته نشده، پاسخ دهند. واشنگتن به تلآویو گفته تا آن هنگام که سوریه به شرطهای آمریکا که در مقدمه آن دوری گزیدن از ایران و مشارکت در فشار به حزبالله لبنان و مقاومت مردم فلسطین است، پاسخ ندهد چنین امری نباید صورت گیرد.
این مقام آمریکایی میگوید بسیاری از بندهای استراتژی جدید آمریکا در منطقه منتشر نخواهد شد و سری خواهد ماند.
با توجه به تحولات اخیر صورت گرفته در منطقه به خصوص پس از اعلام برکناری ژنرال جان ابیزید، انتقال زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق به سازمان ملل و همچنین افزایش 20 هزار نفری نیروی نظامی آمریکا در عراق تنها مقدمات این استراتژی جدید هستند. در مورد روابط سوریه و رژیم صهیونیستی هم باید گفت، مقامات سوری با آگاهی از استراتژی جدید آمریکا به تکرار درخواستهای مذاکره با اسرائیل روی آوردهاند به گونهای که برخی از مسوولان بلندپایه این رژیم برخلاف توصیه آمریکاییها بارها بر ضرورت آغاز روند مذاکره با سوریه تاکید کردهاند.
در این میان عمیر پرتز وزیر دفاع این رژیم مدافع سرسخت این نظریه است به گونهای که روزنامه اسرائیلی معاریو در شماره روز گذشته خود به نقل از پرتز نوشته است: اسرائیل آمادگی آن را دارد تا در مقابل صلح با سوریه از بلندهای جولان عقبنشینی کرده، اسیران لبنانی را در مقابل آزادی سربازان اسیر اسرائیلی آزاد کند تا شاید این بار مذاکره با سوریه به نتیجه مشخصی برسد. با این سیاست به نظر میرسد که این رژیم تمایل چندانی نداشته باشد تا در تمام برنامههای واشنگتن با این کشور همراهی کند.