فرشاد مهدیپور
خاویر سولانا گفته است که اروپا مجموعهای متهورانه از مشوقها را برای حل بحران هستهای ایران پیشنهاد خواهد کرد. اتفاقی که برخی میگویند جمعه میافتد و دیگرانی سهشنبه آینده را روز ارایهاش میدانند. اما در تمام این روزها، سر و گوش عالم پر شده از اطلاعاتی که از یک پیشنهاد سخاوتمندانه به ایران خبر میدهد.
جریان رسانهای مرکز- پیرامون، به خوبی کارش را به پیش میبرد و آن چنان تبلیغ میکند که گویی همه چیز را به ایران میدهند و حالا دیگر توپ در زمین غرب نیست و همین دیروز اروپا از ایران خواست تا «تمامی فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم، از جمله در زمینه تحقیق و توسعه و نیز برنامه ساخت راکتور آب سنگین را به حالت تعلیق درآورد تا شرایطی پدید آید که موج از سرگیری مذاکرات شود» بدین نحو، عملا خط قرمز ایرانیها به زیر سوال رفته و طبعا پاسخ مثبتی از تهران شنیده نخواهد شد.
حالا دوستان اروپایی، شیرینیشان را رو کردهاند و آن که امتناع کرده است، ایرانیهایند؛ سناریویی تمیز و بینقص که در پس آن نقشه بزرگتری نهفته است. آنجا که رئیس جمهور ایالات متحده، هفتهای پیشتر گفته بود که ما تا پایان دیپلماسی، به راه حلی دیگر برای بحران اتمی ایران، فکر نخواهیم کرد. شاید تمام این بازیها و جنجالها برای آن باشد که به عالمیان نشان داده شود، ایرانی ها به هیچ راه دیپلماتیکی پایبند نیستند.