بحران روسیه و اکراین یادآور این نکته بود که سیاست و نه بازار، موتور سیاستهای جهانی انرژی است. ممکن است شما تصور کنید که زمان امپراتورهای بزرگ به اتمام رسیده است. یا در دنیای متمدن امروزی، ارتباط میان دولتها براساس سیاستهای اقتصادی، عوامل بنیادین بازار و تجارت آزاد است، اما به هر حال هر چه که هست به مراتب بر جنگ میان ملتها برای کسب موقعیت سیاسی بهتر بین قدرتمندان دنیا، ارجحیت دارد.
وقتی زمان تلاش و جستوجو برای کسب این قدرت در زمینه انرژی و کنترل بر آن فرا میرسد، تازه در مییابیم که ما در این ارتباط هنوز در قرن نوزدهم زندگی میکنیم.
به گزارش شانا، روزنامه گاردین در شماره اخیر خود به بحث پیرامون این مسئله پرداخته و اهمیت نفت و گاز و سیاستهای اعمال شده در این زمینه را سوی تولیدکنندگان و به نوعی، مصرفکنندگان را که میتواند بسیار خطرناک باشد و دنیا را بسوی یک حکومت امپریالیستی واقعی سوق دهد، به چالش کشیده است. نویسنده این مقاله با اشاره به این که یک مقایسه بسیار ساده از وضعیت روسیه در اوایل هفته گذشته میتواند نکات ریز مهمی را برای ما روشن کند، میگوید: تلاش روسیه برای بیش از چهار برابر کردن بهای گاز صادراتی به اکراین، دیگر مانند سابق کشورهای اروپایی را دچار مشکل نمیکند. با این وجود، روسیه همچنان به بازی خود با اکراین ادامه میدهد.
برای این که بتوان چنین کشوری را در حالتی از بیم و امید نگاه داشت، تنها راه باقیمانده، انگشت گذاشتن روی نقاط حساس و در زمان مناسب است. شاید حرکت اخیر هوشمندانه اکراین مبنی بر گردش بسوی غرب، اتحادیه اروپا و تمایلش برای پیوستن به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، روسیه را بر آن داشت تا قدرت خود را یکبار دیگر به این جمهوریهای تازه به استقلال رسیده و همزمان تاثیر کارهای خود را به اتحادیه اروپا و دیگر سازمانهای بینالمللی نشان دهد.
البته روسیه پیش از این، بارها به این کشورها پیشنهاد ارایه یارانه انرژی را به منظور کنترل کامل آنها داده است، اما از آنجایی که ارتباط این جمهوریها روز به روز با کشورهای غربی و بویژه آمریکا نزدیکتر میشود، این پیشنهاد چندان برای آنها جالب نبوده است. این اقدام روسیه در خصوص اکراین در واقع، به منزله زنگ خطری برای دیگر کشورها و نیز کشورهای عضو اتحادیه اروپا بود. با این حال، روسیه، در این بازی امپریالیستی تنها نیست و در واقع، روسیه تنها کشوری نیست که انگیزه دست یازیدن به چنین بازیهایی را دارد. هدف به غایب نهایی شده کنترل به منابع نفت و گاز کشورها مدتها است که خواب را از چشمان غرب ربوده و آنها را وادار به دخالتهای نظامی و سیاسی در اقصی نقاط جهان و بویژه خاورمیانه، آمریکای لاتین، آسیای مرکزی و افریقا کرده است. بنابراین، ما نیاز داریم این «امپریالیسم انرژی» را به عنوان واقعیتی از دنیای مدرن امروزی بپذیریم و راههای مبارزه با آن را فرا گیریم. چرا که تنها با شناخت آن، میتوانیم راههای مقابله با عوامل مشکلزای آن را یافته و خود را در برابر آن تجهیز کنیم. گاردین در ادامه این مقاله مینویسد: در حال حاضر، ما با دو نوع«امپریالیسم انرژی» مدرن سروکار داریم.
اولین نوع آن، که توسط روسیه اعمال میشود، بر این حقیقت گواه میدهد که تولیدکنندگان از سهمیه تولید خود در جهت عرضه کمتر و یا دخالت در سیستم انتقال انرژی استفاده کرده و نتایج دلخواه سیاسی را از آن بدست میآورند. مثال روشنتر این مورد را میتوان در خصوص سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک)، بزرگترین سازمان تولید کننده نفت در خاورمیانه، بکار برد که این کار را با محدودیت عرضه نفت در سال 1970 انجام داد و بدین ترتیب، موفق شد سیاست نفتی غرب را به سوی این منطقه و توجه بیشتر به این سازمان، جلب کند. ... امروزه، در تولید کننده بزرگ نفت آمریکای لاتین از انرژی به عنوان سلاحی در برابر امپریالیست غرب استفاده میکنند. از یک سو، هوگو چاوز، رییس جمهوری ونزوئلا، بارها آمریکا را تهدید کرده که به محض دیدن کوچکترین مخالفت، شیرهای نفت خود را به روی این کشور بسته و صادرات نفت خود را متوقف میسازد و در عین حال، از درآمدهای نفتی به منظور کسب پیروزیهای سیاسی برای خود استفاده میکند. از سوی دیگر، در بولیوی، اوو مورالس، رییس جمهوری جدید این کشور، با بدست گرفتن قدرت، به مردم قول داده است که کنترل ذخایر گازی این کشور را از دست شرکتهای چند ملیتی (غربی) گرفته و به دست مردم بسپارد.
مورالس در مذاکراتش بارها توضیح داده که وی خواستار ادامه سرمایهگذاریهای خارجی در بولیوی است. نوع دوم از این امپریالیسم، کشورهای مصرفکننده را در برمیگیرد که برای حفظ امنیت عرضه انرژی خود، دست به تهاجمات نظامی و یا دخالتهای سیاسی میزنند. به هر حال، فارغ از آن که انگلیس و آمریکا با نیت معدوم ساختن سلاحهای کشتار جمعی، حمله به عراق را آغاز کردند، هیچکس شک ندارد که ترس از امنیت عرضه نفت از این کشور نفتخیز، انگیزه مهمی در استراتژیک پیاده شده از سوی این دو کشور برای تسلط بر عراق وجود داشت؛ بویژه پس از 11سپتامبر که اعتماد آمریکا به عربستان دچار تزلزل گردید. اکنون با توجه به روند فعلی بهای نفت که سیر صعودی دارد و کاهش تولید نفت در بسیاری از میدانهای نفتی غرب، شرکتهای نفتی غربی و دولتها با همکاری با یکدیگر این بار در صلح و تفاهم کامل بدنبال کشف میدانهای جدید نفتی برای کاهش وابستگی خود به خاورمیانه هستند. به همین منظور، در اطراف دریای خزر، سرمایهها و منافع سیاسی غرب بار دیگر با منافع روسیه درگیر شده است: به عنوان مثال، ساخت خط لوله جدید با نظارت شرکت «بیپی»، بزرگترین شرکت نفتی انگلیس، از آذربایجان به ترکیه، یکی از موضوعات اصلی نزاع ژئوپلتیک دائمی میان شرق و غرب است.