محمد بخشنده
دو زوج استراتژیک دنیای سیاست یعنی آمریکا و اسرائیل، فرمولهای منحصر به فردی در همکاریهایشان دارند. تا حدی که یکی از دلمشغولیهای تحلیلگران سیاسی این بوده است که راز و رمز این همپیمانی و همسویی را دریابند. آنچه بر صفحه تصاویر تلویزیونی و رسانهای از هماهنگی این دو متحد میبینیم دیدارها و مذاکراتی است که به شکل خودکار و مستمر میان دیپلماتهای تلآویو و واشنگتن جریان دارد. اما دامنه شور و مشورت میان دو بازیگر بحران خاورمیانه بسی فراتر از این است.
در اینجا مقصود این نیست که داستان نفوذ افسانهای یهودیان در کانونهای ثروت و قدرت در آمریکا و مغرب زمین بازخوانی شود، بلکه هدف، پرداختن به مرحلهای تازه از همسویی واشنگتن و تلآویو است که در عصر نومحافظهکاران کاخ سفید به اقتضای اوضاع بحرانی خاورمیانه در حال شکلگیری است. آنچه پیداست این دو شریک دیرین در خاورمیانه نوین بیش از هر برههای احساس خطر میکنند. طرح و آرزوی مشترک آنان برای شکل دادن به خاورمیانه جدید روی کاغذ مانده است. نیروهای تازهای در عرصه سیاست این منطقه بروز و ظهور کردهاند که موقعیت آن دو را به یک میزان به چالش کشاندهاند.
از این رو خاورمیانه هزاره سوم از هر نظر با تصویر آرمانی این بازیگران متفاوت به چشم میآید. فقط کافی است ویژگیهای سیمای امروز خاورمیانه با دهههای پایانی قرن بیستم یعنی زمانی که بوش پدر یا کلینتون در مصدر قدرت بودند، مقایسه شود. بسیاری از کانونهای کلیدی این منطقه در غزه، بیروت، بغداد و... که آن روزها در دست یاران سیاسی کاخ سفید بود اکنون به تسخیر حریفان و مخالفان رژیم صهیونیستی درآمده است. رژیمهای محافظهکار که تا دیروز تضمینکننده امنیت اسرائیل و برآورنده منافع آمریکا بودند دوران افول خود را میگذرانند. در چنین فضایی است که دو شریک دیرین، اندیشه یک همکاری تازه را در سر میپرورانند. سازوکار این حرکت جدید نه در دیدار علنی و رسانهای دیپلماتها که در نشستهای مشترک نخبگان والیت دو طرف فراهم میشود.
بر این اساس است که ناظران سیاسی، اجلاس و نشستهای دورهای سران آمریکا و اسرائیل را باید با اهمیت و حساسیتی دوچندان تعقیب کنند. اجلاسهای مشترک کانونهای اصلی برای طراحی راهبرد سیاسی این دو بازیگر است، مکانی است که در آن همه کارگزاران اقتصادی، امنیتی و سیاسی دو رژیم، آرا و اندیشه خویش را حول هدف واحدی به نام تأمین امنیت اسرائیل سازمان میدهند.
در میان رشته اجلاسهای گوناگون، هرزیلیا دارای چنین شأن تاثیرگذاری است که متأسفانه اهمیت آن در میان انبوه اخبار بحرانهایی چون عراق و افغانستان از نگاهها دور ماند. این اجلاس اوایل بهمن در شهر توریستی هرزیلیا برگزار شد. به هر حال میهمانان آمریکایی و صهیونیستی هرزیلیا تصمیمها و طرحهای تازهای را پیش روی زمامداران کاخ سفید نهادهاند که شاید با گذشت زمان ابعاد واقعی آن روشن شود.
آن چنان که تیری میسان نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی میگوید: مقامهای امریکایی و اسرائیلی در هرزیلیا، شالوده انعقاد یک توافق و پیمان تازه را ریختهاند و در این توافق حتی پیشبینی شده است که منابع زیر نفوذ امریکا و اسرائیل افکار عمومی منطقه و جهان را برای چالش تازهای که هرزیلیا خواهان آغاز آن از سوی آمریکا و متحدانش بر ضد ایران و جنبشهای اسلامی هستند، بسیج کند. به گفته این نویسنده فرانسوی از فردای کنفرانس هرزیلیا، دیپلماسی پنهان، اما بسیار فعالی با محور توجه کشورهای جهان به «خطر ایران» به راه افتاده است. اما پیش از بیان مذاکرات و تصمیمهای مشترک واشنگتن و تلآویو در این اجلاس لازم است سرگذشت این مرکز که اکنون حکم یک نهاد سیاستگذار را بویژه در معادلات خاورمیانه یافته است، توصیف شود.
نهادی با ویژگی تئوریسازی و جذب مغزها
موسسان هرزیلیا ترجیح دادهاند برای این نهاد تصمیمساز، شناسنامهای علمی و غیر سیاسی صادر کنند. ثبت این نهاد در ردیف کانونهای دانشگاهی جهان به گردانندگان آن فرصت داده است تا با دستی گشوده همه نخبگان و دانشآموختگان دو طرف را زیر سقف این اجلاس گردآورند. با مرور در سرگذشت هرزیلیا بوضوح میتوان این تاکتیک طراحان آن را دریافت.
هرزیلیا ابتدا در سال 1994 براساس الگوی دانشگاههای ویژه آمریکا، تاسیس میشود و جالب اینجاست که پایهگذاران آن روز این نهاد را یک موسسه آکادمیک خصوصی تعریف میکنند. در نخستین خبریکه به رسانهها راه مییابد اعلام میشود که هرزیلیا یک موسسه غیرانتفاعی است که بر پایه ابتکار و اندیشه پروفسور «اوریتیل رایشمن» تاسیس شده است.
آن روز مأموریت و هدف مثبت و موجه این مرکز آمادهسازی رهبران آینده دولت اسرائیل عنوان میشود. البته این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که هرزیلیا در عین کارکردهای سیاسی خود، هنوز به عنوان یکی از پلهای ارتباطی مراکز سیاسی تلآویو با کانونهای دانشگاهی بوده است، چنان که در چندین دانشکده زیر پوشش این مرکز بهترین استادان دانشگاهی خارجی و اسرائیلی به تعلیم هزاران دانشجو مشغول هستند.
در آخرین گزارشی که از زبان گردانندگان این مرکز منتشر شده بر این نکته تصریح شده است که یک کارکرد مهم هرزیلیا، شناسایی، جذب و پروراندن استعدادهای شکوفا از نقاط مختلف برای پیشرفت اسرائیل است. در چارت جدید اهداف و تشکیلات این نهاد نیز قید شده است که مرکز هرزیلیا شبکهای از دانشکدهها و سازمانهای پژوهشی است که طیف وسیعی از مدیریت اقتصادی، سیاسی، فناوری، استراتژیکی، حقوقی و قضایی و مبارزه با تروریسم را تحت پوشش خود قرار داده است.
اما چنان که استادان و سرمایهگذاران این نهاد اقرار میکنند خروجی تحقیقاتی و کارشناسی هرزیلیا در نهایت در اختیار شبکه مدیران و حاکمیت صهیونیستی قرار میگیرد و رهیافت اعضا و پژوهندگان این نهاد در همان اجلاسهای دورهای در قالب توصیههای این موسسه مورد توجه دولت تلآویو قرار میگیرد.
نکته جالب دیگر این است که هرزیلیا اکنون دامنه ارتباطات خویش را به آمریکا و اسرائیل محدود نکرده است و مشتریان و حامیانی از نقاط دیگر جهان غرب یافته است و آنچنان که مدیرانش میگویند در مرحله جدید آنها حتی در اندیشه یافتن دوستان و همراهانی از حوزه کشورهای عربی خاورمیانه هستند. در فهرست اسپانسرها و حامیان مالی امروز این موسسه میتوان به برخی وزارتخانههای کشورهای غربی، سازمان آلمانی «فردریش ایبرت»، کمیته یهودیان آمریکا، اتحادیه اروپا، شرکت زیمنس، آی بی ام، پورتاندثرست، بوئینگ و کوکاکولا اشاره کرد.
اجلاس هفتم بر محور مقابله اسرائیل با جنبش مقاومت و ایران
آنچه بر اجلاس جدید هرزیلیا سایه افکند، پیروزیهای اخیر دو جریان حماس و حزبالله در بیروت و غزه و دستاوردها و توفیقات سیاسی علمی ایران بود. بر همین اساس سخن مدعوین میهمانان این نشست همگی در پی ارائه راهکارهای تازه به تلآویو برای عبور از این چالشها بوده است. براساس این، عموم سخنرانان، بازداشتن ایران از دستیابی به تواناییهای هستهای را اولویت نخست سیاست خارجی اسرائیل میخوانند. البته این انتظاری بود که بیشتر رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل به صراحت رهبران و نخبگان حاضر در این نشست را به آن فرا خوانده بود.
به هر حال موضوع مواجهه با ایران و جریانهای انقلابی چیزی بود که در تابلو و درب ورودی اجلاس نیز حک شد و انتخاب عنوان «میزان (سطح) مصونیت و امنیت ملی اسرائیل» برای این اجلاس بوضوح مقصود گردانندگان آن را آشکار کرد. هر چند در اثنای اجلاس از موضوعهای دیگری مانند فساد در داخل هیأت حاکمه اسرائیل، یا بهبود مشکلات اجتماعی و اقتصادی سرزمینهای اشغالی نیز سخن به میان آمد اما موضوع برخورد با کانونهای لبنان و فلسطین و ایران همچنان در محور و مدار مذاکرات باقی ماند.
آسیبپذیریهای اسرائیل و اعتراف به شکست
شاید مهمترین بخش مباحث اجلاس، گزارش نخبگان امنیتی و سیاسی اسرائیل از ناکامیها و آسیبپذیریهای این رژیم بویژه در برابر جنبش مقاومت بود.
«ژنرال ایلان بیران»، عضو مرکز مطالعات سیاسی و امور استراتژیک اسرائیل به این واقعیت در گزارش خود از جنگ لبنان اقرار کرد و گفت: ارتش اسرائیل در تحقق اهداف در جنگ اخیر شکست خورد، از این رو ترمیم و بازسازی ساختار ارتش نیازی فوری است.
بحث درباره دلایل ناکامی بزرگ اسرائیل در نبرد 33 روزه را «تساحی هنگبی» رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی کنیست رژیم اسرائیل پی گرفت و گفت: حکومتهای اسرائیلی در 6 سال گذشته هیچگونه جدیتی برای بررسی تهدیدهای حزبالله لبنان از خود نشان ندادند. این مقام صهیونیستی ادعا کرد که کمیسیون متبوعش در فوریه سال 2004، یک گزارش محرمانهای را درباره خطرات ایران و حزبا... و همچنین توانایی موشکی حزبا... لبنان تقدیم حکومت کرده بود. وی تصریح کرد: با وجود هشدارهای ما، در نتیجه حملات موشکی حزبا...، شریان حیاتی در شمال اسرائیل فلج شد و باز هم حکومت هیچ توجهی به هشدار ما نکرد. در تکمیل گزارش هنگبی، ژنرال «گدعون حوشن» در این کنفرانس گفت: ارتش اسرائیل در سالهای گذشته از نفوذ حزبالله لبنان در صحنه فلسطین کاملاً غافل بود.
به این صورت کنفرانس در گرماگرم گزارش فرماندهان اسرائیل به محفل آسیبشناسی ارتش این رژیم تبدیل شد تا جایی که حتی برخی مقامهای تلآویو این نوع افشاگری را تاب نیاورده و از آن به عنوان تضعیف نظامیان تعبیر کردند. در این اجلاس ژنرال «اودی دیکل»، فرمانده نیروهای لجستیک ارتش اقرار کرد: ارتش و حکومت اسرائیل هم اینک با معضل جدیدی به نام دستیابی حزبالله لبنان و حماس به سلاحهای استراتژیک روبهرو هستند. پروفسور «میخابوبر»، کارشناس امور روانی گفت: ما ارتشی داریم که ارتش مردم نیست، بنابراین ارتش ما نمیتواند در مقابله با چالشها، یکپارچگی درونی را حفظ کند. این معلم امور روانشناسی ارتش اسرائیل در ادامه فرار از خدمت و جدیت نداشتن کارکنان در تحقق اهداف ارتش را مشکل بزرگ عنوان کرد.
توافقهای آمریکا و اسرائیل بر سر امور هستهای ایران
موضوع هستهای ایران در کنار بحث جنبشهای مقاومت، بخش غالب سخنان امریکاییها و یهودیان حاضر در هرزیلیا بود و براساس آنچه ناظران گفتهاند شالوده توافق جدید درباره مسأله هستهای ایران در همین نشست ریخته شد.
گردانندگان اجلاس طوری برنامهریزی کرده بودند که این توافق میان گروه سناتورهای آمریکا و دولت اولمرت شکل بگیرد، از این رو آخرین روز کنفرانس ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل به اتفاق سناتورهای ضد ایرانی کنگره آمریکا مباحث اجلاس را به سوی پرونده هستهای ایران سوق دادند. اولمرت که همچنان فشار مجامع یهودی درباره افشای مسائل هستهای اسرائیل را بر دوش خود حس میکرد در این اجلاس ادعا کرد: ایرانیها به دو صورت مخفیانه و آشکار در پرونده هستهای اقدام میکنند.
اولمرت در پایان در اظهاراتی که بیشتر تکذیب شایعات مبنی بر آمادگی اسرائیل برای حمله به ایران بود، گفت: اسرائیل نمیتواند در راس جنگ با برنامه هستهای ایران قرار گیرد. ما مطمئن نیستیم و نمیتوانیم به برخی اخبار استناد کنیم. بهتر است این قضیه را به دولتهای بزرگتر و مرکزیتر بسپاریم. در ادامه رشته بحث هستهای را اعضای کنفرانس به ساکنان جدید کنگره سپردند که این خود یک شگرد جالب برای جلب حمایت کنگره از سوی سران هرزیلیا بود. سناتور «جان ادواردز» از حزب دموکرات که یکی از نامزدهای احتمالی این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 خواهد بود در پاسخ به خواسته دوستان یهودی خود در اینباره گفت: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بزرگترین چالشی است که نسل ما با آن مواجه است. او وعده داد که آمریکا برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، هر کاری که میتواند باید بکند.
ادواردز که از آمریکا از طریق ماهواره برای این کنفرانس سخن میگفت، مدعی شد: بلندپروازی هستهای ایران بزرگترین تهدید امنیتی نه فقط برای اسرائیل، بلکه برای آمریکاست. او حتی برای کسب حمایت محافل یهودی در انتخابات آینده، مدعی شد که بوش از خود سلب مسئولیت کرده، برای جلوگیری ایران به اندازه کافی تلاش نکرده است.
با این حرکات نمایشی ادواردز، به این ترتیب کارکرد دیگر هرزیلیا در عرصه سیاست روشن شد که این اجلاسها، میدانها و فرصتهایی طلایی برای دو جناح رقیب آمریکا در مسیر انتخابات آینده آمریکا هستند، از این رو ادواردز تنها نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نبود که از طریق ماهواره برای کنفرانس هرزیلیا سخن گفت: «جان مک کین»، سناتور جمهوریخواه و از نامزدهای احتمالی این حزب نیز از طریق ماهواره برای این کنفرانس سخنرانی کرد و برای کسب نظر یهودیان کوشید.