سیدهارت واراداراجان / تحلیلگر روزنامه ملی Hindu
ترجمه: آرمین منتظری
به نظر میرسد که مساله هستهای ایران به پایان خود نزدیک میشود. دیپلماسی انتخاب شده از سوی آمریکا و انگلیس در قبال مساله هستهای ایران، قدم به قدم شائبه جنگی دیگر را در ذهن جهانیان برمیانگیزد. چهارشنبه گذشته نشریه تایمز، چاپ لندن نامهای نوشته «جان سوارز»، یکی از دیپلماتهای وزارت خارجه انگلیس درباره مساله هستهای ایران، را به چاپ رساند که او در آن، صراحتا از همتایانش در ایالات متحده، آلمان و فرانسه خواسته بود که آنها باید در شورای امنیت سازمان ملل، اتحاد خود را در مواجهه با مساله هستهای ایران حفظ کنند. جدای از تلاشهای «سوارز» برای به دست آوردن نظر موافق «روسیه» و «چین» برای تحریم یا جنگ که به وضوح در این نامه مشاهده میشود، او سعی کرده است بگوید به هیچ وجه دور از انتظار نیست که شورای امنیت تصمیمات جدیتری در قبال مساله هستهای ایران اتخاذ کند.
او در این نامه به شرح آنچه که سه کشور اروپایی و ایالات متحده در سر دارند، پرداخته است. او در این نامه آورده است: «ممکن است شورای امنیت تصمیم بگیرد پرونده ایران را در چارچوب فصل هفتم از منشور سازمان ملل بررسی کند. حتی ممکن است تصمیم بگیریم که کلمه «تعلیق داوطلبانه» را حذف و به جای آن از کلمه «تعلیق اجباری» استفاده کنیم. ما در اوایل ماه «می» سعی خواهیم کرد تا در این مورد به توافق برسیم». فصل هفتم از منشور سازمان ملل متحد، فصلی است که قوانین مربوط به چگونگی برخورد با کشورهایی که تهدیدی برای امنیت بینالملل به حساب میآیند، در آن بیان شده است. پرواضح است که کشاندن پرونده ایران به این مرحله، دو امتیاز مهم برای آمریکا و انگلیس در پی خواهد داشت. نخست اینکه این قدرت را به آنها میدهد تا حق مسلم و قانونی ایران را برای غنیسازی اورانیوم که در پیمان NPT بر آن تصریح شده است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بارها و بارها بر آن تاکید کرده است، از ایران سلب کنند و دوم اینکه نوعی دستاویز و بهانه قانونی بدست آنها میدهد تا گزینه حمله نظامی علیه ایران را بررسی کنند.
باید گفت که دلیل اینکه آمریکا تا این حد سعی دارد تا بررسی مساله هستهای ایران را در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار دهد، اینست که میخواهد ایران را تحریک کند تا از NPT خارج شود و اگر ایران چنین اشتباهی را مرتکب شود نقشه تغییر رژیم آمریکاییها با سرعت بیشتری به پیش خواهد رفت.
بنابراین برای ایران بسیار حساس و ضروری است تا با در نظر گرفتن همه شرایط سیاسی و همچنین حقوق قانونیاش، استراتژی خاصی را انتخاب کند تا بتواند با اتکا به آن نظر کشورهایی را که مخالف مقابله و رویارویی، بلکه موافق گفتوگوی دیپلماتیک هستند، جلب کند. در حاشیه باید به یاد داشته باشیم که این اقدام آمریکا در شمار دیگر تهدیدات آنها با استفاده از اهرم حمله نظامی است.
کاری که اروپا و آمریکا در صدد انجام آنند اینست که NPT را دور بزنند. آنها با بیان این نکته که هر کشوری که از ساخت سلاح هستهای دست بردارد اجازه خواهد یافت تا به فعالیتهای صلحآمیز هستهای بپردازد، سعی دارند تا به این منظور دست یابند.
بر طبق قانون 12 C آژانس، هیات مدیره آژانس تنها در صورتی میتوانند پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دهند که لزوم این کار وجود داشته باشد. بر اساس گزارش رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ دلیلی مبنی بر وجود فعالیتهای غیرصلحآمیز هستهای در تاسیسات ایران وجود ندارد. البته او در حاشیه این گزارشها همیشه اعلام کرده که نمیتواند قاطعانه بگوید فعالیتهای هستهای ایران تنها به آنچه که تحت بررسی بازرسان قرار گرفته است، خلاصه میشود!
بنابراین و بر طبق آنچه که بیان شد و با توجه به تمام تحلیلهای که طی روزهای اخیر مطرح شده است، توجه به چهار نکته ضروری به نظر میرسد. نخست اینکه کشورهای اروپایی و آمریکا سعی دارند تا نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و NPT را درباره مساله هستهای ایران بیاهمیت جلوه دهند و مساله ایران را چیزی فراتر از قدرت این نهاد معرفی کنند. دوم اینکه آنها قصد دارند تا در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد پیمان و معاهده دیگری را نظیر NPT که 188 کشور آن را امضا کردهاند، طرح کرده و به این ترتیب حمایت دیگر کشورها را نیز به دست آورند. نکته سوم که باید مورد توجه قرار گیرد این است که باید به یاد داشته باشیم که آمریکا و انگلیس 3 سال پیش از همین روش و با استفاده از اهرم فشار، از قوانین سازمان ملل متحد تخلف کرده و مقدمات حمله به همسایه ایران را فراهم کردند و مساله آخر اینکه ایران نیز نگرانیهای بحق و قابل اعتنای خود را درباره سیاست زورمدارانهای که اروپا و آمریکا در پیش گرفتهاند، دارد.
با استناد به 4 نکتهای که ذکر شد. ایران میتواند و باید در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تحت ماده 96 منشور سازمان ملل متحد از دیوان بینالمللی دادگستری بخواهد درباره این مساله ایفای نقش کرده و موضع خود را در قبال این مساله که کشوری که به دنبال سلاحهستهی نیست و پیمان NPT را نیز امضا کرده است نباید از چرخه تولید سوخت هستهای محروم شود، اعلام کند، تلاش اروپا و امریکا و اعمال فشار آنها برای تحمیل قوانین جدید بر امضاکنندگان NPT به هیچ عنوان به نفع صلح و امنیت بینالملل نیست. از سوی دیگر اگر چه ایران میتواند روی چین و روسیه و دیگر شرکایش برای کمک به تولید سوخت هستهای مورد نیازش حساب کند، اما به هیچوجه نمیخواهد و نمیتواند از حق خود که در پیمان NPT بر آن تاکید شده است، صرفاً به دلیل فشارهای اروپا و آمریکا چشمپوشی کند. اگر ایران هم بخواهد چنین کاری کند، مطمئناً این کار ایران به هیچوجه به نفع دیگر امضاکنندگان NPT نخواهد بود چرا که رسم غلطی را مرسوم خواهد کرد که در آینده ممکن است گریبانگیر آنها نیز بشود.