تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۴۳۱۴۸

اسلام‌ستیزی غرب

اشاره: چهارمین جلسه مجمع عمومی «انجمن علمی ادیان و مذاهب»، روز پنج‌شنبه 14/10/85 با حضور جمعی از طلاب و اساتید و دانشگاهیان و اعضای مجمع عمومی در تالار اجتماعات انجمن علمی، در حوزه علمیه قم، برگزار گردید. در این نشست، ‌پس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید، جناب آقای محمدجواد صاحبی رئیس هیات مدیره انجمن علمی،‌ ضمن خیر مقدم به حاضران، گزارشی کوتاه از فعالیت‌های انجمن علمی ادیان و مذاهب را بیان نمود.

موضوع اصلی برنامه این نشست «اسلام ستیزی در غرب» بود که توسط سخنرانان آقایان: سیدهادی خسروشاهی، دکتر محمد لگنهاوزن، دکتر مرتضی کریمی‌نیا، استاد مهدی فرمانیان مورد بحث قرار گرفت. نخستین سخنران نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین استاد سیدهادی خسروشاهی بود که تحت عنوان: «استشراق و تبشیر» به بحث پرداخت و پس از بیان تعریف «استشراق و مستشرقین» به علل و عوامل پیدایش این «پدیده» اشاره نمود و سپس شواهدی از اقدامات و کوششهای مستشرقان را در دنیای اسلام و شرق،‌ نقل کرد و انگیزه‌های استعماری اغلب شرق شناسان و همکاری مسیحی تبشیری آنها را تشریح نمود و چنین نتیجه گرفت که حتی در مرحله نوین استشراق که به اصطلاح «اسلام پژوهی» در غرب است، پی‌گیری خواست‌های ارباب سلطه‌غربی، از اهداف اصلی مستشرقین و مبشرین است.
سخنران دوم آقای دکتر محمد گلنهاوزن، پژوهشگر مسلمان آمریکایی بود که به تشریح سخنان پاپ پرداخت و با اشاره به نتایج سفر پاپ به ترکیه، چنین نتیجه گرفت که باید به «گفتگو و تعامل» با غرب ادامه داد. آقای دکتر مرتضی کریمی‌نیا، سومین سخنران نشست موضوع «مستشرقین و حدیث» را مورد تحلیل قرار داد و روش‌های آنان را در این زمینه تشریح نمود. حجت‌الاسلام جناب استاد مهدی فرمانیان از اعضای هیأت علمی انجمن ادیان و مذاهب به اتهامات و اکاذیب و شبهات مستشرقین اشاره کرد و سپس کتاب «محمد در اروپا» تالیف «مینو صمیمی» از انتشارات موسسه اطلاعات را مورد بحث قرار داد. اینک متن سخنرانی استاد سیدهادی خسروشاهی جهت استفاده عموم منتشر می‌گردد.
شرق‌شناسی و مستشرقان
تعریف استشراق:
موضوع بحث این نشست، اسلام ستیزی در غرب است و با توجه به اینکه این عنوان بسیار عام و کلی است و باید تقسیم‌بندی‌های لازم در مورد مسائل بحث به عمل آید، این جانب به بخشی از آن که استشراق و عملکرد مستشرقان است، فهرست‌وار اشاره‌ای می‌کنم و بی‌تردید بررسی موضوع نیازمند فرصت بیشتر، نشستی دیگر و حتی تالیف چندین جلد کتاب است.
با اینکه مسئله استشراق به عنوان یک پدیده سیاسی. علمی با تاریخی نه چندان کوتاه، مطرح است، ولی تاکنون تعریف جامع و مانعی از آن به عمل نیامده است. بعضی‌ها استشراق را بررسی یک سلسله مفاهیم و مسائل متداخل می‌دانند که در واقع نوعی «علم» است و موضوع آن تحقیق درباره جوامع شرقی از سوی دانشمندان غربی است. بعضی‌ها آن را یک روش علمی برای شناخت نوع اندیشه‌ها، ایدئولوژی، حتی نژادها و قومیت‌های شرقی دانسته‌اند و سرانجام گفته‌اند که استشراق یعنی «شرق شناسی» به مفهوم عام... و مستشرقان هم افرادی هستند غربی، که درباره اندیشه و تمدن و تاریخ اسلامی و شرقی به تحقیق می‌پردازند. ولی ادوارد سعید اندیشمند فلسطینی الاصل آمریکایی المسکن! استشراق را نوعی «ابزار برای شناخت شرق توسط غرب، برای ادامه و استمرار سلطه استعمار و استکبار غربی» معرفی کرده است.
از این تعریف، می‌توان چنین استنتاج کرد که استشراق یا شرق‌شناسی، یعنی اهتمام و توجه خاص به اوضاع شرق و کشف نظرها و اندیشه‌های ملل و بررسی اسرار و شرایط اقتصادی اجتماعی و منابع طبعی و ثروتی آن،‌ و آگاهی از فرهنگ و تمدن قدیم و وضع فعلی و کشف نقاط قوت و ضعف، در راستای آماده‌سازی و مقدمه چینی برای سلطه استعمار غربی و حملات مذهبی تحت عنوان تبشیر مسیحیگری است. در واقع این نوع شرق شناسی که همواره مورد اهتمام همه و یا اکثریت قاطع مستشرقان بوده، زمینه‌ساز اصلی برای سلطه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی نیروهای غربی بر کشورهای شرقی به ویژه اسلامی بوده است. پس با توجه به روش کلی مستشرقان و هدف استشراق، نمی‌توان آن را علمی از «علوم‌انسانی» شمرد؛ چون فاقد شرایط اساسی برای تحقق یافتن «صفت علمی» بودن است.
با بررسی چگونگی پیدایش و تحول و تکامل مراحل استشراق و با توجه به تعدد اهداف مستشرقان. و در هر مرحله‌ای. و یا اقدام افرادی مختلف در این زمینه، نمی‌توان آن را نوعی علم در راستای اهداف انسانی بشریت دانست. ما اگر به تنوع افرادی که در گذشته در زمینه شرق‌شناسی فعالیت داشته‌اند توجه کنیم، خواهیم دید که آنها در تخصص‌ها و اهدافی که در هر مرحله‌ای پیگیرش بوده‌اند، گونه‌گون و متفاوت از یکدیگر بوده‌اند، یعنی از روزگاران پیشین افراد گردشگر یا سیاح، مبشران مسیحی، رجال سیاسی سلطه استکباری، باستان شناسان، مورخان، و نمایندگان شرکتهای اقتصادی و سازمانهای نظامی و امنیتی و جاسوسی و بالاخره افراد شاغل به عنوان دیپلمات! در مراحل مختلف،‌ و هر کدام برای اهداف خاص خود، پیگیر مسئله شرق‌شناسی بوده‌اند و از این روی، بعضی از اسلامگرایان آگاه، همه مستشرقان را جاسوس و مزدور غرب معرفی کرده‌اند که پژوهش‌های آنها فقط جنبه استعماری داشته است. از سوی دیگر، بعضی از روشنفکران جهان اسلام هم خدمات آنان را در پژوهش‌های تاریخی و شناخت و شناسایی تمدن و فرهنگ شرق بویژه جهان اسلام، ستوده‌اند.
گروه اول می‌گویند که هدف نهایی مستشرقان از پژوهش‌های خود، جز ضربه زدن به اسلام و ایجاد شک و تردید در بین مسلمانان و جلوگیری از گرایش صاحبان عقاید و مذاهب دیگر به ویژه مسیحیان به اسلام چیز دیگری نبوده است. و در همین راستا می‌بینیم که انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی، مذهبی و بالاخره استعماری این مشتشرقان که در واقع مزدوران استعمار و دشمنان اسلام و مسلمانان هستند،‌ایجاد شبهه در اصلات نبوت پیامبر اسلام (ص)، متهم ساختن حضرت ایشان به خشونت و خونریزی است و سپس ایجاد تردید در آسمانی بودن قرآن مجید و اینکه ساخته و پرداخته خود حضرت محمد (ص) و یارانش بوده و احکام آن اقتباسی از احکام یهودیگری و مسیحیگری است و حتی داستانهای انبیا هم که در قرآن آمده، در کتاب مقدس تورات و انجیل آمده است و همچنین سنت نبوی و احکام فقهی اسلامی، مقتبس از عادات و آداب و رسوم عرب جاهلی است و اصالت و استمراریتی برای همه زمانها و مکانها ندارد، احادیث منقول از حضرت محمد (ص) و یاران و اهل بیت او هم نوعی نیرنگ برای پوشش دادن به باندبازی‌های سیاسی قبایل و سران اشراف عرب است!
این نمونه‌هایی از اتهامات است و علاوه بر اینها، اتهامات بی‌شمار دیگری از این قماش نیز در اغلب کتاب‌های مستشرقان و مبشران آمده است و متاسفانه نمونه آخر آن هم سخنرانی‌ شرم‌آور بندیکت شانزدهم پاپ فعلی مسیحیان است که گویا رهبر تبشیری خلاق مسیحیگری است! اما در واقع سخنگوی امپریالیسم غربی شده است که با نقل اهانت‌های امپراتور بیزانس در قرون وسطی، دشمنی خود و سازمان واتیکان را در قبال اسلام و مسلمانان سراسر جهان، حاضر به عذرخواهی از مسلمانان نشد و حتی در دیار با سفرای کشورهای اسلامی مقیم واتیکان هم فقط از لزوم گفتگو با مسلمانان سخن به میان آورد و گویا افسانه معصومیت پاپ، برخلاف نصوص کتاب مقدس که حتی برای انبیا هم خطا و اشتباه و انجام توبه نقل می‌کند، این اجازه را نداد که وی از مسلمانان عذرخواهی کند. همان طور که پاپ ژان پل دوم هم پس از عذرخواهی از یهودیان در مسئله اتهام قتل حضرت مسیح توسط آنها، و تبرئه آنها از خون مسیح(ع)، علیرغم درخواست مسلمانان از جمله این جانب که در آنزمان در واتیکان بودم- حاضر به عذرخواهی از مسلمانان در مورد قتل عام‌های مسلمانان در جنگ های صلیبی که به فتوای پاپها انجام شد، نگردید!
به هر حال عده‌ای از اندیشمندان و علمای اسلامی از چگونگی روشهای تحقیق و پژوهش مستشرقان در مسائل اسلامی. به ویژه تاریخ اسلام. به شدت انتقاد کرده و آن را استمرار عداوت و بغض و دشمنی احبار و رهبان و صهیونیسم مسیحی، برای نابودی اسلام نامیده‌اند. مثلاً دکتر محمد البهی همه پژوهش‌ها و آثار استشراقی را نوعی ردیه نویسی عملی بر اسلام و برای برگرداندن مسلمانان از دین خود می‌داند و حتی دانشنامه (انسیکلوپدی) اسلامی را مستشرقان نوشته‌اند و در اروپا، بارها چاپ شده است، خطرناکترین اثر برای انحراف مسلمانان می‌نامد و می‌گوید که این دایره‌المعارف مرجع و ماخذ بسیاری از مسلمانان شده است که متاسفانه همه تحریف‌ها و اشکالاتی که به طور عمد در مقالات آن هست، مورد استفاده پژوهشگران مسلمان قرار می‌گیرد و البته می‌دایم که گروهی از مبشران هم پس از آنکه از تبیشر مسلمانان و اثربخشی آن در جهان اسلام، ‌مایوس شدند، با همکاری مستشرقان به مقاله‌نویسی در دایره‌المعارفها و نشر اکاذیب و تحریف حقایق و چاپ هزاران کتاب و رساله و جزوه در رد اسلام، ‌به اسلام ستیزی پرداخته‌اند.
البته استشراق را در مورد مستشرقان هر کشور اروپایی و غربی و اهداف و انگیزه‌های آن با توجه به اهداف سیاسی کشور خود، باید مورد ارزیابی و بررسی قرار داد، ولی برای نمونه می‌توان اشاره کرد که جناب لویی ماسینیون همواره در خدمت استعمار فرانسه قرار داشت و مانند یک لژیونر یا افسر اطلاعاتی فرانسه، کار می‌کرده و یا مستشرق آمریکایی برنارد لئیس برای مبارزه با اسلام،‌ خود را وقف اهداف صهیونیسم نمود و مدافع سرسخت ایجاد کشوری به نام اسرائیل در سرزمین فلسطینی‌ها بود.
مراحل استشراق
به هر حال: بعضی از پژوهشگران برای استشراق چهار مرحله ترسیم کرده‌اند:
1- مرحله استشراق مذهبی و رابطه آن با تبشیر
2- مرحله نظامی و آثار جنگهای صلیبی بر استشراق
3- مرحله سیاسی. استعماری برای استشراق
4- و مرحله چهارم، پدیده استشراق علمی و آکادمیک
مرحله اول پس از کشف ثروت عظیم علمی مسلمانان در قرن 12 میلادی، در اندلس از سوی اروپائیان آغاز شد که همین آگاهی،‌ باعث یورش مستشرقان به اندلس به ویژه قرطبه و اشبیلیه گردید که به سرعت فرضیه‌ها و افکار و آثار علمی را از مسلمانان دریافتند و حتی به ترجمه قرآن به زبان‌های اروپایی پرداختند و سپس به بررسی احوال و اوضاع کشورهای اسلامی و مسلمانان اقدام نمودند و همین شناخت، انگیزه‌ای شد که مبشران هم مستقیماً به میدان بیایند و با همکاری مستشرقان، به فتنه‌انگیزی در بین مسلمانان بپردازند و در واقع آنها برای انتقام‌گیری از فتوحات مسلمانان، با هر گونه وسیله‌ای حتی غیرانسانی و ضداخلاقی، به اسلام ستیزی پرداختند و همین امر مقدمه آغاز جنگهای صلیبی بود.
مرحله دوم که استشراق نظامی بود با جنگهای صلیبی شروع می‌شود که در این مرحله تبشیر نیز نقش اساسی داشت و چون سرانجام از راه استمرار جنگ، نتیجه‌ای را پیش‌بینی نمی‌کردند، به دستور پاپ انوست چهارم در 1248‌م کرسی بررسیهای عربی- اسلامی در دانشگاه پاریس تاسیس شد و سپس مجلس عالی مبشران در 1250 م مدرسه عالی آموزش زبان عربی و اسلام‌شناسی را پی نهاد که گروهی از مستشرقان و مبشران را برای ماموریتهای ویژه آموزش داد و تربیت کرد.
در این دوران ضمن از بین بردن و آتش زدن کتابهای خطی و آثار اسلامی در اسپانیا، به جمع‌آوری بعضی از آثار علمی اسلامی نیز اقدام نمودند تا از آنها استفاده کنند ولی همچنان در سرکوب مسلمانان، به هر نحوی که مقدور بود، کوشش می‌کردند و در واقع در این مرحله همکاری همه جانبه نیروهای نظامی با گروههای تبشیری نقش ویژه‌ای در سلطه تدریجی استعمار غربی بر بلاد اسلامی آفریقا و گسترش اسلام‌ستیزی داشت.
در مرحله سوم و پس از قتل‌ عام‌های مسلمانان در«اندلس» و «جنگهای صلیبی»، استشراق سیاسی آغاز می‌شود... در این دوران مستشرقان و مبشران منابع اصیل و معتبری در اختیار داشتند و با ترجمه آنها ضمن پیشبرد هدف‌های علمی خود، به تاسیس جمعیت‌ها و سازمانهای وسیع سیاسی و جاسوسی در اروپا اقدام کردند که نتیجه این مرحله، نفوذ تدریجی سیاسی- نظامی در بلاد آفریقا و آسیا بود.
متاسفانه پدران روحانی(!) و سازمانهای کلیسایی، در این مرحله نیز دربست در اختیار حاکمیت‌های غربی بودند و تا توان داشتند به اسلام ستیزی همه جانبه دامن زدند. لورانس براون مبشر معروف در یک سخنرانی، هدف نهایی تبشیر را برای اروپاییان چنین تشریح می‌کند: «اگر مسلمانان بتوانند در یک امپراتوری عربی اسلامی متحد شوند، لعنتی برای دنیا و خطری برای همه ما خواهند بود! اما اگر ما آنها را متفرق سازیم، در آن صورت دیگر تاثیر و ارزشی نخواهند داشت....»
از اینجا می‌توان علت پیدایش دولت‌های کوچک اسلامی و شرقی مستعمره شده اروپاییها (فرانسه، ‌ایتالیا، انگلیس، پرتغال، ‌آلمان و دیگران) را به دست آورد. در این دوره باز تبشیر در خدمت استعمار است و به قول جواهر لعل نهرو- شخصیت فقید هندی- در کتاب تاریخ جهان: نخست پدران روحانی یا کتاب مقدس وارد شدند و سپس نیروهای نظامی غربی سرازیر گشتند!
در مرحله چهارم که «استشراق علمی» یا «اسلام‌پژوهی» شروع می‌شود، باز نمی‌توان گفت که همه مستشرقان در پژوهش‌های خود هدف تحقیق علمی - تاریخی داشته‌اند؛ ولی می‌توان پذیرفت که بعضی از آنها در بیان حقیقت صادق بوده‌اند و اگر دچار اشتباهی شده‌اند. ناشی از جهل و عدم شناخت کامل از اسلام و مسلمانان و ندانستن زبان ملت‌های شرقی و اسلامی بوده است.
پس به طور کلی می‌توان گفت که از یک قرن پیش، استشراق علمی در همه کشورهای غربی از جمله: فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان، ‌اتریش، اسپانیا، هلند،‌ روسیه و آمریکا آغاز شد و در این مرحله مستشرقان علاوه بر بررسی اوضاع گونه‌گون بلاد شرقی، به تحقیق و بررسی کتابهای خطی جمع‌آوری شده از جهان اسلام و شرق نیز پرداختند و بعضی از آن کتابها را با تحقیق ستودنی منتشر ساختند و بقیه را هم نوعاً فهرست‌نویسی کرده و به کتابخانه‌های اروپایی سپردند و بی‌شک به نوبه خود در معرفی اسلام و شرق گام‌های مثبتی برداشتند.
همان‌طور که اشاره شد، گروهی از اینها در جمع‌آوری و نگهداری مخطوطات و آثار تمدن اسلامی و سپس تحقیق و بررسی و نشر آنها کمال دقت و همت را به کار برده‌اند و حتی در مورد قرآن مجید هم نخستین فهرست الفاظ قرآن یا به اصطلاح ما «معجم‌المفهرس» برای قرآن و حتی سنت نبوی را،‌ بعضی از اینها - پژول لابوم،‌ فرانسوی. انجام داده‌اند و بعداً یعنی در قرن ما عده‌ای از علمای اسلامی عمدتاً مصری به این امر همت گماشتند.
این بحث را مرحوم مالک بن نبی در «انتاج المستشرقین و اثره فی‌الفکر الاسلامی الحدیث» و دکتر میشل جحا در «الدراسات العربیه و الاسلامیه فی ‌اروپا» و دیگران به طور مشروح،‌ مورد بحث قرار داده‌اند. البته فراموش نمی‌کنیم مستشرقی به نام هانری کربن را که صادقانه به شناخت اسلام و تشیع پرداخت و در این راستا به کوشش‌های بی‌نظیری دست زد و بارها و بارها در ایران به محضر اساتیدی چون علامه طباطبایی، استاد مطهری و استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی رسید و دهها کتاب فلسفی عرفانی شیعه را به فرانسه ترجمه نمود و چاپ کرد و به قول مرحوم استاد علامه طباطبایی: «سرانجام هم مثل یک شیعه راستین از دنیا رفت.» یا مستشرق آمریکایی به نام ریچارد میشل برای تحقیق درباره پدیده «اخوان‌المسلمین» به مصر آمد و پنج سال تمام در این زمینه و از نزدیک و درون، تحقیق کرد و محصول پژوهش خود را تحت عنوان «الاخوان المسلمون» منتشر ساخت که واقعاً محققانه و کاملاً منصفانه است و خوشبختانه این کتاب را من چند سال پیش ترجمه کردم که اخیراً پس از بازبینی و ویرایش،‌ در دو جلد و 800 صفحه آماده چاپ شده است. و یا خانم آنه ماری شیمل آلمانی، که دهها کتاب و مقاله درباره پیامبر اکرم(ص) و اسلام نوشت و منتشر ساخت و در واقع «عاشق» پیامبر و عرفان اسلامی بود.
به هر حال می‌توان پس از اشاره فهرست گونه به مراحل سه‌گانه استشراق که در همه مراحل هم با اسلام‌ستیزی و مسلمان‌کشی همراه بود، به این نکته اشاره کرد که اسلام‌ستیزی غرب حتی در مرحله چهارم نیز علی‌رغم عنوان استشراق علمی، با شدت بیشتر و شکلی دیگر، همچنان ادامه یافت و ادامه دارد. آخرین نمونه‌های آن را در فشار بر مسلمانان در همه کشورهای اروپایی و منع آنها حتی از پوشش اسلامی و یا تضییع حقوق قانونی و انسانی آنها،‌ می‌توان دید که بی‌تردید همه دوستان از کم و کیف آن آگاه هستند.
مهمتر از همه، مسئله اعلام جنگ مقدس صلیبی! جرج بوش با رهبری صهیونیسم مسیحی بود که دو سال پیش آن را مطرح ساخت و بعضی‌ها ساده‌لوحانه گفتند که اشتباه لفظی بوده است و بعد هم با انگ مذهبی و سخنرانی «پاپ بندیکت»، استمرار یافت و عجیب آنکه به خاطر همین سخنرانی اخیراً پاپ «مدال افتخار» هم از دانشگاه آلمان دریافت کرد! البته قتل‌عام‌های مسلمانان سومالی، سودان، افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین هم از همین طرح اسلام‌ستیزی غرب سرچشمه می‌گیرد.
در پایان پیشنهاد می‌کنم که «مجمع علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم» حتما دو موضوع را به طور مستقل مورد تحقیق و بررسی کامل قرار دهد: یکی «استشراق و مستشرقین» و دیگری «تبشیر مسیحیگری»، به ویژه در ایران و از زمان قاجار تاکنون... و لابد می‌دانید که فعالیت علنی آنها در شهرستانها و حتی در خیابانهای تهران، یا پخش مجانی جزوه‌ها و رساله‌ها و انجیل، هم‌اکنون آغاز شده است... که در راستای همان «هجمه صلیبی صهیونیستی» است . البته دانشمندان مسلمان عرب زبان،‌ کتاب‌های زیادی در این زمینه‌ها نوشته‌اند، ولی متاسفانه به زبان فارسی من کتاب مستقل و محققانه و یا اثر ماندگاری ندیده‌ام. برای نمونه در مورد آثار منتشر شده به زبان عربی، ‌می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد:
- الظاهره الاستشراقیه و اثرها علی‌الدراسات الاسلامیه: دکتر سالم الحاج، چاپ «جزیره مالت» 1991 م.
- موسوعه المستشرقین: عبدالرحمن بدوی، بیروت 1984 م.
- الاستشراق: ‌ادوارد سعید بیروت 1984 م.
- المستشرقون نجیب العقیقی: در 3 جلد، دارالمعارف، مصر 1964 م.
- مناهج المستشرقین: نقره التهامی یک جلد از این مجموعه، درباره «القرآن و المستشرقون» است.
- المستشرقون و ترجمه القرآن: محمد صالح البنداق 1980 م.
- الاستشراق و التبشیر: ساسی سالم الحاج، دانشگاه فاتح، لیبی 1985 م.
- التبشیر و الاستعمار: مصطفی خالد و عمر فروخ، بیروت 1957 م.
با تشکر از جناب آقای «دکتر محمدجواد صاحبی» مدیریت محترم مجمع علمی «ادیان و مذاهب» و دوستان و همکاران‌شان در مجمع علمی، که به اینجانب فرصت دادند این بحث را فقط به عنوان «اشاره‌ای به فهرست موضوع»! مطرح سازم. البته پی‌گیری اصل دو موضوع پیشنهادی بسته به نظر دوستان خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات