تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۴۳۱۴۹

تأثیرات جنگ لبنان بر معادلات منطقه‌ای


دکتر سیدحسین موسوی
جنگ اسرائیل علیه لبنان که از چهارشنبه 23 تیرماه آغاز شد و به مدت 33 روز ادامه یافت، بالاخره با صدور قطعنامه 1701 شورای امنیت پایان یافت. بسیاری از کارشناسان نظامی، این جنگ را جنگ ششم اعراب و اسرائیل نامگذاری کردند، اما پاره‌ای از کارشناسان امور نظامی اسرائیل، این جنگ را نخستین جنگ واقعی اسرائیل و اعراب نامگذاری کردند. حجم ویرانگری در این جنگ به گفته برخی کارشناسان نظامی با حجم ویرانگری بمب اتمی آمریکا علیه شهر ناکازاکی ژاپن در روزهای آخر جنگ جهانی دوم برابری می‌کند، اما صرفنظر از جزئیات و عوامل وقوع روند این جنگ،‌ کارشناسان امور نظامی و استراتژیک روی این نقطه، ‌اشتراک نظر دارند که این جنگ بدون دستیابی به هدف‌های اعلام شده آن از سوی اسرائیل پایان یافت و دو طرف درگیر به آن به نقطه ما قبل 12 ژوئیه 2006 چهارشنبه 23 تیرماه بازگشتند با این تفاوت که حزب‌الله لبنان به دلایل گوناگون مربوط به نابرابری قوا میان دو طرف و نیز مقاومت سرسختانه جنگجویان حزب‌الله از این جنگ به عنوان نیروی موفق و پیروز خارج شد و اسرائیل به دلیل ناکامی‌اش در تحقق هدفهای اعلام شده با یک شکست تاریخی مواجه شد.
سخن این فصل به بررسی دستاوردهای حزب‌الله در جنگ 33 روزه و پیامدهای میان مدت و بلند مدت آن می‌پردازد. بی‌تردید دستاوردهای کشور لبنان و حزب‌الله این کشور به عنوان طرف مستقیم درگیر،‌ فراوان است، اما سه دستاورد مهم در حوزه‌های سیاسی، ‌نظامی و فرهنگی قابل شناسایی است که این نوشته بدان می‌پردازد. یادآوری این نکته ضروری است که نوشتار حاضر در بررسی این دستاوردها به جنبه‌های مورد توافق بسیاری از کارشناسان می‌پردازد و از ورود به جنبه‌ها و ابعاد و پیامدهای این دستاوردها در ساختار اجتماعی جامعه لبنان و دیگر کشورهای منطقه پرهیز می‌کند، زیرا پرداختن به همه ابعاد و پیامدهای این جنگ به پژوهش‌های بیشتر نیاز دارد:
پیامدهای سیاسی جنگ
چنانکه می‌دانیم خانم رایس وزیر خارجه آمریکا در هفته اول تجاوز دامنه‌دار اسرائیل به لبنان، در بیروت اعلام کرد که این جنگ نشانه‌های درد ولادت خاورمیانه جدید است. این تعبیر خانم رایس بعدها به کلید واژه این جنگ و هدف‌های سیاسی آن تبدیل شد. در واقع خانم رایس با این تعبیر خود به صورت غیراداری قصد داشت به آن دسته از تحلیلگران سیاسی که عملیات به اسارت گرفتن 2 سرباز اسرائیلی از سوی حزب‌الله را عامل اصلی شروع جنگ اسرائیل ارزیابی کردند پاسخ دهد که به اسارت درآمدن 2 سرباز اسرائیلی فقط یک بهانه برای شروع جنگ اسرائیل بود و آنچه اسرائیل انجام داد برنامه‌ای از پیش تنظیم شده برای ریشه‌کن کردن فرهنگ مقاومت در منطقه خاورمیانه است. شکست اسرائیل در تحقق هدفهایش در جنگ علیه لبنان به گونه‌ای مستقیم خواستها و مطالبات سیاسی آمریکا را از این جنگ با شکست دردناک مرحله‌ای مواجه کرد. در واقع طرح خاورمیانه جدید آمریکا، در ایستگاه جنگ اسرائیل علیه لبنان در معرض ناکامی شدید قرار گرفت. چنانکه می‌دانیم ایالات متحده با سرنگونی رژیم صدام حسین در یک عملیات نسبتاً آسان نظامی آن هم پس از موفقیت در سرنگونی رژیم طالبان موضوع خاورمیانه جدید را در دستور کار قرار داد. مقاومت سرسختانه برخی نیروها در عراق و افزایش روزافزون تلفات آمریکا در این کشور، ‌معادله عراق را پیچیده‌تر از انتظارات دولت جرج بوش کرد. دولت جرج بوش برای خروج از این وضعیت بحرانی، ‌اقدام به اجرای استراتژی انتقال بحران به محورهای دیگر منطقه کرد. به گمان دولت جرج بوش، شکستن بازوان ایران و سوریه در لبنان و محروم کردن تهران و دمشق از عمق استراتژیک منطقه‌ای شان می‌توانست این پیام را به رهبران ایران و سوریه بدهد که باید محور عراق را آرام کنند تا دیگر محورهای منطقه‌ای مورد علاقه سوریه و ایران آرام شود. شکست اسرائیل در جنگ علیه لبنان از منظر آمریکا، شکست دردناک استراتژی انتقال بحران از محور عراق به محور لبنان،‌سوریه و ایران به شمار می‌رود. تاخیر عمدی آمریکا در پیوستن به مذاکرات مربوط به برقراری آتش بس در جنگ اسرائیل علیه لبنان در چارچوب شورای امنیت، هیچ معنایی جز امیدواری واشنگتن برای موفقیت اسرائیل در جنگ علیه لبنان نداشت. با توجه به نکات فوق و نیز با توجه به تلاشهای دیپلماتیک آمریکا پس از ناکامی اسرائیل در جنگ علیه لبنان برای دستیابی به آنچه از طریق جنگ نتوانست بدان دست یابد می‌توان گفت که محور سوریه، ‌لبنان و ایران نه تنها از دایره فشارهای شدید آمریکا و اسرائیل خارج شد، بلکه این محور پس از خروج پیروز حزب‌الله از جنگ 33 روزه اسرائیل به لحاظ سیاسی در موقعیت بهتری قرار گرفت. تلاش شتابزده آمریکا آن هم بلافاصله پس از توقف جنگ اسرائیل علیه لبنان، برای گرم کردن بحران اتمی ایران از یک سو و تلاش برای اعمال پاره‌ای تحریم‌ها علیه سوریه و تلاش برای خلع سلاح حزب‌الله لبنان از طریق تقویت نیروهای یونیفل در جنوب لبنان و بالاخره تلاش آمریکا برای ایجاد پیمان 6+2 (شورای همکاری خلیج فارس و اردن و مصر) برای مقابله با آنچه آمریکا نیروهای تندر و منطقه‌ای می‌نامد همه و همه نشانه‌های آشکار شکست مرحله‌ای طرح خاورمیانه بزرگ محسوب می‌شود. در واقع آمریکا باید پس از تجربه جنگ اسرائیل علیه لبنان و شعله‌ور شدن محور عراق و افغانستان، به این نتیجه قطعی رسیده باشد که راه دراز و ناهمواری پیش روی پروژه خاورمیانه بزرگ قرار دارد. در نتیجه گزافه‌گویی نخواهد بود اگر گفته شود که خاورمیانه و ملل مسلمان منطقه باید پیدایش معادله جدید را مدیون فداکاری‌های بی‌نظیر حزب‌الله لبنان بدانند.
ابعاد نظامی جنگ
ابعاد نظامی جنگ اسرائیل علیه لبنان بیش از سایر جنبه‌های این جنگ مورد توجه ناظران جهانی قرار گرفت. در این زمینه چند نکته وجود دارد که بعدها در دانشگاه‌های جنگ مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نکته نخستین که این اولین باری بود که اسرائیل جنگ دامنه‌داری را علیه یک کشور به بهانه خلع سلاح یک حزب به راه می‌اندازد. اسرائیل در همین تجربه نخستین خود با شکست مواجه شد، زیرا اسرائیل پس از 33 روز جنگ همه جانبه نتوانست حتی یکی از شرایط خود را به اجرا بگذارد. نکته دوم آنکه حزب‌الله در این جنگ از استراتژی جنگ‌های نامتعارف بهره گرفت. یکی از استراتژیست‌های عرب، جنگ اخیر اسرائیل ار «نسل چهارم جنگها» نامید. حزب‌الله از آغاز جنگ تا پایان آن ابتکار عمل قلمرو عملیاتی را دردست داشت. واکنش مناسب در مکان مناسب از روش‌های جنگی حزب‌الله بود. حزب‌الله پیش از وقوع جنگ و در یک زمان مناسب تونل‌هایی را حفر کرده بود که عمق آن از برد تخریبی بمبهای اسرائیل بیشتر بود. در نتیجه جنگجویان حزب‌الله در مناطق امن قرار داشتند، درحالی که نیروی مهاجم در معرض دید خصم قرار داشت. آمار جنگ اسرائیل علیه لبنان گویای بسیاری از واقعیتهاست. مطابق آمار تایید شده، حزب‌الله در این جنگ 74 شهید از میان جنگجویان خود تقدیم کرد. جنبش امل نیز 17 شهید. در مقابل اسرائیل 117 سرباز و افسر عالیرتبه کشته داد. در میان غیرنظامیان اسرائیل فقط 17 کشته داشت. درحالی که کشور لبنان حدود 1180 کشته در میان غیرنظامیان از دست داد. این آمار نشان می‌دهد که دو طرف درگیر در جنگ تا چه میزان به کنوانسیونها و اخلاق نظامی پایبند بوده‌اند، اسرائیل برای جبران خسارات سنگین نظامی خود ناچار شد در صفوف غیرنظامیان لبنان تلفات سنگین وارد کند تا طرف مقابل را وادار به تسلیم کند. مقاومت سرسختانه مردم لبنان مانع از تحقق این هدف اسرائیل شد. از سوی دیگر حزب‌الله موفق شد، پیچیده‌ترین سیستم مدیریت جنگ را به کار اندازد. آشنایی با سیستم اطلاعاتی ارتش اسرائیل و استفاده از آن در موقع مناسب به گونه‌ای معجزه‌آسا حزب‌الله را در موضع برتر قرار داده بود. به عنوان نمونه اسرائیل واحدهای ویژه خود را در دو عملیات هلی‌برد به قلمروهای دورتر از مناطق شناخته شده خطوط تماس اعزام کرد. یکی بیمارستان بعلبک و دوم در وسط بقاع شرقی، هر دو عملیات اسرائیل با شکست سنگین مواجه شد، زیرا جنگجویان حزب‌الله از قبل نسبت به زمان و مکان هلی‌برد اسرائیل آگاهی داشتند. سیستم پیشرفته فرماندهی و کنترل، تعقیب سایه به سایه‌ای واحدهای اطلاعات ارتش اسرائیل، واحدهای پدافندی دشمن را دچار بحران شدیدی کرد تا آنجا که اسرائیل نتوانست حتی با زبده‌ترین نیروهای ویژه خود یکی از قلمروهای حزب‌الله را به تصرف خود درآورد. به گفته یکی از کارشناسان امور نظامی، زبان عصر،‌ مهارت عصر و غلبه بر عنصر هراس ناشی از برتری دشمن از ویژگی‌های انحصاری جنگجویان حزب‌الله بود.
در واقع و با طرح پرسش زیر می‌توان الگو نظامی حزب‌الله را تعریف کرد: آیا الگوی به کار رفته در جنگ از سوی حزب‌الله یک پدیده استثنایی و زودگذر بوده با اینکه این الگو باقی خواهد ماند. و در صورت باقی ماندن این الگو این پرسش مطرح می‌شود که آیا این الگو موفق خواهد شد دکترین جدیدی را برای جنگ‌های نامتقارن وضع کند. این پرسش از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که تصویری که اسرائیل از ارتش خود عرضه کرده بود و تصویری که آمریکا از قدرت نظامی اسرائیل عرضه کرده در جنگ اخیر فرو پاشید و حزب‌الله موفق شد معادله جدیدی برای جنگ‌های آتی ایجاد کند. به عنوان مثال قدرت نیروی هوایی اسرائیل و تکنولوژی برتر تانک‌های میرکاوا به یک اسطوره تبدیل شده بود. در جنگ اخیر اسرائیل، این دو عنصر به صورت یکجا فرو پاشید. از یک سو باور به قدرت نیروی هوایی اسرائیل که از آن به عنوان هواپیمای مقدس یاد می‌شود، دچار ضربات سنگین شد و یکبار دیگر عنصر زمین به مثابه اصلی‌ترین عامل تعیین کننده سرنوشت جنگها مطرح شد. و از سوی دیگر تانک‌های برتر اسرائیل در برابر سلاح‌های ضد زره جنگجویان حزب‌الله به زانو درآمد تا آنجا که اسرائیل تا یک هفته پس از پایان جنگ ناگزیر بود لاشه‌های این تانکها را به پشت خطوط جبهه منتقل کند.
پیامدهای فرهنگی مقاومت
پیامدهای فرهنگی مقاومت سرسختانه حزب‌الله در برابر چهارمین ماشین جنگی جهان در دراز مدت قابل اندازه‌گیری و مشاهده است. آنچه امروز می‌توان در مورد آن سخن گفت در چند نکته خلاصه می‌شود. نخست اینکه متوسط سنی جنگجویان حزب‌الله 25 سال است. در واقع این نسل مقاوم در طول حیات کوتاه خود، تحت شدیدترین فشارها روی این محور استوار بود که قدرت نظامی اسرائیل یک اسطوره شکست‌ناپذیر است و جهان عرب و اسلام باید به راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز با اسرائیل تن دهند. این نسل طی 20 سال اخیر شاهد روندهای ناکام صلح تحت عنوان اجلاس صلح مادرید، قراردادهای اسلو و تشکیل دولت خود مختار فلسطین و نیز انعقاد چند قرارداد صلح میان اسرائیل و اردن و عادی‌سازی تدریجی، اما پنهان روابط اسرائیل با چند کشور عربی بود. غلبه بر این فشار فرهنگی روانی و خلق یک معجزه به یاد ماندنی و شکست اسطوره شکست‌ناپذیری ارتش اسرائیل تاثیر فوق‌العاده فراوانی در خودباوری مسلمانان منطقه در پی خواهد داشت. تبدیل شدن چهره سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان به یک چهره کاریزما در جهان عرب و اسلام از پیامدهای فوری این تاثیر فرهنگی محسوب می‌شود. نکته دوم تکنولوژی ارتباطی به کار رفته در این جنگ نشان داد که قدرت چهارم رسانه‌ای یک قدرت حقیقی بوده است. یکی از کارشناسان امور رسانه‌ای در توصیف نابرابریهای موجود در جنگ اسرائیل علیه لبنان گفت که درست است حزب‌الله فاقد نیروی هوایی بود، اما وجود رسانه‌های ماهواره‌ای قدرت نیروی هوایی اسرائیل را به شدت تضعیف کرد و به حز‌ب‌الله امکان داد از رسانه‌های موجود برای اثبات حقانیت و اعتبار خبرهای خود استفاده کند. نکته سوم آنکه حزب‌الله اگر چه یک نیروی شیعه به شمار می‌رود، اما در جنگ اخیر، ادبیات و گفتمان خود را به گونه‌ای ساماندهی کرد که تمامی مسلمانان از شیعه و سنی گرفته تا دیگر فرقه‌ها همه در صف حمایت و جانبداری از مقاومت اسلامی قرار گرفتند. در واقع بحث هویت واقعی اسلامی فراتر از هویت‌های شیعه و سنی و منافع حزبی از دستاوردهای فرهنگی این جنگ بود. حزب‌الله لبنان از روز نخست جنگ با اطمینان کامل از پیروی خود به کلیه آزادیخواهان جهان اطمینان داد که در این پیروزی سهیم خواهند بود، زیرا حقانیت و مشروعیت حرکت حزب‌الله را مورد تایید قرار داده بودند، ‌اما صرفنظر از جنبه‌های هویتی مقاومت حزب‌الله، این نکته نباید از یاد برود که فرهنگ مقاومت حزب‌الله، این نکته نباید از یاد برود که فرهنگ مقاومت حزب‌الله از مولفه‌های فرهنگی و زیر ساخت باورهای دینی تغذیه می‌کند و در این رابطه وجود ارتباط نزدیک میان حزب‌الله لبنان و آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران، این حقیقت را آشکارمی‌کند که توسل جستن به فرهنگ بیکران دینی و تکیه بر باورهای عمیق مذهبی،‌ توان غلبه بر موانع پیش رو را هموار می‌کند. در واقع حزب‌الله لبنان به کلیه جنبش‌های مقاومت منطقه‌ای و اسلامی آموخت که سرمایه دشمنان اسلام، هراس مسلمانان است و آنها روی این سرمایه تکیه زده‌اند و هرگاه عنصر هراس از پیکره جهان اسلام رخت بربندد معادله و موازنه قوا به کلی دگرگون خواهد شد. این چیزی است که در جنگ اخیر اسرائیل علیه لبنان و مقاومت سرسختانه فرزندان حزب‌الله با تمامی ابعادش رخ نمود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات