محمد باریکانی
کماندوهای سبزپوش به فرمان ژنرالهای ارتش و به دستور دولت مرکزی جادههای منتهی به نقاط کوهستانی شرق و جنوبشرق ترکیه را تحت کنترل شدید قرار دادهاند و نفربرهای نظامی کماندوهای مسلح را به نقاط استراتژیک کوهستانی منتقل میکنند.
علاوه بر این خودروهای زرهی مجهز به تیربارهای نیمه سنگین، گشتهای کماندویی مناطق کوهستانی را زیر پوشش امنیتی قرار دادهاند تا در صورت بروز درگیری مسلحانه میان نیروهای دولتی و چریکهای کرد مخالف دولت وارد عمل شوند.
مردی که خود را ژنرال «تونجا» معرفی میکند، فرمانده نیروهای ارتش ترکیه در «ایغدیر» ـ شهری در بخش شرقی ترکیه با روستاهای کردنشین ـ است. «تونجا» در حالی که به همراه درجهداران خود در مقر نیروهای ارتش تلاش میکند که من را از رفتن به نقاط کوهستانی به منظور برقراری ارتباط با چریکهای ناراضی کرد و تهیه گزارش از بحرانهای مسلحانه ترکیه برحذر دارد، میگوید: «تروریستها همه جا هستند و در حال حاضر ما سعی داریم خشونتها را مهار کنیم.»
تونجا دو دست خود را مانند زمانی که سلاح در دست دارد تا ناراضیان را هدف گلوله قرار دهد رو به من بالا میآورد و میگوید: «متاسفانه اوضاع فعلی در این بخش چندان رضایتبخش نیست و پیشنهاد من به شما این است که حتماً شب را به یک هتل در شهر بروید. به نظر من ممکن است در صورت رفتن به کوهستان، آنها شما را با نیروهای دولتی اشتباه بگیرند و هدف قرار بگیرید.»
مقر نیروهای ارتش در «الغدیر» خالی از خودروهای سنگین و نیمه سنگین نظامی است.
سرباز نگهبان مقر میگوید که نیروهای ارتش به مناطق کوهستانی منتقل شدهاند تا گشتهای کمین را علیه ناراضیان کرد، مستقر کنند.
مقر ژنرال «تونجا» برخلاف آنچه که در مقر نیروهای ارتش در «دوبایزید» ـ شهری که در آن اکثریت با کردهای ترکیه است ـ مشاهده میشود در بخش پایانی شهر قرار گرفته است با این تفاوت که در «دوبایزید» ژنرالهای ارتش تجهیزات سنگین نظامی را درست پشت سیمهای توری پادگان قرار دادهاند تا رهگذران با دیدن تجهیزات سنگین ارتش حساب خود را از چریکهای ناراضی کوهستان که سالهاست تمرینهای نظامی خود را در ارتفاعات ترکیه ادامه میدهند، جدا کنند.
تدابیر امنیتی دولت مرکزی پس از آن شدیدتر شده است که سخنگوی ارتش ترکیه از کشته شدن 14 چریک کرد هوادار «پ.ک.ک» در یک درگیری مسلحانه در منطقه کوهستانی «ماس» در جنوبشرق این کشور خبر داد.
پس از آن بود که گروه جداییطلب «شاهینهای آزادی کردستان» در تداوم فعالیتهای مسلحانه خود علیه حکومت مرکزی ترکیه از کردهای شرق و جنوبشرق این کشور خواست تا جشنهای نوروزی را تبدیل به قیام علیه حکومت کنند.
این فراخوان البته پس از آن صورت گرفت که جسد 14 شورشی کرد در شهر «دیار بکر» واقع در جنوبشرقی این کشور به خاک سپرده شد.
این نخستین بار پس از دستگیری «عبدالله اوجالان» رهبر گروه غیرقانونی «پ.ک.ک» (حزب کارگران کردستان) در سال 1999 در کنیا و توسط نیروهای اطلاعاتی ترکیه با همکاری سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) است که دولت ترکیه گستردهترین شورش کردها در این کشور را به نظاره نشست.
درگیریهای خشونتبار به جایی رسید که رسانههای جهانی معتبر آن را «تکاندهندهترین اعتراض بیسابقه» پس از سالها آرامش نسبی طی هفت سال گذشته در ترکیه نامیدند.
«دیار بکر» کردنشینترین شهر ترکیه، کانون شکلگیری این اعتراض بیسابقه بود که اپیدمی شورش را به شهرهای دیگر از جمله «بتمن»، «دوبایزید» و حتی «استانبول» کشاند.
اوج اعتراض خشونتبار ساکنان شهرهای کردنشین و همچنین تقابل آتش میان نیروهای دولتی و چریکهای مخالف دولت مرکزی سه روز متوالی پس از به خاک سپردن «14 مظنون شورشی کرد» که در یک جنگ چریکی محدود و در کوهستانهای شرق ترکیه از سوی نیروهای ارتش هدف قرار گرفتند، با راهپیماییهای گسترده و تهدید مسلحانه نیروهای زیرزمینی مخالف دولت ادامه یافت.
دولت ترکیه از همان روز نخست ناآرامیها به ارتش این کشور فرمان برخورد جدی داد تا جایی که در روز دوم تداوم شورشها، سه کودک سه، هفت و نه ساله به ضرب گلوله پلیس به همراه چهار معترض از پای درآمدند.
«رجب طیب اردوغان» نخستوزیر اسلامگرای ترکیه در روزهای نخست درگیری به والدین هشدار داده بود که اجازه دخالت کودکانشان در درگیریهای خیابانی را ندهند. او این را هم گفته بود که در صورت بیتوجهی به این هشدار، نیروی امنیتی ترکیه علیه زنان و کودکان اقدام جدی خواهد داشت.
در میان درگیریهای خیابانی که کردهای جوان و عمدتاً نوجوانان پرهیجان با فشار ماشینهای آبپاش پلیس رانده میشدند و یا گاهی با شلیک مستقیم گلوله از پای میافتادند، گروههای تندروتر و غیرقانونی اقدام به بمب گذاریهای پراکندهای میکنند که به جای نیروهای دولتی، راهپیمایان معترض کرد را هدف قرار میدهد.
اتحادیه اروپا، دبیر کل سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر این سازمان از روزهای نخست شروع ناآرامیهای خشونتبار در ترکیه با صدور اطلاعیههایی از دولت ترکیه خواستند تا در برخورد با اعتراض ساکنان مناطق کردنشین و نیروهای مخالف دولت خویشتنداری بیشتری نشان دهد.
دولت مرکزی در نخستین اقدام خود ایستگاههای رادیو تلویزیونی به زبان کردی راهاندازی کرده است تا شورشیان علیه دولت را که سالها برای داشتن برنامههای کردی با کیفیت بالا در رسانههای دیداری، شنیداری ترکیه درخواستهای اعتراضآمیزی را به دولت ارائه کرده بودند، آرام سازد. این ایستگاهها موظف هستند. روزانه 45 دقیقه برنامه به زبان کردی در رادیو پخش کنند و به همین میزان در شبکههای جدید تلویزیونی برنامه کردی ولی با زیرنویس لاتین به زبان ترکی پخش کنند. آنها ولی اجازه پخش کارتونهای تلویزیونی برای کودکان به زبان کردی را ندارند. با وجود این عقبنشینی رسمی دولت مرکزی، ولی کردها همچنان دولت ترکیه را به نقض حقوق این بخش از جامعه ترکیه متهم میکنند.
خبر ناآرامیها بلافاصله به شهرهای «الغدیر»، «دوبایزید» و حتی روستاهای اطراف شهرهای کردنشین رسید و آنها حالا میدانند که اعتراضها از سوی دولت مرکزی تا حدودی مهار شده است ولی با این وجود رشته کوههای شرق ترکیه و دشتهای کوهستانی این مناطق، نیروهای امنیتی را به تکاپو واداشته است.
گشتهای کمین همچنان مستقر میشوند و خودروهای زرهی با سلاحهای نیمه سنگین آنها را تحت پوشش قرار میدهند و مردم شهر در گفتوگوهای داخل قهوهخانهها در خصوص ناآرامیها، اعتراضها و حقوق کردها با یکدیگر به بحث مینشینند.
«ممو» مرد جوانی است که همسر و فرزندش را برای صرف شام به یک رستوران در ارتفاعات شهر دوبایزید آورده است. این میهمانی شام درست یک هفته پس از فروکش کردن آتش اعتراضهای خشونتبار در مناطق کردنشین که با بمبگذاری چریکهای مخالف دولت مرکزی و جداییطلبان کرد همچنین آتش مستقیم نیروهای ارتش و پلیس به سوی معترضان موجب کشته شدن 150 نفر از نیروهای نظامی و چریکهای شورشی هوادار «اوجالان» و زخمی شدن تعداد زیادی از مردان، زنان و کودکان شد، برای خانواده «ممو» و پسر دوساله او برپا میشود.
«ممو» یک راننده مسافربر ناراضی کرد است که برادر 17 ساله خود را هم به این میهمانی آورده است. برادر کوچکتر«ممو» نوازنده یک گروه موسیقی در شهر «آنتالیا» است که آن شب میبایست هزینه میز خانواده برادرش را پرداخت کند، چون «ممو» روزهای اعتراض را مانند دیگران در خیابانها و در اعتراض به دولت مرکزی گذرانده است. او به من میگوید:«متاسفانه دولت مرکزی با کردهای ترکیه رفتار ناخوشایندی داشته است. زمانیکه به شهرهای ترکنشین میرویم، پلیس با برخوردهای غیرانسانی به بازجویی از ما پرداخته و وقتی متوجه میشود که کرد هستیم، بهانهای بیمورد میآورد و به آزار ما میپردازد.»
رانندهای که توریستها و مسافران بین شهری را با یک دستگاه خودرو کاروان جابجا میکند، بارها مورد تهدید نیروهای نظامی و حتی برخی ترکهای متعصب قرار گرفته است.
او حالا در آرامش نسبی پس از دو هفته شورش خشونتبار فرصت یافته است که خانوادهاش را به تفریح بیاورد، در حالی که از خشونتهای متقابل خسته است.
«ما همه انسانیم، چه تفاوتی است بین کرد، ترک، ایرانی یا هر ملیت دیگر؟ مهم این است که ما انسانیم و حق داریم مانند شهروندان دیگر در آرامش، صلح و نبود تبعیض یا نگاه تحقیرآمیز زندگی کنیم.»
«ممو» از این رو در اعتراضهای ضد دولتی خشونتبار شرکت کرده است که به دولت اعلام کند «سالهاست که اجحافهای زیادی در حق کردهای ترکیه صورت گرفته است و دولت باید به جای دستور شلیک به کودکان یا زنان، فکری به حال مسائل اقتصادی و فرهنگی در میان کردهای ساکن ترکیه کند.»
در شهرهایی که اکثریت با هواداران دولت است، حوزه عمومی چهره متفاوتتری دارد. این تفاوت از سخنان یک معلم انگلیسی در دبیرستانهای آنکارا و استانبول پیداست.
«سردار تونا» مرد میانسالی است که سالها به تدریس زبان انگلیسی در دبیرستانهای ترکیه پرداخته است. او سعی دارد مرا از زاویه نگاه خود در جریان خبرهای مربوط به احزاب سیاسی ترکیه و همچنین بیسابقهترین بحران ترکیه پس از دستگیری رهبر «پ.ک.ک» قرار دهد.
«توانا» در حالی که پشت یک دستگاه کامپیوتر در دفتر کار یک مهندس آرشیتکت که از دوستان صمیمیاش است نشسته، با باز کردن صفحه خبرگزاری دولتی ترکیه و با فشار دادن یک دکمه، روی جملاتی را تیره میکند تا به من بگوید: «حزب دموکرات ترکیه که به صورت قانونی فعالیت میکند، هوادار تروریستهاست. معلوم نیست حزبی که از تروریستهایی که در کوهستانها زندگی میکنند حمایت میکند، چگونه نام خود را دموکرات گذاشته است؟»
«سردار» روی خبر دیگری میایستد و خطوط لاتین را تیره میکند.
«اینها تروریست هستند؛ هواداران پ.ک. ک که چریکهای کرد مخالف دولت را دربر میگیرند. آنها به راحتی بمبگذاری میکنند و زنان و کودکان را از بین میبرند و این طبیعی است که خودشان هم کشته شوند.»
مسئول بخش سیاسی یک روزنامه محلی در دوبایزید که 50 سال سابقه انتشار دارد، معتقد است: «مسئله کردها در ترکیه مسئلهای ریشهدار است که دولت باید هر چه سریعتر فکری برای حل این موضوع کند. کردها در شرایط اقتصادی بدی بسر میبرند که به نظر من مهمترین مسئله در حل این مشکل، رسیدگی به وضعیت اقتصادی این بخش از ساکنان ترکیه است.»
وضعیت بهداشتی و اقتصادی ساکنان شرق و جنوب شرق ترکیه آن قدر ضعیف هست که حتی اگر نویسندگان ستونهای روزنامههای محلی هم به آن اشارهای نداشته باشند. صاحب یک کارگاه تولید مصالح ساختمانی درست یک کوچه پایینتر از هتلی چهار ستاره که محل مراجعه بسیاری از توریستهای تازه وارد است، هنگامی که از یک کودک کرد میخواهد تا قوطی حلبی را زیر پایش بگذارد و شروع کند به واکس زدن کفشهای تیره به من بگوید:
«کار این کودکان واکس زدن کفشها، فروختن بلیتهای بختآزمایی و دزدیهای کوچک است. البته ما میدانیم که آنها شرایط مالی خوبی ندارند ولی این دلیل خوبی نیست که ساکنان حاشیه شهر به خیابانها بریزند، شورش کنند و دولت را تحت فشار قرار دهند.»
تداوم بحران ترکیه به جایی رسیده است که روشنفکران ترک و نخبگان کرد، در بیانیهای مشترک خواستار پایان بخشیدن به فعالیتهای مسلحانه «پ.ک.ک» و بمبگذاریها که طی دو ماه گذشته به کشته شدن 150 نفر از نیروهای دو طرف و زخمی شدن دهها نفر انجامید، شدند.
«رجب طیب اردوغان» نخستوزیر ترکیه در جمع امضاکنندگان این بیانیه میگوید: «واقعیت وجود مسئله کرد در ترکیه را قبول دارم ولی بر این باورم که مسائل اجتماعی باید از طریق دموکراسی حل و فصل شود و تامین خواستههای اجتماعی و فرهنگی با توسل به خشونت و ترور ممکن نخواهد بود.»
حالا دیگر رهبران «پ.ک.ک» که در خارج از ترکیه تحرکات ضد دولتی خود را ادامه میدهند نیز به این نتیجه رسیدهاند که اقدامات مسلحانه بر ضد دولت ترکیه تاثیری جز ویرانتر شدن اقتصاد مناطق کردنشین و عدم موفقیت ساکنان مناطق شرق و جنوب شرق این کشور به آنچه که آنها حقوق شهروندی خود مینامند، نخواهد داشت.
آنطور که «مراد کارایلان» یکی از رهبران «پ.ک.ک» در اروپا میگوید: به نظر میرسد «اظهارات اردوغان بستر خوبی برای ایجاد سازش فراهم آورده است و پ.ک.ک از تصمیم قبلی خود برای برپایی تظاهرات در سفر اردوغان به دیار بکر منصرف شده است.»