تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۴۳۱۶۹
چالش منطقه‌ای آمریکا، روسیه و چین

آسیای مرکزی، شطرنج انرژی قدرت‌ها

عبدالقیوم شکاری اشاره: منطقه آسیای مرکزی از جمله مناطقی است که در طول سال‌های اخیر روز به روز بر اهمیت و جایگاه آن در مبادلات قدرت منطقه‌ای و جهانی افزوده شده است. متغیرهایی چون موقعیت ژئوپلتیک، فعالیت گروه‌های اسلامگرا، ساختار نظام‌های سیاسی حاکم بر این منطقه و منابع انرژی از جمله عواملی است که نظارت و کنترل قدرت‌های بزرگ در این منطقه را در سال‌های اخیر شدت بخشیده است. در بررسی عوامل فوق نیز غالب کارشناسان نقش متغیر انرژی را در تثبیت جایگاه استراتژیک آسیای مرکزی در ساختار نظام بین‌المللی اساسی‌تر می‌دانند. نفت و گاز منطقه آسیای مرکزی در ساختار نظام بین‌المللی اساسی‌تر می‌دانند. نفت و گاز منطقه آسیای مرکزی در دهه قبل به علت هزینه زیاد انتقال آن به بازارهای مصرف از قدرت رقابت کمتری نسبت به سایر رقیبان برخوردار بود اما در سالهای اخیر از یک طرف به علت تلاش دولت‌های واقع در این منطقه برای کاهش هزینه تولید و از طرف دیگر افزایش قیمت جهانی نفت صرف اقتصادی منابع این منطقه افزایش یافته است.

هر چند با افزایش قیمت نفت سود اقتصادی نفت و گاز صادر شده از منطقه به نسبت منطقه‌ای مانند خلیج‌فارس کمتر خواهد بود اما به هر حال از نظر تجاری استخراج آن معقول به نظر می‌رسد. هر چند به باور تعدادی از کارشناسان قیاس جایگاه منابع انرژی آسیای مرکزی با منابع انرژی خلیج‌فارس یک غیر قیاس غیر منطقی می‌باشد، اما در هر شرایط این متغیر این منطقه را در شرایط کنونی به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. این رقابت نیز با نگاهی به آمار موجود در رابطه با افزایش روند مصرف نفت و گاز در سطح جهان قابل توجیه به نظر می‌رسد.
براساس پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی تقاضای جهانی نفت تا سال 2010 به صورت متوسط سالیانه 8/1 درصد افزایش یافته و در این سال به 9/93 میلیون بشکه در روز خواهد رسید روند مصرف گاز طبیعی در سطح جهان نیز به صورت روز افزون در حال افزایش می‌باشد و از این نظر بین سالهای 1988 تا 1998 سهم گاز در مصرف انرژی از 22 درصد به 24 درصد افزایش یافته و تا سال 2020 پیش‌بینی می‌گردد این رقم به 29 درصد برسد.
منابع انرژی منطقه و برآوردهای متناقض
در رابطه با ظرفیت واقعی ذخایر نفت و گاز موجود در منطقه آسیای مرکزی اختلاف نظرات زیادی وجود دارد. در شرایط کنونی از مجموع نفت تولید شده در منطقه خزر در حدود 58 درصد آن متعلق به قزاقستان 25 درصد متعلق به جمهوری آذربایجان و 12 درصد متعلق به ترکمنستان می‌باشد.
براساس یکی از برآوردهای انجام شده منابع نفتی قزاقستان از مجموع سه کشور عضو اوپک یعنی، الجزایر، قطر و گابن بیشتر تخمین شده است. ظرفیت اثبات شده گاز در جمهوریهای واقع در آسیای مرکزی نیز از منابع گاز آمریکا هم بیشتر تخمین زده می‌شود در میان کشورهای آسیای مرکزی ترکمنستان و ازبکستان نیز به ترتیب بزرگترین تولیدکنندگان گاز در این منطقه می‌باشند. براساس مطالعات انجام شده توسط دولت آمریکا در سال 1997 ذخایر ثبت شده نفت منطقه دریای خزر 6/15 میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود.
اما به رغم این ذخایر تولید نفت این منطقه در شرایط فعلی رقم قابل ملاحظه‌ای نبوده و به نظر نمی‌رسد حجم تبلیغات انجام شده در رابطه با این منطقه انطباق خاص با برخی از ظرفیت‌های واقعی این منطقه داشته باشد.
در سالهای اخیر به چند علت منابع این منطقه با بزرگ‌نمایی رسانه‌ای بیان شده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1- منابع نفت و گاز این منطقه بزرگترین منابع شناخته شده جهان هستند که تاکنون بصورت گسترده استخراج و مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند.
2- موقعیت جغرافیایی منطقه که بین نقطه استراتژیکی روسیه و خاورمیانه قرار دارد اهمیت منابع آن را بیشتر نموده است.
3- تلاش کشورهای منطقه برای جذب سرمایه در جهت اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی.
4- تلاش ابر قدرتها برای توجیه حضور و نفوذ خود در منطقه با توسل به بزرگ‌نمایی منابع انرژی آن.
در یک جمع‌بندی کلی باید گفت که به رغم اینکه ذخایر گاز موجود در حوزه خزر به تنهایی در حدود 17 میلیون متر مکعب برآورد شده است، اما برخلاف اظهارات ویلیام اسکاکنیز رئیس اکتشاف و تولید شرکت موبیل که فعالیتهای نفتی کنونی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را به فعالیت‌های نفتی در خاورمیانه در دهه‌های 1920 و 1940 تشبیه کرده است به نظر می‌رسد کسب جایگاهی برابر با منطقه خاورمیانه برای آسیای مرکزی یک خوش‌بینی بلند پروازانه باشد. اما به رغم این برداشت این منطقه در شرایط کنونی در رابطه با مساله انرژی به کانون اصلی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
ایالات متحده آمریکا
دولت آمریکا در سالهای پس از فروپاشی شوروی از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حضوری چشمگیر در منطقه آسیای مرکزی داشته است. منابع انرژی منطقه نیز یکی از متغیرهایی بوده است که جذابیت این منطقه را برای مقامات آمریکایی دو چندان کرده است. دولت ایالات متحده در حالی که در خلیج‌فارس حضور نظامی چشمگیری پیدا کرده است در دریای خزر و کشورهای منطقه نیز شرکت آمریکایی نفت و گاز قراردادهای متعددی را برای بهره‌برداری و صدور انرژی امضاء کرده‌اند. این مساله این امکان را برای ایالات متحده فراهم می‌آورد که ادعای داشتن منافع واقعی را در منطقه داشته باشد. به طور کلی استراتژی ایالات متحده در رابطه با انرژی منطقه آسیای مرکزی بر 2 اصل بنا گذاشته شده است:
1- حضور پررنگ شرکتهای نفت و گاز آمریکا در فرایند کشف و استخراج و صدور منابع انرژی منطقه.
2- تلاش در جهت صدور انرژی منطقه از مسیر کشورهای دوست و متحده ایالات متحده آمریکا. در رابطه با استراتژی اول مقامات آمریکا از تمامی ابزارهای سیاسی و اقتصادی موجود برای ایجاد زمینه مناسب جهت فعالیت شرکتهای آمریکایی استفاده کرده‌اند و ماحصل این تلاش نیز تبدیل شرکتهای آمریکایی به یکی از فعالترین شرکتهای نفت و گاز در منطقه می‌باشند.
در رابطه با استراتژی دوم نیز ایالات متحده آمریکا با علم به اهمیت انرژی به عنوان شاهرگ حیاتی دنیای صنعتی تلاش کرده است مسیر عبور خطوط لوله انتقال انرژی منطقه از 2 کشور ایران و روسیه نباشد. حمایت از احداث خط لوله انتقال نفت باکو ـ تفلیس‌ ـ جیحان و فشار بر قزاقستان در جهت ورود به این خط لوله و پشتیبانی از خط لوله انتقال گاز ترانس افغان به عنوان یک مسیر رقیب، مسیر خط لوله گاز ایران ـ پاکستان و هندوستان از نمودهای بارز عملکرد آمریکا در رابطه با انتقال انرژی منطقه به بازارهای مصرف می‌باشد.
روسیه
دولت روسیه نیز مانند آمریکا به دلایل مختلف توجه خاصی را نسبت به تحولات انرژی این منطقه معطوف نموده است. مهمترین دلایل توجه و تمرکز خاص روسیه به آسیای مرکزی عبارتند از :
1- قرابتهای تاریخی موجود بین روسیه و جمهوری‌های این منطقه
2- تلاش در جهت کنترل منابع انرژی و مسیرهای انتقال آنها به عنوان شاهرگ حیاتی دنیای غرب.
3- شرایط ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک آسیای مرکزی از جهت احتمال استفاده از آن بر علیه منافع روسیه.
با در نظر گرفتن ملاحظات فوق روسیه نیز در عرصه انرژی منطقه حضوری قوی و قابل توجه با آمریکا داشته است. در این رابطه هر چند تفوق صنعتی و اقتصادی آمریکا در این رقابت برای واشنگتن یک مزیت محسوب می‌گردد، اما موقعیت ژئوپلتیک روسیه نیز به این کشور اجازه می‌دهد که مدعی ایفای نقش غالب در منطقه گردد.
به طور کلی در سال‌های پس از فروپاشی شوروی مراحل حضور و نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه در منطقه آسیایی مرکزی را می‌توان در 2 برهه کاملا مجزا تقسیم‌بندی کرد:
1- در دوره اول که از آغاز دهه 1990 (فروپاشی شوروی) تا سال 2000 میلادی را در برمی‌گیرد که در این دوره دولت روسیه به علت مشغولیت‌های داخلی و نابسامانی اقتصادی این کشور توانایی ایفای نقشی فعال را در منطقه آسیای مرکزی نداشت. در این دهه سیاست عمومی جمهوری‌های تازه استقلال یافته منطقه نیز در راستای دور شدن از سلطه سنتی روسها زمینه افول قدرت روسیه را در منطقه پدید آورد.
2- در دوره دوم همزمان با آغاز دهه دوم حیات سیاسی جمهوری‌های سابق شوروی بود. روسیه در این برهه از یک طرف به علت بدگمانی‌های ایجاد شده در بین کشورهای منطقه در رابطه با سیاست خارجی آمریکا و از طرف دیگر به علت شرایط جدید و مناسب اقتصادی‌اش توانست جایگاه سنتی خود را در منطقه بازیابد. این مساله بر حضور پررنگ روسیه در صنایع نفت و گاز کشورهای منطقه از جمله ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان هم کمک شایان توجهی کرده و روسیه و علی الخصوص شرکت گاز پروم این کشور را که بزرگترین شرکت گازی جهان می‌باشد، به فعال اصلی در عرصه انرژی کشورهایی چون ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و حتی قزاقستان تبدیل کرده است.
جمهوری‌های خلق چین
اقتصاد کشور چین در سالهای اخیر در بین کشورهای پیشرفته بالاترین نرخ رشد را شاهد بوده است. یکی از تبعات رشد بالای اقتصادی این کشور نیز در شرایط فعلی افزایش روبه تزاید نیازهای این کشور به منابع انرژی می‌باشد. در این راستا مقامات چین در طول سالهای اخیر تلاش گسترده‌ای را جهت تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود انجام داده‌اند. براساس یک برآورد انجام شده با توجه به رشد کنونی اقتصاد چین پیش‌بینی می‌گردد مصرف سالانه گاز در چین در سال 2020 به حدود 155 میلیارد متر مکعب برسد.
براساس این نیاز روبه تزاید چین در طول سالهای اخیر در آسیای مرکزی نیز حضوری پررنگ داشته و سرمایه‌گذاری مناسبی را نیز در زمینه نفت و گاز این منطقه انجام داده است. ثمره این تلاش‌ها نیز بررسی طرح احداث خط لوله انتقال نفت و گاز 2 کشور ترکمنستان و قزاقستان به چین می‌باشد. براساس برآوردهای انجام شده در شرایط فعلی سرمایه‌گذاری چین در بخش نفت و گاز برخی از کشورهای منطقه حتی از سرمایه‌گذاری 2 رقیب سنتی آمریکا و روسیه نیز بیشتر بوده است.
اما با توجه به سیاست آرام و بدور از جنجال چین در طول سالهای اخیر این حضور چندان چشمگیر به نظر نرسیده است. بر این اساس تعدادی از کارشناسان مسایل منطقه چین را قدرت اول اقتصادی و سیاسی آسیای مرکزی در سالها و دهه‌های آتی قلمداد می‌نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات