یکی از مراکز پژوهشی آمریکا در گزارشی، انحلال ارتش عراق و واگذاری کشور به شبه نظامیان را عامل شکست آمریکا در جنگ علیه این کشور، عنوان کرد.
این گزارش که با استناد به مذاکرات بین وزارت خارجه و دفاع آمریکا تهیه شده از اشتباهات این کشور در جنگ علیه عراق پرده برداشت. اولین اشتباه آمریکا در جنگ علیه عراق این بود که مجریان آن تصور میکردند که این جنگ براساس طرحی تنظیم شده و سریعالاجرا پیش میرود و با توجه به جنگ دوم خلیجفارس و آزادی کویت و دخالت آمریکا در این امر دیدگاه کشورهای منطقه نسبت به آمریکا تغییر یافته و نرمتر شده است.
تحلیلگران سیاسی و مسوولان وزارت دفاع آمریکا انتظار داشتند، بعد از فروپاشی نظام صدام و توانایی عراق در حق صلح داخلی این کشور بتوانند بر درگیریهای طایفهای نژادی چیره شوند.
همچنین دولت آمریکا به گروههای مخالف عراقی به دلیل حمایتهای مردمی آنها در جنگ علیه این کشور که با هدف آزادسازی از نظام استبدادی صدای صورت گرفت، اعتماد کرد و به واقع درک درستی از وضعیت حقیقی داخل عراق نداشت.
فرمان وزیر دفاع آمریکا و اعمال فشار او بر ارتش مبنیبر استقرار نیروهای کمتر در عراق و گمان وزارت دفاع نسبت به این که ترکیه اجازه ورود ارتش آمریکا را از مناطق مرزی شمال عراق خواهد داد و پس از آن مخالفت ترکیه که عامل تأخیر استقرار نیروهای آمریکایی و توقف عملیات نظامی شد، از دیگر تصورات نادرست آمریکا در این خصوص بیان شده است.
امید دیپلماتهای آمریکایی نسبت به اینکه بتوانند با بهانه جنگ علیه تروریسم و وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق موافقت همپیمانان خود فرانسه و آلمان را در این جنگ جلب کنند، به یأس تبدیل شد و فرانسه و آلمان هرگز آمریکا را در این جنگ همراهی نکردند.
عدم درک درست از اوضاع سیاسی و اقتصادی عراق یکی دیگر از عوامل شکست طرحهای نظامی اعلام شد، همچنین عدم اطلاع درست از اختلافات مذهبی- طایفهای و فرهنگی در عراق از دیگر عوامل شکست استراتژی آمریکا در عراق ذکر شده است.
خوشبینی زیاد آمریکاییها نسبت به مشارکت ارتش عراق در عملیاتهای نظامی، عدم بکارگیری تجارب مربوط به لبنان و سومالی در زمینه شناخت مشکلات گروههای دینی در عراق، تبلور اختلافات بین عرب، کرد و دیگر اقلیتها، عدم توجه به دخالت گروههای خارجی در عراق و تبدیل این کشور به عرصه جنگ گروههای تندرو با ارتش آمریکا، از دیگر چالشهای دولت بوش در عراق بوده است.
ناتوانی آمریکا در واگذاری مسئولیتهای امنیتی در مناطقی که گمان میرفت رهبران سابق عراق به آنجا پناه برده و حملاتی را علیه نیروهای عراقی و آمریکایی طرحریزی کردند.
اعلام برنامهریزی برای عقبنشینی ارتش آمریکا، سه ماه بعد از فروپاشی نظام صدام، قبل از ایجاد دیدگاهی درست از مشکلات موجود عراق و عدم توجه به موضوع آموزش ارتش و ایجاد صلح امنیتی است.
آمریکاییها همچنین در قانع ساختن مردم عراق نسبت به اینکه حضور آنها برای رهاییشان از نظام دیکتاتوری بوده و با هدف استعمار عراق صورت نگرفته، موفق نشدند.
انحلال ارتش عراق و عدم تشکیل مجموعهای جایگزین، از برجستهترین اشتباههای آمریکاست.
از نظر اقتصادی نیز تصور آمریکا برخلاف واقعیتهای این کشور بود. با وجود اطلاع از بحران اقتصادی این کشور بدلیل جنگ با ایران و رکود اقتصادی عراق، به جای ایجاد یک طرح فعال اقتصادی، آمریکاییها به این تفکر که عراق یک کشور نفتخیز است، بسنده کردند و به دلیل وجود دو مشکل اصلی در اقتصاد عراق، یعنی سوختن چاههای نفت و شکست در برنامه نفت در برابر غذا، برنامههای آنها نیز مختل شد.
عدم برخورد با حمل سلاح توسط مردم عراق که یکی از عوامل تصفیه حسابهای طایفهای و سیاسی شد، نیز از مشکلات آمریکا ذکر شده است.