تحولات عراق شکل نگرانکنندهای به خود میگیرد. اخبار تایید نشده در خصوص تحرک جدید دستگاه سیاست خارجی آمریکا در خصوص ایجاد مناسبات جدید داخلی در عراق میتواند نگرانکننده باشد. برخی تحلیلهای بدبینانه حاکی از آن است که آمریکا از دو منظر درصدد تعلیق سیاستهای گذشته خویش است. از یک سو طرح جامع و تحلیل یکسانی از سوی مقامات آمریکایی در خصوص موضوع عراق وجود ندارد. بدین معنا که راهبردهای متفاوتی در دستگاه خارجه، سازمانهای امنیتی و وزارت دفاع وجود دارد که نقش و چگونگی عملکرد کلیت حاکمیت آمریکا در عراق را با چالشهای گستردهای روبهرو میسازد. مساله دیگر عدم برآوردهشدن انتظارات آمریکا پس از سرنگونی صدام حسین و تشکیل دولت جدید است. روند تحولات سیاسی در عراق پس از سقوط صدام حسین آن گونه که آمریکاییها تصور میکردند پیش نرفته است. زیرا مجموع دولتها و عناصری که در عراق به قدرت رسیدند، بیش از آنکه با آمریکا در تعامل باشند با همسایگان عراق در تعریف روشن قرار میگیرند. امروز نیز وضعیت بر همین منوال است. رئیسجمهور عراق، نخستوزیر، وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و معاونان رئیسجمهور و نخستوزیر همگی دارای ارتباطات حسنه و مفیدی با ایران هستند. این بدان معنا است که دوستان سنتی آمریکا از آن کشور میپرسند، آیا آمریکا به دنبال آن بود تا با سقوط حزب بعث و صدام حسین و تضعیف پایگاه دولتهای عربی و اتحادیه عرب، مناسبات مطلوب بینالمللی و منطقهای مطلوبتری را برای ایران فراهم آورد؟ بدیهی است پاسخ امریکاییها به این سوال منفی است. اظهارات رایس هم بر همین نکته تاکید دارد. آنها به دنبال محدود کردن ایران و توانمندیهایش هستند لذا در حالی که گزارشهای تایید نشده گواهی میدهد که ایران بیش از دیگران به دنبال ثبات در عراق است و گزارشهای دیگر میگوید مقامات امنیتی آمریکا میدانند که دست چه دولتهایی در انفجارهای عراق نقش دارد، این سوال مطرح میشود که چرا آمریکا از خود واکنش مناسبی نشان نمیدهد؟ پاسخ به این سوال نباید چندان سخت باشد. بدیهی است تحولات عراق چندان به نفع آمریکا نیست. آمریکا نتوانسته بحران را مهار کند و دولتهای عرب را همراه خود ندارد. اقلیت اهل سنت و شیوخ عرب حامی صدام در فرآیند تشکیل دولت حضور ندارند. دولت شیعی مستقر نیز به صورت استراتژیک نمیتواند احساس آرامش را به مقامات آمریکایی منتقل کند. لذا به هم ریختن قاعده بازی و عدم ثبات در عراق و سقوط دولت نوری مالکی میتواند فرصتی را فراهم آورد تا ضمن تجدید حیات حزب بعث و دیگر بازیگران منفعل در صحنه عراق، آمریکا تمرکز اصلی خود را از منازعات سنی و شیعی برداشته، توان خود را صرف مهار و سرکوب القاعده در عراق و ایجاد یک مناسبات جدید نماید، سیاستی که شاید هزینههای جانبی دیگری برای آمریکا به همراه داشته باشد. بدیهی است دستگاه سیاست خارجی ایران نمیتواند نسبت به این تحولات خاموش و یا بینقش باشد. ما دارای اولویت اثرگذاری و تامین منافع ملی خویش هستیم، موضوعی که تاریخ و جغرافیای منطقه و توان بالنده کشورمان این حق را تضمین و تایید مینماید.