تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۴۳۱۸۹

توریسم اسلامی و مسلمان توریست


علی‌اکبر عبدالرشیدی
اخیراً مباحثی در مورد تفکیک توریسم اسلامی از توریسم غیر اسلامی مطرح شده است. این تفکیک بیشتر به منظور یافتن راهکاری برای افزایش دامنه جهانگردی در کشورهای اسلامی صورت گرفته است. اما آیا این تفکیک درست بوده است؟
گردشگری اسلامی چیست؟ قطعاً در نگاه اول مخالفتی با این که بخشی از صنعت توریسم «اسلامی» نامیده شود یا بخشی از توریسم اصولا اسلامی بشود وجود ندارد. آن چنان که بخش اقتصاد، سیاست یا فرهنگ را به مکاتب مختلف تقسیم‌بندی می‌کنیم، می‌توان توریسم را هم به بخش‌های متفاوتی تقسیم کرد. در اصل این فرض، مشکلی وجود ندارد. شاید همین تقسیم‌بندی و نام‌گذاری بهانه‌ای باشد برای این که توانمندی‌های کشورهای اسلامی از جمله توانمندی کشور خودمان، در این قالب جدید با هویتی اسلامی معرفی شود.
اما مشکلی که می‌تواند بر سر راه این تعبیر وجود داشته باشد این است که وقتی توریسم اسلامی را معنی می‌کنیم باید مشخص کنیم که آیا اصالت این اسلامیت را در توریسم تعریف می‌کنیم یا در محل و جاذبه توریستی مکان مورد بازدید. آیا منظور ما این است که توریست باید مسلمان باشد؟ یا توریستی که به یک کشور اسلامی سفر می‌کند حتماً باید از مکان‌ها و جاذبه‌های اسلامی بازدید کند؟
گردشگری اصولا یا «گردشگر پایه» است یا «جاذبه پایه». یعنی یا اصالت در توریست وجود دارد و یا در جاذبه توریستی. پس از این منظر باید بدانیم که توریست اسلامی کیست و توریستم اسلامی کدام است.
منظور از توریست اسلامی هم ظاهرا توریستی است که مسلمان است. این توریست می‌تواند اهل یک کشور اسلامی باشد یا نباشد اما هویت او اسلامی است. توریست مسلمان چه اروپایی، چه آمریکایی، چه سفید، چه سیاه، می‌تواند از جاذبه‌های اسلامی در یک کشور اسلامی بازدید کند و در عین حال می‌تواند از هر جاذبه دیگری در هر کشور غیر مسلمان دیگر هم دیدار کند. در عین حال درصدی از توریست‌هائی که برای بازدید از کشورهای اسلامی به این کشورها سفر می‌کنند، غیر مسلمانند. خلاصه کلام این که نمی‌توان هویت توریست اسلامی و یا توریسم اسلامی را کاملا مشخص کرد.
در مورد جاذبه‌های توریستی اسلامی هم همین بحث وجود دارد که ما به چه جاذبه‌ای اسلامی می‌گوئیم. آیا این جاذبه باید از نظر جغرافیائی در سرزمین امروزی اسلامی واقع شده باشد؟ آیا باید متعلق به جغرافیای قدیمی اسلام باشد؟ آیا باید هویت تاریخی اسلامی داشته باشد؟ جاذبه توریستی اسلامی کدام است؟ طبعا مسجدی که در یک کشور اسلامی واقع است یک جاذبه اسلامی است. اما آیا بنای "تخت‌جمشید" در ایران، میراث "تمدن کارتاژ" در تونس یا میراث تمدن رم در لیبی هم که هیچ قرابتی با تمدن اسلامی ندارد به دلیل وقوع در حوزه جغرافیائی امروزی جهان اسلام می‌تواند یک جاذبه اسلامی باشد؟ از سوی دیگر کاخ "الحمراء" در اسپانیا به عنوان بخشی از میراث تاریخی معماری اسلامی با وجودی که در حوزه‌ای فراتر از حوزه امروزی جغرافیائی اسلامی قرار گرفته، اسلامی است و یک جاذبه توریستی اسلامی تلقی می‌گردد؟
توریست وقتی به کشوری سفر می‌کند به زیر ساخت‌هایی نیاز دارد که به صورت زنجیره‌ای باید عمل کند. نمی‌توان گفت با چند هتل5ستاره که از نظر استانداردهای امروز جهانی2ستاره هم محسوب نمی‌شود می‌توان توریست جذب کرد. تازه با توریست جدل هم بکنیم که از این هتل‌ها 5 ستاره هستند، از او پول مکفی هم بگیریم و بگوییم همین است که هست.
آمارها نشان می‌دهد که سالانه 5 میلیون توریست از اندونزی دیدار می‌کنند که به 17000 جزیره این کشور از جمله بالی سر می‌کشند. هر یک از این توریست‌ها حدود10 روز در این کشور اقامت می‌کنند و هر روز متوسط‌100 دلار در اندونزی خرج می‌کنند. مجموع در‌آمد اندونزی از توریسم سالانه‌6/4 میلیارد دلار برآورد می‌شود.
قطعا این موفقیت مدیون وجود زیر‌ساخت‌های کافی برای جلب این توریست‌ها است. علاوه بر زیر‌ساخت‌ها فرآیند صدور ویزا، نحوه ورود به کشور میزبان، تاکسی، اتوبوس، هتل، محل اقامت، محل استراحت، رستوران و ... در این زنجیره اهمیت خود را دارند.
کارشناسان معتقدند که توریسم عنان گسیخته و پر‌حجم می‌تواند محیط زیست را در مخاطره جدی قرار دهد. اما آن چه می‌توان کشور میزبان را صاحب توریسمی پویا و پایدار کند و توسعه آن را تضمین کند توریسم فرهنگی و تاکید بر بعد فرهنگی توریسم است.
امروزه کشورهائی هم که توریسم آن‌ها صرفا بر بعد «خوشگذرانی» تعریف شده رفته‌رفته بر ابعاد فرهنگی توریسم خود اصرار می‌ورزند. اگر این کشورها موفق شده‌اند پس کشورهای اسلامی و یا صاحب تمدن اسلامی قطعا موفق خواهند شد که بر توسعه بعد فرهنگی توریسم خود تاکید بورزند.
اگر امروز توریست‌ها بیشتر به دیدن آثار تاریخی و طبیعی کشورها علاقه نشان می‌دهند، بخشی از توریسم فرهنگی معطوف به نمایش ابنیه‌های زیستی ساکنان یک سرزمین اعم از روستاها، شهرها، مراکز خرید، مراکز تجمع مذهبی و فرهنگی و به طور کلی آنچه که می‌تواند توریست را از نحوه زیست ساکنان یک سرزمین مطلع کند، می‌باشد.
علاقه‌مندی مردم جهان به آگاهی از نحوه زندگی سیاهپوستان آفریقا، سرخپوستان آمریکا، بومیان استرالیا، تمدن‌های کهن و امثال آن نمونه‌هائی از این علاقه‌مندی است. این نوع از توریسم بسیار مهم و در مقوله توسعه توریسم پایدار صاحب جایگاهی جدی است. امروزه بسیاری از توریست‌ها به سرکشی به سرزمین‌های مختلف و اطلاع از نحوه زندگی مردم در نقاط گوناگون جهان بیشتر علاقه‌مند شده‌اند. این نوع توریسم می‌تواند به بالا رفتن سطح تفاهم بین اقوام و ملت‌های مختلف هم کمک کند.
اقدامات زیر در کشورهای اسلامی برای توسعه پایدار توریسم فرهنگی ضروری به نظر می‌رسد:
*شناسائی جاذبه‌هایی که می‌تواند برای توریست عام و خاص با اهمیت باشد.
*طراحی یک برنامه اقتصادی بلند مدت برای ایجاد زیر ساخت‌های مناسب برای تامین نیاز توریست در مناطق تعیین شده.
*طراحی و اجرای یک برنامه آموزشی جهت آماده کردن زمینه همکاری مقامات سیاسی و فرهنگی ملی، مقامات محلی و بخش خدماتی توریستی مناطق تعیین‌شده برای پذیرش توریسم.
*ایجاد یک مرکزیت هماهنگی دائمی برای تسهیل امور اجرائی از مرحله تبلیغات و پذیرش گرفته تا مرحله خدمات‌رسانی و بدرقه توریست و در عین حال جهت‌دهی به درآمدهای اقتصادی ناشی از توسعه توریسم.
*ایجاد یک مدیریت زیباسازی و بهینه‌سازی خدمات توریستی که بتواند پا به‌ پای ارتقای سطح توریسم در جهان و با اطلاع از نظرات توریست‌ها نسبت به بهبود کیفیت خدمات توریستی در کشور اقدام کند.
بنابراین آنچه در فرایند توسعه توریسم اهمیت دارد به ترتیب اولویت عبارت است از:
*اراده و استراتژی ملی
*زیرساخت‌های مناسب و کافی
*عوامل اجرائی عرصه توریسم
*تنوع جاذبه‌ها و محصولات توریستی
*سازمان مسئول امر توریسم با پذیرش مسئولیت طراحی، اجرا و توسعه توریسم.
*آموزش، تحقیق.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات