مهدی ثالث
پژوهشهای جهانی حاکی از آن است که مذهب، نقش موثری در ایجاد و توسعه جهانگردی دارد با رشد مداوم جمعیت دنیا و افزایش تقاضای جهانگردی در حجم زیارتها، افزایشی غیرقابل پیشبینی پدید آمده است. مردم به میزان اعتقادات مذهبی خود آمادگی دارند تا سفرهایی را در مسافتهای نزدیک یا دور و حتی بسیار دور انجام دهند تا به اعتقادات و باورهای مذهبی خود پاسخ گویند یا مناسکی را که مذهبشان بدان دستور داده به جای آورند.
زیارت پدیدههای مشترک در همه ادیان است و قدمت آن پیش از هر یک از کتابهای آسمانی است. پژوهشها نشان میدهد که در دوران باستان و یونان قدیم بیشترین مسافران را زایرانی تشکیل میدادند که در قالب دستههای بزرگ به زیارت اماکن مقدس میشتافتند؛ به طوری که بنابه تخمین برخی از پژوهشگران در فاصله قرن12تا15میلادی بیش از30درصد مردم جهان به زیارت میپرداختهاند و برای زیارت به بیش از10هزار مقصد زیارتی سفر میکردهاند. افزون بر آنچه درباره گستردگی زیارت در جهان گفته شد. باید افزود که هنوز بیشترین زیارتها در سطح جهان مربوط به دین اسلام است که بهترین نمونه آن را در حج میتوان مشاهده کرد.
در اسلام، علاوه بر آن که جهانگردی به معنی عام، شایان اهمیت است. زیارت نیز شان خاص و ارزش ویژه خود را داراست. در خصوص جهانگردی به طور کلی جای تردید نیست که اسلام سیر و سیاحت در پهنه گیتی و مشاهده آثار صنع الهی را با توجه به آیه20 سوره عنکبوت، آیه50 سوره روم و آیه 13 سوره حجرات اقدامی در جهت آشنایی با فرهنگ ملتها و تمدنهای گوناگون و در مسیر رشد و تعالی میانگارد همچنان که براساس آیه 6 سوره توبه، جذب جهانگردان به کشور اسلامی را مایه آشنایی آنان با فرهنگ و تمدن پویای اسلامی از نزدیک میشمارد. خداوند در این آیه شریفه میفرماید: هر گاه یکی از مشترکان به تو پناه آورد. او را پناه ده باشد تا کلام خدا را بشنود. سپس او را در امان خود نگاه دار تا به جایگاه امن خود بازگردد و این پذیرفتن و پذیرایی در جایگاه امن تا هنگام بازگشت بدان سبب است که او با فرهنگ و تعالیم عالیه اسلام آشنا شود. زیرا اینان در حال بیخبری هستند.
در این آیه دو نکته قابل توجه است نخست آن که در جذب جهانگردان شرط است تا امنیت آنان محفوظ باشد. دوم سعی بر آن باشد تا هر چه بیشتر و بهتر با فرهنگ اسلامی اصلی آشنا شوند.
البته و در عین حال مساله ناسازگار بودن وضع بیگانگان با فرهنگ حاکم در جوامع اسلامی نیز نکتهای است که باید با هوشیاری پیگیری شود.
دیگر آن که با وجود سیاحان بزرگی چون ابوریحان بیرونی و ابنبطوطه در میان دانشمندان مسلمان، نمیتوان از اهمیت جهانگردی در تعمیق فرهنگ اسلامی غفلت ورزید. شیخ اجل سعدی در این باره میگوید:
تا به دکان و خانه در گروی
هرگز ای خام، آدمی نشوی
برو اندر جهان تفرج کن
پیش از آن روز کز جهان بروی
اما چنان که گفتیم. زیارت در آیین اسلامی شانی اخص و جایگاهی فراتر دارد. سنت زیارت در اسلام همزمان با آغازین سالهای بعثت پیامبر آغاز شد؛ زیرا پایهگذار زیارت شخص رسول خدا بوده است که در سال 6 هجری به انگیزه فطری و کشش درونی خود به زیارت قبر مادر خویش رفتند و بر آن گریستند و به بازسازی آن محل پرداختند؛ و نیز پس از حجهالوداع به زیارت قبر مادر گرامیشان شتافتند. پیامبر همچنین بارها و بارها به زیارت قبور شهدا میرفتند. در روایات بسیاری نقل شده که آن حضرت فراوان به زیارت شهیدان احد میرفتند. همچنین در روایتی از امام باقر نیز نقل شده که حضرت فاطمه قبر حمزه را زیارت میکردند و این شیوه را تا زمانی که درگذشتند. ادامه دادند (چنارانی 9-8)
توجه ویژه اسلام به زیارت. به طور خاص در خصوص زیارت مرقد پیامبر گرامی اسلام جلوهگر شده و این اختصاص به شیعه ندارد بلکه علمای بزرگ اهل سنت هم در قرنهای متمادی در تالیفات خود پیرامون زیارت، بحثهای فراوان کردهاند.
در ایران هر چند وجود جاذبهها و مقاصد زیارتی فراوان بویژه برای جلب زایران خارجی مسلمان مزیتی راهبردی به شمار میآید اما نارساییهایی که به طور کلی در بهرهبرداری از صنعت جهانگردی وجود دارد. کم و بیش گریبانگیر بخش زیارت نیز هست در عین حال کمبود نیروی انسانی کارآزموده و کارشناس در امور جهانگردی مذهبی و زیارت یکی از کاستیهای خاص این حوزه محسوب میشود علاوه بر این با وجود اهمیت نظام بازاریابی در برنامهریزی جهانگردی در کشور ما کمتر فعایت جدی در این زمینه به چشم میآید. به گونهای که نظام بازاریابی جهانگردی در ایران قابل مقایسه با بازاریابی جهانی جهانگردی نیست و حتی تبلیغات ضعیف حوزه جهانگردی نیز متاسفانه در بخش جهانگردی مذهبی و زیارت دیده نمیشود. نکته دیگر که میتواند عاملی مهم در جذب جهانگردان-حتی جهانگردانی که با هدف فرهنگی و نه صرفا مذهبی به ایران سفر میکنند-باشد، حفظ و احیای نمادهای اسلامی در مراکز دینی و تاریخی است در این گونه مراکز لازم است زیان بصری متمایزی وجود داشته باشد که به طور یکپارچه اسلامی بوده و در کنار آن تکثیری از گویشها که حاکی از ویژگیهای بوم شناختی مناطق گوناگون باشد. به چشم آید. در بسیاری از آثار تاریخی و مراکز مهم جهانگردی ایران چنین نمادهایی وجود دارد. یک مثال از این گونه نمادها گنبد است که در منطقه فرهنگ ایرانی بسیار مورد تاکید قرار گرفته در حالی که در مناطق فرهنگی آفریقایی، عربستان سعودی و اندونزی چندان تکامل نیافته است با توجه به اهمیت زبان بصری معماری و شهرسازی است که ثبت بخشها و نظامهای ساختاری معماری اسلامی ضرورت مییابد این ثبت و این بررسی، پشتیبان این موضع است که هنر در اسلام در اصل «تذکر الهی» ریشه دارد و این که ارزش خلاقیت و هنر حقیقتی در هماهنگی ژرف میان انسان، طبیعت و امر مطلق نمایان میشود با توجه به آنچه گفتیم در نخستین شماره و در ادامه این مطلب به معرفی مهمترین نماد اسلامی و مرور اجمالی ویژگیهای آنها میپردازیم.
کعبه
به فرمود قرآن، حضرت ابراهیمع به دستور الهی این نمونه مثالی خانه پرستش را بنا کرد (سوره حج، آیه 26) علاوه بر استلزامات فلسفی و ارجاعات قرآنی و کعبه، تغییر شکلهای تاریخی که به مسجدالحرام کنونی منتهی شد، برای پژوهش در مفاهیم پایههای اشکال اسلامی آموزنده است. در این بررسیها میبایست میان ریختشناسی خود کعبه و تغییرات بناهای اطراف آن تمایز قایل شد. در داستان بنای کعبه به دست ابراهیم و اسماعیل، کعبه یک بنای مکعبی شکل بیسقف به ارتفاع قامت یک انسان است که 4 کنج در راستای 4 جهت اصلی جغرافیایی است. در گوشه شرقی کعبه حجرالاسود قرار میگیرد که آغاز طواف را مشخص میکند. از همین شکل ابتدایی بوده است که نام بنا یعنی «کعبه» (بنای مکعب شکل) منشاء گرفته است. 2600 سال پس از آن تا زمان پیامبر اسلام، شکل کعبه به صورت مکعبی با سقف مسطح درآمده بود که از ردیفهای متوالی سنگ و چوب ساج ساخته شده بود. در قرون بعدی این بنای مکعبی شکل بارها بازسازی شد. اندازهها، نسبتها، شماره درهای متفاوت، ساختارها و تزیینهای داخلی گوناگون پیدا کرد. سابقه کنونی کعبه به 400 سال قبل و دوران عثمانی باز میگردد، اما در همان جایی قرار گرفته است که ابراهیم سنگ بنای اولین ساختمان آن را گذاشت.
طواف کعبه از هنگام آغاز آن بوده است. با این حال شمار، فزاینده زایران سالانه، به همراه رشد منزلت دینی، باعث نیاز دورهای به گسترش بناهای محیطی کعبه و ساخت بناهای جدید بوده است. در اصل در زمان پیامبر، کعبه همراه با چاه زمزم و مقام ابراهیمع در محوطه کوچک گشودهای به قطر 40 متر قرار داشت که با خانههای شهر مکه احاطه شده بود، به تدریج این فضا وسعت یافت تا منبرهای متعدد و 4 صحن برای نمازگزاران اختصاص یافت.