سیدوحید کریمى ـ پژوهشگر مسائل داخلى اروپا و امریکا
شمارى از منتقدین سیاست خارجى دولت نهم به جاى نقد منصفانه دانسته یا ندانسته فضاسازى و خلط مباحث را در دستور کار قرار داده اند که نمونه اظهارات آنها درباره سفر رئیس جمهور به اجلاس سازمان فائو در ایتالیا محمل مناسبى براى تأمل و بازگویى مشفقانه مطالبى چند با آنهاست.برخلاف آنها که سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران را از «منظر آنچه به ایران از سوى دیگران مى شود»، مى بینند، نگارنده سعى خواهد کرد تا سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران را از «دریچه آنچه به دیگران از سوى دیگران مى شود»، ببیند و سفر رئیس جمهور به ایتالیا را موفقیت آمیز استدلال کند.تصور بر آن است اگر در بررسى سیاست بین الملل، «روابط کشورهاى ثالث با یکدیگر» را موشکافانه و غیرترجمه اى بررسى کنیم، در تبیین سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران، نه تنها بهتر تحلیل بلکه حرفه اى تر بازى خواهیم کرد.هدف این نوشتار، دفاع از رئیس جمهورى است که در بخش سیاست بین الملل مظلوم واقع شده است. به قول برخى «اگر با او مخالف باشیم»، سعى خواهم کرد از سیاست خارجى نظام دفاع کنم. زیرا «بى حرمتى به او، بى حرمتى به ایران اسلامى است»، معتقدم: «تلاش عده اى سیاستمدار غربى در مخدوش کردن وجهه جمهورى اسلامى ایران طى سى سال گذشته، بى حرمتى به تمامى شهروندان ایرانى است».سیاستمداران ایرانى معمولاً به عدم استفاده از فرصت ها متهم هستند و چه بسا اگر رئیس جمهور در کنفرانس مرتبط با سازمان ملل در یک کشور اروپاى غربى شرکت نمى کرد، مورد سرزنش سیاسى واقع مى شد. همانطور که آژانس بین المللى انرژى اتمى، به عنوان بخشى از سازمان ملل متحد، در کشور اتریش مستقر است، فائو، سازمان غذا و کشاورزى سازمان ملل متحد هم در ایتالیا مستقر است و در استدلالى دیگر مى توان گفت آقاى برلوسکنى (به عنوان سرایدار کنفرانس) از فرصت فراهم آمده براى خودنمایى سوءاستفاده کرده است. سابقه شخصیت ایشان لازم به بحث نیست. مردم ایتالیا واقعاً گرفتار ملزمات تحمیلى و ناعادلانه کشورهاى پیروز جنگ جهانى دوم (امریکا، انگلیس و شوروى سابق) که به کشورهاى شکست خورده (آلمان، ایتالیا و ژاپن) وارد کردند، هستند. آنقدر سیستم سیاسى ایتالیا متزلزل است که کافى است یکى از احزاب وابسته به سیاست هاى آنگلو ساکسون با پول و فساد مافیایى ایتالیا، که قادر به ساقط نمودن دولت برلوسکنى هستند، کار ایشان را بسازند و همان بلایى که بر سر دولت قبلى آمد و نا بهنگام بود، تکرار شود. همین آقاى برلوسکنى به خاطر قرار گرفتن در کنار امریکا و انگلیس براى تجاوز به عراق، مورد انزجار مردم ایتالیا واقع شد و رومانو پرودى، با فاصله گرفتن از امریکا و انگلیس، محبوب میدان سیاسى شد. اما با توجه به سیستم سیاسى مخدوش و تحمیلى امریکا بر ایتالیا و تعدد احزاب و مافیا، برلوسکنى بازگشت.مردم ایتالیا براى تغییر این چرخه غلط سیاسى که از سوى امریکا و انگلیس بر آنها تحمیل شده است، نیازمند انقلاب هستند. آیا واقعاً از این که پاپ پذیراى ملاقات با میهمانان نبود، (اگر صحت داشته باشد) با ارزشهاى مسیحى و اخلاقى بیشتر همخوانى دارد یا با اهداف امریکایى آیا اقدام سیاسى پاپ را باید به عنوان حمله به بى حرمتى به جایگاه واتیکان منظور کرد یا به احمدى نژاد؟
در تاریخ ثبت است که؛ قبل از دیدار سران کشورهاى امریکا، انگلیس و شوروى در کنفرانس تهران، در دوران جنگ جهانى دوم، چرچیل، نخست وزیر انگلیس، خواهان ملاقات خصوصى قبل از برگزارى کنفرانس با روزولت، رئیس جمهور امریکا مى شود. خدا مى داند هدف چرچیل چه بود اما از انگلیسى ها بعید نیست و مى توان حدس زد که چرچیل قصد داشت تصور روزولت را علیه استالین تغییر دهد. روزولت درخواست چرچیل را، على رغم تمامى همخوانى هاى سیاسى با انگلیس، نپذیرفت. در مثالى دیگر، شیراک، رئیس جمهور قبلى فرانسه، و بلر، نخست وزیر قبلى انگلیس، بارها اختلاف نظر داشتند و مشغول رد و بدل کردن حرف هاى رکیک نسبت به هم بودند. یک بار شیراک به بلر گفت: «تو را بدجورى بزرگ کرده اند»
چند روز بعد از این اوقات تلخى، انفجار لندن روى داد و شیراک براى بلر همدردى عمیق خود را ابراز داشت. روزولت و استالین و چرچیل اصلاً ژنرال شارل دوگل، رهبر مقاومت فرانسه را قبول نداشتند. با «بى حرمتى» تمام، با این که در کنار متحدین مى جنگید، در کنفرانس هاى مهم جنگ جهانى دوم؛ تهران، یالتا و پوتسدام، اجازه شرکت به او ندادند. اما دوگل، با سماجت، در اشغال آلمان براى فرانسه، از امریکا و انگلیس و شوروى سهم گرفت. منظور از ذکر این مثال ها این است که نباید بر مبناى کار سبک پاپ و برلوسکنى که در این نوشتار سعى شد هر دو مقام سیاسى و مذهبى تبیین جایگاه شوند، نتیجه گیرى کرد که آنها مقبولیت دارند و محک قضاوت سیاست خارجى ما هستند.
یک نماینده مجلس آلمان مى گفت: «ما از اظهارنظر مقامات ایرانى نسبت به سیاست خارجى و اجحافى که امریکا و اسرائیل مى کنند، لذت مى بریم، اما نمى توانیم چیزى بگوییم و یا حمایت کنیم.آلمان هم جزو کشورهاى شکست خورده و زیریوغ توافقات ننگین معاهده یالتا قرار دارد. آیا این امر که اگر امریکا با ایران کنار بیاید، تمامى سران رده دوم غربى تبعیت مى کنند، دور از ذهن است باتوجه به این مثال ها است که «مدیریت سیاسى جهانى» مفهوم مى یابد. بسیارى از ملت ها و مقامات سیاسى میانى کشورها- حتى در غرب- از نظم سیاسى حاکم آنگلوساکسون ناخرسندند. باید با خودباورى در تنظیم نظم جدید سیاسى اقدام کنیم. آقاى سارکوزى، رئیس جمهور فرانسه، گفته است تا زمانى که رئیس جمهور فرانسه هستم، دست احمدى نژاد را نخواهم فشرد. آیا از این مهاجر یهودى تبار که فرانسوى ها هم از انتخاب او پشیمان شده اند، انتظار دیگرى هم مى توان داشت سؤال این است؛ اگر کنفرانسى بین المللى از سوى سازمان ملل و یا ارگان بین المللى در کشور فرانسه برگزار شود، باید در عالى ترین سطح شرکت کرد یا خیر اگر میزبان از فرصت بدست آمده سوءاستفاده سیاسى مى کند، چرا ما بهره بردارى سیاسى، هرچند جزئى نکنیم. خواسته و یا ناخواسته، جمهورى اسلامى ایران بازیگرى جهانى شده است. مهمترین بحث سیاست خارجى انتخابات امریکا و روابط امریکا با ۲۷ کشور اتحادیه اروپایى، جمهورى اسلامى ایران شده است. نه براى افزایش تحریم و حمله، این مطالب رسانه اى و آشکار و براى رد گم کردن اذهان عمومى است. بلکه هدف آنها کسب ایده براى چیدمان بسته پیشنهادى است. بودن در تیتر روزانه خبرهاى جهانى باید امرى عادى تلقى شود و بدیهى است که مهم قدر موقعیت را دانستن و در بازى شرکت کردن است.
یکى از نقاط ضعف اتحادیه اروپایى، که فوج فوج کشورهاى ناآگاه اقمار شوروى سابق خواهان پیوستن به آن هستند، این است که اگر کشورهاى قدرتمند در اتحادیه، که بعضاً به دو کشور انگلیس و فرانسه با حق وتو و بمب اتم اطلاق مى شود، با کشور ثالثى بد باشند، بقیه سران کشورها هم باید با سرسپردگى تبعیت کنند. در غیر این صورت کشورهاى قدر اتحادیه اروپایى، در تخصیص کمک هاى بلاعوض و بودجه عمرانى و رفاهى به آنها اشکال تراشى و تلافى مى کنند. منظور از این مثال ها این است که براى حق خواهى سیاسى، این تنش ها و به زعم آقاى زیبا کلام «بى حرمتى ها» امرى طبیعى است. تازه نگارنده وارد زندگى ائمه علیهما السلام و «بى حرمتى هایى که به آنها شد» و ایستادگى اى که آنها، حتى در قصر یزید با «سخنرانى» کردند، نمى شود.
اگر معتقد باشیم آنها را به زور بردند و ناخواسته بود، حضرت موسى (ع) هم از رفتن به کاخ فرعون سرباز زد تا این که با معجزات الهى ترغیب شد و خداوند متعال تمامى بهانه جویى هاى حضرت را پذیرفت.آیا خداوند از بى حرمتى فرعون با حضرت موسى (ع) اطلاع نداشت، که از او خواست برود وقتى سران اتحادیه اروپایى دور هم جمع مى شوند، ملاحظه مى شود این گونه نیست که براى استقبال سران ۲۷ عضو اتحادیه اروپایى، میزبان به فرودگاه برود و سرود بزنند و یا تشریفات زاید معمول دارند. این گونه تشریفات نه تنها رایج نیست بلکه مى تواند بیانگر عمق بیکارى و اتلاف وقت مسئولان باشد. غربى ها از این تشریفات براى اغفال دیگران استفاده مى کنند. الیزابت دوم ملکه انگلستان ، معمولاً بالاترین سطح تشریفات را براى سران عربستان و امریکا برگزار مى کند و هدفمند هم هست.به رغم آنچه بى مهرى و بى حرمتى نام دارد اما استقبال خبرنگاران در گوش دادن به مصاحبه رئیس جمهور را نمى توان کم اهمیت توصیف کرد. هرچند رئیس دانشگاه کلمبیا در نیویورک بى حرمتى کرد، اما صفوف مردم در خارج از محل سخنرانى دانشگاه را نمى توان کم اهمیت دانست. با گذشت زمان، در محافل علمى و سیاسى امریکا ، رئیس دانشگاه کلمبیا سبک شد. اگر خبرنگاران کمترى در مصاحبه مطبوعاتى رئیس جمهور در ایتالیا حضور مى یافتند و یا بى تفاوت بودند و اما در مقابل آقاى احمدى نژاد با برلوسکنى دست مى داد و در میهمانى تشریفاتى شام که حتماً مشروبات الکلى هم سرو مى شود، شرکت مى کرد، بیشتر نگران مى شدم. اگر برلوسکنى از شعور سیاسى برخوردار بود و در بند ملزمات معاهده خفت بار یالتا که به مردم ایتالیا تحمیل شده ، نبود، با قرار گرفتن در کنار ایشان، وجهه اى در کمپ سیاستمداران طیف خودش کسب مى کرد. مارگارت تاچر، نخست وزیر اسبق انگلیس، از این که گورباچف ، آخرین دبیرکل حزب کمونیست شوروى را کشف و درک کرده بود، کلى به کشورهاى متحد سفر کرد و نان خورد. اما این برلوسکنى بود که فرصت سوزى کرد.یک پژوهشگر انگلیسى در کنفرانسى مى گفت: «با این بخش از صحبت هاى (جناب آقاى) احمدى نژاد که مى گوید اسرائیل باید از بین برود، موافق نیستیم. اما با این بخش که مى گوید چرا باید تاوان کشتار یهودیان توسط اروپایى ها را فلسطینى ها بدهند. موافقیم.» بعد از کمى بحث، در ادامه گفت: «ما در محافل علمى، صحبت در مورد انتقال آنها (اسرائیل ) به جزیره اى در اسکاتلند را آغاز کرده ایم.» افلاطون مى گوید: «هرکس روایت مى کند، حکومت مى کند.» تا به حال غربى ها و رسانه هاى آنها بودند که براى ما روایت مى کردند و ما هم ترجمه مى کردیم و مى کنیم. باید روند این چنین روایت هاى سیاسى متوقف شود. باید یک کسى، یک ملتى، یک مکتبى و یک عالم و استادى روایتى بومى، یعنى اسلامى ایرانى و حزب اللهى از سیاست بین الملل و نقش و جایگاه جمهورى اسلامى ایران را با استدلال و تحلیلى که با عدالت و اخلاق منطبق باشد، را نقادى و تبیین کند و روایت سیاسى و مخدوش و تحمیلى غربى ها را مجدداً نقد و بررسى کند. اگر انگلیس در سال ،۱۹۴۸ رژیم غاصب قدس را بر مسلمانان و منطقه تحمیل کرد؛ به دلیل فقدان ایستادگى بود. اگر این تحلیلگر انگلیسى در سال ،۲۰۰۷ پس از ۶۰ سال تأسیس مصنوعى اسرائیل، صحبت از جابه جایى آنها مى کند، قطعاً به خاطر ایستادگى است. آیا جایى بهتر از رم ایتالیا، اگر نه در قلب غرب و استکبار بلکه اروپا و یکى از مراکز جزو سیاست بین الملل است، براى تثبیت و استمرار ایستادگى، مى توان یافت آیا از فرصت به دست آمده و استفاده شده، نباید نیمه پر آن را دید و شرکت هاى بعدى در سازمان هاى بین المللى را با برنامه ریزى بهتر براى «تبدیل تهدیدها به فرصت ها» مورد بهره بردارى قرار داد؟
به نظر مى رسد، اگر سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران را از زاویه صرف؛ روابط دوجانبه، تشریفاتى و شرکت در میهمانى، دست دادن با سیاستمداران ارشد و امثالهم مورد ارزیابى قرار دهیم، شاید به هوچى گرى سیاسى شباهت داشته باشد. در دوران دانشجویى در اوایل انقلاب اسلامى، از این که از امام(ره) و انقلاب و سیاست داخلى و خارجى جمهورى اسلامى ایران بد مى نوشتند، متعجب بودم. تا این که جمله اى کوتاه از امام را در یکى از تابلوهاى انجمن خواندم که آمده بود: «هر وقت اینها (غربى ها) از ما تعریف کنند؛ باید به خودمان شک کنیم.» این جمله تعجب را به آرامش سوق داد و فهمیدم که در این مسیر، اگر هوشیار باشیم، چه بازى زیباى سیاسى و هیجان انگیزى را در پیش روى داریم.
«حضور در صحنه» از شعارهاى انقلابى است؛ حتى در کاخ فرعون. و در نهایت پیشنهاد مى کنم از سوى جمعى از نخبگان علمى از جمله ایشان، براى تدوین محتوى کیفى چگونگى بحث در مناظره دکتر احمدى نژاد با رئیس جمهور آتى امریکا اقدام شود تا در تبدیل تهدیدها به فرصت که از مباحث روز دانشگاهى و محافل علمى و سیاسى است سهیم باشند.