برنامه هستهای کره شمالی که دو مرد با قدرتی تقریباً مطلق در راس آن قرار داشتهاند. محصول تلاش انبوهی از دستاندرکاران است. دانشمندان آرمانگرای کرهای که در امیراتوری ژاپن تحصیل کرده و پس از جنگ جهانی دوم ملیگرا شدهاند. شاگردان آنها که در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کردهاند و هزاران تکنیسین که در کره شمالی آموزش دیدهاند. ژاپن که امروز یکی از سرسختترین دشمنان کره شمالی است، خود، پدر برنامه هستهای کره شمالی را به آنها هدیه کرد. دانشمندان و مخترع مرحوم، «لی سونگ کی» مدرک مهندسی شیمی خود را در سال 1931 از دانشگاه سلطنتی ژاپن دریافت کرد این کشور، با وجود انزوای شدیدش، معروف یا مشکوک به دریافت کمک هستهای از 14 کشور است: روسیه، چین، اتریش، فرانسه، کانادا، رومانی، آلمان، پاکستان، هند، ژاپن، ایران، اوکراین، قزاقستان و جمهوری دموکراتیک کنگو.
در این میان، نباید نقش منابع خصوصی را نادیده گرفت: افرادی که کره شمالی را ترک گفته و مقیم کشورهای دیگر شدهاند، شرکتهای فناوری چینی، مراکز تجاری ژاپنی و شرکتهای بزرگ و پیشرو که از تایلند تا شبه جزیره، اسکاندویناوی پراکنده هستند. همه و همه فناوری، قطعات و ریزهکاریهای فنی حیاتی را با دور زدن پیمان منع گسترش سلاحهای هسته2ای که برای جلوگیری از چنین معاملاتی طراحی شده است. برای کرده فراهم کردند. حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم ناخواسته کمک کرد: بنابر گفته تحلیلگران، تنها یک سیاستمدار کره شمالی، «چون هاک گون» که از سال 1974 تا 1978 به عنوان نماینده این کشور در مقر آژانس دروین فعالیت داشت، کتابخانه آژانس را در جستجوی ریزهکاریها و دانش عملی هستهای، زیرو رو کرد.
هزینههای انسانی جاهطلبیهای کره شمالی بر روی بهترین و درخشانترین استعدادهای کره، دهشت بار بود. در این میان، کمتر گروهی بهای سنگینتر از آنچه دانشجویان کلاس 62 نفره دانشگاه «کیم چاک» که داستان آنها را یکی از فارغالتحصیلان این کلاس که سالها پیش کره شمالی را ترک گفته برای نیوزویک بازگو کرد، پرداخت کردهاند. بیش از چهل سال پیش، همانطور که زمان فارغالتحصیلی دانشجویان این کالج برجسته نزدیکتر میشد، زمزمههایی در دانشکده به گوش رسید مبنیبر آنکه کیم ایل سونگ دستور ساخت یک مرکز پیشرفته تحقیقاتی را برای مطالعه انرژی هستهای صادر کرده است و دانشمندان میهنپرست جوان به زودی برای کار در این مرکز اعزام خواهند شد. او میگوید: «اساتید ما به شدت برروی نیاز به پیشرفت هستهای تاکید میکردند. در میان دانشجویان شایعخای پخش شده بود که آن دسته از ما که به آن مرکز فرستاده شوند، مدت زیادی عمر نخواهند کرد.»
او که از سرنوشت کسانی که به آزمایشگاههای هستهای فرستاده شدند در امان مانده بود، بزرگسالی خود را در حالی گذراند که میدید همکلاسیهای سابقاش به تدریج بیمار، ضعیف و درمانده میگردند. یکی از آنها برای دوستان نزدیکاش فاش کرد که چگونه مأیوسانه تصمیم گرفت در یک مرخصی ازدواج کرده و صاحب فرزند شود، پیش از آنکه مواد رادیواکتیو او را عقیم سازند. «این دقیقاً همان چیزی بود که از آن میترسیدیم.» این را مرد کردهای که کشورش را ترک گفته و هنوز از یادآوری اینکه همکلاسیهایش چگونه فدا شدند غمگین است. بیان میدارد: «موهای سرشان ریخت. خیلی از آنها ابروهایشان را از دست دادند. بعضی از آنها خونریزی دائم بینی داشتند. آنقدر ضعیف به نظر میرسیدند که حتی روبرو شدن با آنها برای آدم سخت و دردناک بود.» تفکر حاکم این بود: «اگر یک دانشمند از پا بیافتد، همواره دانشمندان دیگری خواهند بود که جای او را پر کنند.» این منطق نه تنها نسلی از دانشمندان را که مانند زنبورهای کارگر به آزمایشگاههای سمی هستهای فرستاده شدند، تار و مار کرد، بلکه به اندازه میلیاردها میلیارد که میتوانست شکم مردم گرسنه کره شمالی را سیر کند، هزینه برداشت و اقتصاد ملی را با سیاستهای سختگیرانهای که تحت شعار «اول نیروی نظامی» به اجرا در میآمد، فلج کرد.
حضور کره شمالی در باشگاه کشورهایی (به رهبری پاکستان) که پس از پایان جنگ سرد به علت جاهطلبیهای هستهایشان با تحریمهای آمریکا مواجه شدند نیز به پیشرفت هستهای این کشور کمک کرد.
پس از اینکه واشنگتن صادرات قطعات نظامی به پاکستان را در سال 1985 متوقف کرد، این «بینظیر بوتو» نخستوزیر تحصیل کرده دانشگاه هاروارد بود که معاملهای موشکی را با کرده شمالی ترتیب داد. طی هفت سال پس از آن، «عبدالغدیر خان»، دانشمند کلیدی بازار سیاه هستهای پاکستان، 13 بار از کره شمالی دیدار کرد. پرویز مشرف، رئیسجمهور پاکستان، داشتن هرگونه اطلاع در این زمینه را تکذیب کرده است، اما مقامات ارشد سابق پاکستان معتقدند که این دیدارها با اطلاع و اجازه رهبر نظامی پاکستان صورت پذیرفته است. پاکستان موافقت کرد تا در ازای تأمین فناوری سانتریفیوژ «پ. 1» درجه دو برای کره شمالی، از این کشور موشکهایی دریافت کند که برد سلاحهای هستهاش را در عمق خاک هند افزایش میداد.
دانشمندان کره شمالی نیز در آزمایشگاه تحقیقاتی «خان» که مرکز اصلی تحقیقات هستهای در پاکستان است، دورههای کوتاه مدت آموزشی را پشت سر میگذاشتند. با این وجود، فناوری غنیسازی اورانیوم که بدین ترتیب وارد کره شمالی شد، نقش چندانی در پیشرفت هستهای کره شمالی ایفا نکرده است. این ایدئولوژی «جوجه» بود که در نهایت دراین امر توفیق یافت.
با وجود تمامی این تلاشها، برنامه هستهای کره شمالی امری بیچارچوب و در هم باقی ماند که نشان میداد ساختن بمب هستهای، چندان هم آسان نیست، در اوایل دهه 90 میلادی پس از اینکه واشنگتن و پیونگ یانگ بر سر برنامه هستهای کره در آستانه جنگ قرار گرفتند، «بیلی گراهام» از فرقه کلیسای انجیلی و جیمی کارتر، به منظور برقراری صلح، دیدارهایی را از کره شمالی انجام دادند که در نهایت به چارچوب توافقی که میان بیل کلینتون و پیونگ یانگ انجامید.
براساس توافقنامه سال 1994، بیل کلینتون موفق شد کره شمالی را متعهد کند تا بازیافت پلوتونیم را در ازای کمکهای بشر دوستانه و یک نیروگاه هستهای غیرنظامی متوقف سازد. هنگامی که در آن سال متخصصان آمریکایی سرانجام اجازه یافتند تا از «یونگ بیرون»، قلب برنامههای هستهای کره شمالی بازدید کنند، به سختی میتوانستند آنچه را به چشم میدیدند، باور کنند.
حوضچه خنک کننده داخل نیروگاه، شبیه استخری بود که مدتها متروک مانده بود. در بالای آن، یکی از پنجرهها شکسته بود. لاشه یک پرنده برروی آب شناور بود. دوربینهای زیرآب، در کف استخر، مخزنهای فلزی را که بیشتر شبیه قوطی شیرخشک بودند، در زیر لایهای از خزه شکار کردند. این مخازن حاوی میلههای سوخت مصرف شده هستهای بودند که با بازیافت آنها، میشد پلوتونیومی با درجه بالا که برای ساخت سلاح به کار میرود تهیه کرد. بعضی از این میلهها شکسته و بسیاری در گل و لای مدفون شده بودند. برگها و شاخههای درختان در همه جا پخش شده بودند. بازرسانی که به این ویرانه خیره شده بودند، ناگهان دریافتند که چندین قورباغه در آب استخر زندگی میکنند.
اما از زمان شکست چارچوب توافق شده در سال 2002، یعنی از زمانی که دستگاه بوش این توافقنامه را به عنوان بخشی از سیاستهای پرعیب و نقص دوران کلینتون کنار گذاشت، «یونگ بیونن بازسازی شده است. این امر را «سیگهکر» یکی از گردانندگان سابق «لووس آلاموسن» که از او برای بازرسی این مرکز در سال 2004 دعوت شده بود، بیان کرد. «هکر» بعدها عنوان کرد که کره شمالی در زمینه شیمی و متالوژی بازیافت پلوتونیوم، اکنون به مهارتی انکارناپذیر دست یافته است.
«دانیل پینکستون» متخصص منع گسترش سلاحهای هستهای در موسسه مطالعات بینالملل «مونتری» معتقد است که : «تاریخچه برنامه هستهای کره شمالی گواهی بر این مدعاست که امروزه هر کشوری با جمعیت 25: 20 میلیون نفر، میتواند گروهی از مردم را به خدمت بگیرد تا فناوری هستهای را برپا کند، البته به این شرط که دولتها به اقتصاد کشور، فشار کافی را وارد آورند و کره شمالی مدتهاست که در طلب قدرت، مردم خود را تحت فشار قرار داده است.»
ب- علائمی که دریافت نشدند
17 اکتبر 2000 یک شب مهتابی زیبا در واشنگتن بود. مارشال «چومیونگ روک» مرد شماره 2 کره شمالی (پس از کیم)، برروی تراس اتاق لوکس «بنجامین، فرانگلین» در ساختمان دوره ایالتی ایستاده بود و با آلبرایت گپ میزد.
«چو» در ملاقاتی که در آن روز با کلینتون داشت، اعلام کرده بود که پیونگ یانگ تروریسم را نفی کرده و وی حامل پیام دعوت شخصی کیم جونگ ایل از رئیس جمهوری آمریکا برای سفر به پیونگ یانگ است. دو طرف رویای توافقی را در سر میپروراندند که براساس آن کره شمالی تمامی صادرات موشکی خود را قطع و هرگونه توسعه، آزمایش و به کارگیری سلاح به جز موشکهای کوتاه برد «اسکاد» را متوقف میکرد. لااقل باور گروه کلینتون بر این بود.
«وندی شرمان» معاون ارشد آلبرایت میگوید. آنچه براساس این توافق نصیب کره شمالی میشد. به رسمیت شناخته شدن سیاسی کامل، وعده میلیاردها دلار کمک مالی از واشنگتن و توکیو و مهر مشروعیت و تضمین امنیتی بود که کلینتون با دیدار خود از کره شمالی به ارمغان میآورد. «یانگ سانگ چون»، سفیر کره جنوبی در واشنگتن که در میهمانی آن شب حضور داشت، تعریف میکند که چگونه آلبرایت و مارشال چو در گوشهای با یکدیگر صحبت میکردند. البرایت آرام و راحت بود، اما ژنرال چو بسیار رسمی و راست ایستاده بود، گویی که به حالت خبردار ایستاده است. یانگ میگوید: من اطمینان دارم که او دچار شوک فرهنگی شده بود. چو، بالاترین مقام نظامی کشوری که در پایتخت آن موزه جنایات جنگی آمریکا برپا شده است در محاصره دشمن بود.
یک هفته بعد، آلبرایت به پیونگ یانگ سفر کرده و در ملاقات خود با کیم، او را مردی جذاب و مطلع توصیف نمود. در این دیدار، کیم شرح کامل و پیچیدهای از وضعیت امنیتی کشورش را به او ارائه داد و موقرانه از خدمه خود خواست تا به هنگام صرف غذا، برای آلبرایت بیش از حد الکل سرو نکنند. به گفته شرمان؛ کیم حتی درخواست کرد تا نیروهای نظامی آمریکا برای حفاظت از منطقه در برابر چین، در شعبه جزیره کره باقی بمانند: وی همچنین برای آلبرایت، نمایشی با حضور دهها هزار آکروبات باز و رقصنده در استادیومی ترتیب داد تا او را با نمایشی از موفقیتهای چشمگیر انقلاب در کره شمای، تحت تاثیر قرار دهد. در جریان نمایش، گروهی از نمایش دهندگان، پلاکاردهایی رنگی را در هوا میگرداندند که تصویر کلی آن، موشک «تانه پودونگ1» را به هنگام برخاستن از زمین در اولین آزمایش آن در سال 1998 نشان میداد. در همان لحظه، کیم رو به آلبرایت کرد و گفت: «این اولین پرتاب موشک و آخرین آن بود.»
با نگاهی به گذشته، میتوان گفت که بعد از ظهر آن روز، نقطه اوج روابط آمریکا و کره شمالی بود. از آن زمان، افراطگرایان مغرورانه آلبرایت را برای این دیدار به باد انتقاد گرفته و کره شمالیها را به باجگیری متهم کردهاند، اما بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و آسیایی معتقدند که اگر در آن زمان دو طرف به توافقی پایدار دست یافته بودند، کره شمالی به احتمال زیاد آزمایش هستهای انجام نمیداد و نسبت به ساخت موشک «تائه پودونگ.2» که موشکی بین قارهای است و میتواند تا آلاسکا و هاوایی بردداشته باشد، اقدام نمیشود. هر چند ناگفته نماند که اولین آزمایش این موشک قارهپیما با شکست مواجه شد.
در نهایت، کینتون تمامی توجه خود را معطوف به مذاکرات صلح خاورمیانه کرد؛ امری که کاخ سفید آن را مهمتر از معاملهای پرخطر با کره شمالی که بسیاری از مشاورین نیز در آن تردید داشتند، میدانست. وزیر امور خارجه بعدی، کالین پاول، چنان تحت تاثیر بندهای این توافقنامه قرار گرفته بود که هنگامی که آلبرایت و مشاورانش، شرحی از توافقنامه را برای او و کاندولیزارایس که در آن زمان مشاور امنیت ملی آمریکا بود بازگو کردند، پاول در برابر روزنامهنگاران به تمجید از توافقنامه پرداخت. در روز 6 مارس 2001، پاول اعلام کرد که دولت جدید در نظر دارد، با کره شمالی وارد مذاکره شود و کار را از همان نقطهای که رئیس جمهور کلینتون را کرده بود، آغاز کند. هنوز برخی موارد برای ادامه مذاکرات باقی مانده نویبخش بود. «کیم دائه چونگ» رئیسجمهور کره جنوبی که آن زمان در تب و تاب سیاست جدیدش تحت عنوان «سیاست آفتاب» در راستای تنش زدایی با کره شمالی بود، به واشنگتن شتافت تا نظرات خود را در این زمینه با کاخ سفید در میان بگذارد. ادامه در شماره فردا