تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۳۲۰۰

اصولگرایى به مثابه سیره عملى


دکتر روح‌الله احمدزاده کرمانى
۱- در خانه اگر کس است، «یک حرف» بس است.
۲- مقام ولایت در خرداد ماه سال هشتاد و پنج و در دیدار با کارگزاران نظام (خادمان ملت )، در خصوص ماهیت اصولگرایى تأکید فرمودند که اصولگرایى جریانى در مقابل دیگر جریان هاى رایج سیا سى نیست. بلکه پایبندى به شاخصه هایى چون عدالت خواهى، اعتزاز به اسلام،ساده زیستى و اجتناب از اسراف، روحیه استقلال طلبى و خود باورى، خرد گرایى و تدبیر ، مسئولیت پذیرى، شجاعت در اعمال حق و اجتناب از اهواى نفسانى است.
۳- اصولگرایى به معناى مذکور اساساً این پرسش را پیش روى کلیه جریان هاى سیاسى قرار مى دهد که به چه میزان از معیارهاى اصولگرایى نزدیک یا دور شده اند
آنچه در گذشته توسط برخى از دولتمردان در زمینه مشى و سلوک فردى و اجتماعى در برخى دولت هاى پیشین (دولت سازندگى و اصلاحات) در تاریخ پس از انقلاب مضبوط و مشهود گردیده است، تا حدود زیادى از شاخص هایى چون عدالت خواهى و ساده زیستى و اجتناب از اسراف به دور بود. حضرت امیر (ع) در نامه به مالک اشتر نخعى در بندهایى از مرقومه مبارکشان، صریحاً مالک را به رعایت حال طبقات پایین جامعه متوجه مى سازند و بیان مى دارند: «طبقه پایین جامعه هستند که نیازمند و دردمند مى باشند، همان هایى که یارى و کمک کردن به ایشان ضرورى است و در دستورات الهى درباره وسعت دادن به وضعیت معیشتى آنان سفارش شده است». و یا در جایى دیگر حضرت خطاب به عثمان بن حنیف انصارى حاکم بصره که به ولیمه عروسى یکى از ثروتمندان بصره رفته و در بزمى شرکت جست که اشراف و ثروتمندان و خواص بر سر سفره هاى رنگین گرد آمده اند ، مى فرمایند: «در حالى که در حجاز یا یمامه (از اقصى نقاط بلاد مسلمین) افرادى مى باشند که حسرت یک قرص نان را داشته باشند و یا هرگز شکمى سیر نخورند و من سیر بخوابم در حالى که در اطرافم شکم هایى گرسنه و جگرهایى تشنه باشند... آیا به این دل خوش کنم و قانع باشم که به من بگویند امیرالمؤمنین و در گرفتارى ها و سختى هاى روزگار شریکشان نباشم ». در چنین شرایطى که تصریح و تأکید واضح سیره حکومت دارى در اسلام، اجتناب از اشرافیت و اسراف و پرداختن به طبقات محروم در اقصى نقاط بلاد امت اسلام است، چه سان بود که برخى از مسئولان محترم در دولت هاى پیشین صرفاً در برخى مناطق خوش آب و هواى پایتخت سکنى مى گزیدند و از مواهب مادى خویشتن و اطرافیان را بهره مند مى نمودند حال آنکه در خاش، بشاگرد، ایلام و نقاط بسیارى در کشور، مردم از موهبت درآمد و سرمایه ملى کم تر برخوردار بودند. دولت نهم باید بسیار مراقب و مراعى این اصل باشد، چرا که ذیل گفتمان عدالت، مردم را امیدوار و اعتماد عمومى را متوجه خود ساخته است به هر روى تنها تکلیف براى خدمت و اجراى عدالت است که خواص مسلمین را باید به صحنه آورد و رقابت نه براى تصاحب قدرت که انگیزه تکلیف براى خدمت بیشتر است که افراد را به صحنه باید آورد و این امر با روح حکومت دارى در اسلام تجانس و تطابق دارد.
۴ ـ بر اساس منویات مقام ولایت «شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آن چه حق است» از جمله شاخص هاى مهم اصولگرایى است. متأسفانه رویه اى به غلط در جامعه اسلامى ما شکل گرفته است و آن مسامحه در برخوردهاى قاطع با مفسدان اقتصادى و سیاسى است. کارگزار حکومت عدل اسلامى خشنودى خواص را هرگز بر نارضایتى توده هاى مردم ترجیح نخواهد داد. حضرت امیر (ع) در جایى خطاب به مالک اشتر به عنوان والى و حاکم مصر مى فرمایند «آنچه که از میان همه کارها باید بیشتر دوست داشته باشى تلاش براى جلب رضایت مردم است. زیرا نارضایتى توده مردم اثر خشنودى خواص را از بین مى برد و ناخشنودى خواص در حالى که اکثر مردم راضى باشند، اثرى ندارد». همواره در طول تاریخ حکومت ها و در ادوار مختلف تاریخى، کسانى بوده اند که بواسطه قرابت نسبى یا سببى یا بواسطه استطاعت بالاى اقتصادى یا نفوذ سیاسى و مسائلى از این دست، به مرکزیت قدرت سیاسى و حکومتى نزدیکتر بوده و هستند؛ آنچه که عملکرد حاکمان را با معیارهاى اسلامى مورد سنجش و ارزیابى قرار مى دهد، شجاعت آنها در مواجهه با مفاسد گوناگون اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و جسارت بیان شفاف مصادیق افساد نزدیکان و مقربین به مرکزیت قدرت در جامعه اسلامى است. آنجا که آبرو و اعتبار و حیثیت اسلام در معرض خطر و تهدید است، آبرو و اعتبار هیچ مفسدى، قابل صیانت نیست. حضرت امیر (ع) پس از اطلاع از خیانت یکى از کارگزاران خویش در نامه اى (نامه چهل و یک نهج البلاغه) خطاب به وى چنین مى فرمایند: «واى بر تو !چنین پنداشتى که ارث پدر و مادرت را براى بستگانت مى فرستى.... براى خود کنیز مى خرى و با زنان از مال بچه هاى یتیم و دردمندان و مؤمنین مجاهد، ازدواج مى کنى... چنان با شمشیرم بر تو بکوبم که کسى را با آن نزدم مگر به جهنم وارد شد.»دولت نهم و هواداران آن باید بدانند که شجاعت در بیان و اعمال حق، محتاج تهذیب نفس و خودسازى و اجتناب از هواهاى نفسانى است که مقام ولایت به عنوان شاخص هاى اصولگرایى از آن یاد نموده اند. اگر کمیت و کشتى کارگزاران در مشتهیات نفسانى و اهواى غریزى لنگ باشد و مستغرق بحار شهوات گردد، اساساً قدرت و شجاعت بیان و اعمال حق را نداشته و نخواهند یافت.
۵ ـ به این ملاحظه بسنده مى کنیم که اصولگرایى هر چند راه دشوارى است در تحقق آرمان هاى انقلاب اسلامى، اما باید پیموده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات