آمریکا در جهت منافع خود از حقوق بشر استفاده ابزاری میکند و سعی دارد در سایه آن عقاید و اقتدار خود را بر دیگران تحمیل کند، اما باید دقت شود که منافع در چارچوب هنجارهای حقوق بشر تعریف نمیشود، بلکه مفاهیم و ارزشهای حقوق بشری با توجه به ضرورت ملی برآمده از تعریفی که آمریکاییها از منافع میکنند، عملیاتی میشود. در این خصوص است که شاهد همخوانی سیاستهای حقوق بشری این کشور نیستیم و آنان به صورت گزینشی به این موضوع نگاه میکنند.
هنجارهای حقوق بشر تنها هنگامی در دیپلماسی این کشور فرصت ابراز وجود مییابد که تشدیدکننده منافع آنان و تضعیفکننده موقعیت داخلی و جهانی کشورهای غیرغربی باشد.
از این رو آمریکا که ادعای رسالت در زمینه حقوق بشر را دارد چه بسا از حقوق بشر برای مقاصد سیاسی خود سوءاستفاده میکند و منتقدان ترویج دموکراسی بعضا استدلال میکنند که کشورهای غرب و خصوصا آمریکا از این موضوع (حقوق بشر و دموکراسی) به عنوان ابزاری برای اعمال سلطه خود سود میجویند.
یکی از مهمترین موارد تناقص در سیاست خارجی، وجود تبعیض در خود جامعه آمریکاست. تاریخچه سیاه نقض حقوق بشر درباره سیاهپوستان و سرخپوستان بسیار معروف است. چگونه آمریکا میتواند کشورهای دیگر را به رعایت حقوق بشر دعوت کند، در حالی که خود مرتکب نقض حقوق بشر میشود؟ آمریکایی که خود در حقوق بشر مسالهدار است نمیتواند به دیگر کشورها در اینباره پند بدهد و اگر چنین کند، به تناقضگویی، دورویی و تزویر متهم خواهد شد. اگر مسائلی مانند نژادپرستی و نظامیگری را در نظر بگیریم، میبینیم آمریکا واقعا در همه این زمینهها مساله دارد.
ایالات متحده هنوز نه میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تصویب کرده است و نه کنوانسیون از میان بردن همه اشکال تبعیض درباره زنان را، این کشور از نظر کوتاهی در تصویب کنوانسیون حقوق کودک تقریبا تنهاست. این کشور برخلاف خواست بینالمللی، به گونه چشمگیر مجازات اعدام را افزایش داده است. وضع زندانهایش نامناسب است. بدرفتاری پلیس غیرعادی نیست. برابری نژادی هنوز امری مبهم است، دولت فدرال و برخی از ایالات تعهدات اقتصادی و اجتماعی خود نسبت به شهروندان را کاهش دادهاند و قوانین و سیاستهای مهاجرت ایالات متحده نامتعادل و گاهی غیرانسانی است.
ایالات متحده آمریکا حتی از سازمان حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد و پیمان تشکیل دادگاه بینالمللی مجازات و محاکمه جنایتکاران جنگی که در پی فجایع عظیم انسانی در بوسنی و هرزگوین و در آفریقا به تصویب رسیده بود، خارج شد. امروزه دهها نهاد غیردولتی در داخل و خارج از ایالات متحده آمریکا این دولت را متهم به نقض حقوق بشر میکنند و از این رو دولت مزبور کارنامه درخشانی ندارد. در سایه جهانی شدن این دولت شدیداً تحت فشار مجامع بینالمللی برای رعایت حقوق بشر در داخل و خارج قرار دارد.
به طور کلی در نظام بینالملل اساسا کشورهای قدرتمند بیشتر به دنبال منافع ملی خود هستند. در نتیجه آمریکا زمانی مساله حقوق بشر و دموکراسی را مطرح میکند که متناسب با منافع این کشور باشد؛ اما زمانی که این دو در تعارض با یکدیگر قرار گیرند، آمریکا ارجحیت را به منافع ملی خود میدهد. بنابراین همان طور که دیده میشود، آمریکا از حقوق بشر استفاده ابزاری میکند.