محمدعلی سبحانی/ سفیر سابق ایران در بیروت
سیاست ابهام هستهای اسرائیل از ابتدای تشکیل غیرقانونی این رژیم تا امروز ادامه داشته است. هر چند که بسیاری از شواهد و قرائن حاکی از آن بود که این رژیم به سلاح هستهای دست پیدا نموده است اما اعلام صریح آن اعلام نمیشد.
اواسط دهه 90 افنر کوهن نویسنده یهودی آمریکایی در کتابی مستند دلایل نسبتا قانعکنندهای را در مورد ساخته شدن بمب هستهای اسرائیل ارائه داد و در آن کتاب که به نام اسرائیل و بمب هستهای منتشر شده نویسنده مراحل مختلف فعالیتهای رژیم اشغالگر را از ایده ساخت بمب تا همکاریهای کشورهای مختلف از جمله آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و نیز چگونگی مخفی کارها و دروغگوییهایی این رژیم و تسامح آمریکایها با پیشرفت هستهای اسرائیل، علی رغم مخالفتهای ظاهری به تصویر کشیده است.
علاوه بر این کوهن در یک تحقیق میدانی و دشوار روشها و اقدامات مدیران هستهای رژیم اشغالگر و طریقه وصول آنها به بمب هستهای را بیان نموده است. فعالیتهای هستهای این رژیم از ابتدا با شک و تردید کشورهای عربی و جامعه بینالملل مواجه بوده است اما رژیم صهیونیستی سعی نموده تا با ایجاد ابهام در ساست هستهای ضمن پیشرفت تا حد ساخت سلاح، شرایطی را ایجاد کند که ضمن سوءاستفاده از احساس وجود سلاح هستهای، نزد همسایگان ایجاد وحشت نموده و در عین حال مشمول قطعنامه تنبیهی شورای امنیت نشود. سوالهای اصلی این است که اولا چرا رژیم اشغالگر ساخت بمب هستهای را تایید نمی کرد، ثانیا چرا غربیها و شورای امنیت سازمان ملل متحد هرگز این مساله را مورد توجه جدی قرار نداده و نمیدهد و ثالثا سوال روز در منطقه اسلامی و عربی و در کشورهای همسایه و رقیب و مخالف اسرائیل آن است که چرا پس از گذشت حدود 35 سال از ساختن بمب هستهای برای اولین بار نخستوزیر رژیم اشغالگر با صراحت و بدون ابهام به وجود سلاح هستهای نزد این رژیم اقرار میکند؟
این یادداشت مختصر صرفا اشاره به یک مساله بسیار مهم است که افکار عمومی و سیاستمداران منطقه به قدر کافی به آن نپرداختهاند. هدف سیاست ابهام هستهای اسرائیل آن بوده است که این رژیم هم کشورهای متخاصم خود را که جنگهای متعددی با آنها انجام داده است را بترساند و هم با کتمان وجود سلاح هستهای، خود را زیر فشارهای بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل برهاند و سرانجام حقی را که وجود این سلاح نزد اسرائیل برای همسایگان این رژیم از جمله مصر و سوریه به مظور تقویت بنیه دفاعیشان به وجود میآورد از آنان سلب شود. اعتراف نخستوزیر رژیم اشغالگر به اینکه در اختیار داشتن سلاح هستهای فرصتی را در اختیار دولتهای عربی و اسلامی قرار داده است تا مطالبات چند دهه گذشته خود را از این تزویر و دروغگویی اسرائیلیها و غمض عین غرب و به خصوص آمریکاییها و فرانسویها که سهم بسیار مهمی در ساخت زیربناها و انتقال تکنولوژی هستهای برای این رژیم داشتهاند مطرح نمایند.
رژیم اشغالگر صهیونیست برای تجدید روحیه شهروندان خود که با توجه به شکست ارتش خود در جنوب لبنان و عدم رسیدن به اهداف خود در جنگ 33 روزه لبنان به وجود آمد و نیز استفاده از مشکلات موجود در منطقه با جسارت تهدیدآمیز و تحقیرآمیز نسبت به کشورهای همسایه و منطقه عربی سیاست ابهام هستهای خود را وارد مرحله جدیدی مینماید و رسما با اعلام نخستوزیر خود پرده از دروغگوییهای اسرائیل به جامعه بینالملل در طول چند دهه برمیدارد.
اگر اولویتها در سیاست خارجی کشورهای منطقه رعایت میشد مناسب بود از این فرصت بسیار خوب که برای همه کشورهای منطقه به خصوص اعراب به وجود آمده استفاده نموده، در کنار هم جمع آمده و تحت عنوان خاورمیانه بدون سلاح هستهای رژیم اشغالگر بشوند. پیشنهاد میشود وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به کشورهای عربی و برخی از کشورهای منطقه که فاقد فناوری هستهای و یا سلاح هستهای هستند پیشنهاد نماید تا کنفرانسی در این مورد و با حضور اساتید و دانشمندان و سیاستمداران و روزنامهنگاران برگزار شود تا ابعاد گسترده تهدید بزرگی که توسط سلاح هستهای اسرائیل و زرادخانههای گسترده این رژیم منطقه را تهدید میکند بیشتر روشن شده و چارهاندیشی شود.
بدون شک اعلام نخستوزیر رژیم اشغالگر صرفا به دلیل اطلاعرسانی نبوده و تهدید برای منطقه محسوب میشود و با ارزیابیهایی که از شرایط دشوار منطقه وجود دارد و احتمال بروز جنگ دیگری که اسرائیل ممکن است به راه اندازد، توجه بیشتر به خطر مشترکی که همه منطقه را تهدید میکند ضروری است. متاسفانه مسائل عراق و لبنان، منطقه را به سوی نوعی واگرایی سوق داده به نحوی که وحدت و یکپارچگی برخی کشورها را به خطر انداخته است. بر این اساس استفاده از فرصتها برای تقویت همگرایی میان کشورهای منطقه امری لازم و مفید ارزیابی میشود.