علی شکوهی
در حالی که سخنگوی وزارت امور خارجه، بحث حمله نظامی آمریکا به ایران را یک بحث روانی و فاقد مبنای عقلانی معرفی کرده است، اما برخی افراد سیاسی در داخل و خارج کشور و سیاستمداران شناخته شده منطقهای، به طرح دیدگاههای خود در این باره میپردازند و ضمن آنکه گزینههای مقابله به مثل جمهوری اسلامی ایران علیه اقدام نظامی آمریکا را بسیار گسترده و تنوع میدانند، به شکل ضمنی به این موضوع دامن میزنند و غیر مستقیم، احتمال اقدام نظامی را جدیتر از میزانی معرفی میکنند که آصفی معترض آن شده است.
در داخل نیروهای سیاسی منتقد دولت نیز به احتمال حمله نظامی آمریکا توجه بیشتری میشود و آنان نیز معتقدند آمریکا هرگز از توسل به زور و حمله نظامی به ایران به عنوان یک گزینه احتمالی صرفنظر نمیکند و قرائن و شواهد نشان میدهد که این کشور با یک شیب ملایم درصدد زمینهسازی برای توسل به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. به باور این طیف از نیروهای سیاسی داخلی، سیاست جدید جمهوری اسلامی بتدریج کفه دیپلماسی ایران را تضعیف و توافق جهانی در مورد انرژی هستهای ایران را تسریع خواهد کرد و این، همان زمینه مناسبی است که آمریکا از آن بهره میگیرد و حمله به جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار میدهد.
در این باره توجه به این نکته ضروری است که آمریکا بر خلاف اروپا انگیزه قویتری برای توسل به زور و مهار نظامی جمهوری اسلامی دارد و به همین دلیل درصدد ایجاد توافق با کشورهای چین و روسیه است که در ضمن آن، جمهوری اسلامی به عنوان تهدید علیه امنیت جهانی، قلمداد شود. شکل امنیتی پیدا کردن پرونده جمهوری اسلامی، اوج اتفاقی است که مطابق نظر با آمریکاییان باید رخ دهد زیرا در آن صورت، جنبههای حقوقی پرونده دیگر مورد توجه نخواهد بود. بلکه جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور ناقص پیمانهای جهانی و تهدید کننده صلح و امنیت بینالمللی مستحق مجازات و تحریم و حتی برخورد نظامی معرفی خواهد شد. ایجاد این جنگ روانی نیز به عادی شدن مساله در سطح ملتها و دولتها میانجامد به گونهای که برخی دولتها از جمله اروپاییان نیز بتدریج به صف همفکران و متحدان آمریکا خواهند پیوست و اقدام احتمالی آمریکا علیه ایران را توجیه و بتدریج با آن همراهی خواهندکرد. با این مقدمات، توجه به چند نکته از سوی مسئولان ضروری است:
اولا، از ایجاد یک تفاهم بینالمللی علیه جمهوری اسلامی و تبدیل پرونده هستهای ایران به مقوله امنیتی باید جلوگیری کنند و تمامی توان دیپلماتیک جمهوری اسلامی را برای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدان وی و نیز روسیه و چین با واشنگتن به کار گیرند. هرگز نباید اجازه داد که بر سر پرونده هستهای ایران میان آمریکا با دیگر کشورهای مهم عضو شورای امنیت، تفاهم ایجاد شود که در آن صورت کار ما سختتر خواهد شد.
ثانیا: باید در درون به تقویت همهجانبه توان ملی برای مقابله با حمله احتمالی دشمن پرداخت و اصلا این احتمال را کم ندانست. درست است که در شرایط کنونی، واقعا احتمال حمله آمریکا به ایران کم است و نباید با طرح برخی مطالب نگرانکننده، به جنگروانی دشمن دامن زد اما مسوولان مربوط باید هر احتمال ولو کوچک را جدی بگیرند برای مقابله آماده باشند. آمادگی همهجانبه کشور برای مقابله، هم دشمنان را در توسل به زور دچار تردید میکند و هم از همراهی دیگر کشورها با آمریکا میکاهد و هم کشورهایی چون روسیه و چین را به مقاومت در مقابل فشارهای سیاسی کاخ سفید وا میدارد چرا که ممکن است برخی از این دولتها به گمان تسلیم شدن احتمالی ایران، در تشدید برخی فشارها علیه ایران با آمریکا همراهی کنند. اما اگر احتمال وقوع یک جنگ تازه در منطقه زیاد شود، آنها نیز از زمینهسازی برای یک تصمیم جمعی علیه جمهوری اسلامی خودداری خواهند کرد زیرا به ایجاد رخدادهای غیر قبال پیشبینی، راضی نخواهند شد.