ترجمه و تالیف: حمید مقدمی
عملکرد نظام سیاسی در ترکیه در چند دهه گذشته، سیاستهای لائیسم، انسداد سیاسی در مقابل اقلیتهای دینی و مذهبی و گروههای اسلام و اقوام و نژادهای داخل ترکیه منجر به واکنش شدید افکار عمومی در برابر نظام لائیک شده است. تا جایی که نظام حکومتی ترکیه به دست حزبی که ندای اسلامخواهی را سر میدهد افتاد. اما از یک نکته نباید غافل بود که اسلامخواهی احزاب ترک از نوع اسلامخواهی کشورهایی همچون عربستان سعودی، مصر و مالزی و حتی ایران نیست. بلکه قوانین سخت و دشوار نظام ترکیه اسلامخواهی را در مسیر سکولاریسم قرار داده است و در این پروسه نگاه سربازان و نظامیان ترک نیز بر این عملکرد قابل تامل است. چرا که ارتش از دیرباز نقشی اساسی در تحولات اقتصادی و سیاسی نظام ترکیه داشته است و صاحبنظران امور ترکیه معتقدند که بررسی ساختار سیاسی ترکیه پس از معمار ایدئولوژی کمالیسم، مصطفی کمال، بدون درنظر گرفتن نقش حیاتی نظامیان و نیروی ارتش امکانپذیر نخواهد بود. نظامیان برای پاسداری از ایدئولوژی کمالیسم که بر سکولاریسم، غربگرایی و ناسیونالیسم ترکی بنا نهاده شده بود بدیهیترین حقوق مردم مسلمان ترکیه را انکار میکردند. برای مثال، نظامیان، به خصوص در دهههای پایان قرن بیستم در مواردی که احزاب و گروههای سیاسی به دفاع یا جانبداری از افکار و جریانات ایدئولوژیک میپرداختند با توسل به کودتا آن را در نطفه خفه میکردند. اسلام از عناصر تشکیلدهنده فرهنگ مردم ترکیه محسوب میشود و نقشی حیاتی در ساختار هویتی ترکیه داشته است. از آنجا که با استقرار نظام سکولاریستی و لائیک کمالیستی بنیانهای دینی و اسلامی ترکیه در طول چندین دهه و حتی در حال حاضر به چالش طلبیده شده، حرکتهای اسلامی و جنبشهای اسلامگرا در طول ایندوران نمادی از اعتراضات مردم این کشور در مقابل سیاستهای تنگنظرانه سردمداران دولت ترکیه و نظامیان این کشور بوده است.
حرکتهای اسلامی یا به عبارتی اسلام سیاسی در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 در ترکیه با شکلگیری حزب سلامت به رهبری نجمالدین اربکان آغاز شد و درواقع، از این تاریخ به بعد تقابل بین اسلامگرایان و نظامیان شروع شد و تاکنون نیز ادامه دارد.
به هر ترتیب بنبست سیاسی در برابر باورهای دینی مردم و سرکوب آن در طول چندین دهه موجب شد که اسلامگرایان برای احقاق حقوق خود با دستگاه نظامی کشور درگیر شوند.
انتخابات اخیر ترکیه به خوبی میتواند گویای همین امر باشد قابل ذکر است که احزاب و گروههای لائیک در چند دهه اخیر همواره با چالشهای درون ساختاری مواجه بوده و نوعی ناپایداری را در عرصههای سیاسی و اقتصادی طی کردهاند.
کثرت دولتهای روی کار آمده در پنجاه سال گذشته در ترکیه و نیز برگزاری انتخابات زودرس در این کشور از سیستمی غیر دموکراتیک حکایت دارد که علاوه بر تضعیف ساختار و بدنه احزاب، ناامیدی مضاعفی را در میان طرفداران و حتی مردم عادی موجب شده است.
بلندآراس (B.Aras) یکی از اندیشمندان ترک، چهار فرضیه در خصوص اسلام سیاسی در ترکیه مطرح کرده است. که هر یک وظیفه بنیادین برعهده دارند و با نظام ترکیه مرتبط هستند. این فرضیهها عبارتند از: مخالفت با نوگرائی و ذهنیت ارتجاعی اسلام سیاسی؛ مسأله حاکمیت الهی در مقابل حاکمیت ملی؛ هویت ملیگرائی؛ و تولد اسلام سیاسی در ترکیه.
نخبگانی که ترکیه را اداره میکنند، مدعی هستند که ترکیه تنها کشور مسلمان ـ دموکراتیک در جهان است و افرادی را پیدا میکنند که این ادعا را میپذیرند. ترکیه حدود پنجاه سال است که به نظام چند حزبی دست یافته است. ملت ترک از میان گزینههای متعدد، آگاهانه احزاب اسلامی را برگزیده و در سالهای اخیر حکومت را در دست آن احزاب قرار داده است. ترکیه در قرن بیستویکم تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد که خط کشور را در آینده تعیین خواهند کرد. این فرضیات نه تنها از موقعیت آینده اسلام سیاسی، که در عین حال از نظر اینکه بر سیاست خارجی کشور تأثیری مستقیم خواهند گذاشت و جهت سیاست جدید ترکیه را تعیین خواهند کرد نیز حائز اهمیت است. چرا که برخی از نخبگان ترک معتقداند که اسلام سیاسی مخالف تجدد است؛ اصیل نبوده و کیفیت ارتجاعی دارد. چرا که اسلام سیاسی با تجدد مخالفت میکند؛ در حالی که نمیداند خودش فرآیندی از آن است و در حقیقت بخشی از آن به شمار میآید. به طور مثال در ترکیه پس از انتقاد از عالم مشهور اسلامی چون کایا ( kaya) و نیلوفه گوله (Gale)، برای اینکه تصور کند در بطن حرکتهای اسلامی پارهای از عناصر اصیل وجود دارد، ادعایش را چنین بر زبان میآورد: "اصرار کردم که تجدد اجازه نمیدهد هویتهای فرهنگی جنبه اصالت به خود بگیرند. مضافاً اسلامگرائی بالاتر از محاکمه تجدد، بخشی از آن است." مسأله این جاست که خواسته میشود اسلام، که در همه مراحل زندگی به مخالفت با تجدد برمیخیزد، به یک زمره اساسی محدود گردد. اینجا یک دور فاسدی وجود دارد که هر چیز مربوط به اسلام. مثلا اسلام و سیاست یا اسلام و اقتصاد در سایه ارتباط با اسلام منحرف میشود. بعضیها تنها به خاطر منافع شخصی خود ضمن استفاده از حساسیت اسلامی، وقتی شخصی خود ضمن استفاده از حساسیت اسلامی، وقتی میخواهند ملت ترک را مورد استثمار قرار دهند در کنار هم قرار میگیرند. در ترکیه اسلام سیاسی همیشه به صورت تهدیدی برای نظام سیاسی و اقتصادی دیده شده است. "ایمان، طبقه و وطن" همبستگی را در جامعه تحقق میبخشد. او میخواهد مانعی در برابر آرزوهای نفسانی ایجاد کند. به تلطیف احساسات عالیه برخیزد، انسان را به سوی کمال سوق دهد و از او انسان کاملی بسازد. مطابقت در مفهوم "کمال" همبستگی و در معنای فضیلت، و "عجله در کمکرسانی به دیگران" در مضمون همکاری مقابل است. مقصود از ایمان، "برادری" و "جاذبه" است؛ و "سعادت دنیوی و اخروی" در مفهوم تنظیم امور نفسانی، آزادسازی روح و تشویق انسان به سوی کمال است. اسلام سیاسی در مسأله حاکمیت ملی با دیدگاهی که "معتقد است تصمیمات سیاسی باید براساس اصول الهی اتخاذ شوند"، مخالفت نمیکند. به قول بهبول "تایید حاکمیت الهی را از سوی پارهای از اندیشمندان اسلامی. میتوان به عنوان اقدامی جهت تأمین ضوابط لازم برای اعتبار و استحکام سیاسی تلقی کرد که از روشهای واقعگرا در خصوص تفویض مشروعیت به ملت یا دولتمردان پای فراتر میگذارد. این وضع در سیاست ترکیه دو مشکل میآفریند: وراء حوادثی که پشت سر گذاشته است مورد قبول واقع شود.
مشکل دیگر وجود استانداردهای دانششناسانه است که به بعضیها امتیاز میدهد و در مسند قدرت. میباشند. این دو مشکل در دوره حکومت حزب رفاه و در شهرداریها دیده نشد آنها برغم اینکه حاکمیت ملی را عوض نکردند، نخبگان نادینمدار هنوز مشکوک بودند که اسلام سیاسی متوجه همسازی با حاکمیت الهی است. این مسأله در میان، اندیشمندان اسلامی ترکیه به قدر کافی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است. علی بولاچ (A.Bulac) اندیشمند معروف اسلامی معتقد است که اسلام سیاسی میخواهد زمینه مشترکی برای استقرار حاکمیت ملی و همسازی آن با حاکمیت الهی پیدا کند.
اسلام سیاسی در ترکیه همواره یک هویت ملیگرائی نهانی دارد که از سوی احزاب مختلف ملیتگرا به وجود آمده است.
به گفته زورخر (Zurcher) کمالیستها معتقدند که رقیبان نوگرائی، هواداران (بنیادگرایان) ارتجاع هستند که در طول 79 سال جمهوریت در برابر طرحهای نوگرائی کمالیست صف کشیدهاند. به همین جهت بود که ارتش، نقطه پایان بر حکومت اربکان گذاشت و حزب رفاه را بست. در ترکیه اسلام سیاسی نه از جنبه نظری مورد تفسیر قرار گرفته، و نه به ساختاری ملی دست یافته است. بدین سبب است که اسلام سیاسی به شکلی لایتغیر تفسیر شده است. از سوی دیگر وقتی اسلام سیاسی با نظریه لیبرالیسم جدید روبهرو شد در استراتژی و تفکرش شکستگی به وجود آمد و همین مواجه بود که سبب شد یک حزب اسلامی از سوی اقشار جامعه پذیرفته شود. این مسأله با تجزیه و تحلیل برنامه حزب و حرکتهای سیاسی به آسانی فهمیده میشود.
آنچه که از بعدی دیگر قابل اهمیت است این است که در موقعیت فعلی ترکیه مشکل حاکمیت الهی در برابر حاکمیت ملی باید در چهارچوب تجزیه و تحلیل اسلام سیاسی مورد مطالعه قرار گیرد. از سوی دیگر دفاع متهاجم فرهنگی اسلامگرایان ترک که به تاریخ عثمانی و برتری این دولت بر اروپا میبالیدند، سبب شد که ملیتگرائی به جهانبینی اسلام آنان تزریق شود.
قابل توجه است که سازمان امور دیانت ترکیه به عنوان یکی از مهمترین سازمانهای ترکیه که در گسترش فرهنگ لائیسم و نظارت بر عملکرد امور دینی دخالت جدی دارد میبایست در روند اسلام سیاسی در ترکیه مورد بازبینی قرار گیرد. در دوران خلافت عثمانی امور دینی به سازمانی به نام "مشیخت" محول شده بود. ریاست سازمان مذکور به عهده شیخالاسلام بود. در سال 1920 اینگونه امور به وزارتخانهای به نام "وزارت مشیخت، شریعت و اوقاف" واگذار گردید. در 3 مارس 1924 با هدف تفکیک امر دینی از سیاست، وزارت مذکور منحل گردید و به جای آن سازمانی به نام "ریاست امور دینی" مطابق ماده واحده 429 ایجاد گردید. این سازمان فردی به نام "محمدرفعت افندی برهچیزاده" بود و ریاست کنونی آن با آقای محمد نوری ییلماز است. در سال 1924 ریاست امور دینی تشکیل میشد از: "رییس. هیأت مشاوره و مأموران مرکز" در سال 1927 به تشکیلات مذکور بخشهای دیگری اضافه گردید از جمله:
ریاست هیأت بررسی، مصاحیف (کتب)، مدیریت مؤسسات دینی و واحدهای مدیریت مأموران و سجل مدیریت اوراق و تحریرات. در سال 1935 قانون شماره 2800 به عنوان اولین قانون مربوط به تشکیلات و وظایف امور دینی تصویب گردید.
در قانون مذکور، کادر، چگونگی کار ماموران مرکز و شهرستانها و مقررات نصب آنان مشخص شده بود. در نظامنامه قانون مذکور (مصوب 1937) نیز مطالب بیشتری در مورد مأموران و وظایف تشکیلات مطرح شده است. از سال 1927 تا 1950 تغییری در تشکیلات سازمان دیده نمیشود، اما با تصویب توجه به شرایط روز تجدید ساختار شد. مطابق قانون اساسی بعضی از واحدهای تشکیلات مرکز تغییر یافت، معاونت ریاست سازمان ایجاد گردید، دو مدیریت به نامهای مدیریت خادمان (امور) خیریه و مدیریت انتشارات به تشکیلات مذکور اضافه گردید. مضاف بر این. برای اولین بار نهاد واعظین سیار به وجود آمد و بدین ترتیب کلیه واعظین به عنوان کادر حقوقبگیر شناخته شدند. در سال 1951 نیز واحد حسابداری سرمایه گردان انتشارات دینی وابسته به مدیریت انتشارات سازمان ایجاد گردید. ماده 154 قانون اساسی سال 1961، ریاست امور دینی را به عنوان یک نهادی که در دوران اداره عمومی کشور قرار میگیرد شناخته و از وظایف آن را به قانون خاص محول کرد. در تاریخ 1965 مطابق قانون شماره 633 (مربوط به تشکیلات و وظایف ریاست امور دینی) اصلاحات دیگری در امور سازمان داده شد. براساس قانون مذکور. مأموران سازمان با عنوان مجریان امور مربوط به مسایل اعتقادی، عبادت (مساجد) شناخته شدند. در واقع تغییرات جدید در سازمان مذکور با تصویب قانون بالا ایجاد شد. با تصویب قانون شماره 1982،توسعه تشکیلات سازمان در خارج کشور نیز عملی گردید. اما قانون مذکور مطابق حکم دادگاه قانون اساسی در سال 1979 ابطال گردید. قانون شماره 657 نیز که در رابطه با مأموران دولت است، برخی از مواد مذکور در قانون شماره 633 را از اعتبار انداخت. با محدودیتهای مذکور. سازمان خواه در مورد تشکیلات کنونی خود و خواه در رابطه با خدماتی که انجام میدهد جوابگو نیست. قانون اساسی 1982 نیز نه تنها همانند قانون اساسی قبلی (1961) امور دینی را به عهده سازمان مذکور گذاشت، بلکه برای انجام امور دینی موازینی را نیز قرار داد. به طوری که مطابق اصل 136قانون مذکور. ریاست امور دینی نهادی است که درون اداره عمومی کشور جای گرفته، در چارچوب لاییسم و به دور از اندیشهها و نظرات سیاسی و با هدف قرار دادن حاکمیت و مقاومت ملی و طبق قانونی خاص انجام وظیفه مینماید. سازمان دیانت از تاریخ تصویب قانون اساسی 1982، همانطور که در اصل مذکور ذکر گردیده، وظایف دینی خود را در داخل و خارج از کشور انجام میدهد. به عبارتی، با رعایت لاییسم و همسو با دولت و به دور از مسایل انجام وظیفه مینماید.
سازمان دیانت متشکل از تشکیلات مرکز، شهرستانها و خارج از کشور است. همچنین دارای شورای عالی امور دینی است که خطمشی سازمان از طریق این نهاد مشخص میشود.
مؤسسه بررسی قرآن، ریاست دایره خدمات دینی، ریاست آموزش دینی، ریاست دایره حج، ریاست بخش انتشارات دینی از دیگر واحدهای این سازمان است.
این سازمان مفتیهای دینی را نیز سامان میدهد و مراکز آموزشی سازمان دیانت در شهرهای آنتالیا، بولو (Bolu)، الازیق (Elazig) ارض روم، کاستامنو. قونیه، استانبول، مانیسا و ترابوران مستقر هستند را تحت نظر دارد. سازمان دیانت در کشورهایی فعالیت دینی دارند که اتباع ترکیه در آنها زیادند یا ترک زبان هستند. تشکیلات سازمان در سفارتخانههای ترکیه با عنوان رایزنی به امور دینی مستقرند. رایزنیهای امور دینی آن کشور در کشورهای آلمان، آمریکا، استرالیا، بلژیکک، قزاقزستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، انگلیس،مقدونیه و قبرس شمالی حضور دارند. وابستههای امور دینی نیز در شهرهای برلین، دوسلدورف، اسن، فرانکفورت، هامبورگ، هانور، کلن،کارلسروهه، مونیخ، نیونبرگ، اشتوتگارت، مونستر و ماینز آلمان، شهرهای ملبورن و سیدنی استرالیا، شهر دونته هلند، شهر لیون فرانسه، شهر نیویورک آمریکا، شهر جده عربستان، نخجوان و کوستنس رومانی مستقر هستند. در کسورهای کانادا، نروژ، لیتوانی، اوکراین، مغولستان و گرجستان نیز مأموران سازمان به فعالیت دینی مشغول هستند.
به هر ترتیب میباست پذیرفت که طبق قانون اساسی دولت ترکیه، حکومت میبایست لائیک (تفکیک دین از سیاست) باشد. بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود 98% جمعیت این کشور را مسلمان و 2% را مسیحیان و کلیمیان و دیگر ادیان تشکیل میدهند. مسلمانان ترکیه اکثرا تابع مذهب تسنن میباشند که از میان آنها حنفیها بزرگترین گروه محسوب میگردند که عمدتا در مرکز غرب ترکیه ساکن هستند. شافعیها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر و اکثرا کرد هستند. شما پیروان مذاهبی دیگر بسیار کم است. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت تقسیم میشوند:
الف) پیروان اسلام که خود به چند فرقه و مذهب تقسیم میشوند و اهم آنها عبارتند از:
1ـ حنفیها، جمعیت قابل ملاحظهای از اهل سنت ترکیه را تشکیل میدهند.
2ـ شافعیها، شاخهای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل میدهند.
3ـ پیروان سایر فرق اهل سنت و طریقیتها
4ـ علویان: به چهار دسته با نامهای رافعی، باطنی؛ حروفی و بکتاشی تقسیم و بنا به آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارد.
5ـ شیعیان، پیرو مذهب جعفری بوده و نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر هستند.
ب)پیرو سایر ادیان:
1ـ مسیحیان شامل فرق پروتستانها، کاتولیکها، ارامنه … و
2 ـ یهودیان (حدود 30 هزار در این کشور سکونت دارند)
همچنین ترکی زبان رسمی و مادری ساکنان ترکیه است و یکی از قدیمیترین زبانهای دنیا به شمار میرود. بخشی از مردم کشورهای مشترکالمنافع و برخی از نقاط جنوب شرقی اروپا و بعضی از مناطق خاورمیانه به این زبان صحبت میکنند.
آذری ( آذربایجان)، قفقازی و ترکمنی نیز شاخههایی از زبان ترکی محسوب میشوند. زبان ترکی از گروه زبانی اورال ـ آلتانی است. و به گروههای کوچکتر ذیل تقسیم میشود. زبان ترکی جدید که امروزه تحت عنوان ترکی آناتولی شناخته میشود از ریشه ترکی عثمانی است که به وسیله سلجوقیان در اواخر قرن یازدهم به آناتولی وارد شده است. به تدریج لغات و دستور زبان فارسی و عربی به میزان قابل توجهی به این زبان وارد شد و الفبای عربی رایج گشت. پس از اعلام جمهوری (در سال 1923)، الفبای لاتین جایگزینی الفبای عربی گردید. (1928) و پس از تغییر الفبا اصلاح دستور زبان نیز توسط دولت آغاز و پیگیری شد.