تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۳۲۶۳

آغاز و پایان زرقای (بخش دوم و پایانی)


هنگامی ابومصعب وارد افغانستان شد که جنگ مردم افغانستان بر ضد شوروی در مراحل نهایی خود بود.
او تنها امکان جنگیدن در کنار شخصیت‌هایی چون "گلبدین حکمتیار" و "جلال‌الدین حقی" رهبران مبارز افغانستان را توانست در این مدت کسب کند.
گفته ‌می‌شود زرقاوی از اختلافاتی که بین مجاهدین ‌افغان بعد از خروج شوروی‌ها بین آنها اتفاق افتاد سرخورده شد و به‌این دلیل افغانستان را ترک و به اردن بازگشت.
او که در جریان این سفر، بیش از پیش از افکار ستیزه خوی سلفی مشحون شده بود در بازگشت به اردن تصمیم گرفت که از این روحیه ستیزه جو برای کمک به مجاهدین فلسطینی بر ضد رژیم اشغالگر اسراییل استفاده کند.
او به ‌همراه تعدادی از همفکران خود تلاش داشت مقادیری سلاح را از خاک اردن به فلسطین انتقال دهد که دستگاههای امنیتی اردن عملیات آنها را ناکام گذاشته و دستگیر کردند.
دوران زندان نقطه تحول مهمی در زندگی زرقاوی بود زیرا از طریق آن، با "ابومحمد المقدسی" رهبر معنوی آینده خویش و یکی از مهمترین ترویج‌کنندگان اندیشه افراط‌گرای سلفی آشنا شد.
در دوران زندان می‌گویند که زرقاوی تحت آموزشهای المقدسی توانست قرآن را از برکند و تحت تاثیر شخصیت و افکار و اندیشه‌های ابومحمد مقدسی قرار گیرد به طوری که با او "بیعت امام" بست و او را امام خود قرار داد.
در جریان محاکمه آنها، زرقاوی و همدستانش حکومت سلطنتی اردن را تکفیر کردند و دادگاه را به رسمیت نشناخته و حتی حاضر نشدند وکیل مدافع اختیار کنند.
بعد از مدتی با عفو عمومی که "ملک عبدالله دوم" درپی مرگ پدرش صادر کرد ابومصعب آزاد شد.
زرقاوی بعد از خروج از زندان بر خلاف نظر رهبر معنوی‌اش که از او خواست جهاد را در اردن ادامه دهد ترجیح داد به افغانستان باز گردد و این بار در کنار گروههای بنیادگرای طالبان بر ضد آمریکا و گروههای متحد افغان جنگ کند.
زرقاوی در سال1999 اردن را ترک و وارد افغانستان شد.
در آغاز ورود به افغانستان، زرقاوی به شهر "هرات" رفت اما نتوانست با عقاید "اشعری" طالبان کنار بیاید و ترجیح داد که جدا از آنها فعالیت کند.
زرقاوی در همین زمان با "اسامه بن لادن" رهبر تشکیلات القاعده آشنا شد و گفته می‌شود بن لادن به او توصیه کرد که خود را در مقابل طالبان قرار ندهد و سعی کند با آنها کنار بیاید.
در این راستا، زرقاوی به همراه تعدادی از همفکران خود در شمال افغانستان پایگاه نظامی ویژه تشکیل داد و به آموزش نیروهایش پرداخت.
بعد از حادثه 11 سپتامبر 2002 میلادی ‪  ‪   و حمله گروه ‌القاعده به برج‌های دوگانه در آمریکا، شکل مبارزه واشنگتن بر ضد القاعده تغییر کرد.
همسو با آن، گروههای القاعده و طالبان به منظور بررسی شرایط تازه دنیا و جدی شدن حمله آمریکا به افغانستان بعد از عملیات ‪ ۱۱سپتامبر، در منطقه "قندهار" تشکیل جلسه دادند.
زرقاوی ازجمله افراد و گروههای دعوت شده به این نشست سری بود اما آمریکا از محل اجتماع مطلع شد و با هواپیمای "اف " ۱۶محل را بمباران کرد.
شماری از سران طالبان و القاعده در جریان این بمباران کشته شده اما زرقاوی جان سالم به در برد.
جنگ آمریکا بر ضد طالبان و القاعده آغاز و منجر به متلاشی شدن تشکیلات آنها شد و همین امر باعث شد که زرقاوی به فکر ترک افغانستان بیفتد. زرقاوی این بار به عراق عزیمت کرد.
وی به همراه جمعی از یاران خود از شمال کردستان عراق و با همکاری تشکیلات "انصار السنه" مهمترین تشکیلات سلفی کردهای کردستان وارد شمال عراق شد.
شمار زیادی از اعضای این تشکیلات سلفی کرد از جمله رهبر آن در جریان بمباران هوایی آمریکا در بدو جنگ واشنگتن بر ضد رژیم صدام کشته شدند.
بعد از سقوط رژیم صدام، فعالیت تروریستی محدود گروه زرقاوی بدون نام خاصی انجام می‌گرفت.
بعدها با پیوستن "ابوغیداء السوری" که از مرزهای سوریه به گروه زرقاوی پیوست، تشکیلات زرقاوی متحول شد.
ابوغیداء یک داکتر دندان تبعه سوریه و متاثر از افکار سلفی تندرو بود که مسئولیت برنامه‌ریزی و طراحی عملیات تشکیلات الزرقاوی را برعهده داشت و با حضور در تشکیلات زرقاوی، حملات این گروه از حیث کیفی و کمی متحول شد.
اما آنچه باعث معروفیت زرقاوی شد پیوستن "ابوانس الشامی" یکی از رهبران افراط‌گرای سلفی به تشکیلات الزرقاوی بود.
با آمدن او، رهبری کمیته شرعی تشکیلات به ابوانس واگذار شد و این شخص به حملات تروریستی زرقاوی صبغه دینی داد.
گفته می‌شود که ابوانس الشامی کسی بود که نخستین بار به زرقاوی توصیه کرد برای تشکیلات‌اش نامی اختیار کند.
در این راستا زرقاوی با توجه به تاثیری که از رهبری معنوی خود (ابومحمد مقدسی) داشت بر تشکیلات خود نام "توحید و جهاد" برگزید که از عنوان پایگاه اینترنتی ابومحمد مقدسی گرفته شده بود.
ابوانس الشامی همچنین مهمترین نقش را در گرفتن بیعت از "اسامه بن لادن" به نفع زرقاوی داشت.
در شرایطی که زرقاوی در آغاز شهرت بود بن لادن در جهان عرب به عنوان چهره آمریکا ستیز محبوب جوانان عربی شده بود.
بن لادن در چنین شرایطی و با توجه به این که عملیات تروریستی زرقاوی بین شهروندان عادی و سربازان آمریکایی و نیروهای ارتش و پلیس عراق فرقی قایل نبود از پذیرش بیعت زرقاوی خودداری کرد اما ابوانس در نهایت توانست نظر بن لادن را به ابومصعب جلب کند.
با این تحول تشکیلات زرقاوی جان تازه‌ای گرفت زیرا تا پیش از دادن این تشکیلات زرقاوی به دلیل هدف قراردادن شهروندان عادی، مورد تنفر جهان عرب به ویژه پیروان اسامه بن لادن قرار داشت.
سیتزه‌گران عرب این تشکیلات را به عنوان یک تشکیلات "جهادی" به رسمیت نمی‌شناختند و همین امر باعث شده بود که در مبارزه زرقاوی در عراق روز به روز از تعداد پیروان زرقاوی کاسته شود.
وقتی که بن لادن، زرقاوی را به عنوان امیر خود در عراق معرفی کرد پیروان اسامه بن لادن از مرزهای سوریه، اردن و عربستان به عراق سرازیر شدند و به تشکیلات زرقاوی پیوستند. با وجودی که در همین زمان رهبر معنوی زرقاوی (ابومحمد مقدسی) در نامه‌ای به زرقاوی سفارش کرد که فعلا صحنه جنگ خود را به برخورد با آمریکا محدود کند و صحنه جنگی برضد شیعیان باز نکند زیرا به اعتقاد او گسترده کردن جنگ به ضرر زرقاوی است اما ابومصعب به توصیه رهبری معنوی خود گوش نداد. زرقاوی نه تنها جنگ را به داخل عراق محدود نکرد بلکه آن را به کشورهای همجوار نیز کشاند و در همین سالها تصمیم به انجام عملیات در اردن گرفت. او "عزمی جیوسی" یکی از دستیاران برجسته خود را به این منظور به اردن اعزام کرد اما پیش از انجام عملیات دستگاههای امنیتی او را دستگیر کردند.
عزمی جیوسی بعد از دستگیری اعتراف کرد که تصمیم به انجام حملات کیمیایی داشته که گفته می‌شود در صورت موفقیت آن، دستکم 80 هرار نفر از مردم اردن کشته می‌شدند.
بعد از این حادثه، دادگاه اردن برای دومین بار حکم اعدام غیابی بر ضد زرقاوی را صادر کرد.
پیش از این نیز در جریان ترور یک دیپلمات بلندپایه آمریکایی در اردن، دادگاه این کشور در سال 2002  میلادی ‪ حکم اعدام غیابی ابومصعب را صادر کرده بود.
زرقاوی در سال 2004 به عنوان مهمترین تشکیلات مسلح و تروریستی در عراق مطرح شده بود که حتی آوازه او از اسامه بن لادن وسیعتر شده بود. انفجار اربعین 2004 در کربلا و کاظمین و مرگ صدها زایر شیعه، ترور آیت‌الله "محمدباقر حکیم" رهبر فقید مجلس اعلای انقلاب اسلامی، انفجار نمایندگی سازمان ملل در بغداد و قتل "سرجیو دومیلو" نماینده سازمان ملل در عراق و ترور "عزالدین سلیم" رییس وقت شورای حکومتی سابق عراق بارزترین حملات تروریستی زرقاوی است.
وی همچنین آغازگر پدیده‌ای به نام ذبح کردن بود.
زرقاوی سر "نیکولاس برگ" و "اولوین ارمسترنگ" دو پیمانکار آمریکایی را برای اولین بار در مقابل دوربین تلویزیونی با کمال خونسردی برید. بعد از آن، این گروه تروریستی حوادث زیادی از سربریدن را در مقابل دوربین‌های تلویزیونی به نمایش گذاشت.
زرقاوی با سیاست فتنه‌گری مذهبی بین ‌شیعیان و اهل تسنن عراق، درصدد ایجاد نوعی دولت اسلامی افراط‌گرا نظیر آنچه که طالبان در افغانستان تاسیس کردند بود.
اما پیش از اجرای این نقشه روز چهارشنبه گذشته هیجدهم  خزداد ماه  سال 1385 آمریکا با استفاده از هواپیماهای اف 16 ـ شلیک دو بمب 500  کیلویی، به زندگی زرقاوی پایان داد.
آن‌گونه که آمریکایی‌ها می‌گویند تاکنون زرقاوی در چند حمله هوایی پیش از این، توانسته بود جان سالم به در برد اما گویا در این حمله قصه زرقاوی باید به پایان می‌رسید

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات