تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۴۳۳۰۳

بحران ناامنی در عراق


ح ـ رحمت الهی
در حالی که انتظار می‌رفت با تعیین دولت جدید در عراق این کشور به سوی ثبات و امنیت بیشتر حرکت کند، متأسفانه با وقوع سلسله حوادثی که نقش القاعده در آن به وضوح آشکار است، افشای برخی رفتارهای اشغالگران و ناتوانی "نوری المالکی" در تکمیل کابینه و تثبیت اوضاع، این امر به وقوع نپیوست؛ بنحوی که این روزها اوضاع امنیتی عراق، مایه نگرانی جدی شده است. اگر بخواهیم با توجه به میزان تأثیر عوامل مؤثر در اوضاع بحرانی عراق، آنها را دسته‌بندی کنیم، ناگزیریم نخست به موانع تکمیل کابینه نوری المالکی بپردازیم.
به رغم طولانی شدن روند انتخاب نخست‌وزیر عراق که ناشی از اختلاف اهل سنت و کردها با ائتلاف یکپارچه شیعیان و از سوی دیگر تفاوت دیدگاه عمیق شیعیان بود، سرانجام "نوری المالکی" به عنوان نخست‌وزیر مورد قبول ائتلاف یکپارچه معرفی شد، اما همان اختلاف‌هایی که مانع تعیین زود هنگام وی شده بود، پس از انتخاب وی بر سر دو پست کلیدی وزارت دفاع و وزارت کشور نیز بروز کرد؛ پست‌هایی که مستقیماً به امنیت عراق مرتبط می‌باشد. نوری المالکی در تصمیمی‌ خردمندانه که البته با هدف تحبیب قلوب سنیان نیز صورت می‌گیرد، معتقد است که مسئولان این دو وزارتخانه لزوماً باید اشخاص بیطرف باشند و اصرار دارد شخص وزیر دفاع از جناح اهل سنت باشد. این در حالی است که برخی جناح‌ها از روی کار آمدن احتمالی یک بعثی در راس وزارت دفاع بیمناکند و جناح‌های شیعه نیز در مورد وزیر کشور به توافق نرسیده‌اند. چنین موانعی باعث شده است که هنگامه گسترش تحرک آدمکشان القاعده، دو پست مهم امنیتی و دفاع عراق بلاتصدی بماند و این امر بحران امنیتی این کشور را عمیق‌تر ساخته است.
از سوی دیگر، پس از افشای رسوایی "حدیثه" و کشتار غیرنظامیان بیگناه توسط ارتش آمریکا، اکنون بهترین بهانه برای ناآرام کردن اوضاع بوجود آمده و در این میان القاعده با تحریک احساسات عمومی ‌به کمک بعثی‌های ناراضی برای رسیدن به این هدف حرکت می‌کند.
از دو مورد فوق که بگذریم، کشتارهای کور در عراق عمدتاً شیعیان را آماج گرفته است و خطر تسویه‌های مذهبی به رغم هشدار رهبران دلسوز شیعه و سنی، می‌رود که عراق را دربرگیرد. واقعیت قضیه آن است که نیروهای القاعده با هجوم به عراق، خود را درگیر نبردی تمام‌عیار برای آزادسازی سرزمین‌های مسلمین از اشغال می‌دانند و تاکتیک آنها کشتار گسترده شیعیان با هدف شعله‌ور کردن جنگ میان آنان و اهل سنت و آشفته کردن اوضاع به منظور به شکست کشاندن آمریکائیان و از بین بردن انسجام شیعیان است؛ گروهی که به رغم کثرت تعداد، برای اولین بار توانسته‌اند نسبت به جمعیت خود، مصدر پست‌های سیاسی شوند. به این ترتیب با این بهانه، اکنون شیعیان بیدفاع آماج اصلی حملات کور و کشتارهای القاعده هستند و آمریکائیان اولویت دوم در این استراتژی انتقامجویانه بشمار می‌روند. نیازی به توضیح نیست که شیعیان از ابتدای ورود اشغالگران به عراق آماج اصلی حملات کور و کشتار بیرحمانه القاعده بوده‌اند و تاکنون به رغم خویشتنداری فراوان قربانیان زیادی نیز داده‌اند، اما آنچه به نگرانی‌های امنیتی دامن می‌زند، گسترش موج ناآرامی‌ها به جنوب عراق ـ بویژه بصره ـ و حمله به مکان‌های مذهبی مورد احترام است که در صورت عدم چاره‌اندیشی مناسب می‌تواند منشأ بروز درگیری‌های مذهبی گسترده تری نیز بشود. در این میان آنچه باعث تأسف است عدم درک موقعیت خطیر کنونی از سوی برخی جناح‌های شیعه و سنی و اصرار آنها بر سهم خواهی‌های تنگ‌نظرانه بجای شایسته سالاری است که نتیجه طبیعی آن ادامه وضعیت بحران در عراق است.
از سوی دیگر دو گروه از تعمیق و گسترش ناامنی در عراق سود می‌برند که بظاهر با یکدیگر خصومت داشته و استراتژی رویارویی را با طرف مقابل پیگیری می‌کنند. گروه اول، نیروهای القاعده و بقایای بعثی‌ها هستند که ادامه ناامنی در عراق به آنها و عملکرد مخربشان هویت و مشروعیت بخشیده و گروه دوم، اشغالگران هستند که چنین اوضاعی توجیه ادامه حضور غیرقانونی آنها در عراق است و می‌توانند تا سالها به بهانه تأمین امنیت، این کشور را در اشغال خود داشته باشند.
اما بحران ناامنی در عراق وجوه دیگری هم دارد که در این هیاهوها مغفول مانده است. وجه نخست این بحران، نفت عراق است که معلوم نیست چگونه فروش می‌رود و وجوه دریافتی به کدام حساب و برای چه مصرفی ریخته می‌شود؟ عدم کنترل این امر موجب بروز شایعات زیادی شده است. همانگونه که این روزها خودرو بنز "صدام" در خیابان‌های آمریکا مشاهده می‌شود و سخن از فساد‌های مالی "پل برمر" می‌رود، آیا بعدها جهان خبر غارت منابع نفتی عراق از سوی اشغالگران را خواهد شنید؟
وجه دیگر این قضیه، سکوت معنادار اعراب در قبال کشتار مردم عراق توسط القاعده است؛ سکوتی که همانند جنایات القاعده، دردآور است. غم‌انگیزتر آنکه، ادامه چنین وضعیتی، به کردها بهانه مناسب برای جدایی از واحد ملی و تشکیل کشور مستقل خواهد داد و بنظر می‌رسد آنها ـ همچنانکه قبلاً اعلام کرده‌اند ـ مترصد چنین فرصتی باشند.
سخن آخر آنکه، اوضاع کنونی عراق مورد رضایت دوستان این کشور و دلسوزان آن نیست و بنظر می‌رسد شتاب در استقرار نهادهای امنیتی و نظامی ‌و شناخت نقاط ضعف اقدام مناسبی است که می‌تواند این کشور را از افتادن در ورطه ناامنی کامل و تجزیه نجات دهد. این در حالی است که تمامی‌دلسوزان عراق می‌بایست بجای پافشاری بر خواسته‌های گروهی، بر تدابیر ملی و تأمین‌کننده منافع درازمدت این کشور تأکید نمایند. در غیر این صورت، دیر یا زود، عراق طعم تلخ از هم گسیختگی را تجربه خواهد کرد و آثار وقوع چنین امری هرگز در درون این کشور متوقف نخواهد شد و بی‌تردید منطقه خاورمیانه دور جدیدی از بی‌ثباتی فراگیر را تجربه خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات