* تایم: بزرگترین کاری که بوش میتواند برای مقابله با افراطگرایی انجام دهد، چیست؟
** آلبرایت: شاهد هستم که بخشهای اعظمی از جهان اسلام از خشونت، افراطگرایی و ترور، حمایت و چشمپوشی نمیکنند. باید راهی باشد که رئیسجمهوری از طریق آن نشان دهد که تغییراتی که از درون خود مذاهب ایجاد میشوند، بهترین راه برای مقابله با افراطگرایی هستند و سعی نشود که نظامهای ارزشی خود را بر آنان تحمیل کنیم. یکی از دلایل نارضایتی من از جنگ عراق این است که ما در حال تحمیل ساختارهای خود بر عراقیها هستیم و این گونه کار را برای آنانی پیچیدهتر میکنیم که در درون اسلام میخواهند رویکردی اعتدالگرایانه و معقول اتخاذ کرده و دینشان را بسط و توسعه مضاعف دهند تا بگویند که عناصر خشونت آنهایی نیستند که سایر کشورهای جهان تصور میکنند.
* تایم: آیا پیشینه شما در شکلگیری تصمیمگیریهایتان در مقطعی که وزیر خارجه آمریکا بودید، تاثیر داشت؟
** آلبرایت: همانطور که میدانید من از نوعی پیشینه مذهبی مبهم برخوردارم، من بیشک به خداوند اعتقاد داشته و در گذشته به دفعات از خداوند کمک خواستم، البته به اندازه کافی سپاسگزار نبودم، اما به هر جهت تصور میکنم که اساسا پیشینه مذهبیام در شکلگیری رویکردهای اخلاقی و وجدانیام تاثیر گذاشت و نیز بر این باور بودم که اخلاقیات بایستی نقش محوری در سیاست خارجی آمریکا بازی میکرد، تا حدی که بتوان اصول اخلاقی و خداوند را همسنگ فرض کرد. معتقدم که همین موازین در سابقه کاریام نقشی ایفا کردند البته قصد ندارم خود را عالم الهیات یا فردی ترسیم کنم که به طور اخص به حل و فصل مشکلات علاقمند نبود.
* تایم: بحث مشکلات را مطرح کردید، شما در کتاب خود عنوان کردهاید که دولت آمریکا در جنگ علیه القاعده ناکام مانده است و با حمله به عراق نیز مرتکب اشتباه استراتژیک فاحشی شده است. در صورت صحت این برداشت آیا فکر نمیکنید باید کسی پاسخگو باشد، آیا رئیسجمهوری یا وزیر دفاع نباید اخراج شوند؟
** آلبرایت: من همواره در برابر درخواستها برای اخراج افراد مقاومت کردهام، وقتی در یکی از این پستهای کلیدی حاضر باشید، درمییابید که شما در قبال رئیسجمهوری مسئولید، اما تصور میکنم باید یک مسئولیتپذیری به مراتب کلیتری وجود داشته باشد.
لازم است که رئیسجمهوری در قبال وقایعی که اتفاق میافتد، پاسخگو باشد. مشکل اینجا است هیچ کس به اشتباهاتش اعتراف نمیکند و تغییر مشی نمیدهد، اغلب اوقات میبینیم که چون در حال انجام کار درست هستیم، پس باید به همان رویهها و خط مشیها پایبند باشیم. این جا مشکل بروز پیدا میکند و آن چیزی نیست جز فقدان مسئولیتپذیری از سوی دولت به طور کل.
* تایم: شما در کتابتان به نشست خود و سایر وزرای امور خارجه و دفاع سابق آمریکا با جورج بوش در اوایل سال جاری اشاره کردهاید، از آن مقطع زمانی به بعد با اعضای دولت گفتوگو داشتهاید؟
** آلبرایت: با کاندولیزا رایس در ضیافت شامی شرکت کردم و گهگاه "استفن هادلی" را میبینم اما نشست به خصوصی نداشتیم.
* تایم: در دیدار با کاندولیزا رایس آیا انتقادات خود پیرامون جنگ در عراق را با وی در میان گذاشتید؟
** آلبرایت: رایس به خوبی به احساس من در خصوص اوضاع عراق واقف بود. یکی از دلایل اساسی که باعث میشد طی نشست با بوش به بیان عقایدم بپردازم، این بود که بسیاری از اظهارات خود را پیشتر به طور علنی بازگو کرده بودم. اکنون همه از عقاید و احساس من آگاهند. پس پیش خود تصور میکردم که اگر نظراتم را رو در روی بوش نگویم، به لحاظ عقلی کار صادقانهای نکردهام.
* تایم: "زبیگنیو برژینسکی"، اظهار داشته که اکنون وقت آمادگی برای خروج نظامیان آمریکایی از عراق و تعیین جدول زمانی جهت پیشبرد آن فرا رسیده است. آیا به عقیده شما باید ضربالاجلی برای خروج نظامیان تعیین کنیم؟
** آلبرایت: همیشه گفتهام که 2006 باید سال انتقال دولت و استقرار استراتژیکی دوباره نیروهای آمریکایی در عراق باشد. شخصا به تعیین ضربالاجل علاقهمند نیستم، زیرا تجارب ما در بوسنی نشان داد که نه تنها در موعد مقرر به ضربالاجل عمل نشد، بلکه ما در موقعیتی دشوار و سخت قرار گرفتیم، بیشتر ترجیح میدهم که اوضاع روال عادی خود را طی کند.
امیدوارم که انتصاب نخستوزیر جدید عراق که خوشبختانه قصد تشکیل دولت اتحاد ملی دارد، بستری را فراهم آورد تا عراقیها با نگاهی به اوضاع و احوال کشورشان به این نتیجه برسند که "آمریکاییها آنچه میتوانستند انجام دادند، پس اکنون زمان خروج آنها فرارسیده است" مهم این نیست که ما ضربالاجلی ساختگی تعیین کنیم، بلکه باید این ضربالاجل بر مبنای این حقیقت در نظر گرفته شود که دولت عراق در موقعیتی باشد که بتواند کنترل کشور را در دست گیرد. ادامه دارد...