حسین رحیمپور ازغدی
نهادهای دولتی و حکومتی به جای خدمت به مردم، به تدریج و بال گردن مردم میشوند. این اولین مسأله ما در پاسخ به سوال چه باید کرد است. تا وقتی که دولت و بال بر مردم باشد و مالیات بگیرند و خدمترسانی اندک بکنند، مجلس از منابع عمومی و بیتالمال استفاده بکند و گامهایی بسیار کوتاه و خدمات قطرهچکانی به این ملت بکند این روند با پیام حکومت دینی سازگاری ندارد.
دادگستری اسلامی، دادگاهی است که خلیفه مسلمانان، امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب(علیهالسلام) را به خاطر یک یهودی و ادعای دروغ او، به دادگاه احضار میکند و امیرالمؤمنین(علیهاسلام) بدون کمترین تصنعی، تظاهری، ناراحتی و گلایهای در دادگاه، حاضر میشود و در کنار او مساوی میایستد و وقتی ایشان را با کنیه صدا میزند، به قاضی میگوید: «چرا مرا به کنیه صدا زدی در حالی که این یکی را با اسم عادی صدا میکنی؟ اینجا من آشنای تو (یا امیرالمؤمنین(ع) نیستم، اینجا من ـ علیبنابیطالب ـ هستم، مثل همین آدم یهودی که با من مرافعه دارد.»
در سنت اسلام و سیرهی پیغمبر(ص) و اهل بیتش ما این مضامین را خواندهایم و این الگوهای برتر بود که قلب ما را لرزاند. ملاک مشروعیت دستگاه قضایی ما این است که به این روایات عمل کند. دولت ما، دولتمردان، وزرا و وکلایی که منزلشان در مناطق مرفه تهران است، در خانههای وسیع و تجملاتی، زندگی میکنند و دم از حکومت دینی یا جامعه دینی میزنند، اینها اگر به احکام غربی عمل کنند، قدرت و ظرفیتش را ندارند که به احکام اسلامی در باب حکومت دینی عمل کنند.
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) دربارهی ائمه حق فرمود: در حکومت اسلامی، روحانیون یا علمای دین و حاکمان دینی باید سطح زندگیشان از سطح متوسط مردم، پایینتر باشد تا بتوانند دین را به درستی تبلیغ و به درستی اجرا کنند. اگر روحانیت یا مسؤولان حکومت در سه قوه، در خانههای اشرافی، زندگی کنند و با سفرههای آنچنانی و روابط فامیلی آنچنانی، با ازدواج حکومتی، کاستهای طبقاتی تشکیل دهند، اینان نمیتوانند حکومت دینی را در این مملکت اجرا کنند، بلکه تنها دین و حکومت دینی زیر سؤال خواهد رفت و نسلهای بعدی ما از اصل دین و حکومت دینی مأیوس خواهند شد. این تکلیف اصلی ماست. تکلیف همهی خطبا در نماز جمعههاست که بر روی این اصول تأکید کنند.
ما در برابر آمریکا چه وقت کوتاه میآییم و تن به سازش میدهیم؟ در برابر جریانهای انحرافی ضد دینی تحت عناوین روشنفکری، چه وقت متزلزل میشویم؟ تنها وقتی که خودمان فاسد شده باشیم، دیگر جرأت نمیکنیم نهی از منکر و نقد بکنیم. آدمهایی که خودشان فاسد میشوند، نمیتوانند در برابر منکرات فریاد بزنند.
چرا نهی از منکر در یک جامعه، ضعیف میشود؟ زیرا آنها که باید نهی از منکر بکنند، خود آلوده میشوند، سست میشوند، آدمی که از درون میپوسد و فرو میریزد، دیگر جرأت ندارد فریاد بزند و وقتی که ظلم میبیند، وقتی شرک و نفاق و الحاد میبیند، وقتی فساد اخلاقی میبیند، جرأت نمیکند اعتراض کند، زیرا به چیزی بسته شده است. کسانی میتوانند حُر و آزاد باشند و نهی از منکر کنند که به چیزی آلوده نباشند.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: دو گروه ممکن است امت مرا اصلاح کنند و به رتبههای بالای انسانی ارتقا دهند و همین دو گروه امت اسلامی را فاسد کنند و به منجلاب بیندازند. دو گروهاند که اگر صالح باشند امت، صالح میشود و اگر فاسد باشند، امت فاسد میشود: العلماء و الحکام، یکی روحانیت و دیگری مسؤلان و فرمانروایان (حکومت اسلامی). پیامبر اکرم(ص) فرمود: (این مضمون از امیرالمؤمنین(ع) هم نقل شده است:) «هر جا ستمی بر مردم برود و حکومتها بیاطلاع بمانند و یا مطلع بشوند، ولی مدارا کنند، نقض پیمان رسول الله(ص) و نقض پیمان الهی شده است.»
پیامبر(ص) فرمود: «جامعهای که در آن، حقوق ضعیفان از قدرتمندان، از صاحبان قدرت، صاحبان ثروت و صاحبان شوکت، بدون لکنت زبان، مطالبه نشود، جامعه اسلامی نیست.)
این است آن جامعه دینی و حکومت دینی که ما باید بسازیم. حضرت امیر(ع) در سخنرانیشان فرمودند که این جمله را از پیامبر بارها شنیدیم و فقط یک نوبت نبود که ایشان چنین تعریفی را از جامعة قدسی و دینی داده باشند، بلکه بارها این جمله را پیغمبر فرمود. ما هم میخواهیم جامعه و حکومتی بسازیم که اگر فردا یک آدم عادی، یک روستایی برخاست و به تهران آمد و گفت: آقا، حق مرا فلان آدم ثروتمند یا قدرتمند، غصب کرده است، نترسد و بدون لکنت زبان، حرفش را بزند و دادگستری هم حق او را اقامه کند. این است آن جامعه و حکومت دینی که انقلاب خمینی میخواهد.
کدام نسل جوان از چنین جامعه و حکومت دینی رو برگردانده و پشت کرده است؟ نباید نسل جوان را متهم کنیم. نسل جوان، یک نسل مظلوم و ناآگاه است. نه آگاهی دینی درستی به او دادهایم، نه نمونههای عالی ارائه میکنیم، سپس توقع داریم که اینها همه، نماز شب خوان باشند! ریشههای مشکل را بدانیم که کجاست. حضرت امیر(ع)، بزرگترین تربیت شدی پیغمبر، خطاب به خلیفه سوم فرمود: کارگزاران حکومت اسلامی تا هر جا که خورشید بر آن بتابد، اگر ظلمی و فسادی کنند ما نیز مسئولیم. چون اعتراضاتی میشد که فلان جا فساد میشود، دزدی کردند، حقکشی یا باندبازی کردهاند، او هم مثلاً میگفت: من خبر ندارم. حضرت امیر(ع) فرمود: نمیتوانی بگویی که من خبر ندارم؛ باید خبر داشته باشی.
سلسله مباحث طرحی برای فردا