قاسم غفوری
پس از تشکیل دولت توسط کادیما، دولتمردان رژیم صهیونیستی تلاشهای مضاعفی را برای تحقق سیاستهای توسعهطلبانه خود آغاز نمودند. یکی از مهمترین سیاستهای مطرح شده از سوی اولمرت، نخستوزیر این رژیم، تعیین یکجانبه مرزها میباشد. براساس این طرح صهیونیستها با تخلیه چند شهرک از کرانه باختری و نقاط مرزی، جولان و قدس را با احداث دیوار حائل به اشغال دائم خود در میآورند.
نکته قابل تامل در تحولات پیرامون طرح تعیین یکجانبه مرزها، مخالفتهای جهانی با آن میباشد. در حالی که ملت فلسطین، کشورهای عربی و اسلامی و سازمان ملل با این طرح مخالفت کردهاند، همپیمانان غربی رژیم صهیونیستی نیز از آن استقبال نکرده و خواستار عدم اجرای آن شدهاند. در این زمینه مقامات آمریکا، انگلیس و فرانسه رسما اعلام داشتهاند که اجرای این طرح غیرقابل قبول بوده و روند صلح باید براساس طرح نقشه راه اجرا گردد. این مخالفتها در حالی صورت میگیرد که:
1ـ با تشدید نهضت بیداری اسلامگرایانه در خاورمیانه و جهان اسلام، غرب بسیاری از پایگاههای خود را در این مناطق از دست داد. روی کار آمدن دولتهای اسلامی در منطقه (از جمله در فلسطین، برملا شدن نقض گسترده حقوق مسلمانان در غرب، مساله اهانت غرب به مقدسات اسلامی، توسعه سیاستهای توسعهطلبانه قدرتهای بزرگ که فاجعهای انسانی را در افغانستان و عراق به همراه داشته، موجب تشدید بدبینیها و مخالفتها با عملکردهای غرب در جهان اسلام شده است. این تحولات در حالی روی میدهد که اولا منابع انرژی در این کشورها (جهان اسلام) میباشد و غرب برای استمرار فعالیتهای صنعتی به آن نیازمند میباشد ثانیا حضور بازیگران جدید در منطقه از جمله چین و روسیه زنگخطری برآینده آنها است ثالثا اتحاد کشورهای اسلامی و عربی با سایر کشورهای آزادیخواه در آمریکای لاتین، آفریقا، میتواند موجی ضدامپریالیستی را در جهان ایجاد نماید که پایانبخش سلطه غرب باشد. بر این اساس در چنین شرایطی کشورهای غربی اجبارا برای پیشگیری از چنین پیامدهایی، تغییراتی در سیاستهای خود در قبال جهان اسلام انجام دادهاند که مخالفت با طرح اولمرت و حمایت لفظی از فلسطین بخشی از این اقدامات میباشد. البته آنها نه از ملت و دولت فلسطین بلکه از تشکیلات خودگردان حمایت میکنند تا با بحران آفرینی پنهانی، گامی در راه اهداف رژیم صهیونیستی برداشته باشند.
2ـ هماکنون آمریکا و دولتهای اروپایی بویژه انگلیس و فرانسه با موجی از مخالفتهای داخی مواجه هستند. بلر و بوش به دلیل جنگ عراق و عدم رسیدگی به امور داخلی و شیراک با اتخاذ سیاستهای تبعیضآمیز و غیرانسانی جایگاه خود را در میان افکار عمومی کشورشان از دست دادهاند. همچنین سازمانهای حقوق بشر و مجامع جهانی آنها را ناقضان حقوق بشر و حامی اشغالگری معرفی میکنند. در این شرایط و با توجه به افزایش مخالفتهای جهانی با سیاستهای رژیم صهیونیستی آنها تلاش دارند تا از اتهام حمایت از جنایتکاران و اشغالگران مبرا گردند تا بار دیگر چهره بشردوستانه به سیاستهای خود بدهند. لذا آنها چارهای ندارند تا حداقل در ظاهر به مخالفت با طرحهای زیادهخواهانه رژیم صهیونیستی بپردازند تا از تشدید مخالفتهای مردمی با سیاستهای خود بکاهند.
3ـ اجرای طرح نقشه راه که از جانب کمیته چهارجانبه مطرح شده است، مهمترین طرح و برنامه اعلام شده از سوی غرب برای تحقق صلح جهانی است. براساس این طرح در کنار اجرایی شدن مساله تشکیل دو کشور در اراضی اشغالی، با اجرای اصلاحات در خاورمیانه، کشورهای عربی و اسلامی در روند سازش با تلآویو قرار میگیرند که در نهایت پایان بخش بحران در سراسر منطقه میباشد. طرح اولمرت برای تعیین یکجانبه مرزها تاثیرات بسیاری بر این اقدامات خواهد داشت از جمله: اولا این اقدام به منزله پایان فعالیتهای کمیته چهارجانبه میباشد که پس از سالها فعالیت شکست سنگینی برای آمریکا و اروپا به عنوان بانی طرح قلمداد میشود ثانیا طرح اولمرت نه تنها پایانبخش مناقشات در اراضی اشغالی و منطقه نمیباشد بلکه محرکی برای تشدید آن است. این امر اصلاحات خاورمیانه را با شکست مواجه میسازد، ثالثا این امر به طور کامل تحولات منطقه را از محوریت غرب خارج ساخته که میتواند عرصهای برای ظهور بازیگران جدید نظیر چین و روسیه فراهم آورد. بر این اساس غرب منافع بسیاری را در اراضی اشغالی و بینالمللی بویژه در بعد سیاسی از دست خواهد داد که موجب میشود تا آنها مخالفت خود را با زیادهخواهیهای سران رژیم صهیونیستی اعلام دارند.
با تمام این تفاسیر این نکته قابل ذکر است که این کشورها هر چند با این طرح مخالفت کردهاند، اما در باطن به حمایت از سایر اقدامات این رژیم برای اجرای سیاستهای توسعهطلبانه میپردازند. آنها با سکوت در برابر جنایات ضد بشری این رژیم، افزایش فشارها بر دولت جدید فلسطین، تحریک کشورهای اسلامی بویژه جهان عرب برای برقراری ارتباط با تلآویو، افزایش حمایتهای مالی و نظامی از صهیونیستها گامهای مهمی برای تحقق خواستههای اشغالگران قدس برداشتهاند.
بر این اساس میتوان گفت که روند تحولات بینالمللی و اوضاع داخلی سرزمینهای اشغالی که نشان داده است، ملت فلسطین اهل سازش با اشغالگران نمیباشد عامل اصلی عقبنشینی (حداقل ظاهریِ) غرب از حمایت رژیم صهیونیستی ارزیابی میگردد. لذا مخالفتهای همپیمانان با طرح یکجانبه را میتوان بزرگترین شکست سیاست خارجی رژیم صهیونیستی و شخص اولمرت دانست که مسلما در عرصه داخلی پیامدهای نامطلوبی برای او به همراه خواهد داشت از سوی دیگر ملت و دولت فلسطین را برای استمرار مقاومت تحریک خواهد نمود در حالی که در این شرایط جهان اسلام لازم است با اتخاذ مواضع واحد در قبال سیاستهای تلآویو و مخالفت با آن شکستی سنگینتر بر پیکره این رژیم وارد سازند.